حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
گزارش خبرنگار اختصاصی فرياد خاموش از نمايشگاه IT ژنو! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢۸

دوستي كه پيشتر ذكر خيرش شد از نمايشگاه IT ژنو اينطوری گزارش می‌دهد:

سلام
نميدونم کدوم mailboxات active است به اين يکی زدم.

چون دفعه پيش ايميل‌ام را تو وبلاگت زدی ، اين دفعه خبرنگاری می نويسم emailامو، که اگه خواستی بزنی دری وري نگفته باشم.
من الان ژنو هستم تو نمايشگاه ITU-Telecom ۲۰۰۳، معتبر ترين نمايشگاه IT دنيا که هر ۴ سال يه بار تشکيل ميشه. اينجا شركت‌هاي IT هر هنری دارن رو ميکنن.
امسال تو نمايشگاه خبری از تکنولوژی جديدی نيست. ظاهرا اينا از پيشرفت infrrastucture راضی هستن و سرگرم develop کردن همون قبلي‌ها هستن.
چند چيز خيلی توجه شركت‌ها رو به خودش جلب کرده. تكنولوژي dsl و
non line of sight wireless است. هم چنين خيلي هم روی تكنولوژي ip phone مانور ميدن.
از جمله شركت‌هاي خيلی فعال امسال cisco و hp هستن ، cisco ميشه گفت خودشو کشته ديگه. اين خيلی جالبه که دنيا از پيشرفت infrasturcture راضی هستش ، ۴ سال پيش تكنولوژي bluetooth يه انقلاب بود ، همش صحبت stm1 و ۴ بودش ، point-to-point wireless كولاكي بود واسه خودش ولی اينا ديگه الان کاملا عاديه.
ميشه گفت که علم در اين زمينِ خيلی سريع پيشرفت کرده و دنيا الان راضيه.
فقط می خوان همون تکنولوژی ها رو develop کنن.
 ميان روی application ،ip phone مي‌نويسن ، رویvide dsl ميدن، device های security جديد، رقيب‌هاي cisco مدام در حال تخريب cisco هستن و جلوش قد علم کردن.
Sony کماکان تو microelectronic کارهای عجيب ميکنه.tunerهای ميکرو. microscope های ديجيتال.
panasonic يه عينك زده مانيتوره. يه انگشتر دارهِ که يه دکمه ميزنی جلوت يه مانيتور توی هوا ترسيم ميکنه با hologram.
مسأله اين جاست که امسال اينطوری که قديمي‌ها ميگن با سال‌هاي قبل خيلی فرق دارهِ. به خاطره اينکه بزرگ‌ها نيستن. خبری از nokia ، alcatel و siemens نيست.از يکی که ۱۱ دوره اين نمايشگاه بوده پرسيدم ميگفت که امسال مرده ترين سالشه. مي‌گفت شركت‌هاي بزرگ ديدن هزينه‌اي که صرف نمايشگاه ميکنن به
سودآوري‌اش نمي‌ارزه. ظاهرا بازارِ IT اين قدر راكده ارزشِ سرمايه‌گذاري نداره.
ايرانم امسال غرفه‌ي خوب و آبرومندانه‌اي داره. نميدونم استقبالِ خارجي‌ها چقدره و آيا به اهدافشان رسيدن يا نه ولی ظاهر غرفه آبرومندانه‌ است.

  نظرات ()
دیپلماسی فعال! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢٦

از ماه عسل تا نخود سياه: «...محمد البرادعي وارد مهرآباد مي‌شود و اتفاقا(!) در آنجا چند نفر از ديپلمات‌هاي اروپايي (شما بخوانيد انگليسي) را مي‌بيند كه چمدان به دست، راهي ديار فرنگ هستند. (چه حسن تصادفي!) آنها دست در دست هم، همراه البرادعي به پاويون دولت مي‌روند و بدون اينكه نماينده‌اي از دولت ايران را به جمعشان راه دهند، به مدت 50 دقيقه در آنجا با يكديگر مذاكره مي‌كنند...»

  نظرات ()
از order خفن! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢٥

با جماعتي همسفر بوديم كه به تعبير خودشان «خفن» بودند. كله‌ي ما را خوردند بس كه خف وخفن گفتند. اغلب كامپيوتري بودند. پس كله‌ي ما را خوردند بس كه جا و نابجا order گفتند. اين جماعت اگرچه از ظاهري آراسته برخوردار بودند لكن جماعتي بودند به غايب «لمپن». پيش‌بيني‌شان درست بود. دست آخر مرا هم آلوده كردند. اين گروه «از order خفن» بودند:

مسعود: ۷۹‌اي كامپيوتر. ملقب به آقا مسعود. اگر نمي‌شناسيد كافي است يك بار از نزديك سلام و عليكي بكنيد. چنان گرم مي‌گيرد كه احساس مي‌كنيد مدت‌ها است همديگر را مي‌شناسيد. ITA قرار است درستش كند.

علي: ۸۰اي علامه حلي. يك پسر دوست داشتني. بي غل و غش. تويي كه نمي‌شناختمت. كله‌اش را بيش از حد پايين نگه مي‌دارد. مرامش مرا كشته است. در نگاه اول به دلتان خواهد نشست. يك آقاي خانه‌دار و كار بلد.

هادي: ۸۰اي علامه و المپياد كامپيوتر. نجابت و معصوميت از چهره‌ي اين بشر مي‌بارد. عين يك مادر دلسوز پرستاري مهران را مي‌كرد. خواب آلود. سرمايي. مدافع كپ زدن. كاراته كاي پهلوان پنبه.

مهران: ۸۰‌اي علامه و المپياد كامپيوتر. سرش را راست بالا مي‌گيرد. سينه‌اش را جلو مي‌دهد. هميشه حق به جانب سخن مي‌گويد. نوشته‌هاي وبلاگش نشان مي‌دهد چقدر از درون نرم است. گول هيكلش را نبايد خورد.

پيمان: ۸۰‌اي علامه و المپياد فيزيك. به جرات بايد بگويم بهترين المپيادي كه از نزديك افتخار آشنايي داشتم. هماني كه انتظارش را مي‌كشيدم. آرام آرام. اوصافش در اين پست نمي‌گنجد.

حبيب: ۸۰‌اي علامه. حقوق تهران. چهره‌ى اولش بذل به همراه كمي لودگي است. چيزي كه اغلب از او مي‌بينند. در خلوت غوغايي است. كلي باهش حال كرديم. كپي معادل اصلي سلمان ﴿حقوق امام صادق﴾. حبيب! دلم برات تنگ شده رفيق. «نام حبيب هست و نشان حبيب نيست»

جمال: ۷۸‌اي كامپيوتر. فوق تهران. مسعود و احتمالا بقيه از ميان ۷۸‌اي جمال را بيش از همه پسند کردند. خوب خوب. پاك پاك. مثبت. آرام حرف مي‌زند. دلش مي‌سوزد براي تازه‌واردها. فعال عرصه زندگی. javaباز!

  نظرات ()
گزارش سايت مرجع linux.com از فعاليت‌هاي مركز امنيت شبكه‌ي شريف نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱٧

روزنامه‌ي خبري سايت معتبر  NewsForge ،linux.com، در شماره‌ي 15 سپتامبر خود در گزارشي به فعاليت‌هاي open source در ايران و اسرائيل پرداخت. در اين گزارش پروژه‌هاي FarsiKDE و مركز امنيت شبكه‌ي شريف به عنوان دو نمونه‌ي فعال از توليد و توسعه‌ي open source در ايران مورد تاكيد قرار گرفته‌اند.

در ضرورت حركت به سمت فناوري‌هاي open source به نقل از آرش زيني، مدير پروژه‌ي FarsiKDE، آورده است «ما در ايران تحت فشارها و تحريم‌هاي آمريكا هستيم...در اين شرايط تنها راهي كه براي تقويت خود پيش رو داريم استفاده از تكنولوژي‌هاي رايگان/آزاد/باز و غير محدود است... »

در ادامه به نقل از وي آمده است: مدت بسياري طول كشيد تا مايكروسافت تصميم به پياده‌سازي فارسي در سيستم‌هاي ويندوز بگيرد... اما اكنون ما يك Desktop فارسي مبتني بر KDE داريم. علاوه بر اينكه بر استانداردهاي خودمان منطبق است مشكلات سيستم فارسي مايكروسافت را نيز ندارد...

اين گزارش در ادامه به نقل از سيد محمد حسين حميدي يكي از اعضاي تيم توليد مركز امنيت شبكه‌ي شريف فعاليت‌هاي اين مركز را اين گونه شرح مي‌دهد: «تمركز مجموعه‌ي ما بر توليد محصولات امنيتي از جمله حفاظ و دسته‌بند URL است. محيط توليد و توسعه‌ي اوليه ما لينوكس است. نسل اول حفاظ‌هاي ما با نام حديد حدود يك سال و نيم پيش در آزمايشگاه امنيت شبكه‌ي شريف توليد شد. تيم توليدكننده اغلب دانشجويان كارشناسي ارشد و دكترا بودند
اكنون، نسل جديد حفاظ ما كه حفاظي چند خوشه‌اي است به عنوان يك پروژه دو ساله تعريف شده است. ما در مجموعه‌مان يك مهاجرت مهم از ويندوز به لينوكس داشتيم.»

وي كه از طريق ليست پستي LinuxIran در اين بررسي شركت كرده است در ادامه گفته است: «ما سيستم عامل دستگاه‌هاي كاري‌مان را از ويندوز به لينوكس تغيير داديم. در اجتماع ما علاقه‌مندان بسياري به لينوكس وجود دارند و ما عميقا به لينوكس اعتقاد داريم. ما سال گذشته دامنه‌ي فعاليت‌هاي خود را به سيستم‌هاي mobile ارتقا داديم. در اين زمينه ما يك مركز خدمات كوته‌پيام (SMS) پياده‌سازي كرديم كه محيط توسعه آن نيز لينوكس بود.»

در اين گزارش از ايران به عنوان يك شاه‌ماهي سرخ! در اين زمينه ياد شده است. نكته‌ي جالب توجه قرار دادن ايران در برابر اسرائيل است! با آنكه در توصيف فعاليت‌هاي ايران ده‌ها خط نوشته شده است گزارش مربوط به اسرائيل به بيش از چند خط تجاوز نمي‌كند!

مراجع:
گزارش خبري سايت NewsForge:

http://newsforge.com/newsforge/03/09/05/214223.shtml?tid=11

گزارش مفصل‌تر در سايت Liberation Technology:

http://www.maailma.kaapeli.fi/asia.html

توضيح ۱: حوالی بهمن ماه پارسال بود كه نويسنده ‌ی گزارش مذكور ايميلی به LinuxIran mailing list زد و درباره‌ی فعاليت‌ها OpenSource در ايران پرسيد. مطالبی كه در جواب نوشته بودم بدون هيچ حك و اصلاحی در گزارش آورده است. فكر می‌كردم لا اقل قبل از چاپ برای بازنگری برايم می‌فرستد. دو تا غلط خيلی فاحش و ضايع دارد. آن موقع كه آن را نوشتم در سايت دانشكده از 81‌ای‌ها امتحان می‌گرفتم. دو، سه نفر كه ازشان انتظار نداشتم كپ زده بودند و من بابت اين موضوع به شدت عصبانی بودم. قبلا گفته بودم كپ زننده و كپ زده شونده هر دو صفرند. نه دلم می‌آمد صفر بدهم نه می‌خواستم حرفم را زير پا بگذارم. بعدتر معلوم شد كه بيش از نيمی از كلاس كپ زده بودند. در حالی كه من خيلی با ايشان راه آمده بودم. امتحانشان 30-40 نمره بود. (يعنی كافی بود بخشی از امتحان را كه راحت‌ترند جواب دهند). امتحان Take home بود. يك هفته بعد از تمام امتحانات مهلت تحويلش بود.

توضيح ۲: اين گزارش برای بولتن امن تهيه شده است. به همين خاطر سبك نوشتن خبری است نه وبلاگی!

  نظرات ()
اساتيد خوب-اساتيد بد! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱٧

تابستان آزمايشگاه مهندسی نرم‌افزار داشتم. تا پريروز استادش را نديده بودم. فكر نكنيد من دودرم. اصلا دانشگاه پيدايش نمی‌شود.پريروز همدرس موظفداشت كه دانشگاه آمده بود. كلاسش كه تمام شد يك راست رفت بيرون دانشگاه كه جلويش را گرفتم. اولش دست پيش گرفت كه چرا تا حالا نبودی و پروژه انجام ندادی. گفتم استاد خودتان نيامديد. بعد نرم‌تر شد گفت خوب حالا می‌دانی صورت پروژه چيست؟ گفتم می‌خواهم خودم پروژه تعريف كنم و OO كار كنم. انگار كه خوشش آمده باشد. گفت C بلدی؟ فكر كردم چه ربطی دارد؟ گفت می‌آيی TA من بشوی. گفتم آره علاقه دارم. دو ترم همC++ TA بودم. گفت خوب برو اين آز مهندسی نرم‌افزارت!

نمی‌توانم بگويم چقدر خوشحال شده بودم. بعد از آن همه پروژه كه تابستان انجام دادم اصلا حوصله‌ی اين يكی را نداشتم.

  نظرات ()
آهوی سرگردان... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱٧

توی سايت نشسته بودم، هادی زد پشتم. «اگر مشهد بخواهی بيای می‌توني». رفت. برگشتم. «صبر كن نه سلامی، نه عليكی، بدون مقدمه؟!» سرش را به نشانه‌ی تاييد تكان داد. «گفتم خوب لا اقل بگو كی، چطوری با كی؟» «جمعه عصر می‌رويم، سه‌شنبه بر می‌گرديم» جواب بقيه‌ی سوال‌ها را درست نداد.

دو سال است مشهد نرفتم. غل و زنجير روزمرگی برپايمبود. گفتم اينبار ديگر فرق می‌كند. همه‌ی شواهد نشان می‌دهدطلبيده شده‌ام. به همه‌ی كارها و مشكلات نه می‌گويم. بدون اين كه فكر زيادی بكنم گفتم «آره می‌آيم.»

پيشترها مردم سفر مشهد و كربلا هم كه می‌خواستند بروند مرسوم بود كه قبلش حلاليت بطلبند درست مثل سفر حج. پيشتر مردم حداكثر با مردم كوچه و محله‌ی خودشان با كم و زيادش سر و كار داشتند. شهرها اين قدر بزرگ نبود. ارتباطات اين قدر وسيع نبود. اين همه پشت سر حاكمان و استادها غيبت نبود. اينترنت و رفيق مجازی نبود. حالا من چطور بايد از اين همه آدم حلاليت بطلبم؟

  نظرات ()
يک Personal Manager خوب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱٦

من روی UI خيلی حساسم. هر نرم‌افزاری ببينم پيش از آنکه به امکاناتش فکر کنم ظاهرش را برانداز می‌کنم. به نظرم چند نکته خيلی مهم است تا راضی شوم:

  1. يک ظاهر خوب به معنای يک ظاهر پر نقش و نگار نيست. زيبايی در عين سادگی خيلی مهم است.
  2. اصطلاحاً يک نرم‌افزار rich feature چيز خوبی نيست. کاربر مبتدی را گيج می‌کند. ضمن اينکه ديرتر می‌تواند کار کردن با بخش‌های کمينه‌ی لازم را ياد بگيرد. راه حل ميانی پنهان کردن بخش‌های پيشرفته در قسمتی جدا است.
  3. نرم‌افزار بايد اصطلاحاً customizable باشد. يعنی چی‌اش خيلی مفصل است.

با توجه به اين نکات به کسی که يک برنامه‌ی Personal Task Manager برايم پيدا کند جايزه‌ی نفيسی اهدا خواهد شد! ۴-۵ تا برنامه dl کردم همه‌شان از design patternهای خيلی قديمی پيروی می‌کردند و اصلاً باب ميلم نبودند.

  نظرات ()
از سير تا پياز مدير پروژه‌ی FarsiKDE نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱٦

معرفی و مصاحبه‌ای با آرش زينی، مدير پروژه FarsiKDE،  در بخش آدمهای پشت KDE يافتم. سوالاتی از قبيل اينکه چقدر برای اين پروژه وقت می‌گذاری، آيا بچه‌ات هم KDEباز خواهد شد؟ چقدر از اينکار در می‌آوری و هم چنين عکسش که تا به حال نديده بودم.

  نظرات ()
سفرنامه‌ی کربلا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱۱

رضا اميرخانی: «ميانِ عشايرِ باده‌نشين عرب گروهي هستند كه هر سال، ماهِ ذي‌الحجه در ايامِ حج به نجف مي‌روند. روزِ دهم و روزِ حاجي شدن كه فرا مي‌رسد، لنگي و قطيفه‌اي فراهم مي‌كنند و مي‌ايستند كنارِ باب‌القبله‌ي نجف.
امسال هم مستطيع نشديم كه به مكه برويم، پس باز هم به حجِ تو مي‌آييم يا اميرالمومنين...
اين‌گونه نيت مي‌كنند و بعد هفت دور، دورِ ضريحِ حضرتِ امير طواف مي‌كنند و فرياد مي‌كشند: “لبيك يا علي! لبيك يا علي...”...»

  نظرات ()
وقتی عين‌القضات بخواهد وبلاگ بنويسد! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱۱

به نقل از قاف: «...بيشتر آنچه اين روزها نوشتم همه آن است که يقين ندانم که نوشتنش بهتر است از نانبشتن

اي دوست نه هر چه درست و صواب بود، روا بود که بگويند ... و نبايد که در بحري افکنم خود را که ساحلش به ديد نبود، و چيزها نويسم بي «خود» که چون وا «خود» آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور.

اي دوست مي ترسم و جاي ترس است از مکر سرنوشت ...

حقا و به حرمت دوستي نمي دانم که اين که مي نويسم راه سعادت است که مي روم يا راه شقاوت؟ و حقا که نمي دانم که اين که نبشتم طاعت است يا معصيت؟...

چون احوال عاشقان نويسم نشايد، چون احوال عاقلان نويسم هم نشايد، و هر چه نويسم هم نشايد. اگر هيچ ننويسم هم نشايد، اگر گويم نشايد، و اگر خاموش گردم هم نشايد، و اگر اين واگويم نشايد، و اگر وانگويم هم نشايد، و اگر خاموش شوم هم نشايد!...»

  نظرات ()
کمال تبريزی، برداشت دو نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٩

می‌گفت بچه‌های جانباز تا آن موقع که به کارمان آمدند ازشان کار کشيديم، حالا که از کار افتاده‌اند رهايشان کرده‌ايم. ادامه داد: من فکر می‌کنم اين بی‌انصافی آنقدر بزرگ است يک روزی همه‌ی ما با هم چوبش را خواهيم خورد...

جمله‌ی آخر تکانم داد. راست می‌گويد ما هم مقصريم. اگر نمی‌توانيم دردی ازشان درمان کنيم لااقل نمی‌توانيم حالی ازشان بپرسيم؟ با يکی‌شان مصاحبه می‌کرد (در مستندی که پسرش ساخته بود) می‌گفت مردم فکر می‌کنند ما ديگر خيلی خشک و مقدسيم نه بابا ما هم آدميم، زندگی می‌کنيم.

  نظرات ()
کاش ايران نفت نداشت! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٩

يکی می‌گفت کاش ايران نفت نداشت و اين همه دردسر؛ همه‌ی اين چنگ و دندان تيز کردن‌های خارجی‌ها، همه‌ی استعمارگری‌های صده‌ی اخير، همه‌ی تلاش‌ها و خون‌هايی که برای ملی شدن صنعت نفت خرج شد.

اگر تصور کنيم دلالان اعطای امتياز به خارجی‌ها فقط در عصر پادشاهان می‌زيسته‌اند ساده نگرسته‌ايم. خيلی‌ها از خوش رقصی جلوی خارجی‌ها بدشان نمی‌آيد. از قبل همين معاهدات است که لفت و ليسی هم برای آن‌ها فراهم می‌شود. خيلی‌ روباهان دغل بدشان نمی‌آيد از ته‌مانده شير درنده ارزاق کنند.

  نظرات ()
Linn-ucks يا Linnix يا Line-ucks يا ... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٩

بعد از ساعتی اينترنت‌پيمايی آخر نفهميدم تلفظ صحيح Linux چيست. هر کسی برای خودش تلفظی دارد و استدلال می‌کند تلفظش صحيح‌تر است. دو نظر در تقابل هم قرار دارند. عده‌ای معتقدند بايد تلفظی که خود Linus Torvaldo به کار می‌برد را به کار برد. عده‌ای هم می‌گويند نه، اين تلفظ فنلاندی است وقتی وارد انگليسی می‌شود از قواعد تلفظ انگليسی بايد پيروی کند.

عده‌ای ديگر هم می‌گويند چون Linux از minix آمده است بايد u را i کوتاه تلفظ کرد و بعضی می‌گويند نه از Linus آمده است. اين ماجرا سر دراز دارد. شما حق را به کدام می‌دهيد؟

  نظرات ()
شنيدنی‌هاي اصغر نقی‌زاده نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٩

مصاحبه‌ی کيهان با اصغر نقی‌زاده: «...ببين راحتت كنم، رضا كيانيان نماينده يك جناح سياسي جامعه ما بود. پرويز پرستويي هم نماينده يك جناح سياسي ديگه، اين وسط كي داشت شهيد مي شد؟ ... همون حبيب رزمنده كه نمادي از مردم عام و رزمنده ها بود كه داشت از بين مي رفت. در حالي كه مردم ما به دنبال هيچ كدام از اين جناح ها نيستن، مردم ما مي خوان دين شون رو حفظ كنن...»

  نظرات ()
روم به شهر خود شهريار خود باشم... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۸

محمد! چند بار به امن‌افزار زنگ زدم سراغت را گرفتم. دست آخر شنيدم برگشتی به لرستان. يعنی از خير بورسيه گذشتی؟ بر اين همه کارهای باکلاس و درآمدزا که در تهران برايت فراهم بود چشم پوشيدی؟

 واقعاً بايد گفت ايول. من اين شهامت و تسلط بر نفس را جداً می‌ستايم. از يک سو هم ناراحتم. دلم برای اين همه صداقت و صميمت و اخلاص يک روستايی تنگ می‌شود. مردی از کوهستان که خواست روستايی بماند با آنکه چشمش به مظاهر تمدن تکنولوژيک غرب روشن شده بود...

  نظرات ()
بازي رايانه اي فقط يك تفريح بي خطر نيست! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۳

لوموند ديپلماتيک: «... اين نوع استفاده از بازيهاي رايانه اي در جهت اهداف سياسي، از آنجهت بيشتر مزورانه است كه رمزها و مآخذ آن بر عموم مردم ناشناخته باقي مانده است. همه ميدانند كه يك بازي رايانه اي چيست، اما در انتها تعداد اندكي از والدين قادرند فرزندان خود را در كشف اين رسانه همراهي كنند. و بهمين دليل تحت تاثير قراردادن آنها بازهم آسانتر است ...»

توضيح: خيلی بد است که من اين همه از لوموند می‌نويسم. همه‌اش تقصير آن‌هايی است که به آدم تلقين می‌کنند هر چيزی خارجی اش بهتر است!

  نظرات ()
Windows has a half-life نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢

dive into mark: "...Every installation of Windows naturally degrades along a logarithmic curve until it becomes annoying, then unbearable, then unusable. Each successive revision of Windows has featured a slightly longer half-life. Back in the day, Windows 95 would last me about 3 months, while my copy of Windows XP has lasted me almost 9..."

  نظرات ()
e-anything! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢

به عنوان بخشی از دولت الکترونيکی، دستگاه ديپلماسی هم به فکر ديجيتالی شدن است. در سايت ديپلماسی ديجيتال ايران بخش‌های جالبی از جمله راهنمای اينترنت برای سفيران و سفارتخانه‌ی مجازی وجود دارد.

  نظرات ()
پروپاگاندا که می‌گويند اين است! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢

عکس‌های خبری Yahoo از رژه‌ی ديروز تهران را ببينيد. به عکس‌های تکِ سرباز‌ها دقت کنيد.

  نظرات ()
امان از Spam نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢

اين spammerها ما را بيچاره کردند. مجبور شدم ايميل اصلی‌ام را از گوشه‌ی صفحه بردارم. راه بهتر کاری است که blogsky می‌کند. يعنی يک صفحه‌ی ارتباط با نويسنده درست کنی. طرف بيايد پيامش را بنويسد و سيستم خودش به شما ميل بزند.

  نظرات ()
تا دير نشده بشتابيد به سمت لينوکس! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/٢

آقايان و خانم‌هايی که هنوز باورتان نيامده است اين يکی را چه می‌گوييد؟ چه خوشتان بيايد چه نيايد با تلاش‌های پيگير شريفی‌ها به خصوص اساتيد و دانشجويان معظمه‌ی دانشکده‌ی پرافتخار کامپيوتر شريف لينوکس سيستم عامل ملی شده است و من به شخصه نه حمايت می‌کنم نه مخالفت. ما اين وسط استفاده‌ی خودمان را می‌بريم!

واقعيت اين است که ما هم بيش از حد پياز داغش را زياد می‌کنيم. در گوشی عرض می‌کنم از لينوکس بهتر هم است. Geek Style را ببينيد با BSD چه حالی می‌کند. (اما نه به عنوان Desktop OS)

  نظرات ()
خداحافظ شريف! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٧/۱

دوازده تا بيشتر گيرم نيامد. سه تا اختياری + ذخيره و بازيابی + ۳ تا آز + پروژه (۱۸ تا) می‌ماند برای ترم بعد. کاش لااقل ذخيره و بازيابی اين ترم ارائه می‌شد. اين طوری ديگر هيچ درس کامپيوتری نمانده بود که قبل از کنکور نخوانده باشم.

  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب