حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
jdicdl.ir نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۸/٢٤
سلام،

www.jdicdl.ir در دسترس است! بیشتر جهت به دست‌آوردن بازخورد جامعه‌ی کاربران است. برایم جالب است که چنین سایتی با همه‌ی ضعف و قوتش چه جایگاهی می‌تواند به دست آورد. یک جورهایی تست بازار است.
  نظرات ()
تجمل‌گرایی همان اسراف است! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۸/٢٢
امام صادق (ع) فرمود آیا گمان می‌کنی کسی که خدا به او مال عطا کرده به او احترام کرده و به هر که نداده او را کوچک شمرده است؟ نه چنین است و مال مال خدا است و آن را امانت نزد مردم می‌گذارد و به آن‌ها اجازده می‌دهد که بخورند و بیاشامند و بپوشند و ازدواج کنند و مرکب تهیه کنند. همه‌ی این‌ها از روی میانه‌روی بدون اسراف و تبذیر باشد و آن چه ماند به فقرا بدهند و هر کس چنین کند استفاده‌ی او حلال است و بیش از اندازه اگر مصرف کند بر او حرام است. سپس فرمود: «لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین» آیا خدا را نمی‌بینی که به انسان نسبت به مالی که به او عطا کرده است اعتماد کرده است. آیا مجاز است اسبی را ده هزار درهم بخرد در حالی که کافی‌اش است اگر اسبی را به بیست درهم بخرد؟ آیا مجاز است کنیزی را به هزار دینار بخرد در حالی که کافی‌اش است اگر کنیزی بیست دیناری بخرد؟ سپس فرمود:«لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین»

اصل سند: http://www.alseraj.net/3/index2.shtml?61&70&65&1&38

پی‌نوشت: آشنایی با مفهوم بالا از برکات پدر است. از هیچ کس دیگر مشابهش را ندیدم و نشنیدم. پس این را هم جزو سری پدر که قبلاً قولش را داده بودم حساب کنید.

  نظرات ()
خواهرزاده‌ها! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۸/۱٧
صندوق پیامک‌هایم را که نگاه می‌کنم از بالا چهار تا پیامک از اقوام نزدیک است که هر کدام درخواست کمکی دارند. سه تایش از خواهرزاده‌هایم است. تا وقتی کوچک‌تر بودند درس، حالا که بزرگ‌تر شده‌اند کار. درس باز ساده‌تر بود. وقتی می‌گذاشتم و مشکلاتشان را حل می‌کردم. اما پیدا کردن کار واقعاً سخت است. خیلی دلم می‌خواهد کمکشان کنم و زیاد به فکرشان هستم. بیشتر کارهایی که من سراغ دارم فنی است. خدا کند که مجرای خیر شوم و بتوانم کاری برایشان بکنم. می‌توانم درکشان کنم. بی‌کاری برای یک جوان واقعاً سخت است.
  نظرات ()
کسب تخصص و تجربه زمان‌بر است! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۸/۱٤
عنوانش ساده است و شاید بدیهی. فکر می‌کنید ما از کجا ضربه می‌خوریم؟ از رعایت نکردن همین بدیهیات که همه‌مان به آن اذعان داریم. مگر نمی‌دانیم دروغ گفتن بد است؛ غیبت کردن بد است؛ تنبلی بد است؛ سخن‌چینی بد است؛ افشای راز بد است و ... این یکی را هم به آن اضافه کنید.

با اینکه بارها تجربه کرده‌ام اما باز بعضی وقت‌ها یادم می‌رود که ورود به هر عرصه‌ی جدیدی نیازمند شناخت آن حوزه و کسب تجربه است. هر چند که ممکن است ابتدا مسائل ساده به نظر برسد ولی در عمل و اجرا، ظرافت‌هایی وجود دارد که جز به تجربه و تمرین به دست نمی‌آید. در تخمین زمان و هزینه‌هایتان سعی کنید حتی‌المقدور این ظرایف را پیش‌بینی کنید و حاشیه‌ی ریسک کافی در نظر بگیرید.

این حرف که زدم مختص کارهای فنی نیست. در اطرافم کسانی بودند که سراغ کسب و کارهای ساده‌تری مثل ساندویچی رفتند و در عمل ظرافت‌ها و دشواری‌هایش را دیدند. نمی‌خواهم بترسانم. می‌خواهم بگویم انتظار میانبر در زندگی‌تان نداشته باشید. هر کاری ظرافت‌ها و دشواری‌های خاص خود را دارد و اصطلاحاً برای موفقیت در یک حرفه یا حوزه‌ی کاری باید در آن استخوان خرد کنید. بدترین کار تغییرات شدید در حوزه‌های کاری است.

پی‌نوشت: الآن که فکر می‌کنم به نظرم عدم ثبات نشانه‌ی بی‌برنامگی و بی‌هدفی است. آدم باید خودش را مقید در یک سری چارچوب کند. و گرنه رهایی و یلگی باعث اتلاف عمر می‌شود.
  نظرات ()
منتظر باشید پست‌های خوبی در راه است! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۸/۱۳
سلام،

نه آن که حرف برای گفتن نباشد. فرصتش نبوده است. در این چند هفته به شدت گرفتار تهیه‌ی چندین پیشنهاد، قرارداد و بازدید بودم. یکشنبه و دوشنبه در حوالی عسلویه پرسه زدیم. این طوری شد که چهارشنبه زنگ زدند که الا و لابد هر کاری دستتان است زمین بگذارید یکشنبه بیایید پالایشگاه جم. واقعاً سفر خسته‌کننده‌ای بود. خودشان هم بسیار پایه و با انرژی بودند. از ساعت ۱۱ صبح که رسیدیم تا ۲۱ در جلسه بودیم.

سه‌شنبه تا ۲۲ شب برای شرکتی دیگر که از شیراز آمده بود ارائه داشتیم. این وسط‌ها هم یکی پیدا شده است می‌گوید پول می‌دهم برو برای ما Type Approval بگیر. دنبال کردم دیدم مرا از چه راه دور از ذهنی پیدا کرده است. Networking وقتی زیبا می‌شود که گره‌هایت از مرزهای جغرافیایی بگذرد. خوشبختانه بخش عمده‌ای از کاری که با ریاست جمهوری شروع کرده بودیم تحویل دادم و خلاص شدم. به قول رفیقمان کار شری است. دردسرش زیاد است و بعید است به نتیجه برسد. من که بریده‌ام و بعید است بیش از این با ایشان جلو روم.

چند تا پست پیش‌نویس کرده‌ام که به زودی منتشر می‌کنم.
  نظرات ()
Cache + SAN نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۸/۱
فکر می‌کنید چه می‌شود؟ ایده‌ی خوبی است، نه؟ بیش از یک سال است که در سرم است ولی هیچ گاه امکان تستش نبوده است. یک جستجوی اولیه هم مرا به چیزی رهنمون نکرد.

بی‌صبرانه مشتاقم ببینم چه می‌شود. اگر به نتیجه‌ی خوبی رسیدم خبرتان می‌کنم.
  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب