حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
هدیه‌ی شب عید نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/٢٠
به نظرم یکی از ارزشمترین هدایا که کمتر هم مرسوم است کتاب است. هدیه‌ی شب عید من به شما کتاب زیر:

http://www.makaremshirazi.org/books/persian/JENSI.FAR/index.html

به خصوص شما که در سن و سال ازدواج هستید.

پی‌نوشت: بدیهی است که خواننده‌ی حرفه‌ای هر متنی را با دید نقادانه می‌خواند. من شخصاً در این کتاب نکات مهمی دیدم که لزوماً به عنوانش هم مربوط نیست.
  نظرات ()
عجب تفاهمی! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/۱٧
بدون هیچ نسبتی من نیز مدت‌ها است که دقیقاً به نتیجه‌ی آقای قالیباف رسیده‌ام و حتی با بعضی از دوستان نزدیک هم در میان گذاشته‌ام که می‌توانند شهادت دهند. قالیباف مطرح کرده است که مشکل اصلی شهر ما چیزهایی نیست که اغلب به سراغ آن‌ها می‌رویم بلکه بیشتر مربوط به حوزه‌ی فرهنگی و حقوقی می‌شود.

من می‌خواهم آن را تعمیم دهم و بگویم مشکلات اساسی کشور ما از این دو حوزه نشأت می‌گیرد. اگر بخواهم بیشتر تعمیم دهم می‌گویم مشکلات اساسی هر ملتی. اگر کشوری نیز پیشرفته به نظر می‌رسد اگر دقت کافی شود معلوم می‌شود پیشرفتی که در حوزه‌ی حقوق و علوم انسانی کرده است بسیار جلوتر از ما است. منظورم درستی یا غلطی البته نیست.

توضیح این مسأله مفصل است. من به تجربه در محیط کار با دستگاه‌های مختلف حکومتی و غیر حکومتی و در مراوده با کشورها و شرکت‌های خارجی به این نکته دست یافته‌ام. فکر نمی‌کنم اثباتش خیلی سخت باشد. مهم این است که از این به بعد بیشتر روی اصلاح این دو حوزه تمرکز کنیم. باور بفرمایید من در محیط کاری خودم هر وقت از مشکلات مستأصل می‌شوم و به فکر ریشه‌یابی می‌افتم آخرش به همین نتیجه می‌رسم. کاش از اولش به این فکر باشم!
  نظرات ()
یا ملین الحدید لداود علیه السلام نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/۱٧
یکی از دعاهایی که توصیه شده است در شب‌های دهه‌ی آخر ماه مبارک رمضان بسیار خوانده شود دعای زیبای زیر است. کوتاه است غافل نشویم. رندی که می‌گویند همین است دیگر!

يا ملين الحديد لداود عليه السلام , يا كاشف الضر و الكرب العظام عن أيوب عليه السلام، أي مفرج هم يعقوب عليه السلام، أي منفس غم يوسف عليه السلام، صل على محمد وآل محمد كما أنت أهل لأن تصلي عليهم أجمعين، وافعل بي ما أنت أهله، ولا تفعل بي ما أنا أهله.
  نظرات ()
ادخال سرور نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/۱٤
کمتر شده است که در اینجا طنز بنویسم.  امشب به سرم زد دو مطلب خنده‌آور که اخیراً برخورد کردم را جهت ادخال سرور در قلوب مؤمنین بیاورم!

۱- پریشب پشت یک ماشین نوشته بود: «رفیق بی‌کلک مادر زن!»

۲- دیشب که از مسجد بازار بیرون می‌آمدیم تراکم جمعیت بسیار بالا بود و ترافیک انسانی باورنکردنی. جمعیت در کوچه‌های تنگ بازار به کندی در حال حرکت بود. یک نفر را سوار بر ویلچر آوردند و از مردم خواستند راه باز کنند. مردم هم راهی باز کردند تا آن ویلچری سریع‌تر خارج شود. یکی بلند گفت: «بچسبون پشت آمبولانس برو!» به طرز باورنکردنی عده‌ای از راه باریکه‌ی ایجاد‌شده استفاده کردند و با فشار به همدیگر و ویلچری پشت سرش راه افتادند. آدم در کار این مردم و ابداعات ذهنی‌شان می‌ماند.
  نظرات ()
با مادربزرگ - ۱ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/۱۱
مادربزرگ مادری‌ام خاله‌ی پدرم است و از قدیم با ما زندگی می‌کند. در واقع یک جورهایی من دو مادر داشته‌ام و مادر بزرگم هم به اندازه‌ی مادرم در زندگی‌ام نقش داشته است. مادربزرگم بسیار خوش‌قلب و خوش زبان است. با این که بیش از ۹۰ سال سن دارد و از هزاران درد رنج می‌برد امروز دیدم چند قابلمه برده است سر حوض بشوید. جالب آن که برای راه رفتن عادی‌اش باید دستش را گرفت! اما تا اندکی جانی می‌یابد غیرتش اجازه نمی‌دهد بی‌کار بماند. همواره دعا می‌کند کاش خوب شوم تا کمک مادرت کنم!
بعد آمده است دعاهای روز و غیره را بخواند. مرا نگه داشته است که ببین من «یا علی و یا عظیم» را درست می‌خوانم. گوش می‌کنم دو اشکال اعرابی کوچک دارد. می‌گویم مادربزرگ از تو قبول است. بعد می‌گوید توی مفاتیح دعای «اللهم ادخل علی ...» را برایم پیدا کن. نکته‌ی جالب آن است که تا چند سال پیش تصورش آن بود که فقط قرآن و دعا بلد است بخواند. من متوجهش کردم که وقتی می‌توانی عربی بخوانی به طریق اولی فارسی هم خواهی توانست. یک مقدار متن فارسی جلویش گذاشتم و خواند. اما هنوز هم بیشتر سراغ دعا و قرآن می‌رود. گاهی تیتر روزنامه‌ای یا کتابی را می‌خواند.
با این سنش حافظه‌ی بسیار قوی دارد و کلی شعر، قرآن، دعا و خاطره به یاد دارد که به مناسبت‌های مختلف به کار می‌برد. با آن که در زندگی بسیار رنج کشیده است روحیه‌ی فوق‌العاده عالی دارد. به شدت به زندگی امیدوار و اهل خوشی است. خدا برایم نگاهش دارد.
  نظرات ()
آدم‌ها از دور قشنگ‌ترند نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/۸
شاید زیاد شنیده باشیم که آدم‌ها از دور قشنگ‌تر به نظر می‌رسند. وقتی به ایشان نزدیک می‌شوی تازه دستت می‌آید. خوب شاید یک راه ساده‌تر زیستن در این زمانه این باشد که زیاد به آدم‌ها نزدیک نشوی. موافقید؟
  نظرات ()
روزه‌مان خراب شد! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٧/٧
برای اولین بار در عمرم دو روز از ماه رمضان، چهارشنبه و پنج‌شنبه، را در سفر گذراندم. حس بد و سختی است. شیراز شهر سرسبز و بزرگی به نظر می‌آمد. غیر از سعدی، حافظ و رستوران هتل چمران فرصت نشد جای دیگری را ببینم. قرار شد حتماً سفر دیگری سر فرصت برویم. خودشان می‌گفتند اردیبهشت شیراز دیدنی است.
شرکت‌های شیرازی فعال در فناوری اطلاعات جلوتر از بسیاری شهرستان‌ها هستند. این را قبل از سفر می‌دانستم و در سفر بیشتر آشنا شدم.
  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب