حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۳۱
:: يا رب، سببی ساز که يارم به سلامت................باز آيد و برهاندم از بند ملامت

:: اين هاشم آقای حبيبی خر ما را سفت چسبيده است که توی وبلاگت homepage مرا معرفی کن. هر چه می‌گويم:‌ هاشم جون، آخر اين homepage ات که آش دهن سوزی نيست. می‌گويد نه پر لينک سکيوريتی و لينوکس است. برای beginner ها خوب است. حالا خود دانيد اگر دوست داشتيد يک نگاهی به اينجا بياندازيد. خودش که بچه خوبی است homepage اش را نمی‌دانم.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۳۱
يک باگ توی سيستم updating اين سايت پيدا کردم. اگر سايز پيغام فرستاده شده زياد باشد. ديگر نمی‌توان آنرا ويرايش کرد و مدام Internal Server Error می‌دهد.
از اين هم که سيستم نظرخواهی‌اش محدوديت کاراکتری دارد اصلاْ خوشم نيامد.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۳٠
آمريکا موجود نازنيينی است، از آن جهت که خيلی منطقی و با آرامش عمل می‌کند. سياستمداران آمريکايی خيلی راحت تصميم می‌گيرند. آمريکايی‌ها مثل يک قاتل حرفه‌ای عمل می‌کنند، به هيچ وجه اينطور نيست که با خودشان کلنجار بروند و به عواقب کار بينديشند. آدم کشتن برای کابوها مثل تفريح من و شماست. من و شما فيلم کابويی را برای تفريح می‌بينيم اما آنها به کابوی بازي علاقه مندند. آمريکا کشوری است که به خودش اجازه می‌دهد يک صبح آفتابی وقتی خيلی راحت از خواب بيدار شد، خميازه‌ای بکشد، صبحانه‌ای صرف کند و بعد چند بمب هسته‌ای را-احتمالاْ ميزان خطرات آن را به اندازه يک هسته میوه نیست- بر سر يک سری جانور بريزد. تعدادش هم خيلی فرق نمی‌کند. می‌خواهد ۱۰۰ نفر کشته شود می‌خواهد ۲۰۰۰۰۰ نفر.
يک روز چند تا از درياداران آمريکايی بعد از ديدن چند تا فيلم دزدان دريايی هيجان برشان داشت و تصميم گرفتند برای تفريح و خوش گذرانی هم که شده گشتی در سواحل خليج فارس بزنند. بعد از مدتی ديدند که انگار دنيا امروز مثل دنيای قديم نيست که هر کس سر گردنه بايستد و برای خودش باج گيری کند. زندگی روی عرشه کشتی و دريا به دور از خانواده و شهر واقعا کسل کننده است. اينطوری بود که حوصله‌شان سر رفت. مثل من و شما که ممکن است گاهی حوصله‌مان سر برود و راهی دشت و بيابان شويم و به شکار کبک و پرنده و غيره بپردازيم. همين طوری که خسته و بی‌حوصله آسمان را نگاه می‌کردند يک دفعه يک پرنده در دور دستها جلوی چشمشان ظاهر شد. خلاصه همه چشم و دندان تيز کردند که اين پرنده را بزنند. شايد در آن ميان يکی به عقلش رسيده بود که اين جسم متحرک يک مقدار بزرگتر از يک پرنده عادی است، اما خوب طفلکی‌ها حوصله‌شان سر رفته بود. تا بالاخره فرمانده‌شان درست نشانه رفت و پرنده را زد. بيچاره بعداْ که فهميد آن چيزی که زده است يک ايرباس حامل مسافر از ايرانی و غير ايرانی بوده است خيلی دلگير شد اما بزرگترهايش برای اينکه کوچولوشان خيلی دچار عذاب وجدان نشود از اين تيرانداز خوش‌دست تقدير کردند و جوايزی به «رسم يادبود» به او اعتا کردند.
آمريکايی‌ها آدمهای رکی هستند و زود خودمانی می‌شوند. اگر يک روز ببينند خدای ناکرده شما مشکلی دارید هيچ تعلل نمی‌کنند و قبل از اينکه شما ازشان کمک بخواهيد به کمکتان می‌آيند. بعضی موقع‌ها هم می‌بينی نه، مشکل خاصی نداری، اما خوب آنها از شما و خانه‌تان خوششان آمده است، دوست دارند چند صباحی پيش شما بگذرانند. بالاخره دور هم جمع ايد و خوش می‌گذرد. اينقدر هم آدمهای بامرامی هستند دوری راه را به جان می‌خرند و حاضرند مثلاْ تا افغانستان هم بيايند. من و شما بوديم می‌گفتيم: «اوه، که می‌ره اين همه راهو.»
آمريکا پدر خوبی برای همه ملتهای جهان است. اگر روزی ببيند يک مشت حاکم بی‌لياقت بر مردمی حکومت می‌کنند واقعاْ از ته دل ناراحت می‌شود و تا آنجا که کاری از دستش بربيايد انجام می‌دهد. از هيچ کمکی از کودتا گرفته تا لشگرکشی مضايقه نمی‌کند. البته خوب آنها هم آدم هستند و گاهی اشتباه می‌کنند مثل همين اواخر در ونزوئلا. آمريکا برای اين که نقش پدری‌اش را به نحو احسن برگزار کند بر خود لازم ديده است که در همه جای دنيا نگهبان بگذارد و از جان و مال و ناموس ملت‌ها محافظت کند. از اين رو برای تهيه و تدارک پايگاههای نظامی قدرتمند در هر کوی و برزنی تمام تلاش خود را مبذول می‌دارد. ممکن است يک عده مثل مردم ژاپن هم پيدا شوند که بگويند: آقا ما راضی به زحمت نيستيم. آخر شما خودت کار و زندگی داری. و از اين جور تعارف‌ها. اما اين آمريکايی‌ها که عجيب بچه‌های با حالی هستند عمراْ کوتاه بيايند. آخر از قديم با هم سر قضيه هيروشيما و ناکازاکی دوستی دارند.

اين مطلب را وقتی نوشتم که ديدم بعضی دوستان يک مقدار نگرانند که آقا فلان و بهمان نکنيم دل عمو به رنج می‌آيد،‌ بالاخره هر چی باشد يک عمر نفت ما را با زحمت از ته چاهمان برايمان در می‌آورد. کلی حق آب و گل دارد. خواستم بگويم: بابا بی‌خيال ما با عمو شوخی داريم. گاهی او سر به سر ما می‌گذارد،‌ گاهی هم ما. بعضی وقتها آنها هواپيمای ما را می‌زنند يک موقع‌های هم ما پرچمشان را آتش می‌زنيم. ما از اين شوخيها با هم زياد داريم. يادتان نيست چند سال پيش سر خاله بازی پولهامان را برداشت و ديگر برنگرداند. خوب ما هم بعضی موقع‌ها می‌رويم توی خيابان برايش شعر می‌خوانيم. اما خودمانیم، اين عمو ديگر دارد شورش را در می‌آورد و يک کم شوخی‌هايش خرکی شده است. بابا آخر هر کاری حدي دارد. يک کار می‌کنند آدم عصبانی شود. ببين عمو يادت باشد خودت سر شوخی را باز کردی!
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٩
:: عجب دوره و زمانه‌ای شده است، دکتر يونس شکرخواه هم به وبلاگ نويسی روی آورده است!
اميدوارم نوشته‌های ايشان تحولی در فضای ارتباطات اينترنتی ايجاد کند.

:: کی می‌گويد اينترت با وب فرق ندارد؟ اين ترجمهرا ببينيد. مقاله خلاصه و ساده است. با این حال غلط مصطلح است و استعمال جا به جايشان مرسوم شده است.

:: به به آموزش ++Visual C.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٧
فکر می‌کنم زندگی آنقدر طولانی نيست که بشود به هر جا سرکی کشيد و به هرچيزی انگشتی زد و چشيد. بعد از مدتها کلنجار رفتن، خودم را متقاعد کردم که يک زمينه را بايد چسبيد و تا انتها رفت. خلاصه با تمام علاقه‌ام به طراحی به کمک کامپيوتر (CAD) آنرا رها کردم و دورادور دنبال می‌کنم. با اين وجود وقتی يک سايت قشنگ در اين زمينه‌ها می‌بينم نمی‌توانم به راحتی از آن بگذرم و حالا از شمايی که حتماْ از من بيشتر علاقه منديد دعوت می‌کنم اين سايت منحصر به فرد را ببيند: Open Source Web Design
امتياز آن تنها گوناگونی و زيبايی قالبها نيست، بلکه تلاش علمی و محکم در اين زمينه است.
حتماْ بيشتر از من برای غور کردن در آن فرصت داريد. اگر چيز جالبی ديد مرا هم بی‌خبر نگذاريد.
  نظرات ()
ديکشنری نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٦
برای ويندوز و داس ديکشنری‌های انگلیسی-فارسی زيادی وجود دارد.(من babylon را به همه ترجيح می‌دهم) اما وقتی با وب کار می‌کنيد شايد دسترسی به يک ديکشنری بر روی وب نشاط انگيز باشد. مثلاْ ممکن است در جايی مشغول به کار باشيد که اجازه نصب برنامه‌ای نداريد. يک ديکشنری نه چندان دلچسب (از لحاظ ظاهر) در اين‌چا قابل مشاهده است. بزرگترين اشکالی که می‌توان به آن گرفت، شيوه غريب در نمايش خروجی است. اگر دقت کنيد خروجی يک عکس است! يعنی تک تک حروف عکس‌هايی هستند که در کنار هم کلمه را تشکيل می‌دهند. اين کار صد تا عيب دارد که کوچکترين‌اش سرعت پایین است.
اما از آنطرف یک دیکشنری جمع و جور و خوش قیافه با فرمت خروجی یونیکد در اینجا قابل دسترسی است.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٦
::يکی از آشنايان که بالاخره بعد از کلی اصرار وتوصیه، در کلاسهای لينوکس AICTC ثبت نام کرد، ديشب خيلی ابراز خرسندی می‌کرد. می‌گفت:« آدم وقتی با لينوکس خوب آشنا می‌شود تازه می‌فهمد مايکروسافت چقدر سرش کلاه گذشته است و چه چيزها که از آدم پنهان نمی‌کند. با شما عین یک کاربر دست بسته عمل می‌کند. اينطوری است که بين طرفداران لينوکس و مايکروسافت هميشه درگيری وجود داشته است.»
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٤
سينا احمدی PHP آموزش می‌دهد. حتماْ وبلاگش را ببينيد. اگر نمی‌دانيد PHP چيست، فرض کنيد يک چيز تو مايه‌های ASP است. اگر هم می‌دانيد و هنوز شک داريد کدامشان را انتخاب کنيد يک جستجو بکنيد کلی لينک پيدا خواهيد کرد که شما را قانع کند PHP بهتر از ASP است. اين هم يک وبلاگ انگليسی که چند PHP کار مطالب خوبی در آن می‌نويسند. لينکهای بسيار خوبی هم در آن هست. يک جستجو هم بکنيد، کلی ابزار رايگان برای ويرايش و ديباگ(اشکال زدایی)آن می‌توانيد پيدا کنيد. چون مي‌دانم اغلب ويندوز کار هستيد احتمالاْ برای نصب PHP روی ويندوز گيج خواهيد شد، پس قبل از آن راهنمای نصب PHP بر روی ویندوز را ببينيد. يک توصيه هم به سینا احمدی دارم. اگر به سروری با پشتيبانی PHP دسترسی داريد، می‌توانيد از امکانات Source Highlighting آن برای نمايش هر چه زيباتر source های تان استفاده کنيد. برای اين منظور کافی است کد PHP مربوطه را با پسوند phps ذخيره کنيد. يک نمونه را اينجا ببينيد. اگر دنبال سرور با پشتيبانی PHP می‌گردد جای دوری نمی‌خواهد برويد. تو همين ايران خودمانمرواشرايط ميزبانی خوبی دارد. (اين‌جا را ببينيد)
تکمیل : IranPHP را فراموش کردم. از همان منبع مقاله ترجمه: ۷ دليل براي اينکه PHP بهتر از ASP است.
  نظرات ()
مايکروسافت ديگر فونتهای رايگان عرضه نمی‌کند نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٤
خيلی از ما برای رفع مشکل «يا» به اينجا مراجعه می‌کرديم و نسخه‌های جديدتر را بر می‌داشتيم. حالا بايد دنبال کپی‌های‌اش بگرديم. مطمئنم چند نفری تعدادی از آنها را برای خودشان به شکل محلی ذخيره کرده‌اند. کسی لينکی سراغ ندارد؟
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٤
دو روز پيش که در مورد ليست اعضا نوشتم، احساس کردم ممکن است موجب عکس العملهايي بشود، به نظرم رسيد بر گردم و در مورد آن کمي بيشتر توضيح بدهم اما خوب مدتهاست که وبلاگم را کسي نمي‌خواند و فکر کردم مهم نيست. حالا توضيح:
متاسفم اگر از بخشهايي از نوشته‌هاي دو روز پيش بوي خودخواهي مي‌آيد. آنرا به حساب صراحت لهجه‌ام بگذاريد. آن صحبتها واقعاْ مکنونات قلبي و الگوهاي نوشتاري و رفتاري براي خودم است. يعني معتقدم اگر کاري دست من است که ديگري سزاوارتر براي آن است آن را رها کنم و به دست اهلش بسپارم. باور کنيد وقتي خوب فرصت کردم در دنياي وبلاگها چرخي بزنم و اين همه وبلاگ زيبا و حرفه‌اي ديدم تصميم داشتم ننويسم. مثل وبلاگ همين دوست گرامي که با کلمات مودبانه‌شان من را مورد تفقد قرار دادند.(البته به مطالبي که مي‌نويسند علاقه‌اي ندارم چون مايکروسافتي است اما خوب نمي‌توانم اين را نيز کتمان کنم که صفحه‌اي حرفه‌اي دارد) فقط دو دليل هنوز سراپايم نگاه داشته است. چند مشتري اندکي که هر از گاهي به اينجا سر مي‌زنند و مرا دلگرمي‌ مي‌دهند و بعضي مطالب خيلي تخصصي که مي‌دانم مخاطب چنداني ندارد اما براي خودم شيريني و اهميت فوق العاده‌اي دارد و اميدوارم به مرور بقيه را نيز علاقه‌مند کنم.
من که از کسي اسم خاصي نبردم و نگفتم همه بد مي‌نويسند. اتفاقاْ چند تاشان هم بودند که جالب هم بودند و به خودشان هم گفتند. صحبت من يک حرف کلي بود. تا وقتي که يک مطلب را دقيق نمي‌دانيد در مورد آن اظهار نظر نکنيد يا لااقل بگوييد تا آنجا که من مي‌فهمم. اين توصيه به خودم هم است.
بگذاريد در مورد اين معضل اجتماعي کمي بيشتر توضيح بدهم. روزي در يکي از بهترين ISP هاي تهران که من به جد روي امنيت آن صحه مي‌گذارم،(به خاطر پاره‌اي مسائل نمي‌توانم اسم ببرم) کسي تماس گرفت و گفت: «من مي‌خواهم هکتان کنم». مدير فني گوشي را گرفت تا صحبت کند. از او پرسيد:« ببخشيد، مي‌دانيد TCP/IP چيست؟» طرف گفت:«نه» بعد مدير فني هم کمي او را نصيحت کرد و گفت: «دوست عزيز، خوب شما اول برو اين مطالب را ياد بگير بعد بيا ادعا کن ما هم استقبال مي‌کنيم...». گاهي اوقات که به مدرسه دوران دبيرستان مراجعت مي‌کردم بچه‌ها به من مي‌گفتند: «ايميلتان را بدهيد مي‌خواهيم هکتان کنيم» و بعد از لحظاتي براي اينکه رزومه‌اي از خودشان ارائه داده باشند مي‌گفتند: «ما متخصص در sub7 ورژن فلانيم»
مشکلي که اشاره کردم به قرار بالاست. اينکه هر کس با اندک معلوماتي خود را هکر و مهندس و ... جا مي‌زند. باز هم مي‌گويم خود من هيچ ادعايي در زمينه‌هاي فوق الذکر ندارم. نه از هک چيز زيادي مي‌دانم نه هنوز مهندس شدم. اکنون هم، دانشجوي سال سوم هستم.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢۳
امروز Service Pack3 برای W2K را dl کردم. فکر کنم مايکروسافت تا سال ۲۰۱۰ برای ويندوز ۲۰۰۰ مدام SP بيرون بدهد و باز هم اين OS يک سيستم Stable نشود.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢۳
يکی از مسائلی که مدتها دانشمندان علم کامپيوتر و ریاضی را به مبارزه می‌طلبيد بالاخره بعد از سالها حل شد. پيدا کردن يک الگوريتم از مرتبه چند جمله‌ای برای تعيين اول بودن یک عدد مدتها در حد يک آرزوی دست نيافتنی در ذهن‌ها مانده بود تا بالاخره عده‌‌ای از دانشمندان هندی راهی برای آن يافتند. جالب است که اثباتشان ۹ صفحه بيشتر نيست و الگوريتم خيلی کوچکی هم دارند. درستی اثبات هم توسط بزرگان فن تاييد شده است. اعداد اول نقش موثری در نظريه رمزنگاری دارند و من منتظر خبرهای مهمی در اين زمينه هستم.
توضيحات بيشتر در مورد خبر و مقاله منتشر شده:http://www.cse.iitk.ac.in/news/primality.html
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٢
چقدر این آمار چیز خوبی است. امروز نگاهی به لیست اعضا انداختم. اتفاقات جالبی به نظر می‌رسید. اصلاْ تصور نمی‌کردم تا این حد وبلاگ کامپیوتر و وبلاگ سیاسی داشته باشیم. این هم از مختصات جامعه امروز ماست! وقتی در هر کوچه و محله‌ای یک بقالی کامپیوتری -تاکید می‌کنم بقالی، چون اطلاعاتشان در مورد کامپیوتر در حد اطلاعات بقال در مورد اجناسش است- با یک نام پر آب و تاب مثل رایان کامپیوتر و ... باز شود و صاحب مغازه همه جا خود را آقای مهندس جا زند، اوضاع همین طوری می‌شود. از آنطرف هم با رشد و توسعه سیاست در میان توده‌ها، در هر محفلی بنشینی بحث دخل و خرج سیاست است. من فقط عدم بازتاب یکی از فرهنگ‌های توده‌ای در میان وبلاگ‌ها را عجیب می‌دانم، آن هم جار و جنجالهای فوتبالی است. شاید صاحبان این عقاید آن را در حد سایر مسایل قابل طرح ندیدند یا شاید مشغولیتشان به ایشان اجازه نمی‌دهد ببینند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد. شاید هم وبلاگی دارند و من خبر ندارم؟!
یادش بخیر، یک بنده خدایی می‌گفت اگر بهتر از حافظ و سعدی بلد نیستید شعر بگویید یا حرفی نوتر ندارید، چرا خودتان و مخاطب را به زحمت می‌اندازید؟ اگر نیات صادقانه و خیرخواهانه دارید، حرفی هست یا پیامی می‌خواهید برسانید خوب بزرگان صد البته بهترش را انجام داده‌اند چرا میدان را به اهلش واگذار نمی‌کنید؟ اما با این حس شهرت طلبی چه می‌توان کرد؟
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٢٠
خودآموز ساختار ديسك در سيستم عامل DOS اميدوارم ادامه داشته باشد. هر چند که داس کهنه شده است، دانستن اين موارد ديد خوبی در مورد معماری کامپيوتر به ‌آدم می‌دهد.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٩
هنوز به طور قطعی نمی‌دانم چه اتفاقی بر سر نظرخواهی‌ام افتاد. اما اگر احیاناْ طی این چند روز سوالاتی در مورد خوبی یا بدی دیدید آن چیزی نبود که من گذاشته بودم. سوال در مورد تعداد وبلاگهایی بود که می‌خوانید.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٧
می‌خواستم وبلاگم را در یکی دو جا که وبلاگهای تخصصی را دسته می‌کنند ثبت کنم. اما در یک نگاه به همه‌ی آنهایی که تخصصی‌نویس هستند چیزی که دستگیرم شد این است که اغلب آنها يا multimedia designer، یا وبگرد/ویندوزگرد و در نهایت App Programmer خوبی هستند. اما وجه تشابه اغلب آنها همان مهارت در web design است. به همین جهت مسیر وبلاگم را از آنها جدا دیدم و این کار را لااقل تا زمانی که یک ریخت خوب برای آن پیدا نکنم متوقف می‌کنم. البته من هیچ وقت حاضر نیستم سر این موضوع وقت بگذارم چون از نظر من کم ارزش است و در عوض از یکی از دوستان که اینکاره است درخواست کردم. به زودی هم تغییرات را خواهید دید!
  نظرات ()
چگونه کامپيوتر و اينترنت را در اختيار بگيريم-۱ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٧
اين مباحث در ذهنم شامل مطالب نظری و عملی است. اما چون ناخواسته همه مرا تخصصی‌نويس شناختند بخش نظری آن را به آينده موکول می‌کنم. اولين موضوعی هم که مطرح می‌کنم مديريت و استفاده از پست الکترونيکی است. البته اين آن ترتيب منطقی نيست که در ذهنم برای اين مطالب دارم اما چون استفاده فراگیر و ناصحيح در بين جامعه ايران رنجم می‌دهد به آن می‌پردازم. من برخلاف بسياری معتقدم زيرساخت‌های اينترنت در ايران کاملا متزلزل است. يعنی اينترنت مانند اغلب تکنولوزژی‌های غرب به يکباره وارد جامعه ايران شد، دهن به دهن گشت و در يک روند غير اصولی جای خودش را در همه جا باز کرد. به طوری که بعد از مدتی هر کسی از هر طيفی به اين فکر افتاد که برای رونق کارش بايد مثلا يک ايميل(رايانامه به پيشنهاد فرهنگستان) و بعدها سايت درست کند و مثل خيلی چيزهای ديگر چشم و هم‌چشمی و هزار جور خصلت جهان سومی، در جا افتادن این پدیده موثر بود. اين اولين باری نيست که تکنولوژی(فناوری) چشمان ما را می‌فريبد و ما را مرعوب خود می‌سازد اما شايد فريبنده‌ترينشان باشد!

و اما اصل مطلب:

۱- س: آيا ايميل به کار من می‌آيد؟
ج: خيلی خوب است که آدم پيش از اقدام به هر کاری راجع به آن فکر کند. اين سوال در عين سادگی مهم است. اگر شما چيزی که نياز نداريد در دسترس داشته باشيد يک جور اتلاف است. اگر اتلاف سرمايه نباشد حتماْ اتلاف وقت است. اگر شما هم مثل اغلب می‌خواهید از قافله ايميل‌داران عقب نمانيد و با دادن ايميل خود به دوست و آشنا خود را يکی از مفاخر علم و دانش مملکت جا بزنيد که تکليفتان معلوم است. به یکی از آشنایان می‌گفتم تو چه نیازی به ایمیل داری می‌گفت مي‌خواهم با دوستانم حرف بزنم! و فکر می‌کنید چه چیز با اهمیتی در این میان رد و بدل می‌شد؟ سلام و احوالپرسی که با یک تلفن خیلی بهتر و ارزانتر صورت می‌گیرد را بهانه‌ای برای نیاز به ایمیل می‌دانست. در مورد مشاغل مختلف اين نياز متفاوت می‌باشد. مثلا شايد يک نويسنده برای ارتباط هر چه بيشتر با خواننده تصميم بگيرد آدرس ايميلش را در کنار اسمش درج کند يا يک شرکت تجاری برای ارتباط با مشتريان به اين نياز پی ببرد. بهر حال اصل نيازسنجی کاملا ابتدايی و پذيرفته شده است. اما چون خودم هم از طبقه دانشجويان هستم دوست دارم به اين سوال در رابطه با جماعت دانشجو پاسخ دهم. چون احتمالاْ اين گروه بايد احساس نياز بيشتری کند. واقع مطلب اين است که اگر می‌خواهيد يک حيات آکادميک داشته باشيد استفاده از وب و ايميل اجتناب ناپذير است اما اين اصلاْ بدين معنی نيست که داشتن ايميل موجب حيات آکادميک شما می‌شود!! شاید برای رسیدن به پاسخ بهتر باشد اول قسمت بعد را بخوانید.

۲- س: ايميل چه کمکی می‌تواند به من بکند؟
ج: ایمیل بخشی از رسانه عظیم اینترنت است و یکی از روشهای ارتباطی که تا کنون به دست بشر اختراع شده است. پس کارکرد آن را هم باید از این منظر دید. مثلا فرض کنید شما محصولی را از یک شرکت خارجی در آن سر دنیا می‌خرید و نیاز به پشتیبانی(support) بیشتری دارید، یا در یک تحقیق درسی نیازمند اطلاعات بیشتری از یک متخصص هستید، یا دوست دارید با افراد دیگری در سراسر جهان که بر روی موضوعاتی مشابه شما کار می‌کنند ارتباط برقرار کنید، یا در بعضی mailing list های مورد علاقه عضو شوید و در مباحثی که صورت می‌گیرد شریک شوید، چه با گوش دادن چه با نظر دادن.

۳- س: از کجا ایمیل تهیه کنیم؟
ج: متاسفانه همانطور که پیشتر گفتم به هیچ وجه نوع برخورد ممالک جهان سوم با دستاوردهای تمدن غرب سالم نیست. وضعیت ما مانند انسانی است که مستقیم به خورشید می‌نگرد و شدت نور خورشید به او اجازه درست دیدن را نمی‌دهد.
اغلب ما وقتی با اینترنت آشنا شدیم کلمه Yahoo به گوشمان خورد و فکر می‌کردیم اینترنت یعنی www.yahoo.com و ایمیل هم یعنی someone@yahoo.com(یا اگر یک کم باکلاس‌تر بودیم و می‌خواستیم به بقیه نشان دهیم که با آنها فرق داریم از Hotmail account استفاده می‌کردیم). یادم می‌آید وقتی به یکی از دوستان یک سایت با خاتمه‌ای غیر از com معرفی کردم تعجب می‌کرد چون فکر می‌کرد com بخش ثابتی از آدرس یک سایت است. من در اینجا سعی می‌کنم شما را متقاعد کنم که تکیه بر اینگونه ایمیل‌ها کاملا خارج از عرف فرهنگ صحیح اینترنت است و جایگزین صحیح آن استفاده از ایمیل شخصی بر روی سایت شرکت/موسسه ای که اینترنت خود را از آنجا تهیه می‌کنید.
پیش از هر کار بهتر است یک جای مطمئن و مناسب را برای اتصال به شبکه جهانی انتخاب کنید. یک اصل جا افتاده است که هر دکانی مشتری خودش را دارد و در این ارتباط هم مشتری هم کاسبکار با هم راحت‌تر کنار می‌آیند و هم‌دیگر را بهتر می‌شناسند. اینجایی که انتخاب می‌کنید باید لااقل به شما یک ایمیل همیشگی بر روی سرورش بدهد و چه بهتر که به شما امکان ساخت یک صفحه اختصاصی را نیز بدهد. اگر می‌خواهید از ایمیل واقعاْ استفاده کنید از نامهای بی‌معنی و لوس پرهیز کنید و به یک نام کوتاه که معمولاْ قسمتی از نام یا نام خانوادگی‌تان یا ترکیبی از آن دو است فکر کنید.
حق دارید که الان سوال کنید خوب همه اینها برای چه؟
الف- از آنجايی که با اتخاذ تدابير بالا mail server شما در نزديکی ISP تان قرار دارد، خيلی سريع‌تر از هر جای ديگر می‌توانيد به ايميل‌هايتان دسترسی پيدا کنيد و اگر مايل باشيد با mail client های مختلفی که وجود دارد ايميل‌های خود را بر روی دستگاهتان در چند ثانيه داشته باشيد.
ب- معمولاْ يک ISP خوب محدوديت کمتری نسبت به جاهای ديگر برای شما ايجاد می‌کند و مثلاْ مثل Yahoo يک روز به سرش نمی‌زند که سرويس‌های POP3 و Forwarding را پولی کند و بر فرض اگر چنين کاری هم بکند هزينه آن بسيار کمتر از ساير جاها است ضمن اينکه شما امکان پرداختش را داريد و نياز به کارت اعتباری يا امثال آن نخواهيد داشت.
ج- معمولاْ mailbox ای که از اين طريق به دست می‌آوريد تنظيم پذيرتر است و شما می‌توانيد يک سری message filtering يا spell checking يا auto archive داشته باشيد.
د- اگر مشکلی برای شما پيش بيايد از قبيل اينکه کلمه رمز را فراموش کرديد يا هک شديد می‌توانيد خيلی راحت با مراجعه به مرکز مورد نظر و ارائه مشخصات نسبت به رفع آن اقدام نماييد.
ه‍- ايميل شما معرف شخصيت شماست! اينکه ايميل شما روی کجا قرار دارد معياری غير قطعی از شما ارائه می‌دهد. مثلاْ اگر دانشجو هستيد حتماْ در مکاتبات خود از ايميل رسمی که دانشگاه در اختيارتان می‌گذارد استفاده کنيد تا به خصوص در ارتباط با مجامع علمی چهره آکادميک شما بهتر شناخته شويد. يا اگر عضو شرکت خاصی هستيد که در زمينه به خصوصی فعاليت دارد برای جلب اطمينان طرف مقابل لازم است از يک آدرس معتبر با آن ارتباط برقرار کنيد. یک رسم دیگر برای بهتر جلوه دادن ایمیل‌تان استفاده از امضا است که در پاسخ به سوال‌۴در مورد آن بیشتر صحبت خواهیم کرد.
و- احتمالاْ ایمیل‌هایی که خواهید فرستاد به پلاکاردهای تبلیغاتی شرکتهای مختلف تبدیل نخواهد شد. تبلیغهایی که در بعضی موارد باعث آبروریزی است. ISP های معتبر حداکثر یک خط در مورد اینکه این ایمیل با mail server ما فرستاده شده است به انتهای ایمیل شما اضافه می‌کنند.
ز- اگر دستتان يک مقدار باز باشد و به mail server دسترسی داشته باشيد می‌توانيد کارهای جالب تری مثل auto mail processing نيز انجام دهيد. مثلاْ دوست داريد اگر کسی با الگوی خاصی در قسمت موضوع ايميل به شما نامه‌ای فرستاد جواب خاصی به طور خودکار برايش فرستاده شود و...
در تمام موارد بالا منظور از ISP مفهوم رايج آن نبود بلکه جايگاهی است که شما از طريق آن اتصالتان را برقرار می‌کنيد که می‌تواند دانشگاه يا محل کار نيز باشد.
۴- س: چگونه یک ایمیل خوب بنویسیم؟
ج: ساعتهاست که پشت دستگاه مشغول نوشتن این مطلب بلند هستم و به جد خسته شده‌ام. بماند برای بعد اگر بعدی باشد...
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٧
همتی کنيد و به اين نظرسنجی که در سمت راست صفحه گذاشتم پاسخ دهيد. به نظر خودم کار نويی از جهت محتوی است و کلا آمار و ارقام در مورد پديده وبلاگ کم داريم. بعضاْ تحليل‌هايی می‌شود که بر اساس يک ذهنيت غير واقعی است. نتايج چنين نظرسنجی‌هايی می‌تواند به درک بهتر بعضی واقعیات کمک کند. البته قبول دارم یک مقدار غیر علمی و غیر دقیق است. اصولا نظر دادن بدون امضا غیرقابل استناد است. اگر وقت داشتم حتماْ یک چیز قابل قبولتر در می‌آوردم. بهر حال اگر به نظر شما هم مهم بود از دوستانتان هم بخواهید در آن شرکت کنند.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٧
باز هم از $M سوراخ سوراخ بخوانيد:
http://security.tombom.co.uk/shatter.html
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٧
:: دست تو کار زياد شده:
خودتان ببینید: http://www.emdadrayaneh.ir
ما که بخیل نیستیم، استقبال می‌کنیم.
::‌ یک خبر هم از خودمان: مصاحبه با دکتر جلیلی مسول امنیت شبکه شریف
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٥
:: اين وبلاگ ما هم بيشتر شبيه هفته نامه و گاهنامه شده است تا يک وبلاگ. اگر فرصتی پيش بيايد شنبه به شنبه ۴ تا مطلب می‌نويسم و تا شنبه ديگر. برای اينکه از اين وضعيت در بيايد اين چند خط را داشته باشيد تا بعد. منتظر اتفاقات جالبی باشيد.

:: امروز که بالاخره پروژه‌ام را تمام کردم وسط کار به یک مقدار اطلاعات دقیقتر در مورد HTTP headers نياز پيدا کردم. حوصله RFC خواندن هم نداشتم چون عجله داشتم و از آن format مسخره و متنی آن متنفرم. يک search خيلی سطحی کردم. آن چيزی که می‌خواستم دقیق پيدا نکردم و آخرش هم مجبور شدم به RFC مراجعه کنم اما يک چيز خوب پيدا کردم. من عاشق tutorial (خود آموز) مختصر و کامل هستم. چون وقتی زيادی برای ياد گرفتن ندارم و دوست دارم همه چيز را خيلی سريع ياد بگيرم. خلاصه اين مطلب با سبک جالب نگارش می‌تواند يک ديد خوب و شروع خوب باشد. کلی هم HTTP header viewer در ميان نتايج بود. خودتان برويد تو گوگل يا هر جای ديگر بگرديد صدتا از اين‌ها پيدا می‌شود. اما اول همان لينک اول را بخوانيد ارزشش بيشتر است.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٢
:: به نظر شما اگر مشکل به قول خودشان ابزار تعداد بازديد کننده‌ها رفع شده است(این‌جا را ببینید) چرا ۵ نفر اول را بر نمی‌گردانند سر جاش؟ من پيشنهاد می‌کنم دوستان جديد را بردارند و به جای آن ده نفر اول را قرار دهند. از آنجا که می‌دانم ترفند جديدشان چيست به شدت مشتاقم ايده‌هايم را در مورد آن هم پياده کنم ببينم جواب می‌دهند!

:: به اندازه يک هفته مطلب نوشتم. تا آخر هفته چيز برای خواندن داريد و حالا می‌خواهم با اجازه‌تان چند روزی بروم مرخصی.

:: وای که چقدر بدم می‌آيد که عاميانه بنويسم چون خوب می‌دانم که عادت به آن چقدر نثر آدم را خراب می‌کند.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٢
امروز که فرصت کردم نوشتم از آن جهت بود که استاد درسمان مسموم شده است و افتاده گوشه خانه و تحويل پروژه‌ها تعويق افتاد و من هم جبران يک مدت کم نويسی را کردم. (هر چند که معتقدم «کم گوی و گزيده گوی چون در» و «يک دست گل دماغ پرور....از خرمن صد گياه بهتر» و «کم بنويس هميشه بنويس») اگر بگويم از نيامدن استاد خوشحال نشدم راستش را نگفته‌ام. البته نه اينکه از مرضی‌اش ناراحت نشده باشم. اما بالاخره استادمان هم خودش دانشجو است و ما را درک می‌کند. به قول يکی از اساتيد که ترم پيش TA اش بودم. يک کلاس که تعطيل می‌شود دانشجو می‌گويد جون، استاد می‌گويد آخ جون.
  نظرات ()
تو نيکی می‌کن و در دجله انداز نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٢
:: چند روز پيش وقتی می‌خواستم يک کتاب خوب ++C و موجود بر روی وب را معرفی کنم به اين سوال که هميشه گوشه ذهنم بود متمرکز شدم. «توی اين دنيای اينترنت برای هر کار کوچکی می‌خواهند جيبت را خالی کنند. البته مختص اينترنت هم نيست. تو دنيای غرب به قول يک از خودشان که اسمش الان خاطرم نيست هيچ کس برای هيچ کس محض هيچی هيچ کاری نمی‌کند. (البته هیچ اشکالی هم ندارد چون اصولا دنیای ما بر پایه بده بستان است و البته این بده بستان می‌تواند فقط مادی نباشد و مثلا انگیزه و این‌جور حرفها اما این چیزها مدتهاست در غرب رنگ باخته است) چرا این آقای محترم کتاب به این ارزشمندی را مجانی بر روی وب قرار داده است. کتابی که خیلی معتقدند حتی از کتاب دایتل با آن همه شهرت هم بهتر است. به هر حال تعبیرات زیادی در موردش به کار برده‌اند مثل انجیل برنامه‌نویس‌ها و غیره.»
مشتاق شدم که بالاخره جواب سوال را پيدا کنم. چون مطمئن بودم بيش از من ايرانی برای خود غربيها جالب است و حتما دهها نفر اين سوال را ازش کرده‌اند. به سايت مربوط به آقای ‌‌Bruce Eckel رفتم. اول قسمت books را ديدم و خوشحال شدم که به تازگی #TIC را هم به روی وب برده است هر چند ناقص. بعد به قسمت about رفتم و هنگامی که با شخصيت نويسنده آشنا شدم مشتاقتر شدم به قسمت FAQ رفتم و چند تا از بهترين پاسخها را برای سوالهای يافتم. از جمله اينکه «چرا شما کتابهايتان را بر روی وب قرار می‌دهيد؟ چگونه از اين طريق پول در می‌آوريد؟»
و «چرا فکر می‌کنيد مدل Open Source جواب می‌دهد؟» اما در مورد سوال اول نکات قابل توجهی است که لااقل اولی آنرا که خيلی هم با‌مزه و جدی است بخوانيد. خلاصه اينکه از اين کتابها مجانی روی وب خيلی گيرتان نمي‌آيد قدرش را بدانيد. من که از اين آدم و تفکراتش خوشم آمد.
همه چيز را گفتم غير از خود کتاب. خوب توی اين همه لينک که دادم خودتان برويد و پيدا کنيد ديگر دستم خسته شد بس که لينک دادم. بروید و از خواندن TIC و TIJ و Thinking in patterns و ... لذت ببرید.

:: و اما از آنطرف آدمها و شرکتهایی پيدا می‌شوند که اعصاب آدم را خرد می‌کنند. يک نرم افزار که از ايشان بخری برای اينکه يک support ناقابل ارائه کنند هزار جور ادا و اصول از ثبت نرم‌ افزار گرفته تا عضویت در community شان در می‌آورند. اين را نوشتم چون امروز می‌خواستم Lecture note های يک درس يکی از دانشگاههای خارجی را download کنم. password protected بود. password يکی از دانشجويانش را گرفتم اما وارد نمی‌شد و مجبور شدم از آن کارهايی بکنم که خيلی دوست ندارم. (بابا باز دوباره برای ما حرف در نیاورید من کار خاصی نکردم یک نگاه کردم دیدم کارگزارشان unix است یک کم بالا و پایینش کردم رفت آنجایی که می‌خواستم. ما کوچه همه گنده هکرهای این محله هم هستیم) به قول يکی از دوستانم «پسره برگشت گفت: بابايی من که اول و آخرش می‌روم تو کوچه پس وقتی ازتون اجازه می‌گيرم احترام خودتون را دست خودتون نگه دارید و اجازه بديد» البته همين دوست گرامی در ادامه می‌افزود:«يک بار داداشم که می‌خواست در زمستان برود کوهستان پدر و مادرم مخالف بودند بعد از کلی جر و بحث گفت بچه تا ۱۸ سالگی از پدر و مادرش اجازه می‌گيرد بعدش ديگر نظر مشورتی است.» و همين برادر دوست ما بلايی به سرش آمد که هنوز که هنوز است تعريف کردنش هم برای ما و دوستانش تلخ و ناگوار است.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۱٢
:: امروز يک e-mail ويروسی از Info@ParsOnline.com دريافت کردم. البته جايی ننوشته بود که من ويروسی هستم اما بالاخره آنقدر تجربه داريم که با يک نگاه به mail بفهميم ويروسی است.
خلاصه آنرا برای يکی از دوستانم در ParsOnline فرستادم تا ببينم قضيه چيست؟ نترسيد بابا او هم آنقدر وارد هست که حواسش را جمع کند و آنرا بی‌هوا باز نکند. احتمال زياد اين کار را در Linux انجام می‌دهد که بی‌خطر است. اما برايم جالب بود که mail server دانشگاه جلوی آنرا که گرفت و Virus Alert داد بايد به ايشان تبريک گفت. يکی از کارهای جديد که امروزه توليد کنندگان حفاظ(firewall) روی آن سرمايه گذاری می‌کنند همين بحث mail filtering است.

:: توضيح بيشتر در مورد ويروس را اين جا ببينيد.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۸
يکی از دوستان می‌گفت : کاش شبانه روز از ۲۴ ساعت بيشتر بود، يا بعضی مواقع که خيلی کارها زياد می‌شد به شوخی می‌گفت برويم با خدا صحبت کنيم بخواهيم وقت امروز را بيشتر کند. من هر وقت ياد حرفش می‌افتادم با خود می‌گويم حتما در صورت افزایش به مثلا ۲۸ ساعت درخواست می‌کردیم کاش ۳۰ ساعت بود و مگر تفاوتی هم می‌کند که شبانه روز چند ساعت باشد؟ مگر این زمان نیست که در حال گذر است و ساعت، قرارداد و ساخته و پرداخته ذهن آدمی؟! آنچه که حقيقت است زمان است و گذر زمان و آنچه من و تو را به خود مشغول می‌کند اين اعتبارات بی‌اعتبار.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٧
اگر دوست داريد ++C را به طور حرفه‌ای بياموزيد و يا دنبال يک منبع غنی بر روی web می‌گرديد... بماند برای فردا (به شیوه سریالهای تلویزیونی)
شما چي پيشنهاد می‌کنيد؟
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٧
در یک بررسی ساده برای مدیریت و سرپا نگاه داشتن یک وبلاگ خوب به طور متوسط روزی ۱ ساعت وقت به غیر از یک زمان اولیه برای رسیدن به یک الگو و قالب مناسب و مثل خیلی‌ها طراحی لوگو و ... نياز است. من که چنين وقتی ندارم. فقط مانده‌ام آنهايی که فرصت دارند و از اين کارها می‌کنند به چه انگيزه‌ای می‌نويسند؟ در حاليکه کسی برای اين کار به ايشان پولی نمی‌دهد و در عوض چيزی از جيبشان هم می‌رود. تازه بعضی‌ها هم که اينقدر برايشان مهم است که دومين و هاست شخصی خريداری می‌کنند. اغلب ما (اطرافیان) به کاری که می‌کنیم علاقه شدید داریم اما با این وجود پول هم عامل جدی است. نمی‌دانم این‌ها را به حساب چه باید گذاشت؟ اما خود دوستی و تمایل به انگاشته شدن را نیز نباید بی‌تاثیر دانست. خدا بدهد شانس و وقت و پول!!
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٧
اين ليست جديد اعضا هم برای خودش دردسری است. البته من هم قبول دارم و خوشحالم که وبلاگها را طبقه بندی می‌کنند. اصل ۱: وقتی حجم اطلاعات زياد شد طبقه‌بندی اطلاعات سودمند است. اما شما بگوييد يکي مثل من در کدام دسته جای می‌گيرد؟ من که با خودم قرارداد نبسته‌ام که تا آخر عمر تخصصی بنويسم با اين فرض نيز من هم در مورد اينترنت می‌نويسم هم کامپيوتر، آيا اين دو دسته واقعا اين‌قدر با هم متمايزند؟ به نظرم بهتر بود اولی زير شاخه دومی می‌شد، مانند طبقه بندی گوگل و ياهو و خيلی جاهای ديگر. اصل ۲: وقتی تعداد طبقه‌ها خيلی زياد شد نمايش و ساختار درختی يکی از بهترين و پذيرفته شده ترين گزينه‌هاست.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٧
ما که به قول يکی از دوستان از لحاظ اينترنت دائم الخمريم اما شما که دستتان از همه جا کوتاه است و بايد قناعت کنيد به يک مودم فکسنی و يک خط هميشه مشغول و کند و مدام قطع شونده و گران بهتر است مطالب خود را در يک ويرایشگر با پشتيبانی يونيکد بنويسيد و بعد منتشر کنيد.
راستش وقتی به ذهنم رسيد اين مطلب را بنويسم که خودم هم مبتلا شدم چون چند روزی است که خانه ماندم. خواستم دو کلام وبلاگ بنويسم اما به همه‌ی دلايل بالا تصميم گرفتم offline بنويسم. اما کو ويرایشگر با پشتيبانی یونیکد؟ TextPad که بعد از Vim ويرايشگر مورد علاقه من است پشتيبانی يونيکد ندارد. بعد يادم افتاد که نسخه جديد notepad که همراه W2K نيز عرضه شده است امکان ذخيره با utf-8 را دارد. اگر از طرح بندی پيش گزيده استفاده کنيد مشکلاتی دارد که قبلاً صحبتش را کرديم مثل نيم فاصله، جالب اينجاست که با کليک راست بر روی صفحه و انتخاب بخش Insert Unicode Control Character می‌توانيد بسياری از کاراکترهای کنترلی به ويژه نيم فاصله را انتخاب بکنيد. خلاصه اين متن را با استفاده از آن تهيه کردم. البته خيلی برنامه ها مثل مجموعه office و حتی wordpad اين امکان را دارند اما ساده ترين چيزی که روی هر دستگاهی پيدا و استفاده می‌شود همين notepad است.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٥
ما که نفهميديم با اديتور اينجا چه طوری تا کنيم؟ يکی به من بگويد چه طور انگليسی بنويسم تا مثل مطلب ۲ تا قبلی به هم ريخته نشانش ندهد؟ من نمی‌دانم چرا نشانه‌ها را بيخودی دستکاری می‌کند؟

  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٥
اين هم وضعيت وبلاگ ما:

هر روز بدتر از ديروز!
  نظرات ()
دو کلام Fortune نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٥


Engineering: "How will this work?"
Science: "Why will this work?"
Management: "When will this work?"
Liberal Arts: "Do you want fries with that?"

  نظرات ()
باز هم Linux اما کم کم! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/٥
اگر علاقه مندید که بدانید چرا ما(من و دور و بری‌هام) اینقدر به Linux علاقه مندیم اين مقاله را از آرشيو LinuxIran بخوانيد. نتوانستم اصلش را پيدا کنم تا به آن لينک بدهم.
  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۳
کسی mail client خوبی که امکان secure connection نيز داشته باشد سراغ دارد؟ بس که اين outlook به هيچ ويروسی نه نمی‌گويد نمی‌خواهم آن را نصب کنم. از چند نفر هم که با Mozilla کار می‌کردند پرسيدم گفتند امکان برقراری يک کانال امن با سرور را ندارد. شما چی پيشنهاد می‌کنيد؟
  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب