حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
Quick Facts را چه ترجمه کنیم؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۳٠
اصطلاح  Quick Facts زیاد به کار می‌رود. معنایش را می‌توانم درک کنم ولی نمی‌دانم چه معادل فارسی برایش بگذارم. شما چه ترجمه می‌کنید؟
  نظرات ()
هوای بهاری و کار با کامپیوتر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۳٠

حیاط منزل به نسبت سرسبز است. به خصوص پیچک سبزی که به دیوار چسبیده است و تا طبقه‌ی سوم، چهارم همسایه بالا رفته است و دیوار روبرو را کاملاً سبز کرده است. این درخت مو چقد مگر عمر می‌کند؟ از وقتی که من بچه بودم این درخت پیر بود. یک سال هم خشک شد ولی دوباره جان گرفته است و پارسال انگور داشت. ماهی‌های قرمز حوض هم خیلی زود می‌میرند. ماهی هم ماهی‌های قدیم. قبلاً بالای ده تا ماهی در حوض بود و کلی عمر می‌کردند. خیلی هم چاق و چاله بودند.

در این فضا لپ‌تاپم را آورده‌ام و روی میزی در بالکن منزل گذاشته‌ام. هوای این روزها حتی در تهران دل‌چسب است. نفس کشیدن و کار کردن در این فضا اگر چه با کمی خنکی همراه است هم توصیه شده است هم نشاط‌انگیز. صدای گفتگوی خانم‌های همسایه هم می‌آید در حالیکه ساعت نزدیک به سه صبح است. این‌ها خواب ندارند؟ شوهر چه طور؟

من پیشتر به بهار علاقه نداشتم یا به عبارت دیگر بدم هم می‌آمد. فصل مورد علاقه‌ی من پاییز بود. پاییز را خیلی دوست داشتم. علاوه بر آن به بهار حساسیت هم داشتم و ریزش اشک چشم و آب بینی و ... مزید نفرت بود. نمی‌دانم چه تغییری رخ داده است که سه سال است واقعاً از بهار لذت می‌برم و حساسیتم هم بر طرف شده است. شرایط جوی تغییر کرده است یا من تغییر کرده‌ام؟ 

  نظرات ()
OpenID نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۳٠

OpenID پاسخی است به مشکلی که همه‌ی کسانی که در دنیای اینترنت فعالند از آن رنج می‌برند. خودش در تبلیغاتش آورده است: forget online paperwork!

من از سال‌ها پیش آرزو داشتم که چنین سیستمی جا بیفتد. باورم نمی‌شد بشود بنیادی درست کرد و همه‌ی بزرگان این صنعت را دور یک میز جمع کرد که از باب رضای کاربر هم شده است توافقی بکنیم. سال‌ها پیش به عنوان یک آرزو مطرح کردم (فکر کنم در همین وبلاگ) و امید نداشتم به این زودی اتفاق بیفتد ولی خوشبختانه افتاده است و با سرعت خوبی در حال فراگیر شدن است. در حواشی‌اش خبرهای زیاد دیگری هم هست که خوب اگر علاقه داشته باشید خودتان می‌روید پیگیری می‌کنید.

  نظرات ()
مشکل پرینت معادلات در Word 2007 نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢٧

Word 2007 را که دیدم خوشم آمد. در واقع جذب ظاهرش شدم تا باطنش. باطنش شاید خیلی فرقی نمی‌کرد. بعد که کارم به جایی رسید که لازم شد چند معادله در نوشتارم بیاورم رفتم سراغ equation editor اش. خوب به نظرم خیلی قدرتمند و حرفه‌ای آمد و زود هم کارم را راه انداخت. خیلی خوش‌دست بود و سعی کرده است ضعفش نسبت به Latex را جبران کند.

تنها مشکلی که خیلی اذیت کرد و به نظر می‌رسد هیچ راه حلی هم ندارد چاپ نشدن درست فرمول‌ها است. جالب است که حتی در kb مایکروسافت هم هیچ چیزی در این باره نیامده است اگر چه در فهرست‌های پستی و انجمن‌ها به آن اشاره شده است. منتها در کل کم بود. هر چه راه‌حل و workaround بود را امتحان کردم ولی نتیجه رضایت‌بخش نیست. شاید بهترین‌اش ذخیره‌ی فایل در قابل word 2003 است. در این صورت معادلات به عکس تغییر می‌کنند و قابل ویرایش نیستند. اشکال این است که در این تبدیل فرمت مقاله و معادلات کمی به هم می‌ریزد.

از این رو خیلی از کنفرانس‌ها و ژورنال‌ها مقالات را در قالب Word 2007 فعلاً نمی‌پذیرند. توصیه‌ی من نیز به شما این است که گول ظاهر Word 2007 را نخورید و تا اطلاع ثانوی با همان Word 2003 کار کنید.

پی‌نوشت: لطفاً به راه حل اشاره شده در نظرات مراجعه کنید.

  نظرات ()
Macromedia FlashPaper نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢٧
یکی از بهترین محصولات و ابزارهایی که مغفول مانده است Macromedia FlashPaper است. با استفاده از آن خیلی کارهای می‌شود کرد. اصولاً فرمت swf جای خودش را در حوزه‌ی ارائه‌ی محتوا باز کرده است. مزایای زیادی دارد. من خودم هنوز فرصت نکرده‌ام که با استفاده از FlashPaper انقلابی در ارائه‌ی محتوا در سازمان‌مان ایجاد کنم. اما حتماً یک روز این کار را خواهم کرد.
  نظرات ()
سرآمدهای متفاوت در Word 2007 نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢٦

چون دفعه‌ی دومم است که دنبالش می‌گردم اینجا می‌نویسم که ثبت شود. فرض کنید با استفاده از Word 2007 می‌خواهید کتابی بنویسید. صفحات این کتاب ممکن است سرآمدی داشته باشد که عنوان کتاب و عنوان فصل در آن آمده باشد. در عین حال بعضی صفحات مانند صفحات اول کتاب یا صفحات اول هر فصل نباید سرآمد داشته باشند. هم‌چنین سرآمد هر فصل ممکن است متفاوت باشد. این کار را باید با استفاده از Section Break در Page Layout، گزینه‌ی Different First Page در بخش ‍Header and Footer Tools انجام داد. این موضوع در این وبلاگ خوب توضیح داده شده است.

 

  نظرات ()
دروغ به شوخی؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢٦

ما روایات بسیاری در مذمت دروغ، چه شوخی چه جدی، داریم. در اغلب این روایات تأکید شده است که بنده، طعم ایمان را نمی‌چشد مگر آن که دروغ را ترک کند چه شوخی چه جدی.

نمی‌دانم بعضی‌ها با چه توجیهاتی چنین جوازی برای خودشان صادر می‌کنند. به نظرم دلیلش بیشتر از آن جهت است که ما پوست کلفت شده‌ایم. به قول یکی از دوستان بچه که بودیم آموزشمان می‌دادند دروغگو دشمن خدا است. حالا دروغ نقل و نبات محافل شده است. اگر یک خرده سوادی هم داشته باشیم کلی استدلال در وجوب و لزومش هم ممکن است بچینیم. استدلال‌هایی مانند دروغ مصلحتی، دروغ شوخی، طوریه (توریه؟)، تقیه، دروغ سیزده و ... می‌بیند چگونه «چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا»؟

  نظرات ()
PayPal و Tor نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢٦

اگر حساب PayPal داشته باشید می‌دانید که بهره‌برداری از خدمات آن از آدرس‌های اینترنتی ایران
امکان‌پذیر نمی‌باشد. شاید به فکر بیفتید که از Tor یا Anonymizer دیگری بهره ببرید. باید توجه داشته باشید که PayPal به این مورد حساس است و ممکن است حساب شما را به حالت تعلیق ببرد. برداشتن محدودیت یک حساب نیازمند انجام تشریفاتی است که ممکن است چندین هفته طول بکشد و فعالیت تجاری شما را دچار اختلال کند. در این زمینه گزارش‌های زیادی در انجمن‌های مرتبط در اینترنت موجود است که می‌توانید مراجعه کنید.

اگر بپرسید خوب چه کنیم من VPN را توصیه می‌کنم.

  نظرات ()
حقوق بشر، حق الناس نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢۳
اگر غرب در دوران نوین به این نتیجه رسیده است که حقوق بشر دارای اهمیت است ما از سال‌ها پیش موضوع حق‌الناس را در کنار حق الله داشته‌ایم. حتی از دیدگاهی مهم‌تر از حق الله است. شما بالاخره با خدا می‌توانی کنار بیایی اما مردم کمتر اهل گذشت هستند. حتی فکر می‌کنم در مکتب ما به جنبه‌های بیشتر و دقیق‌تری از این حقوق پرداخته شده است. حال آن که چه مقدار رعایت می‌کنیم و چه عواقبی در انتظارمان است خدا آگاه است.
  نظرات ()
دلتنگی دوستان دبیرستان نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱٦

پیشتر گفته بودم که جمعه‌شب‌ها دلتنگی به سراغم می‌آید. فکر می‌کنم دلتنگی‌ام همان است که این روزها به «نوستالژی» تعبیر می‌شود. ماه رمضان گذشته وبلاگ یکی از دوستان دوران دبیرستان را پیدا کردم و با اشتیاق همه‌ی پست‌هایش را خواندم. در یکی از پست‌ها یکی از عکس‌های آن روزها را گذاشته بود که خیلی خاطره انگیز بود. متأسفانه کیفیت عکس پایین است.

 

دوستان دبیرستان

 

حتماً مرا هم در جمع پیدا می‌کنید. فکر می‌کنم عکس مربوط به ده سال پیش می‌شود. وقتی امروز هر یک از افراد این عکس را نگاه می‌کنم خیلی با آن روزشان فاصله دارند. نه فقط از نظر ظاهری. هر کدام برای خودشان کسی شده‌اند. مجید احسانی این جور وقت‌ها یک تعبیر نمکین دارد که به جهت رعایت ادب از بیانش معذورم. اغلب بچه‌های این عکس الآن یا دانشجوی دکترا هستند یا کارشناسی ارشد.

من آن موقع یک دوربین به نسبت خوب داشتم و به عکاسی هم علاقه داشتم. اردوها معمولاً با خودم دوربین می‌بردم و عکس می‌گرفتم. بعد هم عکس‌ها را به تابلو می‌زدم و هر کس از روی عکس‌ها سفارش می‌داد برایش تکثیر می‌کردم و تحویل می‌دادم. (البته با پرداخت هزینه!) منتها حتی یک عکس هم برای خودم از آن روزها بر نداشتم. عکس‌های اصلی نیز تحویل مدرسه می‌شد. اگر بپرسید «چرا؟» جواب کوتاهش حس متفاوت و عجیب بودن است. دلیل بلندش، بلندتر از آن است که در این مقال بگنجد.

به عکس که نگاه می‌کنم احساس می‌کنم ده سال گرانبارتر شده‌ام. کی می‌خواهد این همه بار را به دوش بکشد؟ و لا تزر وازرة وزر اخری.

  نظرات ()
همت-شرق نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱٦

در طول شش سالی که وبلاگ می‌نویسم در نوشته‌ها کمتر از عکس بهره جسته‌ام. از این به بعد قصد دارم بیشترش کنم.

عکس زیر را حدود یک سال و نیم پیش گرفتم (یا بیشتر). آخرین باری که از همین محل رد شدم نیز تابلو تغییر نکرده بود. از همت شرق که وارد خروجی پاسداران می‌شوی، اول پل تابلوی زیر قرار گرفته است. اگر دقت کنید معلوم است اول تابلو همت-غرب بوده است مطابق با انگلیسی‌اش. بعداً فارسی‌اش تغییر کرده است ولی انگیسی‌اش همان west باقی مانده است. نمی‌دانم برایشان جماعت توریست مهم نبوده است یا همان سهل‌انگاری همیشگی است.

 همت-شرقاشتباه در تابلوی راهنمایی رانندگی

  نظرات ()
خوشبختانه و بدبختانه‌ی پایان یافتن تعطیلات نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱۳

خوشبختانه تعطیلات به پایان نزدیک می‌شود و بساط آجیل از خانه‌ها برچیده می‌شود. وقتی جلوی دست و در مهمانی‌ها است هر چه آدم می‌خواهد پرهیز کند نمی‌شود. من که تا می‌خورم جوش می‌زنم و اعصابم خرد می‌شود. حجم زیاد نمکی که جذب می‌شود نیز مضر است. ساده‌ترینش ملتهب شدن لب است. نمی‌دانم نمی‌شود ابتکاراتی به خرج داد و در پذیرایی‌ها تنوعی ایجاد کرد؟ ما چرا به جای ابتکار و نوآوری دنبال تقلید و چشم و هم چشمی هستیم؟

بدبختانه تعطیلات رو به پایان است و تهران به یک شهر غیر قابل زندگی تبدیل می‌شود. دوباره شلوغی، سر و صدا، آلودگی هوا، اعصاب خردی، دروغ و دغل اوج می‌گیرد.

  نظرات ()
نجیب‌زاده، لئیم‌زاده نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱٢

چند روز پیش به مناسبتی پدرم شعری خواند که آن را نغز یافتم. به تجربه دیده‌ام و دیده‌اید از هر دو دسته. خدا هیچ مسلمانی را گرفتار نانجیب نکند.

 

نجیب‌زاده چو مفلس شود به او پیوند

که شاخ گل چو تهی گشت نیک‌تر گردد

 لئیم‌زاده چو منعم شود از او بگریز

که چاه مستراح چو پر گشت گنده‌تر گردد

  نظرات ()
تجارت الکترونیک نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱٠

سوئد یکی از کشورهای پیش‌رو در زمینه‌ی تجارت الکترونیک است. بعد از دو سفری که به سوئد داشتم و از نزدیک رواج و مزایای تجارت و بانکداری الکترونیک را حس کردم با خود اندیشیدم ارزشش را دارد اگر عمرم را سر راه‌اندازی و جااندازی این موضوع در کشور بگذارم. در همین یک سال گذشته قدم‌هایی را هم برداشته‌ایم. با خودم عهد کرده‌ام هر کسی در کشور در این طریق گام بر می‌دارد حمایت و کمکش کنم. به هر طریقی که از دستم برآید. این حرکت اگر جرقه‌اش بگیرد آتشش به طور شتابنده‌ای فراگیر می‌شود.

در هفته‌ی اخیر یک تجربه‌ی خوب داشتم و به نظرم رسید در زمینه‌ی تجارت الکترونیک گام‌های فنی-عملیاتی خوبی برداشته شده است. باید کمی با تبلیغ و فرهنگ‌سازی همراه شود. از این رو به همه‌ی شما توصیه‌ی اکید می‌کنم که همین امروز در سایت https://iranpin.com عضو شوید و یک کارت خرید الکترونیکی درخواست کنید. این کارت مجازی است و خیلی سریع می‌توانید صاحب چنین کارتی شوید. (روال‌های طولانی اداری سایر بانک‌ها را ندارد.) به این ترتیب با خیال راحت بسیاری از پرداخت‌هایتان را به صورت الکترونیکی انجام دهید.

به عنوان یک بررسی موردی، بنده در روز آخر سال گذشته محدودیت حجمی اینترنت پرسرعتم را رد کردم و دسترسی‌ام قطع شد. لازم بود تا هزینه‌ای بابت خرید ترافیک پرداخت کنم تا اتصالم مجدداً برقرار شود. متأسفانه بانک‌ها و واحد فروش شرکت تأمین‌کننده‌ی سرویس پهن‌باند چندین روز تعطیل بودند و روش‌های سنتی پرداخت به هیچ وجه قابل استفاده نبود. با داشتن چنین کارتی در چند دقیقه می‌شد این پرداخت را آنلاین انجام داد و ارتباط به طور خودکار وصل می‌شود. 

  نظرات ()
علل عقب‌ماندگی ایرانیان نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٩

این روزها که فرصت بیشتری فراهم است آرشیوهایم را مرور می‌کنم. گهگاه نکات قابل تأملی چشمم را می‌گیرد و با شما در میان می‌گذارم. این بار تصمیم گرفته‌ام به روش گذشتگان حاشیه‌ای بر مطلب زیر بنویسم. ابتدا اصل مطلب را از آدرس زیر بخوانید:

http://malekiyan.blogfa.com/post-67.aspx 

چه طور بود؟ امیدوارم شما به علت اول، پیشداوری، دچار نباشید. یکی از اقسام پیشداوری توجه به گوینده به جای گفتار است. اگر همین علت را هم علاج کنیم چه قدر جلو می‌افتیم. فردی مثل آقای ملکیان حتماً موافقان و مخالفان زیادی دارد. منتها تقاضای من این است که مستقل از گوینده به نقد گفتار بپردازیم.

مقدمه‌ی این گفتار حاوی دو رکن است:

۱- ریشه‌ی بسیار از رفتارهای غلط در بینش غلط است. ما اگر دنبال اصلاح مشکلاتمان هستیم باید دیدگاه‌ها و نگرشمان را اصلاح کنیم و طرز فکرمان را درست کنیم.

۲- اصلاح فرهنگی ریشه‌ی هر اصلاح دیگری است. خیلی‌ها که وارد گود اصلاحات سیاسی، اقتصادی و ... شده‌اند بعد از سال‌ها دست و پا زدن به این نتیجه رسیده‌اند که باید سطح درک و دانش اجتماع را بالا برد.

ایشان در پایان بند سوم سه مورد اول را فرزند استدلال ناگرایی دانسته‌اند. به نظرم بعضی موارد دیگر مانند عصبیت را هم می‌توان فرزند حقیقت‌ناجویی دانست. عصبیت یعنی به جای آن که در تشخیص حق و باطل دنبال مبنای روشنی (به تعبیر قرآن بینه) باشیم حب و بغض را دخالت دهیم.

یکی از نکات نو در این بررسی به نظرم بند پانزدهم یعنی دیدگاه مبتذل به کار است. در دستگاه‌های دیوان‌سالار ما اصولاً فرهنگ کار به معنایی که انتظار می‌رود از بین رفته است. در واقع همان طور که اشاره شده است درآمد هدف قرار گرفته است. از آن بدتر تصوری در طبقه‌ی کارمند شکل گرفته است که رابطه‌ای بین کار و درآمد وجود ندارد. یعنی به مجرد آن که فردی در سازمانی یا شرکتی استخدام شد و در محیط کار حضور یافت آن شرکت موظف به پرداخت مقرری سر موعد است. بعضی‌ها را دیده‌ام که فکر می‌کنند اگر قرار است کار جدی انجام دهند کارفرما باید چیزی علاوه بر مقرری یعنی پاداش به آن‌ها بدهد.

یکی از نکات اساسی دیگر بند شانزدهم است. در فرهنگ گذشته‌ی ما «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود» جاافتاده‌تر بود. این شتاب در دست‌یافتن به خواسته‌ها و آرزوها فکر می‌کنم بخشی از شتابی است که در زندگی مدرن وجود دارد. قبلاً در این باره زیاد گفته‌ام. با این حال هنوز دور و بری‌های خودم را هم نتوانسته‌ام متقاعد کنم که باید «چیزها بدهی تا چیزکی به دست آوری».

بند شانزدهم و هفدهم را می‌توان زاییده‌ی بی‌صبری دانست. چند بار در قرآن به صابرین وعده‌ی اجر داده شده است. چرا باور نمی‌کنیم. چندبار هم صبر را یکی از راه حل‌های مشکلات بیان کرده‌اند. خیلی ساده و زیبا است. خیلی مشکلات را نمی‌شود ریشه‌کن کرد ولی می‌توان صبر کرد. به قول معصوم کسی که صبر نمی‌کند مصیبتش دو تا می‌شود.

دوست داشتم بند آخر را نام بهتری می‌گذاشتند یا توضیح بیشتری می‌دادند. (البته تلخیص این سخنرانی را فرد دیگری انجام داده است.) غلبه‌ی روحیه‌ی فقهی به دیگر وجوه دین مشکلات بسیاری را برایمان پدید آورده است که خوب است با رعایت انصاف و احتیاط به آن پرداخت. در حالی که می‌توان بر اساس منابع دینی نشان داد که برد اخلاق بیش از عبادات است. این موضوعی است که دوست دارم روزی مستقل به آن بپردازم.

در پیشنهاد پایانی نکته‌ای آمده است که من فکر می‌کنم می‌شود خود آن را هم جزو علل عقب‌ماندگی دانست. ما اغلب به عیب‌جویی و سنجش دیگران می‌پردازیم و خودمان را فراموش می‌کنیم. پیش از آن که به فکر اصلاح خودمان باشیم به فکر اصلاح دیگرانیم.

نکته‌ی دوم پیشنهاد پایانی نیز بسیار جدی است. من نیز مستقلاً سال‌ها است که به چنین درکی رسیده‌ام. معتقدم به جای هندوانه زیر بغل خودمان گذاشتن و تأکید بر برتری مردم ایران به همه‌ی جهانیان از هر لحاظ بپذیریم که دارای خطاهای زیادی هستیم و باید در رفع آن بکوشیم. صدا و سیما، رسانه‌ها، ستاره‌ها و شخصیت‌ها به جای تمجید بی‌حد از مردم باید تعارف و رودربایستی را کنار بگذارند و در رفع فقر فرهنگی بکوشند. ما باید بپذیریم ملت مسرفی هستیم؛ ملت تنبلی هستیم و ...

  نظرات ()
بی‌پولی و حج عمره! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۸

اخبار امشب اعلام کرد تا کنون پانصد و پنجاه هزار نفر برای دور جدید حج عمره از طریق بانک ملت اقدام کرده‌اند. شعب بانک ملت این روزها خیلی شلوغ است و عموماً سایر خدمات‌شان را تعطیل کرده‌اند و فقط کار حج را می‌پذیرند. این اتفاق در حالی می‌افتد که بسیاری از مردم در خارج از محل اقامتشان هستند یا درگیر مراسم‌های نوروزی و تنها سه روز از زمان اعلام گذشته است. تا پایان خردادماه ثبت‌نام ادامه دارد و بر اساس قرعه‌کشی نوبت‌ها تعیین می‌شود نه بر اساس تعجیل در ثبت‌نام.

پیش‌بینی من این است که رقم ثبت‌نام کنندگان حداقل به دو و نیم میلیون نفر می‌رسد. ودیعه‌ی ثبت‌نام برای بزرگسالان (دوازده سال به بالا) پانصد هزار تومان است و برای کوچکترها نصف آن. باز هم به طور تخمینی پولی که از دست مردم جمع می‌شود رقمی حداقل معادل هزار و دویست میلیارد تومان است! نتیجه‌گیری‌های من به قرار زیر است:

۱- روش‌های جمع کردن پول از دست مردم از ثبت نام سیم کارت به ثبت نام حج عمره سوق پیدا کرده است. منتها قبلاً افرادی به عنوان سرمایه‌گذاری سیم کارت ثبت نام می‌کردند ولی این طور که من متوجه شدم فیش حج جز به اقوام دست اول قابل انتقال نیست.

۲- این جور وقت‌ها معلوم می‌شود که چه قدر در دست مردم پول است و اگر این پول‌ها درست هدایت شود چه کارهای عظیمی می‌شود با آن کرد. یکی می‌گفت همه از بی‌پولی می‌نالند ولی گوشی موبایل آخرین مدل، لپ‌تاپ، ماشین، فیش حج، سفر خارجی و ... به راه است.

۳- شنیده‌ام بانک ملت این روزها وضعش خوب نیست. شاید این موضوع کمکی هم به بهبود وضعیت پولی بانک ملت باشد.

۴- به نظر می‌رسد طیف وسیعی از مردم تمایل به سفر حج دارند و مشاهدات نیز تأیید می‌کند بر خلاف تصور مسافران حج تنها از میان جمعیت مذهبی سنتی نیست.

۵- جمعیت زیاد ایران علاوه بر این که یک سری مشکلات را سبب می‌شود نوعی فرصت هم محسوب می‌شود. در این جمعیت توانایی‌های بالقوه‌ای نهفته است که در هیچ یک از کشورهای اطراف ما در منطقه وجود ندارد. کسانی که این توانایی‌ها را خوب بشناسند و بتوانند از آن بهره ببرند برد می‌کنند.

۶- شما بفرمایید... 

 

  نظرات ()
چهره‌ی خشن؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٧

این موضوع خشونت عکس ذهنم را درگیر خودش کرده است. یک بار یکی از دوستان توی ارکات نوشته بود پشت آن چهره‌ی عصبانی یک قلب مهربونه. یکبار یکی دیگر از دوستان هم می‌گفت پشت آن زبان نیش‌دارش یک قلب مهربان است.

حالا سؤالم از کسانی که مرا می‌شناسند این است که آیا من همیشه چهره‌ام خشن است یا فقط عکسم خشن است؟ این عکس خشن است یا غمگین؟

واقعیتش من زیاد اهل عکس نیستم. این عکس را برای ویزا یکبار گرفتم. دیگر عکس درست و حسابی ندارم که بخواهم اینجا بگذارم.

  نظرات ()
آداب دیدار محرومین نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٦

پدرم اهل محله‌ای است که پیش‌تر با شهر همدان فاصله داشته است ولی با گسترش شهر الآن به شهر چسبیده است. (مانند شهر ری و تهران) مردم آن منطقه در محرومیت اقتصادی و فرهنگی به سر می‌بردند و می‌برند. خانواده‌های فقیر در آن محله زیاد است.

پدرم نقل می‌کند هنگامی که کودک بوده است (بیش از شصت سال پیش) ایام عید نوروز با پدرش به دیدار خانواده‌های بی‌بضاعت می‌رفتند. می‌گفت بعضی خانه‌ها که می‌رفتیم استکانی چای به عنوان پذیرایی برایمان می‌آوردند. آقا (پدر پدرم) اصرار می‌کرد که حتماً چایی‌شان را بخور چون این‌ها جز همین یک استکان چای چیز دیگری برای پذیرایی ندارند که جلوی ما بگذارند. اگر نخوری ممکن است دلشان بشکند. 

  نظرات ()
شبکه‌های اجتماعی و حکومت ایران نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٥

باور بفرمایید ناخواسته و در حین کارهای دیگر این موضوعات مربوط به شبکه‌های اجتماعی جلوی چشمم می‌آید. چند روز پیش داشتم آرشیوم را مرور می‌کردم که ناگاه یک مقاله درباره‌ی استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای تحلیل حکومت ایران دیدم. اولین بار که مقاله را دیدم نگاهش برایم خیلی جذاب بود. این مقاله توسط سازمان‌های امنیتی آمریکا حمایت مالی شده است.

متن مقاله را می‌توانید از این‌جا بخوانید:

http://www.fas.org/irp/eprint/socnet.pdf 

 

  نظرات ()
عیدی ۸۷ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱

شاید بعضی از شما که مرا می‌شناسید بدانید چه قدر از کلیشه و رفتارهای تصنعی و بی‌مبنا بی‌زارم. روزهای سال نو جزو اندوه‌انگیزترین ایام زندگی‌ام است. نمی‌توانم بفهمم چه طور ما با وقوف کامل به همه‌ی غلط‌هایی که در حواشی این مراسم انجام می‌شود هر سال پر و بال بیشتری به آن می‌دهیم. بسیاری از ما اقرار داریم که تعطیلات زیاد است، تجمل بد است، فلان اعتقاد خرافات است ولی اگر جنبشی بخواهد برنامه‌ای برای سامان‌دهی مراسم سال نو اجرا کند از در مخالف در می‌آییم. به هر حال برایم ترویج این عید سخت است و بیشتر برایم دردآور است که سال‌ها از پی یکدیگر نو می‌شوند ولی جان‌هایمان نه. مثل کسی که دارد غرق می‌شود در روزهای آخر سال لحظات را چنگ می‌زنم ولی مانند قطرات آب از لای دستم سر می‌خورند. با خود می‌گویم به جای این تلاش مذبوحانه باید شنا کردن یاد می‌گرفتی!

شروع سال جدید مبدأ یک مسابقه‌ی تمرینی است. یک سال فرصت داری تا تمرین درست زیستن کنی. می‌توانی هدف فرضی برای خودت بگذاری که یک سال فرصت زندگی گرفته‌ای. تا پایان سال بیشتر زنده نیستی. طوری برنامه‌ریزی باید کنی که در پایان این مهلت رستگار باشی. اگر این تمرین‌ها را خوب پشت سر گذاشته باشی و ورزیده شده باشی هنگامی که مسابقه‌ی واقعی نیز به پایانش نزدیک می‌شود هراسی از عقب‌ماندگی و کمی فرصت نداری. هنگامی که ملک الموت به سراغت می‌آید هول کارهای نکرده و عمر از دست رفته به سراغت نمی‌آید.

شاید این فهم ناقص من گوشه‌ای از «اذا رأیتم الربیع فاکثروا ذکر النشور» باشد که به عنوان عیدی به شما تقدیم می‌کنم. فکر میکنم این عیدی واقعی‌تر از اسکناس‌هایی باشد که این روزها رد و بدل می‌شود. اسکناس کی برای کسی برکت آورده است؟

  نظرات ()
باز هم شبکه‌ها نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱

یک نظریه‌ی خیلی جالب در بحث شبکه‌های انسانی می‌گوید فاصله‌ی هر دو نفری از همدیگر در سراسر جهان به طور متوسط شش واسطه است. تلاش‌های علمی زیادی برای اثبات این نظریه در حال انجام است و یکی از مباحث داغ است. نتایج بسیاری از مطالعات آماری و پژوهش‌هایی که تا الآن انجام شده است نیز قوت این نظریه را تأیید می‌کند.

فرض کنید این نظریه درست باشد. معنی این حرف این است که شما که در ایران هستی با یک نفر در مثلاً مکزیک، چین، فنلاند یا افغانستان به طور متوسط با شش واسط ارتباط پیدا می‌کنی! حالا می‌شود فهمید چه پتانسیلی در این ارتباطات نهفته است و مدیریت صحیح ارتباطات چه نقشی می‌تواند بازی کند. در صورتی که مفهوم تعاون را بتوانیم جا بیاندازیم چه اتفاقی می‌افتد.

دیده‌اید بعضی‌ها که تازه با هم آشنا می‌شوند سعی می‌کنند واسطه‌های مشترک بیابند؟ بعضی وقت‌ها نیز سعی می‌کنند واسطه‌هایشان را با هم آشنا کنند. این‌ها همه با مدل شبکه قابل توضیح و تفسیر است که البته در این پست نمی‌گنجد.

مثل همیشه که حواشی و مقدمه‌ی پست‌هایم از خودش طولانی‌تر است می‌خواهم توجه شما را به یکی از مطالعات اخیر در اثبات نظریه‌ی فوق‌الذکر که در مجله‌ی nature نیز چاپ شده است جلب کنم.

http://www.nature.com/news/2008/080313/full/news.2008.670.html

این تحقیق در پژوهشکده‌ی مایکروسافت انجام شده است و اصل مقاله نیز از آدرس زیر دردسترس است:

http://research.microsoft.com/~horvitz/Leskovec_Horvitz_worldwide_buzz.pdf 

این پژوهش بر پایه‌ی مطالعه‌ی شبکه‌ی ارتباطی است که در Microsoft Messenger تشکیل شده است و به اعتقاد نویسنده بزرگ‌ترین جامعه‌ی آماری است که چنین مطالعه‌ای بر روی آن صورت گرفته است.

باز هم اگر از حواشی بخواهم بگویم استفاده از نرم‌افزار حروف‌چینی Tex برای نوشتن مقاله‌ی فوق‌الذکر است. این اتفاق در حالتی رخ می‌دهد که طرف در مایکروسافت است. ممکن است بعضی از دشمنان متعصب مایکروسافت بخواهند این را امتیازی برای خودشان تلقی کنند ولی من جور دیگری نگاه می‌کنم: در محیط‌های علمی و پژوهشی تعصب جای کمتری دارد و اصولاً چنین مواردی در حاشیه قرار می‌گیرند.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب