حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
برای بشيرم! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٧

پارسال همين روزها بود كه بشير و پوررضا رفتند. پروازشان يكی بود، دانشگاهشان نه. بچه‌ها به پوررضا می‌گفتند رئيس! تو SecLab جانشين دكتر بود. آرام و مقرراتی، شسته و رفته. يك روز قبل از رفتن به دكتر ايميل زد كه من رفتم!

بشير اصفهانی بود. من و رضوانی سر استقلال-پرسپوليس كل داشتيم. اين وسط بشير طرفداری ذوب آهن و سپاهان را می‌كرد. می‌گفتم "ببين بشير جان ما داريم از دو تيم پايتخت صحبت می‌كنيم يك شهرستانی كه خودش را نمی‌اندازد وسط ..." می‌گفت "نه، هيچ جای دنيا اين طور نيست. مردم هر شهر طرفدار تيم شهر خودشان هستند. منچستر و ليورپول و ..." فصل پيش كه سپاهان استقلال و پرسپوليس را زد و صدر جدول را تصاحب كرد از كانادا ايميل زده بود كه بله فلان و بهمان! ما هم متعجب كه اين بشر از آن جا هم ول كن نيست.

روز آخری كه بشير برای خداحافظی آمده بود گفتم "بشير دستت به ضريح رسيد التماس دعا داريم!" زير خنده زد. دكتر می‌گفت "آرزوی همه‌ی ماست كه بشير باشيم"  وقتی رفت جای خاليش خيلی پيدا بود. تلفن مدام زنگ می‌زد كسی برنمی‌داشت جواب دهد، در می‌زدند كسی نمی‌رفت باز كند، روزها و هفته‌ها می‌گذشت كسی نبود پول جمع كند برود شيرينی بخرد. كسی نبود چای احمد درست كند.

وقتي شناختمش در دل آرزو كردم به دوستي‌ام بپذيرد. با اين حال جسارت نمي‌كردم نزديكش شوم حتي اوايل در SecLab. "من كجا و بشير؟"  آن قدر خاكي بود كه خودش سراغم آمد. و من چه اندازه خوشحال بودم كه افتخار آشنايي با بشير را داشتم. ديگر رهايش نكردم تا دست روزگار... هنوز هر جا مي‌نشينم  يادش مي‌كنم. هنوز بهش فكر مي‌كنم.

بشير! هيچ مي‌داني چند وقت است كه با هم صحبت نکرده‌ايم بي‌وفا؟ كريكت‌باز هم كه شده‌اي؟

  نظرات ()
استانداردسازی مشخصات يک سيستم عامل امن توسط IEEE نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٦

IEEE، پروژه‌اي براي تعريف استانداردهاي يك سيستم عامل امن آغاز كرده است. IE3 بخشي دارد كه اساسا كارش استانداردسازي است. استانداردهايشان هم خيلي سريع فراگير مي‌شود. برقي‌ها و كامپيوتري‌ها بايد بعضي از استانداردهايش را ديده يا شنيده باشند. به عنوان مثال در زمينه طراحي سيستم عامل استانداردي به نام Portable-Operating System Inerface) POSIX) دارد كه براي همسان‌سازي واسط برنامه‌سازي سيستمي در سطح كاربرد در سيستم‌هاي مبتني بر Unix تعريف شده است. دليل اينكه نرم‌افزارهاي OpenSource/Free مثل Apache يا mysql يا sendmail روي همه‌ي سيستم‌هاي مبتني بر Unix، از Linux و BSD گرفته تا ‌Solaris كامپايل و اجرا مي‌شوند پيروي از همين استاندارد است.

در همين رابطه مي‌توانيد صفحه‌ي اولين همايش سيستم عامل و امنيت در ايران را ببينيد. خبر مي‌رسد كه قرار است Linus Torvaldo ﴿مبدع لينوكس﴾ يا Tanenbaum ﴿نويسنده‌ي معروف كتاب‌هاي OS, Network﴾ را هم دعوت كنند!

  نظرات ()
تناقضات سينمای ايران نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٤

لوموند ديپلماتيک: «در گذشته، وقتي صحبت ازايران به ميان مي آمد، نفت و خاويار يا فرش و ساواک تداعي مي شد. در صورتيکه امروز، سينماي ايران به محصول صادراتي تبديل شده که ايران سخت به آن افتخار مي کند. اين سينماکه درفاصله بيست سال موفق شد در تمام فستيوال هاي جهاني حضور پيدا کند، سينماي ويژه اي است که اشارات، علايم ، منابع، زيبا شناسي ومبتکران خاص خود را دارد و به ابزاري اساسي براي بيان جامعه مدني ايران تبديل شده است. بدون شک، استقبال تماشاگران غربي از اين سينما به علت تصاوير کم و بيش مستندي است که اين فيلم هااز کشوري نا شناخته ارائه مي دهند. تناقض در اين است که جهش واقعي اين سينما به دنبال انقلاب اسلامي ١٩٧٩ صورت مي گيرد...»

  نظرات ()
ما هم سال آخری شديم آخرش... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٤

امروز اسما کلاس‌های شريف شروع شد. ديروز، يعنی آخرين روز تابستان برای ما، مصادف با تحويل نهايی پروژه‌ی کامپايلر بود. مفهوم اين حرف اين است که همه‌ی تابستان را يا پروژه می‌نوشتم يا کارآموزی بودم.

بالاخره پروژه هم به کام استادمان مقبول افتاد و گفت نمره‌ی خوبی می‌دهد. قرار شد کاملترش کنم و برای استفاده عموم روی وب بگذارم. برنامه يک Parse Table Generator Optimal بر حسب نمودارهايی با نام Syntax Graph است که تحت ويندوز کار می‌کند. بعد از کلی حيات شرافتمندانه در محيط لينوکس اين چند وقت مجبور بودم با Visual C++98 زبان نفهم سر و کله بزنم. در واقع بدون MSDN کاملا useless است!

  نظرات ()
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٤

نمي‌دانم از اينكه سال آخري شدم بايد خوشحال باشم يا ناراحت. از اين به بعد يك جورهايي ما بابا بزرگ دانشكده به حساب مي‌آييم و سال پاييني‌ها با حسرت به آدم نگاه مي‌كنند. و بعضي‌ها هم ممكن است فكر كنند چه لذتي دارد ...

نتايج كنكور هم كه اعلام شده است. چقدر زود گذشت اين سه سال. همين موقع‌ها بود سه سال پيش كه نتايج ما اعلام شد. يادش به خير چقدر براي جام جم كلاس گذاشتم و آخرش هم با ايشان مصاحبه نكردم. آخر آن موقع تازه جام جم راه افتاده بود و اگر يادتان باشد خيلي ضايع بود. ضمن اين كه تجربه خوبي هم از مصاحبه نداشتم. حرف‌هاي آدم را تحريف مي‌كنند و هر چي خودشان دوست دارند مي‌نويسند بعد هم اسمش را مي‌گذارند ويرايش!

  نظرات ()
عاشق منم که يار به حالم نظر نکرد... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٠

سرگشته‌ی ديار محبت کجا رود؟
نام حبيب هست و نشان حبيب نيست

  نظرات ()
جوجه‌ی جلال، homeless آمريکا، ساکن غار و رمان‌نويس قهار!! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٢٠

ديروز از جلال نوشتم: «آقا جلال!». «آقا جلال» کتاب خواندنی و بامزه‌ای است از يک نفر به نام محمود گلابدره‌ای که به قول خودش جوجه‌ی جلال است. اور ا از مصاحبه با سروش جوان شناختم. تکه‌هايی از آقا جلالش را هم در همان شماره خواندم. ترجيح می‌دهم سکوت کنم و برای آشنايی بيشتر ارجاعتان دهم به دو مصاحبه‌اش با همشهری (۱و۲). هر کدام از اين لينک‌ها را نخوانيد باور کنيد از دستتان رفته است.

بخش‌هايی از مصاحبه‌ با سروش جوان: «هر شب چهارپا يا سه‌پا خانه‌ي يكي از نويسنده‌هاي امريكا بودم. فقط دو ماه خانه‌ي يك نويسنده‌ي معروف ماندم توي فلوريدا. با همين كوله‌ام داشتم مي‌رفتم، ديدم روي يك تابلوي بزرگي نوشته كنفرانس نويسندگان امريكا. به آن خانم دم در گفتم من هم مي‌خواهم بروم تو. گفت: اولاً بايد سه تا كتاب داشته باشيد، ثانياً يك سال جلوتر تقاضا كرده باشيد. سه هزار و پانصد دلار هم مي‌خواهد براي ده روز هتل . گفتم من از كاليفرنيا آمدم با رئيس اين كنفرانس قرار دارم. گفت: اسم شما چيه؟گفتم: مموگلياين هم تلفن را برداشت و با كسي حرف زد. بعد گفت بفرماييد تو. يك آقايي از پله‌ها آمد پايين. گفتم: من مموگلي‌ام، يك نويسنده‌ي ايراني. مي‌خواهم بين اين نويسنده‌هاي امريكايي باشم. اسمم را نوشت رو كارت و خودش با سوزن كارت را زد به سينه‌ي من و گفت خوش آمديد. ده شب توي هتل بين نويسنده‌هاي امريكايي خورديم و خوابيديم.»

  نظرات ()
شايد شجاعت تنها راه باقي مانده باشد! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٩
سروش جوان (کوروش عليانی): «... قصه قصه‌ي تازه‌اي نيست، در همه‌ي دنيا و هميشه حكومت‌ها متناسب با حساسيت‌هايي كه دارند، سعي مي‌كنند محدوديت‌هايي در مبادله‌ي نوشته‌ها و صداها و تصاوير اعمال كنند. از ايالات متحده‌ي امريكا گرفته كه پخش نوارهاي ويدئويي بن‌لادن و اخبار افغانستان را ممنوع مي‌كند تا ژاپن و فرانسه و عراق و ليبي و آرژانتين. طبيعي است و پنهان كردن هم ندارد كه در كشور ما هم محدوديت‌هايي هست و بايد باشد...»
  نظرات ()
يک نفس با شيخ الرئيس نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٩
قاف، به نقل ار رساله‌الطير ابن سينا: «... و اين چنين دوستي خالص کجا يابم که دوستي هاي اين روزگار چون بازرگاني شده است، که آن وقت بر;ِدوستي شوند که حاجتي پديد آيد، و مراعات اين دوست فرو گذارند چون بي نيازي پيدا آيد، مگر برادري دوستاني که پيوند ايشان از قرابت الهي بود و الفت ايشان از مجاورت علوي و دل‌هاي يک‌ديگر را به چشم نگرند و زنگار شک و پندار از سر خود بردارند و اين جماعت را جز منادي حق جمع نکند، چون جمع شوند اين وصيت قبول کنند...»
  نظرات ()
مظلوميت دانش! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٩

چند روز پيش سالگرد درگذشت دکتر حسابی بود. اگر وی يک خواننده يا آرتيست بود قطعاً کلی هوادار و کلوب هواداری و سايت و دم و دستگاه و تی‌شرت با عکس دکتر و ... داشت. اما خوب حالا که اينطور نيست... 

يک سری زندگی‌نامه کليشه‌ای را در اين جا، اين جا، اين جا و اين pdf می‌توانيد ببينيد. اما اين‌ها بيشتر به درد پز دادن جلوی خارجی‌ها می‌خورد. آن چه ما بيشتر نياز داريم داستان شيرين زندگی پرفراز و نشيب دکتر حسابی است.

نقل می‌کنند روز آخری که تحقيقاتش (نظريه بی‌نهايب بودن ذرات) توی فرانسه تمام می‌شود و در حال جمع و جور کردن و تحويل اتاق کارش بوده است، چکی سفيد امضا در کشوی ميزش می‌بيند. آن را تحويل مسول آن جا می‌دهد و می‌گويد در ميز من پيدا شده است. وی می‌گويد نه ما اين را گذاشته بوديم که شما در صورت نياز به منابع مالی بيشتر استفاده کنيد و معطل روند اداری نشويد! (حالا اين جدا از مقادير زيادی طلا، به عنوان ماده اصلی آزمايش‌ها، بوده است که به محض درخواست در اختيار دکتر قرار می‌داده‌اند.) دکتر می‌پرسد اما ممکن است کسی سو استفاده کند. جواب می‌دهند ما برای تحقيقات علمی آن قدر ارزش قائل هستيم که حاضريم اين ريسک را بکنيم. (مقايسه کنيد با رای عدم اعتماد مجلس به فرجی‌دانا که برقی‌های دانشگاه تهران خيلی تعريف سوادش را می‌کردند)

حالا همين پرفسور وقتی به ايران برمی‌گردد پيش وزير علوم وقت می‌رود می‌گويد می‌خواهم مدرسه‌ی فيزيک تاسيس کنم. می‌گويد «فيزيک چيست؟» بعد دکتر کمی برايش توضيح می‌دهد می‌گويد آهان همان شيمی است. بعد ماجراهايی دارد که واقعا حيف است که نشنويد. پارسال کتابی از خاطرات دکتر، پسرش چاپ کرد. شما نمی‌دانم کدام انتشارات و آيا الان در بازار نابسامان کتاب يافت می‌شود يا نه؟

  نظرات ()
آقا جلال! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱۸
امروز سالگرد درگذشت جلال است. تبيان بخشی از «يک چاه و دو چاله»‌اش را به عنوان بيوگرافی آورده است. توصيه می‌کنم اصل کتاب را گير بياوريد و همه‌اش را بخوانيد. از هر جهت که فکر کنيد مفيد است. شما يک خورده‌اش را بخوانيد اگر خوشتان نيامد با من! درضمن اصل کتابش را اين روزها از کجا می‌شود گير آورد؟ فکر می‌کنم کتابفروشی‌ها جز «هری پاتر» و «شل سيلور استاين» و «سرودهای متال» و کتاب‌های کامپيوتر و سياسی چيز ديگری نداشته باشند.
  نظرات ()
وزارت خارجه و شهروندان درجه ۳ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱۸

سياوش سرمدی: «... مي‌بينيد كه وزارت امور خارجه انگليس، خود را ملزم به دفاع از حقوق شهروندانش به هر شكل ممكن مي‌داند، حتي اگر اين شهروندان، عضو «القاعده» و طالبان ـ كه به طور طبيعي دشمن انگلستان به شمار مي‌روند ـ باشند. اصولاً دفاع از حقوق شهروندان هر كشور در خارج از آن كشور، با استفاده از فشارهاي ديپلماتيك، جزو وظايف دولت و وزرات امور خارجه آن كشور به عنوان بازوي سياست خارجي است...»

توضيح: سياوش سرمدی همان است که «ادواردو» را ساخته است.

  نظرات ()
ازدواج موقت! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱۸

مرتضی مطهری: «...از شما مى‏پرسم: آيا با اين حال، با طبيعت و غريزه چه رفتارى بكنيم؟ آيا طبيعت‏حاضر است به خاطر اينكه وضع زندگى ما در دنياى امروز اجازه نمى‏دهد كه در سنين شانزده سالگى و هجده سالگى ازدواج كنيم دوران بلوغ را به تاخير بيندازد و تا ما فارغ التحصيل نشده‏ايم غريزه جنسى از سر ما دست‏بردارد؟ آيا جوانان حاضرند يك دوره‏«رهبانيت موقت‏»را طى كنند و خود را سخت تحت فشار و رياضت قرار دهند تا زمانى كه امكانات ازدواج دائم پيدا شود؟ فرضا جوانى حاضر گردد رهبانيت موقت را بپذيرد، آيا طبيعت‏حاضر است از ايجاد عوارض روانى سهمگين و خطرناكى كه در اثر ممانعت از اعمال غريزه جنسى پيدا مى‏شود و روانكاوى امروز از روى آنها پرده برداشته است صرف نظر كند؟...»

  نظرات ()
آلمانی نمی‌خواهيد ياد بگيريد؟ خوبه‌ها... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٧

ما يک دوست داريم که هميشه از مزايا و فوايد زبان آلمانی گوش ما را پر می‌کند. می‌گويد برای برقی‌ها خيلی به درد بخور است. خيلی‌ها هم می‌گويند چون بسياری از ادبای کاردرست جهان آلمانی بوده‌اند برای آشنايی با آثارشان بايد آلمانی ياد گرفت. به هر حال اگر علاقه منديد اولين سايت آموزش آلمانی به زبان فارسی را ببينيد.

  نظرات ()
ادامه‌ی ماجراهای بوش... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٧

اثبات پستی يک آدم هزار تا دليل می‌خواهد؟ يک نگاه به ليست ده دليل مهم‌تر بياندازيد. اگر من بودم در صدر ليست اضافه می‌کردم آدمکش!

  نظرات ()
Knoppix به دلايل حقوقی نرم‌افزار تا اطلاع ثانوی تعطيل! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٧

اين Knoppix را چرا تعطيل کردند؟ عجب بی‌جنبه‌هايی هستند اين اروپايی‌ها! چهار تا ديگر هم از software‌های شما استفاده کنند چيزی ازتان کم می‌شود؟

  نظرات ()
Sharif Comp. vs. Tehran Comp نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱۳

از يکی از بچه‌های دانشگاه تهران که تازه با هم دوست شديم خواسته بودم پروژه‌ی کامپايلرش را برايم ميل کند. استادمان يکی است ولی حل تمرين متفاوت. پس فکر نکنيد می‌خواستم کپ بزنم. توی ايميلی که برايم فرستاده بود اين قطعه‌ی ادبی را هم نوشته بود:


خدايا, دلم را با اشک ديده پاک کن تا تو را با چشم دل دريابم


**با دست خويش بر سر جنت خدا نوشت**


**بغض علی جهنم و حب علی بهشت**


اين هم نشانه‌ای ديگر بر اينکه بچه‌های تهران از ما شريفی‌ها با روح و احساس‌ترند! (قابل توجه ناصرخان)

  نظرات ()
دوئل الكترونيكي، تهران-واشنگتن! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱٠

چندي پيش مخابرات سايت‌هاي راديو فردا و صداي آمريكا را به همراه چندين هزار سايت ديگر فيلتر كرد. آمريكا هم در اقدامي متقابل با شركت معروف Anonymizer, Inc قراردادي امضا كرد تا به كاربران ايراني سرويس رايگان بدهد. اين سرويس با چك كردن IP مبدا كشور كاربر را تعيين مي‌كند و در صورتي كه از ايران باشد سرويس http proxy  را به طور رايگان در اختيارشان مي‌گذارد.

اين كار پيشتر در مقابله با چين هم انجام شده بود. مدير فعاليت‌هاي ضد سانسور IBB، ادعا كرده است آن‌ها ترافيك پروكسي‌هاشان را مانيتور مي‌كنند و هرگاه احساس كنند ترافيك كم شده است ﴿نشانه‌ي فيلترينگ خود پروكسي﴾ آدرس پروكسي را عوض مي‌كنند. وي گفته آمريكا آماده‌ي يك دوئل الكترونيكي درازمدت با ايران است و حاضر است هر روز آدرس پروكسي را عوض كنند﴿!﴾

اين آمريكايي‌ها مثل اينكه كابويي تو خون همه‌شان است. اما نمي‌دانند ايراني‌ها هم پوز‌زني! اين روشي كه پيش گرفته‌اند خيلي مسخره است. اصلا جلوگيري از آن كاري ندارد. بر فرض كه هر روز هم IP پروكسي‌شان را عوض كنند در سال مي‌شود ۳۵۶ تا. در دو سال ۷۱۲ تا. حالا فرض كنيم ۱۰۰۰ تا IP هم براي اين كار اختصاص بدهد. وقتي مخابرات طبق آمار خود آمريكايي‌ها ۱۵۰۰۰ سايت را فيلتر كرده است، ۱۰۰۰ تا كه ديگر براش چشم گاو است. ضمن اينكه اصلا مي‌تواند به جاي IP filtering روش URL filtering را به كار ببرد كه عاقلانه‌تر هم است. ﴿ به ياد بياوريد بلايي كه سر سايت‌هاي بي‌تقصيري مثل پرشين‌بلاگ يا احسان آمده بود. به دليل استفاده از يك hosting مشترك با يك سايت ممنوع﴾

از اين‌ها گذشته نرم‌افزارهايي مثل websense خودشان جلوي open proxy ها را مي‌گيرند و خيلي هم قوي مي‌گيرند. كساني كه پشت websense بوده‌اند مي‌توانند حرف مرا تاييد كنند.

اگر قرار به گردن‌كشي جلوي گردن كلفت باشد كه ما معمولا خيلي به اين مقوله علاقه‌منديم ﴿بازي ايران و آمريكا كه يادتان هست؟﴾ مي‌شود كلي با اين آمريكايي‌ها تفريح كرد و به قولي حالشو برد. مثلا خيلي راحت مي‌شود يك حمله‌ى DRDOS با IP مبدا ايراني ترتيب داد و دهن Anonymizer را سرويس كرد.

حالا مي‌فهمم چرا گوشه‌ي بالاي jaamjam آرم Anonymizer است! اصل خبر را اين‌جا بخوانيد.

  نظرات ()
دست برداريد از اين بچه بازيها... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۸

اگر شما هم مثل تازه به دوران رسيده‌ها نيستيد و دوست داريد ۴ تا چيز آدم‌وار در مورد امنيت کامپيوتر و اينترنت بخوانيد، يک نگاهی به اين صفحه‌ی درسی بياندازيد ببينيد اين‌ها چطوری با بچه‌هايشان کار می‌کنند. حالا همه‌ی اين‌ها را ول کنيد پايين صفحه تعدادی مقاله‌ی خوب به عنوان case study گذاشته شده است. لازم به گفتن نيست که می‌توانيد نگاه کنيد. من جای شما بودم يک جايی save شان می‌کردم بعدا به مرور می‌خواندم.

  نظرات ()
Editor Softwares نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۸

يک نگاه بکنيد ممکن است يک روزی به دردتان بخورد. از ته ليست شروع کنيد!

  نظرات ()
رجب آمد! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/٧
همين عنوان کافی است تا به يادمان آورد اين قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد...
  نظرات ()
يك ۹۷ ساله‌ی عجيب و غريب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۳

مصاحبه كيهان با بهلول: ”...من در سن هفت سالگي قرآن را حفظ كردم كه البته يك سال و نيم طول كشيد. علاوه بر اينها بيشتر خطبه هاي نهج البلاغه و خطبه فدكيه حضرت زهرا(س) و اغلب دعاهاي صحيفه سجاديه و دعاهاي ديگر نظير ابوحمزه و بعضي از كتاب هاي درسي حوزه نظير الفيه بن مالك، تهذيب المنطق و مطول و وافيه در اصول را حفظ هستم. همه دويست هزار بيت شعر كه خودم گفته ام و پنجاه هزار شعر از شعراي ديگر مثل سعدي و قصيده يوسف و زليخاي جامي را هم از بر هستم...“

  نظرات ()
روضه‌ی امام حسين به زبان انگليسی! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۳

روضه‌ی امام حسين به انگليسی خيلی شنيدنی است. طرف خيلی با سوز و حال می‌خواند. اين جا را ببينيد. (فايل rm)

  نظرات ()
کاروان آرزو! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٦/۱

Lilianne Donders، همسر رييس شرکت شل در ايران است. بعد از اين که سرطان سينه‌اش خوب می‌شود تصميم به انجام کارهای خيريه می‌گيرد. اولين سفرش با عنوان «کاروانی برای سرطان» با شترهای خودش از دمشق به سوی تهران صورت می‌گيرد. وی خيلی به اعراب و فرهنگ عربی به خصوص عمان و شتر و سفر با شتر علاقه‌مند است. حتی قبيله الجنبيه وی را به عنوان يکی از اعضای خانواده‌شان پذيرفته‌اند. عوايد حاصل از اين سفر (۳۵۰۰۰$) را خرج ساختن کلينيک سيار برای زنان چادرنشين حومه‌ی صحرای سوريه کرده است. ماجرای زندگی‌اش را در اینجا بخوانيد.
سفر دومش قرار است از تهران به سمت مسقط پایتخت عمان باشد. قصد دارد با جمع‌آوری پول از اين طريق برای پناهندگان فلسطينی در ساحل باختری رود اردن کلينيک مادر و نوزاد بسازد.(می‌گفتند که شل صهيونيستی است!؟) اسم سفر جديدش «کاروان آرزو» است. تا حالا از طريق افراد حقيقی و حقوقی ۶۵۰۰۰$ جمع کرده است. ۱۵۰۰۰ تاش را شل، شرکت شوهرش، تقبل کرده است. حالا هم دنبال حامی‌های بيشتر می‌گردد. نکته جالبش اين است که آدم‌های عادی هم می‌توانند با خريدن بليط يک يا چند روز با وی همسفر شوند.
يکی از حامی‌های مالی‌اش پارس‌آنلاين است اطلاعات بيشتر را از صفحه‌ای که ‍به همين منظور برپا کرده‌اند ببينيد. راستی خبر داريد پارس‌آنلاين حامی سوم استقلال است؟

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب