حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
آن چه یک دانشجوی تازه وارد کامپیوتر باید بیاموزد نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/٢۸

 آن چه در ادامه می‌آید رئوس مطالبی است که زمانی در درس کارگاه کامپیوتر ورودی‌های جدید ملزم به آموختنش بودند. آن زمان برای طراحی این عناوین با خودم نشستم و فکر کردم یک دانشجوی تازه وارد تا پایان دوره‌ی کارشناسی نیاز به دانستن چه مهارت‌هایی دارد که در لا به لای درس‌ها نیاز می‌شود ولی جایی در سیلابس رسمی دانشکده آموخته نمی‌شود. با توجه به این که از آن سال‌ها خیلی گذشته است لازم است که بر اساس تغییرات چارت درسی دانشکده، این موارد هم کم و زیاد شود. این مطلب باید به تدریج کامل و جزئی‌تر شود. اگر کسی مدلی ویکی مانند برایش درست می‌کرد خوب بود. نمونه سؤال پایان ترم یکی از دوره‌ها را می‌توانید از اینجا بردارید و دستتان بیاید مسائل حول و حوش چه بوده است. اشکال دیگر هم این بود چون خود ما نرم‌افزاری بودیم خیلی کم به سخت‌افزار می‌پرداختیم.

یکی از دوستان پیشنهاد داده است که یک سایتی درست شود و در آن نکات، تجربیات دانشجویان سال‌های بالاتر، منابع کمک آموزشی، نمونه سؤالات، قلق‌های هر استاد و ... جمع آوری شود تا دانشجویان بتوانند از آن استفاده کنند. به نظرم ایده‌ی بکری است. البته ایشان برای کامپیوتر پیشنهاد داده بود ولی می‌تواند عمومی باشد. آقا رحیم نمی‌خواهی زودتر دست به کار شوی؟ خیلی دعایت خواهند کرد. من هم هر کمکی از دستم بر بیاید دریغ نخواهم کرد.

۱- مروری بر مفاهیم سیستم عامل

۲- آشنایی با ساختار سیستم عامل ویندوز و نکات پیشرفته در استفاده از آن

۳- آشنایی با سیستم عامل لینوکس

۴- آشنایی با مفاهیم پایه‌ی شبکه و به کارگیری آن‌ها در دو محیط ویندوز و لینوکس

۵- آشنایی با وب و روش‌های جستجو و گردآوری اطلاعات

۶- آشنایی با نامه‌ی اینترنتی، مفاهیم و ابزارها

۷- آشنایی با واژه‌پرداز Word و نحوه‌ی قالب‌بندی یک گزارش علمی

۸- آشنایی با Powerpoint و نکات اصلی تهیه‌ی یک ارائه‌ی خوب

۹- آشنایی با Excel و Outlook

۱۰- آشنایی با مفاهیم طراحی وب، html و php

۱۱- آشنایی با اصول سخت‌افزار

۱۲- آشنایی با واژه‌پردازهای Latex و فارسی‌تک

۱۳- تمرین تایپ کامپیوتری در طول ترم با نرم‌افزارهای خودآموز تایپ جهت دست‌یافتن به مهارت تایپ ده انگشتی بدون نگاه به صفحه کلید

 

در آوردن جزئیات هر بخش به شکل ساخت‌یافته وقت بیشتری می‌برد. من هم مدت‌ها است از این فضا دور بوده‌ام و باید فکر کنم تا چیز درستی بنویسم. بنا بر این از هر بخش فقط مثال‌هایی می‌زنم:

۱- kernel space و user space، حافظه‌ی مجازی، process و thread، واسط کاربر گرافیکی، وظایف سیستم عامل

۲- اجزاء اصلی ویندوز مانند taskbar، system tray و ...، windows explorer و نکات آن، تنظیمات control panel، بخش‌های cmd، مفهوم نصب، registry و ...

۳- مزایا و مفاهیم Open Source، نصب لینوکس، آشنایی با دستورات پایه، آشنایی با مفاهیم مجوزها، مستندات اطلاعات لینوکس (man, info)، ویرایشگر vim

۴- تاریخ‌چه، لایه‌های شبکه، انواع همبندی، شبکه‌های محلی و گسترده، مسیریابی، MAC، آدرس‌دهی IP و subnetting، مفاهیم نام دامنه و DNS، دستوارت پایه ping، ifconfig، nslookup، telnet، netstat، tracert و ...

۵- تاریخ‌چه، html، قرارداد http و کارگزار وب، مفهوم و اهمیت لینک، مرور و مرورگرهای وب، جستجو در وب از طریق دایرکتوری‌ها و موتورهای جستجو، ارتقاء مهارت جستجو

۶- آشنایی با قراردادهای ارسال و دریافت نامه‌ی اینترنتی، فیلدهای نامه (پیشرفته)، فیلتر کردن و دسته‌بندی خودکار نامه‌ها، روش‌های متداول پاسخ و ارجاع نامه، جستجو در نامه‌ها، تنظیم account ها در outlook، کار با دفترچه‌ی آدرس‌ها، آشنایی با پوشه‌های رایج (Drafts، Sent، Inbox، SPAM، Trash) و ...

۷- واژه‌پردازهای WYSIWYG، تمرکز بر روی متحوا با استفاده از قالب‌ها و style ها، شماره‌گذاری و نشان‌گذاری خودکار، مسائل مربوط به پاراگراف (تراز، فاصله‌ی بین خطوط، تورفتگی و ...)، درج تصویر و caption، مفهوم cross-reference، درج پاورقی و شماره صفحه، جستجو و جایگزینی و ...

۸- خسته شدم. با متدلوژی شبیه بخش قبل خودتان استنتاج کنید.

۹- ایضاً.

۱۰- آشنایی با مفهوم tag و زبان‌های markup، عناصر پایه‌ی html مانند header، body، title، comment، meta، href، src، script، table، div، فونت و رنگ - php هم در حدی که وقت شود و کارهای ساده‌ای بتوانند انجام دهند تا با برنامه‌نویسی صفحات پویا آشنا شوند.

۱۱- این را کس دیگری درس داد. باید از یک سخت‌افزاری کمک بگیرم.

۱۲- مزایا، نصب، استفاده، مفاهیم، دستورات کلیدی، معرفی منابع جهت کسب اطلاعات بیشتر

۱۳- اهمیتش اگر بیش از سایر موارد نباشد کمتر نیست. جلسه‌ی اول دانش‌جویان نسبت به این موضوع توجیه می‌شوند و نرم‌افزاری جهت آموزش و تمرین تایپ به آن‌ها معرفی می‌شود. در طول ترم هم به آن‌ها گوشزد می‌شود که دو نمره از کل به این مهارت اختصاص دارد. انتظار می‌رود سرعت تایپ چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ کلمه در دقیقه با دقت بالای ۹۰ درصد بشود.

هم‌چنین دانش‌جویان توجیه می‌شوند که باید ضمن فراگیری اصول خودشان آن چه می‌خواهند را بیابند. به عبارت دیگر باید یاد بگیرند دانشجو شوند. از این رو پس از آشنایی کلی و ابتدایی یادگیری عمیق‌تر مهارت‌هایی مانند Latex یا php یا bash scripting  به خود دانشجو واگذار می‌شود تا در قالب انجام تمرین این مهارت‌ها را یاد بگیرد.

پی‌نوشت: این‌ها را به خاطر قولی که به یکی از خوانندگان دادم مجبور شدم بنویسم. خواننده‌ی محترم، دستت درد نکند که مجبورم کردی بنویسم. اگر به خودم بود صد سال دیگر هم بعید بود چنین وقتی بگذارم و چنین چیزی بنویسم. فکر کنم جزو طولانی‌ترین پست‌های وبلاگم در طول شش، هفت سال گذشته‌ای است که وبلاگ می‌نویسم.

 

  نظرات ()
اعتکاف برای خدا؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/٢٧

می‌خواستم مشخص‌تر نظراتم را در این زمینه عنوان کنم. چند روزی تأمل کردم و بنابر ملاحظاتی منصرف شدم.

این روزها موج اعتکاف در کشور با تبلیغات رسانه‌ای در حال فراگیری است. چیزهایی می‌بینم و می‌شنوم که نگرانم می‌کند. اگر این موضوع به درستی درک نشود معضلاتی که در بعضی آداب مذهبی ما رسوخ کرده است و سال‌ها اصلاح آن زمان می‌برد گریبان این سنت عالی را هم خواهد گرفت. مثلاً درباره‌ی موج عزاداری حسینی بزرگان سال‌ها تلاش کردند و می‌کنند آن را از آلودگی‌های فکری-فرهنگی-تاریخی پاک کنند. مثلاً جا بیاندازند نماز اول وقت مقدم بر عزاداری است  یا دروغ نگفتن مهم‌تر از اشک در آوردن است.

بنده در جایگاهی نیستم که چنین سفارش‌هایی بکنم ولی به طریق اولی می‌توان توضیحاتی داد. می‌دانید به طور معمول به مبارزه خواستن با افکار انحرافی که شکل تقدس هم به خودش گرفته است ساده نیست و آمادگی بیشتری لازم است.

آه. بگذارید رو در بایستی را کنار بگذارم و بگویم. فرض کنید آقایی بدون جلب رضایت نوعروسش را سه روز تنها در خانه به بهانه‌ی اعتکاف رها می‌کند. به زعم من ایشان نه خدا را شناخته است نه خودش را. نه چیزی از مفهوم توحید دستگیرش شده است و نه بندگی. به طور عکس نیز، خانمی که به این فرموده‌ی پیامبر اعتقاد نداشته باشد و شوهر و بچه‌هایش را به بهانه‌ی اعتکاف رها کند باید تصور کرد از طریق اعتکاف بیشتر دنبال چیزهایی شبیه مدیتیشن، یوگا یا خلسه‌های روحانی است.

  نظرات ()
سختی کشی ز دهر چو سختی دهی به خلق نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/٢٥

شوهرخواهری دارم که از اهالی رودبار قصران (رودک) است. خیلی داستان، حکایات، اشعار و نکات بلیغ از حفظ است. بچه‌های کوچک و حتی بزرگان شیفته‌ی قصه تعریف کردن‌هایش هستند. بر در و دیوار خانه‌شان از قدیم بیت‌هایی چسبانده بود که واقعاً پندآموز است. سراینده‌گانشان نیز مشخص نیست. قصد دارم هر از چند گاهی بعضی از آن‌ها را اینجا نقل کنم. اولین شعر درباره‌ی مکافات عمل است که شعرا و ادبای ما بارها به طرق مختلف به آن پرداخته‌اند. این یکی را شاید نشنیده باشید:

 

سختی کشی ز دهر چو سختی دهی به خلق

در کیفر فلک غلط و اشتباه نیست!

 

این شعر به این نکته توجه را جلب می‌کند که حتماً لازم نیست ظلم عیانی بکنی. کافی است شما مثلاً به زیر دستت سخت بگیری کسی دیگر هم پیدا خواهد شد که به شما سخت بگیرد.

پی‌نوشت: در تحقیقات بعدی کاشف به عمل آمد این بیت بخشی از قصیده‌ی معروف پروین اعتصامی (روز شکار پیر زنی با قباد گفت) است.

  نظرات ()
داستان ما و همراه اول نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/٢٠

همراه اول زحمت کشیده است نرم‌افزاری را جهت ارسال پیامک فارسی آماده کرده است و در اختیار مشترکان قرار داده است. (نرم‌افزار پیام‌رسان فارسی) پیش‌بینی کرده است که گوشی‌های هفتاد درصد مشترکان قابلیت استفاده از این نرم‌افزار را داشته باشد. در واقع مشترکانی که گوشی‌شان از java پشتیبانی می‌کند. باید توجه داشت سی درصد باقی‌مانده جمعیتی حدود حداقل هفت یا هشت میلیون نفر می‌شود. نمی‌دانم چه طور توانسته است این تعداد را نادیده بگیرد.

دلیل تولید این نرم‌افزار به قول معروف «صیانت از خط و زبان فارسی» است و ابزار کنترلی‌اش را هم قیمت قرار داده‌اند. به معنای دیگر شما اگر با گوشی‌ای که امکان ارسال پیامک فارسی را دارد پیامک بفرستید گران‌تر از آن در می‌آید که با این نرم‌افزار بفرستید. حالا آن جمعیت چند میلیونی بیچاره‌ای که احتمالاً پول نداشته‌اند گوشی java ready بخرند چرا باید هزینه‌ی «صیانت از خط و زبان فارسی» را بپردازند؟

از طرف دیگر کسی ممکن است به دلیل نیازهایش گوشی‌ای خریده باشد که امکانات ویژه‌ای برای messaging دارد. مثلاً گوشی P1 بنده واقعاً از نظر messaging فوق‌العاده است. چه از نظر keyboard روی صفحه، چه از نظر auto text prediction، چه از نظر Keyboard خودش، چه از نظر تشخیص دستخط، چه از نظر جستجو، پوشه‌بندی پیغام‌ها و .... حالا بنده باید این هزینه‌ای که کرده‌ام را رها کنم و از قابلیت‌هایش دست بکشم؟

 

  نظرات ()
درباره‌ی «روی ماه خدا را ببوس» نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/۱٩

سال‌ها بود اسم کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» و نویسنده‌اش «مصطفی مستور» را سال‌ها بود شنیده بودم و درباره‌شان خوانده بودم. واقعیت آن است که اولین بار نه از اسم کتاب خوشم آمد نه بعدها توانستم با نویسنده‌اش ارتباط فکری برقرار کنم. منتها یکبار نقدی آمیخته به تعریف و تأیید از امیرخانی درباره‌اش خواندم و کمی ذهنم را قلقک داد تا ببینم داستان از چه قرار است که تحسین و تمجید امیرخانی را برانگیخته است.

به هر حال به لطف گروهی که نسخه‌ی الکترونیکی‌اش را روی وب گذاشته بود در هفته‌ی پیش موفق به خواندنش شدم. واقعاً به نظر شما داستان جذابی است؟ من فکر می‌کنم بس که داستان کم محتوا و کم غنا در کشور ما کم تولید می‌شود چنین کتاب‌هایی مورد توجه واقع می‌شوند. رئوس دیدگاه‌هایم درباره‌ی این داستان از این قرار است:

- نویسنده بیشتر تشویش‌های ذهنی‌اش را به خواننده منتقل کرده است. سعی هم داشته است تا پاسخی با جنسی متفاوت به این تشویش‌ها بدهد و خواننده را به نحوی قانع کند. به نظرم نه در انتقال تشویش‌ها موفق بوده است نه در ارائه‌ی پاسخ‌ها. به نظر می‌رسد بینه‌ی دانشی ضعیفی داشته است و جسته و گریخته چیزهایی درباره‌ی موضوع از متون مختلف خوانده است. ولی به هیچ وجه ذهن دسته‌بندی‌شده و مرتبی ندارد.

- در کتاب ممکن است تک جمله‌ها یا عبارت‌ها یا اشارات جالبی پیدا شود ولی ربط کلی آن‌ها و ساختار روایی داستان اصلاً جذاب نیست و از کنار هم گذاشتن این‌ها داستان گیرایی به دست نمی‌آید. مثلاً موضوع مکالمات موسی و خدا و بعضی اشارات که حول و حوش آن شده است واقعاً موضوع قابل پرداختی است. بعضی جملات احساسی که درباره‌ی «احساس وجود خدا» آمده است ممکن است زیبا به نظر آید. ولی ربط خوبی بین این‌ها وجود ندارد.

- داستان از نظر پرداخت شخصیت‌ها، داستان، گره، بار ادبی و معنایی نیز ضعیف است.

در سال‌های اخیر واقعاً به ندرت می‌توان رمان یا داستان خوبی برای خواندن پیدا کرد. کوچک‌تر که بودم هر جلد از کتاب‌های آذریزدی را (البته نه مجموعه کتاب قصه‌های کهن) در کمتر از چند ساعت می‌خواندم. وقتی کتاب را دست می‌گرفتم دیگر زمین نمی‌گذاشتم تا به انتها نمی‌رسید. برای چندین کتاب و نویسنده‌ی دیگر هم چنین اتفاقی می‌افتاد ولی در سال‌های اخیر هیچ. اگر بخواهم داستانی یا حکایتی بخوانم باز سراغ همان کتاب‌های قدیمی می‌روم و مجدد می‌خوانمشان. بعضی وقت‌ها هم گلستان سعدی.

  نظرات ()
خواهرزاده‌ی صنایع غذایی‌خوانده نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/۱۸

پیشتر برای برخی دوستان در مواقع مختلف، به خصوص هنگام مراجعه به رستوران‌ها، بخش‌هایی از توصیه‌های غذایی که از خواهرزاده‌ام شنیده‌ام را نقل کرده‌ام. همان طور که خودش بالاخره در وبلاگش این موضوع را تصریح کرد در هر جمعی به ترکیبات غذایی مورد استفاده ایراد می‌گیرد و از خوردن اغلب غذاها و مواد خوراکی رایج نهی می‌کند. برای مثال ایشان و شوهرش قویاً معتقدند اگر کسی فقط هفته‌ای یکبار سوسیس و کالباس بخورد حتماً سرطان می‌گیرد!

با توجه به تحصیلاتش در رشته‌ی صنایع غذایی، تجربه‌ی کاری و مشاهداتش در کارخانه‌های مختلف تولید مواد خوراکی و پزشک بودن شوهرش حرف‌هایش حساب به نظر می‌رسد. حالا بد نیست مجموعه‌ای از پرهیزهای غذایی را از وبلاگش بخوانید. خوب است که نهی باید با امر تؤام شود تا مؤثر شود.

  نظرات ()
دلا معاش چنان کن که ... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/۱٦

حتماً شعر «هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد» حافظ را شنیده‌اید و خوانده‌اید. بیت زیر جزو بیت‌های مورد توجه و سؤال‌برانگیز برایم است:

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای          فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

مشخصات چنین معاشی چیست؟ کسی شاهدی، قرینه‌ای به ذهنش می‌رسد؟ اگر بشود فهمید که چگونه باید زندگی کنیم تا اگر لغزشی کردیم فرشته‌ای دستمان را بگیرد فوق‌العاده می‌شود.

 

  نظرات ()
کارگاه کامپیوتر در شریف نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/۱٥

برای ورودی‌های جدید کامپیوتر شریف درسی تحت عنوان کارگاه کامپیوتر ارائه می‌شود. در این درس بسیاری از دانش، مفاهیم، مهارت‌ها و ابزارهای پایه‌ی کار با کامپیوتر به دانش‌جویان ترم اولی ارائه می‌شود. این درس با توجه به این که برای بعضی از دانشجویان جزو اولین مواجهه‌های جدی با کامپیوتر محسوب می‌شود از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. بسیاری از مهارت‌هایی که در این درس آموخته می‌شود تا پایان دوره‌ی کارشناسی به کار می‌آید. با این حال اگر درست یادم مانده باشد درس یک واحدی است و ممکن است به این دلیل ارزش واقعی آن مغفول بماند.

چند دوره‌ای با اشتیاق و وسواس زیاد برای ورودی‌های جدید به نمایندگی از استاد اصلی این درس را ارائه کردم. خیلی سعی کردم از آگاهی‌ام استفاده کنم و مهم‌ترین چیزهایی که بچه‌ها در سال‌های بعد به آن‌ها در طول تحصیل نیاز پیدا خواهند کرد و شاید فرصت یاد گرفتنش را به دلیل حجم بالای دروس نداشته باشند را به ایشان بیاموزم و مطمئنم واقعاً چیزهای مفیدی آموختند.

امروز برای کاری به دانشگاه رفتم و یکی از بچه‌ها از دور به نشانه‌ی سلام سر و دستی تکان داد. نتوانستم به جا بیاورم و تردید داشتم که با من باشد. چند بار دیگر این حرکت را تکرار کرد. سعی کردم در ته چهره‌اش دنبال چهره‌ی آشنایی بگردم. نزدیک‌تر رفتم و گفتم:« ببخشید من اول به جا نیاوردم. خیلی فرق کرده‌اید.» گفت:« استاد بزرگ شده‌ایم». من به هیچ وجه استاد نبوده‌ام و این کلمه‌ی بچه‌ها به خصوص وقتی در صحن دانشکده این طور صدا می‌زدند آزارم می‌داد و می‌دهد. پرسیدم: «چه می‌کنید؟» گفت: «هنوز از چیزهایی که در کارگاه یاد گرفته‌ایم داریم استفاده می‌کنیم» خیلی خوشحال شدم هر چند به روی خودم نیاوردم. کاش دعایی بکنند.

  نظرات ()
فناوری در روستا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٤/٤

حدود دو هفته پیش به روستایی در اطراف دلیجان رفته بودم. فکر نمی‌کنم در آن روستا بیش از ده یا بیست خانه موجود باشد. حضور یک دیش ماهواره در چنین خانه‌ای معانی متفاوتی را به ذهن می‌رساند. به هر حال هر معنی که متصور شود نقش فناوری رسانه در آن پر رنگ است.

ماهواره در روستا

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب