حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
نتیجه‌ی تست روانشناسی! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٢۸
یک تست روانشناسی مربوط به «سایت راهکار مدیریت» را زدم جواب زیر آمد:

«در نظر سایرین فردی زحمتکش هستید اما متأسفانه گاهی اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بی‌نهایت ملاحظه کار به نظر می‌رسید. زحمتکشی که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بر دوش می‌کشد و بدون فکر و بر اساس تحریک لحظه‌ای و آنی هرگز نظر نمی‌دهد. دیگران می‌دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را می‌سنجید و سپس تصمیم می‌گیرید.»
  نظرات ()
سوپور خوب! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٢٧
یکی از اقوام ما از جراحان فوق متخصص قلب و بسیار خوب کشور است. یک نصیحتی می‌کرد که برایم خیلی آموزنده بود. با آن که خودش و خانمش دارای تحصیلات عالیه از داخل و خارج کشور هستند می‌گفت من هیچ گاه به بچه‌هایم اجبار نمی‌کنم که درس بخوان دانشگاه قبول شوی یا فلان کاره شوی. می‌گفت اساساً تعیین نمی‌کنم چه کاره شوند و چه کار می‌خواهند بکنند. فقط می‌گویم اگر می‌خواهی سوپور هم شوی سعی کن سوپور خوبی باشی!

این حرفش واقعاً حرف پر مغزی است. سعی کنید هر کاری دستتان است خوب انجام دهید. این طوری دنیا آباد می‌شود.

راستی این واژه‌ی سوپور املای درستش همین است؟ ریشه‌اش چیست؟
  نظرات ()
بت‌شکنی و خرافه‌ستیزی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٢۳
یکی از مقدس‌ترین وظایف ما شکستن مقدسات دروغین است. برای نمونه، شکستن هیمنه‌ی آداب و رسوم بی‌ریشه و بت‌های پیچیده‌ی بشرساخته در امر آسان ازدواج. برای این هدف مقدس نیاز به نهضت، شهامت و یک لشگر خط‌شکن از زوج‌های جوان است. باید به جای پیروی از آداب تکراری ابتکار و نوآوری را ترویج کرد که شیرین‌تر هم خواهد بود. خواندن این مقاله سبب نوشتن شد. دو بخش مهم‌اش را در زیر آورده‌ام:

«... بايد نهضتي برضد ازدواج هاي پر خرج و تشريفاتي به وجود آورد كه هزينه هاي زيادي را مي بلعد و نابود مي كند و انگيزه اي جز چشم و هم چشمي و رقابت هاي مخرب ندارد. بايد با الهام از دستورات عالي اسلام با هرگونه تجمل پرستي و خرج تراشي هاي بي دليل در امر ازدواج به شدت مبارزه كرد. بايد در فرهنگ عمومي اين باور ايجاد شود كه خرج تراشي و هزينه هاي زياد در مراسم مختلف ازدواج نه دليل شخصيت ، نه نشانه ي آبرو و نه موجب تحكيم پيوند زناشويي است . ريشه ي بسياري از كدورت ها ، اختلافات خانوادگي و جدايي ها را بايد در همين آداب و رسوم غلط ، در همان شب هاي جشن و سرور پرخرج ، تقيد به مشتي آداب و رسوم غلط و توقعات بيجا و توجه افراطي به ظواهر مادي به هنگام خواستگاري جستجو كرد. افسوس كه تقليدهاي كوركورانه ، چشم و هم چشمي ها، آبروهاي خيالي بدتر از هر بي آبرويي و خواب هاي خرگوشي مرگبار، بعضي مغزها را منجمد كرده و از درك حقايق و واقعيت هاي ازدواج باز داشته است كه حاصلي جز اضطراب ، افسردگي ، تظاهر و زندگي بي روح و نشاط و اختلالات عصبي و رواني ندارد...
....
نكته عجيب و قابل تأمل و تحقيق اين است كه گروه عمده اي از خانواده ها كه از اين پيرايه ها و تشريفات زايد و كمر شكن شكايت دارند، ناله مي كنند و درمقام بحث با اين گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گير مخالفت مي ورزند ، در عين حال غالباً به آنها پاي بندند و زماني كه خود به عنوان والدين پسر يا دختر در موقعيت قرار مي گيرند صورت مسئله را پاك كرده در دام آن تارهاي عنكبوتي افتاده و به مصيبت و خطا گرفتار مي شوند . شايد بتوان گفت كه يكي از دلايل اين تضاد عقيده و عمل ، عدم شهامت كافي و ضعف اراده و تفكر و ايمان آنها به مبارزه و شكستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است...»
  نظرات ()
غرق شدن در کامپیوتر! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٢۳
شنیده‌اید می‌گویند طرف خوره‌ی کامپیوتر است؛ در کامپیوتر غرق شده است؛ معتاد به کامپیوتر است و از این دست؟ چه چیزی در این فناوری است که این چنین آن را اغواانگیز کرده است؟ چه جاذبه‌ای در آن نهفته است که از کودک تا بزرگ‌سال را به خودش می‌کشاند؟

می‌گویند زرق و برق تکنولوژی چشم‌ها را چنان خیره می‌کند که مجذوب اطرافش را به سختی می‌بیند. درست مانند کسی که مدتی به خورشید خیره می‌شود و تا مدت‌ها اطرافش را درست نمی‌بیند.

معمولاً از مزایای کامپیوتر و فناوری‌های دیجیتال زیاد سخن گفته می‌شود اما معایب آن کمتر مد نظر قرار می‌گیرد. اغلب کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند دچار ناراحتی‌های جسمانی و روحی فراوان می‌شوند. واقعاً لازم است اطلاع‌رسانی‌های بیشتر در سطح جامعه نسبت به استفاده‌ی درست از این ابزار صورت گیرد. تشریح این موضوع گفتار مستقلی می‌طلبد.

بیشتر هدفهم از نوشتن این مطلب یک مطالعه‌ی موردی خاص است. عموم کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند حواسشان کاملاً متوجه کامیپوتر می‌شود و اطرافشان را نادیده می‌گیرند. حتی وقتی کسی سراغشان می‌آید و احوالی می‌پرسد، سراغی می‌گیرد یا سوالی می‌کند به سختی جوابش را می‌دهند. سعی می‌کنند به پاسخ‌های کوتاه و رافع تکلیف بسنده کنند. از آن بدتر حتی به خودشان زحمت نمی‌دهند که سرشان را برگردانند و مخاطبشان را نگاه کنند. این نوع رفتار برخلاف آداب، سنن و آموزه‌های ما است.

پیش از همه بگویم که خودم به شدت سال‌ها است به این مرض مبتلایم. خودم این رفتار خودم را به شدت تقبیح می‌کنم و از همه‌ی کسانی که مورد این رفتار بی‌ادبانه قرار گرفته‌اند عذر می‌خواهم. کامپیوتر در هیچ شرایطی نباید به عنوان هدف، مشغولیت ذهنی و مشغله‌ی یک انسان قرار گیرد و همواره باید جایگاه آن را در دیدگاهمان در حد یک ابزار تنزل دهیم. در پایان این پست لازم است از یک نمونه‌ی نادر در این زمینه یاد بکنم: پویا کریمیان! یادم نمی‌رود این بشر در اوج مشغولیت‌اش در سایت هر گاه می‌رفتی و ازش سوالی می‌پرسیدی، حتی سوالی کوتاه که انتظار داشتی همانطور که مشغول به کار با کامپیوتر است جواب کوتاهی بهت بدهد، کارش را قطع می‌کرد با تمام بدن بر می‌گشت و پاسخت را با حوصله و روی گشاده می‌داد. تا وقتی احساس نمی‌کرد پاسخت را گرفته باشی به کامپیوتر بر نمی‌گشت. این نوع مخاطبه مانند آن چیزی است که در سنن‌النبی درباره‌ی پیامبر آمده است.
  نظرات ()
دانشگاه Brunel نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٢٠
یکی از دانشگاه Brunel انگلیس مرتب این وبلاگ را می‌خواند. حس کنجکاوی است دیگر! دوست دارم بشناسمت!
  نظرات ()
تجربه بالاتر از علم است! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/۱٦
کوچک‌تر که بودم زیاد از بزرگ‌ترها می‌شنیدم «تجربه بالاتر از علم است» معلم‌های مدرسه نیز گاهی درباره‌ی این موضوع با ذکر مثال‌هایی سعی می‌کردند توضیح دهند. مثل اینکه فلان روستایی چیزی که فلان پزشک در کتابش می‌خواند به تجربه به دست می‌آورد.

با این حال من تا وقتی که درگیر کار جدی و سخت نشده بودم معنی‌اش را به خوبی درک نکرده بودم. اکنون بهتر می‌توانم درک کنم که معنای جمله‌ی بالا چه است. مثال بالا جز کوچکی از معنا را می‌تواند برساند. اگر ساختار رزومه‌هایی که برای یافتن کار نوشته می‌شود را دیده باشید یک بخش تحصیلات دارد و یک بخش سوابق. سوابق یا تجربیات بخشی است که برای استخدام‌کنندگان مهم‌تر است.

انتظار ندارید که برایتان توضیح دهم یعنی چه؟ گفتم خودم فهمیدم نگفتم که می‌توانم برایتان توضیح دهم! اما توصیه‌ام این است که اگر تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اید زیاد به تحصیلاتتان اتکاء نکنید. برای موفقیت در محیط کار چیزهای بیشتری لازم است.
  نظرات ()
نمونه‌ای از تأثیر شفاف‌سازی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/۱٢
دیده‌اید در سازمان‌ها و شرکت‌ها کارت ساعت می‌گذارند که ورود و خروج کارمندان را کنترل و ثبت کنند. مشکل آن جا بروز می‌کند که کارمندان به جای همدیگر کارت می‌زنند. از چند سال پیش شرکت‌های سازنده دستگاه‌های تشخیص اثر انگشت و سایر روش‌های هویت‌شناسی و ... را اضافه کردند. مشکل آن جا بود که این سیستم‌ها دقت کافی نداشتند و در تشخیص کند بودند یا نیاز به چندین بار سعی مجدد داشتند. همین باعث طولانی شدن صف‌های انتظار می‌شد. با استفاده از تکنیک شفاف‌سازی اخیراً بعضی به این روی آوردند که در ورودی یک نمایشگر در جایی که در دید همه باشد نصب کنند. هنگام که فرد کارتش را می‌کشد تصویر از پیش تعریف‌شده‌اش در نمایشگر نشان داده می‌شود. این شفاف‌سازی باعث می‌شود که خود به خود مسأله حل شود و اصولاً نیاز به ساز و کار کنترلی نباشد.
  نظرات ()
امروز چه رخ داده است؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/۱٢
امروز از صبح تا الآن نه موبایلم زنگ خورده است نه تلفن دفتر. این در نوع خودش یک رکورد محسوب می‌شود. هر روز از زنگ تلفن کلافه بودم و به کارهایم نمی‌رسیدم. شک برم داشت گفتم شاید موبایلم قطع شده است. خودم گرفتمش دیدم زنگ می‌خورد. خدا کند تا حداقل دو ماه بر همین منوال بگذرد!
  نظرات ()
دشمن دانا بلندت می‌کند - بر زمینت می‌زند نادان دوست نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٩
می‌پرسید چه طوری؟ هر دو وجه مسأله به روش‌های بسیاری قابل دستیابی است. من برای هر یک چند تا نمونه می‌آورم:

دشمن دانا بلندت می‌کند:

۱- وقتی با دشمن یا رقیب دانا، زیرک و کاربلد بخواهی مبارزه کنی برای عدم شکست باید خودت را قوی کنی.
۲- دشمن و رقیب دانا این فرصت را برایت فراهم می‌کند که روش‌های مبارزه و به طور کلی دانایی را ازش بیاموزی چه ببری چه ببازی

۳- به طور کلی قرار گرفتن در برابر دشمن دانا باعث قوی شدن خودت هم می‌شود.

بر زمینت می‌زند نادان دوست:

۱- راهنمایی غلط
۲- دوستی خاله خرس‌گونه - ضرر رساندن به خیال منفعت
۳- اثرگذاری ناخودآگاه و توسعه‌ی نادانی

  نظرات ()
باور بفرمایید عصبیت بد است! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٩
در ریشه‌ی مشکلات که می‌گردم سر از بدیهیات در می‌آورم. استدلال کردن درباره‌ی بدیهیات سخت است. بیشتر نیاز به وعظ است تا در دل جا بگیرد. به هر حال اینجا تا حدودی درباره‌ی موضوع عصبیت و تفاوت آن با عصبانیت توضیح داده است که خواندنش اکیداً توصیه می‌شود و موضوعی مبتلابه است.

  نظرات ()
یک هفته بی‌لپ‌تاپی! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٦
هفته‌ی سختی را گذراندم. هارد لپ‌تاپم دچار مشکل شد. حدود یک هفته مشغول بازگرداندن اطلاعات لپ‌تاپم بودم. اغلب چیزها همان طور که می‌خواستم برگشت و خوشبختانه فقط وقت زیادی ازم گرفت و از کارها خیلی عقب افتادم. آن چه که به اندازه‌ی اطلاعات برایم مهم بود تنظیمات و پیکربندی بود. چون واقعاً یک پیکربندی خوب برای برنامه‌های مختلف بسیار طول می‌کشد.
  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب