حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
یک تجربه‌ی جالب وبلاگی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٢٩
پستی که چندی پیش در این وبلاگ به نقل از پدرم نوشتم مورد توجه بسیاری قرار گرفت. نظراتی که برای آن گذاشته شد از هر پستی که در چند ماه یا چند سال اخیر نوشتم بیشتر شد. همین نشان می‌دهد که تفاوت از کجاست تا به کجا.

دلم می‌خواهد این تجربه را ادامه دهم اگر توفیق همراه شود.
  نظرات ()
کنار گذاشتن - از کنار گذشتن نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٢٥
در نظرات پست قبلی دوستی گفته است می‌توان آدم‌های آن چنانی را کنار گذاشت. برایش گفتم عملاً مقدور نیست چرا که بعضی اوقات این افراد شامل نزدیکان و دوستان هم می‌شود. حتی پدر و مادر، همسر یا فرزند. اگر بخواهی این نگاه را داشته باشی با توجه به شیوع این صفت رذیله در جامعه باید با خیلی‌ها قطع رابطه کنی. راهکار جایگزین کنار گذاشتن، کریمانه از کنار گذشتن است. و اذا مروا باللغو مروا کراما
  نظرات ()
تمرین سخن سخت شنیدن! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٢٤
چند روزی است که دارم یک تمرین یا به عبارتی ریاضت برای خودم تدوین می‌کنم. فکر می‌کنم اگر به این مهارت دست یابم خیلی در زندگی جلو بیفتم. بسیار سخت است و فعلاً ناامید. باید به دنبال تمرین‌های اثبات‌شده‌ای در این زمینه باشم. این ایده را با شما مطرح می‌کنم شاید چیزی به ذهنتنان برسد.
در زندگی روزمره افراد بسیاری به شکل حضوری و غیرحضوری با زبانشان انسان را می‌گزند. بعضی وقت‌ها این گزش‌ها خیلی دردناک‌تر از زخم شمشیر است. بعضی وقت‌ها خنجر از پشت است. بعضی اوقات حتی از دوستان و نزدیکانی که انتظار نداری می‌شنوی! اگر انسان خودش را در برابر این زخم زبان‌ها نساخته باشد از پا در می‌آید. به خصوص که در موقعیتی قرار گرفته باشد که در چشم باشد یا با افراد زیادی سر و کار داشته باشد.
اگر اندکی تأمل کنیم خیلی سخت است. هر یک از ما نسبت به عزیزانمان، اعتقاداتمان، اصول جوانمردی‌مان حساسیت‌هایی داریم. مثلاً اگر کسی به مادرمان بی‌احترامی کند غیرتی می‌شویم و به قول معروف می‌خواهیم خرخره‌اش را بجویم. ممکن است این را جزو اصول لوطی‌گری هم بدانیم. اگر به منابع حقیقت مراجعه کنیم می‌بینیم به هیچ وجه رفتار توصیه‌شده‌ای نیست. مگر نشنیده‌اید که امام باقر در جواب آن مردی که به مادرش بی‌احترامی کرد چه برخوردی کرد؟
لازم است که تمرین کنیم و باور کنیم که در جواب همه‌ی نامردی‌ها، تهمت‌ها، غیبت‌ها و ناسپاسی‌ها می‌توان صبور بود و زبان به مقابله نگشود. بلکه به زیبایی پاسخ گفت. این‌ها را برای نفس سرکش خودم می‌گویم که شاید تلقینش شود.
چه قدر این روزها وعظ در جامعه‌ی ما کم شده است و جایش را محتواهای سست مصنوع بشر گرفته است. روح مؤمن به وعظ نیاز دارد چه از جانب خودش چه از جانب دیگران و توفیق الهی.
  نظرات ()
شرم‌آور، تأسف برانگیز نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٢۳
یکبار برنامه‌ی طنزی در تلویزیون نشان می‌داد که نکته‌ی ظریفی داشت و در ذهنم مانده است. فردی که به پیشرفت شاخصه‌های فرهنگی کشور علاقه داشت بعد از اینکه در اخبار شنیده بود میانگین کتابخوانی در کشور کمتر از چند دقیقه در سال است برای اینکه این ضعف و عقب‌ماندگی را پوشش دهد رفته صدها کتاب از بازار خریده بود و شبانه روز داشت آن‌ها را می‌خواند تا این شاخصه بالا رود.

در دل این حکایت نکته‌ی ظریفی است که بعد از اطلاع از خبر قرار گرفتن ایران در آخرین جایگاه فناوری اطلاعات در بین کشورهای دنیا در ذهنم تداعی شد. واقعیت این است که انسان‌های باوجدان نمی‌توانند از خواندن چنین خبرهایی متأثر نشوند و جوششی در راستای کاهش این شکاف‌ها در ایشان به وجود نیاید. بعضی وقت‌ها چنان می‌شود که انسان احساس می‌کند باید یک تنه این بار را بر دارد و هر چه تلاش می‌کند باز هم این شاخصه تکانی نمی‌خورد. واقعیت آن است که اگر این حرکت و این جوشش درون تصمیم‌گیران و سطوح بالاتر رخ دهد قاعدتاً تأثیرش به مراتب بیشتر خواهد بود و کار ما که در این پایین نشسته‌ایم نیز راحت‌تر. «در عشق تو عافیت حرام است»

در شروع سال جدید با یکی از بزرگان و مشهورین این صنعت که احوالپرسی می‌کردم گفت ببینیم در این سال جدید می‌توانید کمر IT مملکت را راست کنید. گفتم با کمک شما انشاء الله. به هر حال بدون همکاری و همفزایی نمی‌شود.
  نظرات ()
درباره‌ی TRIZ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/۱۱
یکی از کسانی که به گردنم حقی دارد و روزگاری سمت معلمی بنده را داشته است برایم از موضوعی به نام TRIZ گفت. ازم خواست که هر کاری که می‌توانم بکنم تا این موضوع را در کشور به طور جدی دنبال کنم و توجه تصمیم‌گیران را به آن منعطف کنم. درباره‌ی فواید آن نکاتی می‌گفت باورنکردنی. من یکی دو بار درباره‌ی آن مطالعه‌ي مختصری کردم. به نظرم نرسید که منطبق بر توصیفاتش باشد. این نگاه را به ایشان اعلام کردم. گفت شما ورق زده‌اید و دقیق نخوانده‌اید. برای شاهد مثال گفت NASA کسی که مدرک TRIZ نداشته باشد استخدام نمی‌کند و ...

ایشان مرا مکلف کرده است که به دلیل آگاهی باید سهم خودم را ادا کنم. این هم نحوه‌ی ادای سهم من. شما که وقت دارید بروید بخوانید و اگر چیز هیجان‌انگیزی دست‌گیرتان شد مرا هم در جریان بگذارید.
  نظرات ()
جستجو به دنبال متن انگلیسی سند چشم انداز ۲۰ ساله‌ی ایران نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٩
من امروز هر چه به دنبال متن انگلیسی سند چشم‌انداز ۲۰ ساله‌ی ایران در اینترنت گشتم چیزی پیدا نکردم. حتی فارسی‌اش هم چیزی پیدا نکردم. به سایت مجمع مراجعه کردم. زیربخش‌ها از کارافتاده بود. سایت سازمان مدیریت هم تنها نسخه‌ی اسکن‌شده‌اش را گذاشته بود. مطمئن هم نیستم به طور کامل.

این که گفته می‌شود در تولید محتوا مشکل داریم یعنی همین دیگر.
  نظرات ()
حساب‌کشی به نقل از سی و یک شب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٧
داستان حساب‌کشی را به نقل از وبلاگ سی و یک شب بخوانید:

یک روز بهلول به میدان شهر رفت و هیمنه ای از آتش فراهم کرد و دیگی را وارونه بر روی آن نهاد.مردم گرداگردش را گرفتند و ولوله پیچید.بهلول گفت: نترسید! امروز می خواهم بازی کنیم.

هرکدام از ما بالای دیگ می رود و دارایی هایش را می گوید و بعد پایین می آید.

اول از همه هم خودش به روی دیگ رفت و سریع گفت:« من بهلولم .از مال دنیا هیچی ندارم.» و پایین آمد

نوبت به بقیه رسید.تا می آمدند دارایی هایشان را بیان کنند پایشان شروع می کرد به سوختن و سریع خلاصه اش می کردند و مثلا می گفتند :من خواجه فلانی پنج تا خونه و سه تا مغازه و چند تا باغ و ... دارم.

جماعتی که آن بالا رفته بودند و کسانی که بهلول بهشان پیشنهاد بالا رفتن می داد دادشان در آمد که مرد حسابی این چه بازی است.و بهلول هم پاسخ داد:

«شما که توی این دنیا نمی توانید تحمل کنید برای آن دنیا چه می کنید!»
  نظرات ()
امیدوارم اشتباه خبرنگار در انتقال خبر باشد. نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٦
محامدپور تصريح كرد: اگر بخواهيم شبكه اينترنت ملي راه‌اندازي كنيم نيازمند ايجاد مراكز ديتاسنتر در هر سازماني هستيم.

خداوند عاقبت همه‌مان را ختم به خیر کند. عاقبت به خیری در عین سادگی به دلیل کثرت استعمال موضوع مهمی است.
  نظرات ()
باز هم گزارشات خبری غیرعلمی و غیردقیق در حوزه‌ی فناوری اطلاعات نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٦
باز هم قضیه‌ی کم اطلاعی روزنامه‌نگاران حوزه‌ی فناوری است. باز هم قضیه‌ی پروژه‌ي لینوکس فارسی است. پیشتر هم گزارشاتی از این دست منتشر شده بود و من اعتراضم را به نحوه‌ی نقد بیان کرده بودم.

من هم مانند بسیاری به پروژه‌ی لینوکس فارسی نقدهایی دارم. در عین حال که از این پروژه متنفع بوده‌ام. نقد هم یعنی خوب و بد را دیدن. التبه اشکال هم ندارد که اگر کسی خوبی‌ها را نگفت اما نباید فقط بدی‌ها را ملاک قضاوت قرار داد و نتیجه‌گیری کرد. از آن بدتر نباید کم‌سوادی خودمان را هم قاطی نقد کنیم. اگر مطمئن نیستی که چیزی اشتباه است نگو.

ایتنا گزارشی تحت عنوان «فرصتی که از دست رفت» درباره‌ی پروژه‌ی لینوکس فارسی تهیه کرده است. اتفاقاً من هم مانند آن‌ها به پروژه‌ی فارسی‌سازی horde به شدت نقد دارم و معتقدم یکی از پروژه‌هایی است که به وضوح در آن نابسامانی و عدم رعایت موازین وجود داشت. قبلاً هم در اینجا نوشته بودم به خود مدیر پروژه‌ي لینوکس فارسی، دکتر خوانساری، بعضی از اعضای کمیته‌های فنی یا راهبردی هم منتقل کردم. از من خواستند که گزارشی از مشکلات خروجی‌های این پروژه‌ بنویسم که خوب من کوتاهی کردم و فرصت نشد. با این حال جانب انصاف را باید رعایت کرد و حرف‌های کم سوادانه نزد. اینکه شما وقتی وارد horde می‌خواهی بشوی می‌توانی زبان فارسی را انتخاب کنی و بخشی از واسط کاربر را به فارسی ببینی خوب از نتایج همین قرارداد پروژه‌ی فارسی‌سازی horde است! به نظر می‌رسد نویسنده فکر کرده است که این خود به خود از پیش وجود داشته‌است.

ادعای دیگر مبنی بر آسان بودن ترجمه‌ی چنین نرم‌افزارهایی علاوه بر این که غیردقیق است چون وابسته به حجم پیام‌ها می‌باشد بیشتر آسان‌انگاری است. معنی این حرف کم‌اهمیت دانستن ترجمه‌ی متون فنی است. و گرنه به نظرم کاری است که باید بسیار سنجیده انجام شود.

اشتباه دیگر نگارنده این است که تصور کرده است فارسی‌سازی معادل ترجمه است. از آن خنده‌دارتر ادعای نویسنده است: «برنامه‌نويسان حق دريافت هزينه براي انجام چنين پروژه‌هايي ندارد.» این مطلب از کدام سند حقوقی در آمده است؟

این چند مورد که اشاره کردم تنها از باب آن است که نشان دهم چه قدر می‌تواند یک گزارش در حوزه‌ی فناوری به ظاهر موجه خالی از حقایق باشد. در گزارش اشاره‌شده مواردی از این دست زیاد است که قاعدتاً پاسخگویی به آن از وظایف روابط عمومی طرح ملی لینوکس فارسی است.
  نظرات ()
پیرو یادداشت قبلی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٤/٦
گویا یادداشت قبلی برای بعضی دوستان عجیب و ثقیل آمده بود. برای من این عجیب بود که چرا برای بعضی چنین صحبتی ناخوشایند است؟ فکر می‌کردم خیلی‌ها از این ایده استقبال کنند. به هر حال من خودم از نزدیک این موضوع را درک کرده‌ام. بعضی از آشنایان و رفیق‌نمایان هستند که خیلی کارها از دستشان بر می‌آید به واسطه‌ی توانایی‌ها یا ارتباطات ولی حاضر نیستند برای کسی کاری کنند. کار کسی را راه بیاندازند. اگر دستشان به فلان وکیل یا وزیر می‌رسد سفارش مظلومی را بکنند و ...

در حالی که این موضوع در مشی امامان هم دیده شده است که برای فلان کس به حاکم فلان‌جا که از دوستان بوده است سفارش کرده‌اند که کمتر ازش مالیات بگیرند (نقل به مضمون. لطفاً تصحیح کنید.)

حالا این کجایش بد است؟ اگر انسان آبرو و اعتباری کسب کرده است و چهار جا می‌شناسندش یا قبولش دارند از این استفاده کند و کار چهار تا آدم دیگر را راه بیاندازد؟

امیدوارم این توضیحات ابهامات قبلی را بر طرف کرده باشد.
  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب