حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۳۱
از اينکه يک مدت وبلاگم در دست تعمير خواهد بود و قيافه ثابتی نخواهد داشت پيشاپيش عذر می‌خواهم.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۳۱
:: به نظر شما بخش دوستان جديد در صفحه اول پرشين بلاگ کم ارزش و بی‌مزه‌ نيست؟ آخر من هر وقت مراجعه کردم با يک سری صفحه خالی مواجه شدم. حق می‌دهم، طرف تازه آمده است يک دم و دستگاهی راه انداخته است و هنوز فرصت نکرده است چيزی بنويسد. خوب از آنجا هم که «تا مرد سخن نگفته باشد.........عيب و هنرش نهفته باشد» مراجعه کننده نمی‌تواند از آن خوشش بيايد يا بدش بيايد يا آنرا برای خواندن انتخاب کند! شما اين‌طور فکر نمی‌کنيد؟
:: امروز می‌خواستم يک عکس در وبلاگ بگذارم که بر روی وب وجود دايمی نداشت(online توليد می‌شد) بعد ديدم گويا هيچ راهی ندارد جز اينکه آنرا جايی بر روی اينترنت قرار بدهی. خوب می‌توانستم آنرا روی کارگزار Linux مان قرار دهم، اما اينقدر ارزشش را نداشت که آنرا با اين عکسها پر کنم. به دردسرش هم نمی‌ارزيد که به جاهای ديگر فکر کنم. بالاخره آدم دوست دارد برای development يک محيط Integrated داشته باشد. خلاصه فکر کردم کاش برای هر کاربر اينجا يک مقدار فضا برای اين‌جور کارها قرار داده می‌شد.
  نظرات ()
برای امروز! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۳۱
:: امروز ديدم در Msngr هر چه پيغام می‌فرستم نه در صفحه خودم ديده می‌شود و نه در صفحه طرف مقابل، بعد هم ديدم شمارشگر و تعداد نفرات نظرخواهی ديده نمي‌شوند، بعد هم ديدم javascript های صفحه‌ام ديده نمی‌شود بعد هم WinUpdate و... فهميدم ايراد از کجا بود و بالاخره رفعش کردم. اما نکته‌ای که تا به حال به آن دقت نکرده بودم. در IE گويا نمی‌شود javascript را enable/disable کرد؟ اينطور نيست؟

:: کی گفته درس خواندن در دانشگاه کار آسانی است؟ اصلا هم اينطور نيست. با اينکه ۱ماه از تابستان گذشته است ما هنوز مشغول انجام پروژه‌های درسی هستيم و تا ۱۵ مرداد ادامه دارد!

:: یکی در نظر خواهی مطلب پیشین یک پیوند جالب گذاشته بود. البته هنوز وقت نکردم آنرا دقیق مطالعه کنم اما خوشحالم که افراد دیگری هم در ایران وجود دارند که روی این موارد کار می‌کنند. این دوست گرامی اگر به من mail می‌زد بیشتر با هم آشنا می‌شدیم و شاید از تجربیات همدیگر استفاده می‌کردیم. ضمن اینکه ممکن است من همه نظرخواهی را نخوانم.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۳۱
امروز ديدم در Msngr هر چه پيغام می‌فرستم نه در صفحه خودم ديده می‌شود و نه در صفحه طرف مقابل، بعد هم ديدم شمارشگرم و تعداد نفرات نظرخواهی ديده نمي‌شوند، بعد هم ديدم javascript های صفحه‌ام ديده نمی‌شود بعد هم WinUpdate و... فهميدم ايراد از کجا بود و بالاخره رفعش کردم. اما نکته‌ای که تا به حال به آن دقت نکرده بودم. در IE گويا نمی‌شود javascript را enable/disable کرد؟ اينطور نيست؟
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٩
:: در يک نگاه اجمالی به نظرم آمد در ميان وبلاگ نويسان فارسی زبان کسانی که رشته‌شان کامپيوتر باشد، کم هستند در حاليکه به لحاظ نزديکی و دسترسی نبايد اينگونه باشد. برآورد کلی من اين است که اغلب وبلاگ نويس‌ها را در دو طيف ژورناليست/سياسی‌کار و احساسی/عاطفی نويس می‌توان جای داد. نظر شما چيست؟ فکر می‌کنيد چرا؟

:: اين علامت "/" در انگليسی زیاد استفاده می‌شود اما در فارسی معادلی ندارد. وقتی يک مقاله(۱۰ صفحه اول ترجمه) را ترجمه می‌کردم به اين مشکل برخوردم.
  نظرات ()
سلام دنيا! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٩
يک مطلب خيلی جذاب در مورد تکامل يک برنامه‌نويس روی اينجا قرار دادم. همانطور که قبلا گفتم ويراشگر اينجا يک مقدار در ويراست همزمان دو زبان مشکل دارد.( البته قبول دارم که پياده سازی يک الگوريتم Bidirectional برای يونيکد کار مشکلی است.) بهر حال خيلی نوشته را از ترکيب خارج می‌کند که بی‌خيالش شدم. سعی می‌کنم در عوض يک پيوند به آن بدهم. شايد هم بهتر باشد يک نسخه انگليسی از وبلاگم درست کنم.

همانطور که می‌دانید در دنیای برنامه‌نویسی یک سنت قدیمی وجود دارد و آن هم اولین تجربه برنامه‌نویس در آن محیط است که با چاپ یک پیغام "Hello World" صورت می‌گیرد. مطلب اول در مورد سیر تکاملی این برنامه است. در واقع در مورد افزایش توانایی‌های یک برنامه نویس از محیطی به محیط دیگر است. حتما قسمت آخر آن‌را که مربوط به مدير است را نيز بخوانيد:
http://www.angelfire.com/ar/rawdah/03evol.htm
اين هم يک لينک جالب در مورد پروژه "Hello World" مربوط به ACM:
http://www2.latech.edu/~acm/HelloWorld.shtml


  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٦
نمی‌خواستم امروز چيزی بنويسم اما اين اثر Microsoft را که ديدم نتوانستم جلوی خودم را بگيرم. ادعا می‌کند Windows 2000 Server برتر از Linux است. برای آنها که می‌دانند در حد يک شوخی باقی می‌ماند. يکی نيست به آقايان بگوييد چرا خودتان تا مدتها از ‌FreeBsd استفاده می‌کرديد وقتی هم تصميم گرفتيد عوضش کنيد آنقدر مشکل داشت که پشيمان شديد؟
توضیح بیشتر:
وقتی Microsoft سایت http://www.wehavethewayout.com را برای مقابله با UNIX راه انداخت همه تا مدتها به آن می‌خندیدند چون روی یک کارگزار FreeBsd میزبانی شده بود. وقتی Microsoft تصمیم گرفت که آنرا بر روی یک W2K Advanced Server ببرد تا ۵ روز سایت پایین بود. و بعد از ۵ روز دوباره به همان حالت قبلی بازگشت!!


WINDOWS FOR NOW !!
Linux for future , FreeBSD for ever

  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٦
به قول خواجه شیراز:
کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد
  نظرات ()
مشکل در ديدن صفحات نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٥
اگر مطالب فارسی‌نويسی در اينترنت را دنبال نکرديد و حوصله‌اش را هم نداشتيد و کاربر ويندوز ۲۰۰۰ هستيد و این صفحه را نیز درست نمی‌بینید، لا‌اقل اين‌جا را ببينيد.
  نظرات ()
کپی کاری نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٥
بعضی‌ها تقلب هم بلد نيستند. وقتی با IE يا بعضی برنامه‌های ديگر، يک صفحه را ذخيره می‌کنيد در ابتدای کد منبع آنها آدرس را به صورت Comment می‌نويسد. يک بنده خدايی يک چيزی از من کپ زده است و اينجا گذاشته است. (البته به کارگزاری که قسمت Server Side آن نيز قرار داشته نيز دسترسی داشته است.) اما بنده خدا يادش رفته که اين ردپا را پاک کند.
  نظرات ()
Free Softwares در برابر Proprietary Softwares نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٤
پیش از آنکه بخواهم در مورد آن بعدها مفصل توضیح دهم به مقاله‌ای بلند و بالا با عنوان «چرا OSS/FS؟ نگاهی به ارقام بيندازيد» نگاهی بياندازيد تا متوجه شويد چرا يک عده اينقدر روی این قضايا متعصبند. اين مقاله در همان ابتدای کار دو تا شاهد مثال کامل می‌آورد يکی IIS و Windows در برابر Apache و Linux (اولی به عنوان يک سيستم عامل و دومی به عنوای يک Web Server). بعضی‌ها به طور طنز $M را يک Bug بزرگ در عالم نرم افزار خطاب می‌کنند. يا اين جمله طنز معروف:
Microsoft is not an answer, Microsoft is a question. The answer is: No
حتما شما هم طی این مدت بارها و بارها شنیده‌اید که فلان سوراخ امنیتی در IIS وجود دارد و برای رفع آن فلان patch را باید به کار برد. افتضاح‌ترینش هم همان ماجرای ویروس معروف Code Red بود. به قول یکی از دوستان «آخر Microsoft تو را چه به WebServer. تو برو همان ویندوزت را درست کن برات بسه.» نه اینکه Apache سوراخ نداشته باشد اما هم احتمال آن کمتر است و هم رفع آن راحتتر. و هر دوی اینها به خاطر OSS بودن است. بعدا بیشتر توضیح خواهم داد.

  نظرات ()
فارسی‌نويسی در اينترنت-۳(پايانی) نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٤
چون می‌خواهم مباحث جدیدی شروع کنم مطالب اين مبحث را با معرفی چند نرم‌افزار کاملا مفيد به پايان می‌برم:

اولين نرم افزار يک نرم افزار مديريت طرح‌بندی صفحه کليد در Windows 2000 و XP است. محصولی از Mehrsoft. اين نرم افزار را می‌توانيد از اينچا دريافت کنيد.

دومین نرم افزار هم یک مشابه خارجی است که من خودم خیلی با آن کار نکردم. نرم‌ افزار Keyman از Tavultesoft. اگر حوصله داشتید تاریخچه‌اش را بخوانید جالب است.

آخرين بخش هم برای آنهايی که می‌دانند Tex چيست و دوست دارند در محيط Linux به زبان فارسی بنويسند. اين آخری برای آنها که می‌دانند شايد از بقيه جذاب‌تر باشد اما به علت اينکه توضيح راجع به آن خارج از حوصله اينجاست آنهايی که علاقه دارند يک e-mail بزنند تا راهنماييشان کنم.
  نظرات ()
حقوق مولفان نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٤
زير خيلی از وبلاگها جملاتی در مورد حق تاليف و انتشار نوشته شده است و همه ما می‌دانيم که يک شوخی بيشتر نيست و هيچ کس نمی‌تواند جلوی متخلف را بگيرد. داشتم فکر می‌کردم برای نويسنده نيز سخت است که مثلا وقت بگذارد و مطالب جامعی گردآوری کند بعد يکی مفت از دست‌آورد او بهره ببرد.(چون ديده‌ام که کسانی بعضی مطالب همین وبلاگها را بدون ذکر ماخذ در بعضی نشريات چاپ کرده‌اند)
به عنوان يک راه حل به ذهنم رسيد می‌توان بعضی مطالب غير اساسی در يک مطلب را از عمد اشتباه نوشت و تصحيح آن را به خواننده واگذار کرد. با آن روش فرد متقلب هم نخواهد توانست به آسانی به مقصود خودش برسد و مجبور است لا‌اقل يک مقدار هم که شده خودش وقت بگذارد. طبق قراری که باهم داشتيم ۲ مطلب Greek Code و GNU Project را به همين شيوه خواهم نوشت. تازه هيچ تضمينی هم نيست که قبلا يا بعدا جايی چاپ نشده باشد يا نشود.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٤
من چند بار ديگر بايد بگويم من هکر نيستم و هيچی حاليم نيست تا اين دوستان رضايت دهند. من کجا ادعا کردم کار بزرگی انجام دادم؟! من که تاکيد کردم کار خيلی ساده است. من گردنم از مو هم باريکتر است برای هيچ کس هم گردن کلفتی نمی‌کنم. من فقط می‌خواستم يکبار ديگر قدرت Linux را به خودم و شما ثابت کنم. می خواستم یک مقدار به Linux علاقه‌مند شوید تا بعدا بیشتر در مورد آن توضیح دهم. برای خودم هم دور از انتظار بود که به راحتی بتوان چنين کاری کرد. از بقيه هم خواهش می‌کنم دست از سر کچل ما بردارند و بی‌خيال شوند.

ما ز ياران چشم ياری داشتيم....................خود غلط بود وانچه می‌پنداشتيم
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٤
چند تبليغ قشنگ +‌ چند Flash Demo زيبا + ?Why Use Websense:

http://www.websense.com/products/why/presentation.cfm
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٤
بابا حالا چرا می‌زنيد. من که عذر خواهی کردم. بعدش مگر تقصير من است که شمارشگر سايت خراب است. شما فرض کنيد يک آدم بيکاری دستش را گذاشته است روی دکمه Refresh. گناه که نکرده است دلش خواسته است با مرورگرش ور برود. البته من اين کار را نکردم.

من قضیه را تمام شده فرض می‌کنم و دوست دارم با توضیح کاری که کردم بقیه نیز.

ببینید من تنها یک دستور یک خطی بر روی یک کارگزار Linux اجرا کردم:
for ((;;)); do GET -d http://hamidi.persianblog.ir ;done
تکمیل: این دستور به هیچ وجه خطرناک نیست. کارش این است که تنها در یک حلقه بی‌نهایت به آدرس مورد نظر وصل می‌شود. به جای اینکه شما با دست صفحه را Refresh کنید به طور اتوماتیک انجام می‌شود. «d-» نیز باعث می‌شود محتوای صفحه را نشان ندهد و تنها به آن درخواست بفرستد. این کجاش خطرناک است؟ به بعضی‌ها که شاخه و شانه می‌کشند می‌گویم من نه هکرم نه ادعایی دارم. فقط یک مقدار Linux بلدم همین و بس.
شما هم می‌توانيد مشابه اين کار را انجام دهيد. فقط تفاوتش اين است که در Linux اين کار خيلی ساده است و در محيطهای ديگر کمی مشکلتر. شما هم اگر دوست داريد برويد اين کار را انجام دهيد.

:: اگر مطلبی می‌نويسيد که می‌خواهيد من ببينم لطفا به من ميل کنيد چون قرار نيست که من همه نظرات را بخوانم.
  نظرات ()
چند توضيح نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢۳
:: امروز صبح وقتی رسیدم سر کار ساعت از ۸:۳۰ گذشته بود و اين شمارشگر تو سرعت خوب ديشب بد جوری پيشرفت کرده بود. چند دقیقه هم طول کشید تا بتوانم آنرا متوقف کنم. واقعا شرمنده نمی‌خواستم اينقدر بشمارد چون اينطوری يک مقدار ناعادلانه است و تا مدتها کسی نمی‌تواند اين رکورد را بگيرد. من تنها می‌خواستم بيايم در ۵ نفر اول، همين.

:: در ميان پيامها چند نکته بود که بايد توضيح دهم:
۱- خيلی‌ها گفته بودند به جای اين کارها به سر و وضع صفحه‌ام برسند. درست است اما باور کنيد وقت ندارم و همين الان مديرم تهديد کرده است اگر در ساعت کاری وبلاگ بنويسم آن را می‌بندد. اميدوارم به تدريج آن را تکميل کنم.
۲- يکی گفته بود شما firewall درست می‌کنيد که کاربران اينترنت را محدود کنيد؟! راستش اينطور نيست. من بايد يک دوره مفصل در مورد firewall صحبت کنم تا يک مقدار دانش عمومی در اين زمينه بالا رود. فقط برای اشاره firewall هزار تا کاربرد دارد که يکيش URL Filtering يا به قول شما محدود کردن کاربران اينترنت است. اصلی‌ترين ويژگی firewall محافظت شبکه داخلی در برار تهديدها و حملات خارجی است. خيلی مباحت پيشرفته در اين زمينه از جمله:
stateful inspection, transparency, performance مطرح می‌شود و خيلی کودکانه است که بخواهيم آنها را محدود کردن بناميم و اگر اينطور بود شرکتهای غولی مثل Cisco، CheckPoint، Websense اين مسيرها را طی نمی‌کردند. بالاخره قرار نيست که ما از پاپ کاتوليک‌تر باشيم.
  نظرات ()
نگفتم خودم را می‌برم تو صدر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٢


تا اين لحظه که خدمت شما هستم و دارم کم کم جمع می‌کنم بروم خانه شمارشگر PersianBlog برام تا بالای ۳۵۰۰ شمارده است. نمی‌دانم چه کارش کنم اگر تا صبح ولش کنم بيش از اندازه زياد می‌شود. بايد يک مقدار سرعتش را کم کنم.
  نظرات ()
چرا شمارشگر اینقدر برای ما مهم است؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٢
این شمارشگر BraveNet يک کار جالب می‌کند و آنهم نشمردن hit (راستی معادل hit چيست؟)
های خود شماست. فکر می‌کنيد چه طوری؟ يک cookie دايمی در دستگاه شما نصب می‌کند. البته بايد مرورگرتان cookie-enabled باشد. اشکالش اين است که اگر از روی يک دستگاه ديگر Login کنيد يا دوباره ویندوز نصب کنيد خوب همه چيز از دست می‌رود.
شمارشگر اينجا تنها يک hit counter است ولی اينی که من خودم گذاشته‌ام نه. بنابر این گول hit های اینجا را نخورید. برای اینکه مسخره بودن آن را نشان دهم قصد دارم به روشی که بعد از بکار بردن در مورد آن توضیح می‌دهم خودم را به صدر جدول پربیننده‌ترین برسانم. فقط به کمی وقت و یک خط خوب نیاز دارم.

وقتی می‌خواستم این مطلب را بنویسم فکر کردم چرا این شمارشگر اینقدر برای ما مهم است؟ در واقع نباید باشد اما برای آدم سخت است که کلی مطلب به خصوص آموزشی بنویسی و کسی نباشد بخواند. در واقع آدم احساس می‌کند حرف روی زمین مانده است و وقتش تلف شده است. یک علت دیگر هم در مورد خودم این است که پروژه پايان ترم درس برنامه نويسی سستم من يک hit refere counter است و از اين رو به موضوعات مربوطه علاقه‌مند شدم و در مورد روشهای مختلف اين کار تحقيق می‌کنم.

يک قول و قرار هم در همين جا با خودم می‌گذارم. اگر تعداد خواننده‌هايم ظرف دو روز آينده از مرز ۳۰۰ تا گذشت دو تا مطلب کاملا بکر و جذاب يکی در مورد Geek Code و ديگری در مورد GNU Project به طور مفصل و مبسوط می‌نويسم. در هر دو مورد هم تحقيقات زيادی کردم و وقت زيادی گذاشتم. و در غیر اینصورت ممکن است دیگر ننویسم!
  نظرات ()
ما و معادلهای فارسی رشته کامپيوتر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٢
اينکه می‌بينيد من خيلی معادلهای فارسی به کار می‌برم دليلش اين است که زبان تخصصی گذرانده‌ام و يک دوره مجبور بودم اين معادلها را بکار ببرم و بعد هم در دهانم ماند. اولش چندش‌آور است که بخواهی مثلا به جای "thread" بگويی «ريسمان» اما بعد ديگر عادی می‌شود. چون ما بيش از اينکه به ترکيب و ساختار لغات دقت کنيم به مفهوم آن نظر می‌کنيم. چون هر دو کلمه يک اسم و نشانه هستند مهم بار مفهومی است که به ذهن منتقل می‌کنند. چون ما خيلی لفظ انگليسی آنها را مي‌شنويم سريعتر از معادل فارسی تطبيق بين مفهوم و اسم را انجام می‌دهيم. اما اگر مثلا اساتيد ما از روز اول به جای اينکه به ما لغت Procedure را ياد بدهند می‌گفتند «رويه» ما هم امروز می‌گفتيم «رويه» و هيچ حس بدی هم به ما دست نمی‌داد. بايد از اين عربها ياد بگيريم که هر چيزی را هر طور شده ولو با اندکی تغيير عربی می‌کنند.
الان فرهنگستان معادل «دورنگار» را برای "Fax" پیشنهاد کرده است اما جرات نمی‌کند برای "Telephone" معادل «دورگو» را پیشنهاد کند چون در یک برنامه تلویزیونی مسخره شده است در حالیکه در نگاه اول هر دو به یک اندازه غریب‌اند.
البته خود من هم اين طور نيست که خيلی پايبند به رعايت اين معادلها باشم اما خوب وقتی وبلاگ می‌نويسم و Shift+Alt برای تغيير زبان کار نمی‌کند معادل فارسی را ترجيح می‌دهم.
  نظرات ()
فارسی‌نويس در اينترنت-۲ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢٢
خوب، الوعده وفا.
داشتم می‌گفتم چرا وقتی ارتباطم قطع شد شکل يای چسبان خراب شد. به عنوان نکته مرتبط ديگر من طرح‌بندی(Layout) صفحه‌کليدم را مطابق http://www.isiri.org/std/2901.htm عوض کرده‌ام. (برای اينکه شما هم بتوانيد در W2K اين‌کار را انجام دهيد اينجا را ببينيد. البته اين کار با تغييرات اندکی در XP هم قابل انجام است. اگر خواستيد بدانيد يک e-mail بزنيد تا راهنمايی‌تان کنم) يعنی مثلا وقتی شما دکمه« `»(سمت چپ دکمه ۱) را می‌فشاريد «پ» تایپ نمی‌شود و برای تايپ «پ» بايد از دکمه«M» استفاده کنيد که در حالت عادی معادل حرف ديگری است. اما با اين حال وقتی در ويرايشگر فارسی اينجا تایپ می‌کنم طرح بندی من اعمال نمی‌شود. خلاصه سرتان را درد نياورم ويرايشگر اينجا به اين چيزها کار ندارد و برای خودش يک javascript دارد که وقتی شما دکمه‌ای را می‌فشاريد معادلی که مد نظر دارد آن را جايگزين می‌کند. شايد اگر به ياد بياوريد چند سال پيش که هنوز ويندوزهای فارسی و فونت‌های فارسی و يونيکد رواج پيدا نکرده بود، سايتهايی بودند که به شما امکان نوشتن متون فارسی از جمله پست الکترونيکی (حتی در ویندوزهای انگلیسی) را می‌داد. آنها هم از روشهای مشابهی مثل javascript و يا java applet استفاده می‌کردند. (البته می‌دانيد که اين دو ربطی به هم ندارند و مشابهت‌شان تنها اسمی است)
خوب برگردم سر مشکلمان که به اندازه کافی در مورد آن صحبت کردم. بی‌آنکه بخواهم در مورد ساير مشکلات فارسی نويسی در W2K توضيح دهم شما را مستقيماْ به راه حل هدايت می‌کنم. قبل از آن يک نکته ديگر باقيست که حيفم می‌آيد نگويم و اغلب هم از آن بی‌خبرند و آن را رعايت نمی‌کنند؛ آن هم مساله نيم‌فاصله است. خيلی زياد در نوشته‌ها ديده می‌شود که در انتهای خط کلمه‌ای مثل «می‌رود» جزء «مي» آن در انتهای خط و جزء «رود» آن در ابتدای سطر بعدی قرار مي‌گيرد. برای حل اين مشکل از يک کاراکتر ناپيدا به نام ZNJW (Zero Non Joint Width) استفاده می‌شود. برای تایپ اين کاراکتر بين دو جرء ياد شده Shift + Space را به کار ببرید. اين هم آنجايی که می‌توانيد توضيحات مفصل در مورد استفاده از زبان فارسی در کامپيوتر را ببينيد:
راه‌نمایِ استفاده از زبانِ فارسی در کامپیوتر
در اینجا هم می‌توانید توضیح مختصری در مورد یونیکد به زبان فارسی به قلم روزبه پورنادر ببینید که بر روی سایت یونیکد میزبانی شده است:
يونی‌کُد چيست؟
اين مطلب ادامه دارد...
  نظرات ()
گل بي‌رخ يار خوش نباشد. نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢۱
ديروز وقتی به کوه رفته بوديم يک جايی رسيديم که واقعا با صفا بود. به دوستان گفتم اينجا بنشينيم و کمی لذت ببريم. يکی از بچه‌ها شعر قشنگی گفت از حافظ با مطلع بالا حيفم آمد اينجا ننويسم.

طرف چمن و طواف بستان.............بی لاله عذار خوش نباشد

:: اين هم شعر ديگری که هنوز شاعرش را پيدا نکرده‌ام و بی‌مناسبت هم نيست.

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا...........تو قدم به چشم من نه بنشين کنار جويی
  نظرات ()
چند نکته جالب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱٩
:: ديروز وقتی رفتم از BraveNet شمارشگر بگيرم باورم نمی‌شد اين قدر خدمات مجانی داشته باشد. واقعا جالب و جذاب بود. گمان می‌کردم مانند stats4all تنها يک refer counter باشد. از java live chat room و human click گرفته تا vote system . مزيت برای اغلب ايرانيها اين است که همه اينها بر روی کارگزار خود BraveNet اجرا می‌شوند و نيازی به اين ندارند که کارگزار شما مثلا CGI يا PHP را پشتيبانی کند و البته عيب بزرگشان اين است که سرعت دسترسی به صفحه‌تان را کاهش می‌دهند. مخصوصا اين روزها که با شهرتشان استفاده از آنها شتاب بيشتری می‌گيرد و کارگزارهای مربوطه به شدت سرشان شلوغ می‌شود. به هر حال حتما گشت و گذاری در آن بکنيد شايد يکی از اين همه امکانات چشم شما را هم گرفت. من هم شايد تا چند وقت ديگر خدمت Human Click را به طور آزمايشی در اينجا راه انداختم!

:: اين هم سايت محل کار من :
http://www.separ-fw.com
البته من در آزمايشگاه امنيت شبکه يا همان SecLab خودمان مشغول به کار هستم و اين شرکت يک جورهايی هم ما هستيم هم نيستيم. در واقع قرار است در background محصولاتمان را support کند. با اين حال يک موقع فکر نکنيد که اينجا اجتماع هکرها است يا من چيز زيادی بلدم. نه، ما بيشتر تمرکزمان روی توليد firewall ومباحث پيشرفته مربوط به آن است.

:: من چند روز ديگر که از مرخصی برگردم سر کار اولين کاری که بايد انجام بدهم کشيدن دستی به سر و روی دستگاهم است. البته نه با دستمال يا اسپری بلکه از نوع نرم افزاری آن. خلاصه اينکه ‌backup , paritioning و format و نصب دوباره دو تا ويندوز و يک لينوکس و هزارتا برنامه جورواجور و تغيير layout کيبورد و دانلود کردن فونتها اصلاح شده و تنظيم کردن IE و Outlook يا (شايد هم Mozilla يا Opera) درست کرده هزارتا shortcut و .... خلاصه سرتان را درد نياورم يکی، دو روز دور از جان شما سر کاريم. اما در اين ميان مهم‌ترين مساله تهيه نسخه پشتيبان (backup) و حفظ اطلاعات سابق است. در مورد برنامه هايی که بعدا می‌شود دوباره آنها را نصب کرد مثل خود ويندوز يا مجموعه Office يا Visual Studio مشکلی نيست. يا حتی در مورد کدهای منبع(Source Code). مشکل ظريف در مواجهه با چيزی مثل Favorites يا Contacts يا Address book رخ می‌دهد. چگونه می‌توانيم آنها را از دست ندهيم؟ با آنکه می‌توانيم خود آن برنامه‌ها را از دست ندهيم اما اطلاعاتی که آن برنامه‌ها مديريتشان را خودشان به عهده می‌گيرند چه طور؟ اغلب اين برنامه‌ها امکان جالبی به نام export و import فراهم می‌کنند. با اين دو(به لف و نشر مرتب) شما می‌توانيد اطلاعات فوق الذکر را در يک فايل با فرمت مشخص ذخيره کنيد و بعدا دوباره بازيابی کنيد. در مورد IE و Netscape اين امکان يک کمک بزرگ ديگر نيز می‌کند از اين جهت که فايل خروجی به شکل html است و شما می‌توانيد يک صفحه links با استفاده از آن برای homepage تان درست کنيد که نياز به ويرايش چندانی هم ندارد.
  نظرات ()
فازسی‌نويسی در اينترنت-۱ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱٩
خيلی جالب است که يونيکد اينقدر سريع توانست جای خودش را در ميان کاربران اينترنت باز کند. بايد به بچه‌های پروژه فارسی وب تبريک گفت. پيش از آنکه نسخه نهايی استاندارد استفاده از يونيکد در زبان فارسی تهييه و تاييد شود کلی مشتری پيدا کرد. اين گروه يک mailinglist دارند که می‌توانید آن را در http://lists.sharif.ac.ir بيابيد. در آن و ليستی مشابه به نام PersianComputing مباحث مربوط به مشکلات و راهکارهای فارسی نويسی در کامپيوتر و وب مطرح می‌شود اگر علاقه به اين مباحث داريد يا مشکل خاصی داريد مي‌توانيد در آن عضو شويد يا تماس بگيريد.(من هم در آن دو تا و دو ليست تخصصی ديگر از آن مجموعه عضو هستم) شايد خيلی از شما که وبلاگ می‌نويسيد به اين موضوع يونيکد دقت نکرده باشيد و از اهميت آن آگاه نباشيد اما من توصيه می‌کنم حتما نسخه نهايی اين استاندارد برای زبان فارسی که به تاييد موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتی نيز رسيده است را ببينيد.

حالا می خواهم شما را با يک موضوع دردسر ساز و راه حل آن آشنا کنم. اين ويندوز گرامی ۲۰۰۰ زحمت کشيد و فارسی نويسی را هم به آن افزود. اما با مشکلاتی که خودتان می‌دانيد از جمله مشکل(ZNJW (Zero Non Joint Width يا همان نيم فاصله قديمترها و مشکل يای چسبان. اين که باعث شد اين مطلب را بنويسم مشکل چند روز پيش بود. اگر به نوشته شک، تردید، وبلاگ نگاه کنيد از اواسط آن يای چسبان در آن خراب شده است. روی اين موضوع فکر کنيد و اگر چيزی به ذهنتان آمد بگوييد تا بعدا خودم مفصل در مورد اين مساله و توضيحات جانبی بنويسم. تنها به عنوان راهنمايی از اواسط کار من ارتباطم قطع شد و داشتم offline می نوشتم!؟
  نظرات ()
وقتی کامپيوتر آدم را قال می‌گذارد... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱۸
سلام بعد از مدتی غيبت.

امروز نشستم گفتم جبران غيابم را کنم يک مطلب تر و تميز درست حسابی نوشتم. مطلبی مفصل و جالب در مورد اينکه چگونه سريع تایپ کنيم. بعد از يک ساعت نوشتن وقتی می‌خواستم مطالب را post کنم، رمز پرسيدن همان و از دست رفتن نوشته‌ها همان. اينجا بود که به اهميت مساله حياتی backup برای چندمين بار پی برد. خوب نمی‌دانم کی دوباره فرصت می‌کنم آنرا بنويسم.

  نظرات ()
انسان بيزار از انتظار نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱٦
يک بار چند سال پيش با يک دوستی در صف اتوبوس ايستاده بوديم. او در انتهای مسير پياده می‌شد و من در ايستگاههای ميانی. صحبت می‌کرد که من ترجيح می‌دهم سوار اتوبوس سريع بشوم و اتوبوسهای عادی را بی‌خيال شوم. چون حتی اگر چندين دقيقه بيشتر صبر کنی تا اتوبوس سريع بيايد تجربه نشان داده است سريعتر از اتوبوس عادی می‌رسی. گذشت و يک اتوبوس عادی آمد و او همراه من سوار شد. گفتم: فلانی چی شد؟ تو که می‌گفتی منتظر يک سريع بشوی بهتر است؟ گفت: انسان از انتظار بيزار است.
راست می‌گفت مخصوصا وقتی همراه با نوعی سردرگمی باشد.
درست است که چند روز پيش گفتم آدم وقتی حرفی برای گفتن ندارد بايد ساکت باشد. اما اينقدر هم دستم خالی نيست که با سکوت شما را منتظر بگذارم. صبر کنيد آخرين امتحانم را هم بدهم ...

  نظرات ()
شک، ترديد، وبلاگ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱۳
يکی از دوستان به من گفت کسی نوشته است که فلانی(من) دچار شک فلسفی در مورد وبلاگ نويسی است(يا نزديک به همين مضمون) من خودم فرصت نکردم ببینم. البته گلایه‌ای هم ندارم. آن موقع که داشتم می‌نوشتم خودم هم چنین احساس کردم. تعمدا این کار را کردم. اما تعبیر شک را مناسب آن نمی‌دانم.
من زیاد فکر می‌کنم. از کودکی همین بوده است. خیلی دیر انتخاب می‌کنم و تصمیم می‌گیرم. شاید برای کوچکترین تصمیم‌ها مدت زیادی فکر می‌کنم. حتی به فکر این بودم که نام وبلاگم را به «فکری باید کرد...» تغییر دهم(اسم فعلی‌اش یک خورده خشن است). شاید برای چند سطر نوشتن ساعتها فکر می‌کنم. اگر دقت کرده باشید کلمه «شاید» را هم زیاد به کار می‌برم و به آن علاقه دارم.
من بر این باورم که وجه ممتاز انسان همین فکر کردن است یا دقیقتر انتخاب کردن. آدمی را به اختیار خودش گذاشته اند تا انتخاب کند و برای انتخاب باید اندیشید. همواره انسانهایی که راههای برتر را رفته اند در انتخاب بهتر عمل کرده اند. زندگی سراسر انتخاب است؛ بین خوبی و بدی، خوب و بهتر. راههای زیادی در پیش پای انسان قرار دارد. باید انتهای راه را دید و از این میان برگزید. آدمی پیش از رسیدن به حقیقت در یک حالت شک قرار دارد. شکی که از آن تعبیر به شک مقدس می‌کنند شکی که مقدمه یقین است. شک کردن زیباست در شک ماندن زشت. (بیخشید یک کم زیادی فلسفی شد)
با این توضیحات خواستم بگویم سعی کردم مسیری را که طی می‌کنم تا به انتخابی برسم بنویسم تا اگر کسی خواست مرا همراهی کند. شاید شما هم علاقه‌مند شدید همراه من به بعضی موضوعات بیشتر فکر کنید. اگر نظرتان را بگویید و تعاملی پیش بیاید هم که چه بهتر.
  نظرات ()
فراق يار نه آن می‌کند که بتوان گفت نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱۳
ما خيلی تو فرهنگمان نيامده است که مثلا پنجشنبه به ياد باشيد. اما داريم که مثلا جمعه روز ظهور است و برنامه‌هايی برای آن دستور داده شده است. در واقع به ما دستور داده شده است که همواره به ياد باشيم. اما من خودم به شخصه پنجشنبه ها برايم حال و هوای ديگری دارد. احساس می‌کنم چون جمعه ويژگی خاصی دارد پنجشنبه و شب جمعه بايد بيشتر دعا کرد. نه اينکه تنها روز جمعه از اينکه آن اتفاق مهم نيفتاده است ناراحت بود و ندبه کرد.
بهر حال می‌خواهم هيچ آدابی و ترتيبی نجويم و همين رويه را دنبال کنم.

دلم را نذر کردم تا بيايد............... تنم را فرش کردم تا بيايد
  نظرات ()
نوشتن يا ننوشتن نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۱٢
چرا فکر می‌کنيد آدم هر روز بايد بنويسد. خيلی‌ها به اين مساله معتقدند که بايد هر روز مطلب تازه‌ای نوشت تا خواننده داشت. شايد گاهی مواقع هم مجبور شوی در حالی که حرفی برای گفتن نداری بنويسی. آنوقت است که بايد آب ببندی به مطلب و حرف مربوط و نامربوط قاطی هم. آدم وقتی حرفی برای گفتن ندارد مجبور نيست دهانش را باز کند و نشخوار کند. آدم وقتی زياد حرف بزند درصد اشتباهش هم زياد می‌شود.
من معتقدم تا از درون سخنی نخواهد به بيرون بجهد نبايد آنرا به زبان آورد و هيچگاه به خودم فشار نخواهم آورد که بنويسم وقتی چيزی برای گفتن ندارم. به هر حال شرمنده اگر گهگاهی به اینجا مراجعه می‌کنید و چیزی برای خواندن نمی‌یابیید. اینقدر چیزهای بهتر است که بخواهید وقتتان را اینجا تلف نکنید.

موفق.
  نظرات ()
شمارشگر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/۸
فکر می‌کردم به شمارشگر اينجا می‌شود اعتماد کرد. بهتر است خودم يکی برايش بگذارم. چند وقت ديگر که امتحانهايم تمام شد، يک دستی به سر و روی انيجا خواهم کشيد. البته امتحانها که تمام شد سيل پروژه‌ها شروع می‌شود. پس نبايد خيلی خوشحال بود. شما هم جدی نگيريد وعده سر خرمن است.

- رفتم stat4all گفته بود به دليل پاره‌ای مشکلات فنی فعلا نمی‌تواند سرويس بدهد. شايد از ‌BraveNet استفاده کردم. فعلا وقت ندارم. خداحافظ تا بعد امتحانات.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٥
خودمونيم ها. ما کلی از اين PersianBlog تعريف کرديم اما هنوز چند تا ايراد گنده دارد. که آدم را مردد می‌کند ار Blogger به اينجا مهاجرت کند. اميدوارم هرچه زودتر مشکلات برطرف شود تا آدم با خيال راحت بنويسد.

يک کم فکر کردم به ذهنم رسيد برای اينکه خواننده خيلی گيج نشود بهتر است مطالب هر روز را تحت يک پيام بفرستم. فقط بايد ساز و کاری (مکانيزم سابق) مناسب برای جدا کردن آنها پيدا کنم. البته فکر نکنيد اين مکانيزم چيز شاقی است. شايد آخرش به يک «-» ختم شود. چون من آدم وسواسی در انتخاب هستم اينقدر سخت می‌گيرم. راستی کسی می‌داند چه طور می‌شود در اينجا کد html متنی که فرستاده می‌شود را مطابق ميل دستکاری کرد؟
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٥
اين عنوان گذاشتن هم کار سختی است. هر بار که مي‌خواهم مطلب جديدی بنويسم کادر عنوان اول کار جلوی چشمم است. من فکر می‌کنم بعضی وقتها ابتدا بايد خود مطلب را نوشت بعد به دنبال عنوانی بود. به هر حال نبايد انتظار داشته باشيد هر مطلب يک عنوان داشته باشد مگر همه‌اش چند تا عنوان به درد بخور وجود دارد.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٥
یکی از مشکلات برای کسی که تازه می‌خواهد چنین بساطی راه بیندازد جمع کردن مشتری است. یا باید تو وبلاگ‌نویس‌های قدیمی دوست و آشنایی داشته باشد تا شاید به رسم رفاقت لینکی به جانبش روانه کنند یا خیلی خوش شانس باشد کسی اتفاقی سر از آن‌جا در بیاورد و مطالبش مقبول افتد و طرف مشتری شود. یک راه دیگر هم ثبت وبلاگ در جاهای مخصوص این‌ کار است. من که هنوز وبلاگم را جايی ثبت نکرده‌ام. مطمئن نيستم که ادامه خواهم داد. اما تلاش می‌کنم هميشه مطالب تر و تميز آماده کنم تا اگر به هر طريق کسی گذرش به اينجا افتاد چشمش را بگيرد. «تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.»
  نظرات ()
نصيحت هديه است دوست عزيز! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٤
امروز يکی از دوستانم بهم گفت ديگر دوست ندارم نصيحتش کنم!؟ من هم اينطوری تحليلش کردم که ديگر دوست ندارد دوستش داشته باشم. خوب اين يعنی چی؟ يعنی پايان دوستی. به همين راحتی. بی‌درنگ تصميم گرفتم چون حرفش خيلی احمقانه بود و در عين حال جدی.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٤
اين چند روز که نوشتم اصلا خوشم نيامد. دوست ندارم حرف دلم را کسی بخواند. دوست ندارم کسی از احساساتم خبردار شود. شايد ديگر ننويسم يا اگر انگيزه‌ای بود تخصصی کامپيوتر.
کاش می‌شد گوشهای نامحرم حرفهای ما را نشنود. به هر حال بايد فکر کنم بعد تصميم می‌گيرم. شايد وقتی فکر کردنم تمام شود اينقدر طول کشيده باشد که جزو وبلاگهای غير‌فعال حذف شوم. می‌خواهم خوب درباره پديده وبلاگ فکر کنم و جوانب مختلف آن را تحليل کنم. اگر به جايی رسيد اينجا هم می‌گذارمش.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٤
از مطلبی که ديروز نوشتم پشيمانم. نه از محتوی از اينکه جای اين حرفها اينجا نيست. حتی رفتم و پاکش کردم. اما به خواست يکی از دوستان برش گرداندم. فکر می‌کنيد چه‌طور؟
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٤
سايت چمران را ديدم. تو وبلاگ ناصر ديدم. مطلبش را هم خواندم خيلی بلند و رسا بود. واقعا تو اين هياهو اين حرفها گم می‌شوند. باورم نمی‌شود توی اين دوره زمانه خريداری داشته باشد. با همه اين اوصاف خيلی کم بود. آنطور که او به چمران اظهار علاقه می‌کند انتظار بيشتری داشتم. این کلام عظیم در لابلای روزمره نویسی‌های دیگر حقیر می‌شود. دوست داشتم مخاطب بیابد که سخن از وادی دیگری است.
اصلا من و تو را چه کار با او؟ ما هر چه بگوييم بعدی از او را بزرگ کرده‌ايم و از توجه به ساير ابعاد محروم. اما نه، کاسه عشق را صبر جايگاهی نيست. نمی‌توان ديد و خاموش بود.

«همه جا دنبال نوشته اي خاطره اي و نامي و يادي از اين مراد عشق بودم.. اما همه آشنايانش را مبهوت و حيران روح بزرگش يافتم..
اولين بار که اسمش را شنيدم برايم خاطره اي جالب شد و مساله اي براي حل کردن. همچون مسايل رياضي که چه مشتاقانه به سويشان مي رفتم و تا حل کاملشان در پيشان بودم.. اما اين بار فرق مي کرد...
مساله اي که هر روز برايم مبهم و مبهم تر شد و با هر آشنايي بيشتر - ابهام و آشفتگي ام بيشتر مي شد...»

راست می‌گويد. برایم معما شده است . او چون محسوس است در ميان معقول. با اين عقل ناقص از تحليلش عاجزم. دوست دارم يکجا گيرش بياورم و ازش بپرسم: ببخشيد، جناب آقای دکتر شما با اون همه اهن و تولوپ چطور به ذهنتان خطور کرد مثلا با اين شخصيت علمی بلند شويد برويد مصر آموزش نظامی ببينيد؟ اين کارها مال آدمهای خشن و جنگی است. شما که الحمد لله از روحيه لطيفی برخورداريد. اصلا وظيفه شما کار ديگری است. شما بايد در جبهه‌های علم و دانش گام برداريد. اصلا چطور تو آمریکا از جایی به نام لبنان آگاه شدید و فهمیدید چه خبر است. بپرسم چطور حاضر شديد با غاده ازدواج کنيد. چطور حاضر شديد ...»
قرار نبود از شما بپرسم. اما واقعا عجیب است. نوشته‌ها، تحصیلات، فعالیت‌ها، نقاشی‌هایش و ... را بگذارید کنار هم. بعد ارتباطشان ...
البته می‌دانم چه جوابم را خواهم داد. برای منی که بویی از عشق نبرده‌ام این حرفها ثقیل است. او را نباید از این دریچه نگریست. این رفتار از جنس دیگری است. او سراسر شوریده است. این را از نوشته‌هایش می‌توان فهمید. از عکس‌هایش هم. گویی به این عالم تعلق ندارد:

« من از اين دنيای دون می‌گريزم ، از اختلافات ، از تظاهرها و خودنمايی ها و غرورها و خودخواهی‌ ها ، از سفسطه‌ ها و مغلطه ‌ها ، و از دروغها و تهمتها خسته شده‌ام ، احساس می‌كنم كه اين جهان جای من نيست ، آنچه ديگران را خوشحال می‌كند ، مرا سودی نميرساند ...»
«ای خدای بزرگ! اكنون كه به سوی تو می‎آيم ، از تو هيچ انتظاری ندارم ، آن چه كردم به خاطر عشق به تو بود ، احساس وظيفه ميكردم ، به سراغ تو می‎آيم ، در حاليكه نمی‎دانم آن چه انجام داده‎ام ، مقبول نظر تو بوده است يا نه؟ نميدانم در آزمونی كه سپری كرده‎ام ، روسفيد شده‎ام يا نه؟ بهر حال در اين راه جز عشق به عظمت و بزرگی تو ، محرک ديگری نداشته‎ام ، سوخته‎ام ليكن از سوزش خود لذت برده‎ام ، چرا كه چون شمع از سوختن خود نور داده‎ام ، غم و درد ، انيس هميشگی من بوده‎اند ، با رنج و مشقت خو گرفته‎ام ، از هيچ كسی ، هيچ چيزی انتظار ندارم ، به آنچه كه كرده‎ام و آنچه كه داشته‎ام مغرور نيستم ، اما شرمسارم ازاينكه اينقدر ناچيز بوده‎ام ...»

وه، چه بلند است این تعبیرات. کلاه فهم از سر عقل می‌پرد. آهای شمایی که می‌فهمی برای من هم بگو از آنچه این مرد بزرگ در تنهایی فریاد می‌کند. با منکرانش باید به چه زبانی سخن گفت. آیا تا کنون شنیده‌اید که شور و مستی را به کتاب آرند.
با مدعی نگویید اسرار عشق مستی...........بگذار تا بمیرد در درد خودپرستی (حافظ)

سایتش هم راضی‌ام نکرد؛ هر چند قابل تقدیر بود. موزیک و تصاویر اولیه و بقیه سایت بیشتر به وجهه رزمی‌اش اشاره داشت. هیچ جای آن نگفته بود او وقتی رفت وزیر بود و خانه نداشت؛ بطوریکه همسرش، یک اشراف‌زاده لبنانی، تا مدتها بی‌خانمان بود. هیچ‌جا نگفته بود که تحصیلات عالیه‌اش، مثل من و تو، مانع نمی‌شد در برابر امام‌اش سر تعظیم و احترام فرود بیاورد. من و تویی که با دو کلمه سواد خدا را هم بنده نیستیم. نگفته بود این چمرانی که عکسش را به عنوان یک مرد جنگی زده است چگونه زار زار در خلوتش می‌گریسته‌ است. مرد جنگ و خوف؟ خوف از چه؟ او که شیر دهلاویه است؟ او چگونه می‌توانسته است درست چند دقیقه قبل از شهادتش آن سرود عرفانی را بسراید. هنوز نجوایش در گوشم است: پاهایم طاقت داشته باشید لحظاتی بعد شما را از تحمل این وزن سنگین رها می‌کنم.
«دکتر چمراني که به حق علي زمانه بود» آری، راه علی شدن باز است؛ چمران می خواهد.
آری، «من ‏المؤمنين‏ الرجال‏ صدقوا ما عاهدو الله عليه» همه که مثل من و تو نیستند. عده‌ای هم هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت می‌کنند و تا قله شهود اوج می‌گیرند. همه که مثل من و تو سفت به زمین نچسبیده‌اند و بیمناک از پرواز. بعضی نگاه رو به آسمان دارند. حاضرند پر و بالی به خون بزنند، شکار تیر صیاد شوند و بعد، در آغوش دوست آرام بگیرند. و تو مپندار که این تیر را صیاد در کمان می‌گذارد. این تیر عشق است که از دست صیاد رها می‌شود.

می‌دانم آنچه در درونم بود را نتوانستم خوب بیان کنم. دستم در تایپ فارسی کند است. همین باعث می شود نتوانم وقتی تایپ می‌کنم فکرم را هم متمرکز کنم. حالا یکی هم باید از من ایراد بگیرد. سعی می‌کنم اگر بعدا فرصتی شد جبران کنم.
  نظرات ()
کمک!!! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٤/٢
از وقيتی با وبلاگ آشنا شدم، هر وقت آمدم يک چيزی بنويسم به کلی ايراد و اشکال برخوردم که چون خيلی وقت نداشتم به کل بی‌خيالش شدم. از اون ‌‌Blogger گرفته تا همين به اصطلاح PersianBlog خودمان.
يکبار، همين هفته قبل می‌خواستم يک قسمت فارسی و انگليسی، می‌خواستم فارسی‌اش از راست باشد و انگليسي‌اش هم از چپ اما نشد که نشد.
ضمن اينکه اين دکمه تغيير زبان هم گير دارد. مثلا وقتی در W2K از Alt+Shift برای اين منظور استفاده می‌کنی به ظاهر تغيير می‌کند. اما عملا فرقی نمی‌کند و ناجور قاطی می‌کند.
  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب