حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
مراکز رشد ICT نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٧

این روزها خیلی دوست دارم می‌توانستم در حوزه‌ی مراکز رشد (انکوباتور) ICT کار کنم. یک خرده که خودم را بهتر شناختم به نظرم رسیده است برای چنین کاری و فضایی مناسب‌ترم. منتها نمی‌دانم چه‌قدر در این مراکز رشد دولت‌ساخته جای کار هست. فعلاً تمرینی و تفننی کارهایی که فکر می‌کنم در یک مرکز رشد می‌شود انجام داد را با دو، سه هسته‌ی نوپا مشغول جلو بردن هستم. خیلی طرح‌ها، ایده‌ها و مدل‌ها برای ایجاد کسب و کارهای مبتنی بر IT و مناسب برای هسته‌های کوچک و دانش‌بنیان دارم که به نظرم می‌شود با آن‌ها فضای کسب و کار در این حوزه را رونق بخشید. آشنایی‌ام با بازار و تسلطم بر فناوری ضریب موفقیت این طرح‌ها و ایده‌ها را بالا می‌برد.

آقای اصغری! می‌شود این را یک job application letter قلمداد کنی و ما را در مرکز رشدت بپذیری؟

  نظرات ()
ترافیک؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٧

درباره‌ی ترافیک دیشب گفتگوی خبری شبکه‌ی دو برنامه داشت. خوب در زمینه‌ی ترافیک (؟) خیلی حرف‌ها زده می‌شود و خیلی کارها نمی‌شود. دیشب هم من از برنامه‌گردانی مجری خوشم نیامد. رویانیان سعی می‌کرد خیلی کوتاه و سریع شرایط و مسائل را توضیح دهد. مجری باز دنبال یقه‌گیری و مقصریابی بود. کی ما می‌خواهیم دست از این فرهنگ بر داریم؟

البته دلیل نوشتن این پست مطالب اشاره‌شده در بالا نبود. سال‌ها است فکر می‌کنم چرا فرهنگستان زبان و ادب پارسی که برای همه چیز معادل می‌یابد و صدا و سیما هم در بسیاری موارد خود را ملزم به اشاعه‌ی معادل‌های تازه‌ساخته می‌داند برای کلمه‌ی «ترافیک» فکری نمی‌کنند؟ جدا از این که ترافیک کلمه‌ای غربی است (و من با این جنبه‌اش کمتر مشکل دارم) معنای لغوی این کلمه (رفت و آمد) متفاوت با منظوری است که ما در فارسی به کار می‌بریم. خارجی نمی‌گوید ترافیک است. می‌گوید ترافیک سنگین است.

ضمن آن که ما برای این منظور لازم نیست لغتی از خارج قرض بگیریم یا لغتی بسازیم. نه فناوری جدیدی است نه مکتب فکری جدیدی. می‌توانیم مثلاً بگوییم شلوغی یا شلوغی آمد و شد و ...

  نظرات ()
وصف حماقت نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٥

توسنی کردم ندانستم همی

کز کشیدن تنگ‌تر گردد کمند

 

آدم احمق حتی وقتی برای رهایی از مشکلات و مصیبت‌ها تلاش کند، به دلیل نگاه درستی که ندارد، بر سخت‌تر شدن شرایط می‌افزاید. بیت بالا می‌گوید مثل چنین افراد مثل حیوانی می‌ماند که می‌خواهد رهایی پیدا کند ولی نمی‌داند با تقلای بی‌فکر فقط کمند به دور گردنش تنگ‌تر می‌شود و فشار بیشتری برش وارد می‌شود.

و من چنین آدم‌هایی را به چشم خودم دیده‌ام.

  نظرات ()
امر و نهی یا خواهش؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٤

پدرم می‌گوید: (نقل به مضمون با اضافات)

«بعضی از علمای علم اخلاق و تربیت می‌گویند پدر و مادرها به بچه‌هایشان امر و نهی نکنند تا اگر فرزند به هر دلیلی از جمله سستی یا بازیگوشی اطاعت نکرد مخالفت با امر و نهی پدر و مادر کرده باشد. بلکه بهتر است خواسته‌شان را به صورت سؤالی مطرح کنند. مثلاً اینکه پسرم می‌توانی بعد از ظهر برایمان نان بگیری؟  آن سفره را می‌اندازی؟ ممکن است از این به بعد توجه بیشتری به خواهرت داشته باشی؟»

و ما وقتی این ظرایف و لطایف را رعایت نمی‌کنیم هزینه‌های سنگینی باید بپردازیم.

پی‌نوشت: لطفاً نفرمایید این عمومیت ندارد و در فلان شرایط فلان رفتار را باید کرد و چه و چه. وقتی شما یک نکته‌ای را اشاره می‌کنید یک حداقل‌هایی را از سطح درک مخاطب در نظر می‌گیرید و گرنه باید بابت هر کلمه و جمله‌تان توضیح دهید تا سوء برداشت نشود.

  نظرات ()
وسواس و حماقت نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٤

نقل می‌کنند در گذشته‌های دور شیخی در تاریکی شب و زیر نور آتش چراغ مشغول مطالعه‌ی کتابی حکمی بود. جمله‌ای در کتاب باعث شد به خود آید. در کتاب آمده بود هر کس ریشش از یک مشت بیشتر باشد احمق است. ریشش را در مشتش گرفت و از این که ریشش قدری از یک مشت بیشتر بود دچار اضطراب و دل‌آشفتگی شد. راه حل را ساده یافت. همان طور که ریشش در مشتش بود ریش را بر روی آتش چراغ گرفت تا پیراسته شود. ناگاه آتش همه‌ی ریش و صورتش را گرفت و با زحمت آتش را خاموش کرد. بعد از این اتفاق در حاشیه‌ی کتابش نوشت: «تجربه شد؛ صحیح است»

  نظرات ()
علایم جدید راهنمایی در خیابان‌های تهران نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱٦

چند وقتی است در محله‌ی پیروزی و بعضی محله‌های اطراف، شهرداری نسبت به نصب صورت جدیدی از تابلوهای راهنمایی اقدام کرده است. این تابلوها چند ویژگی مثبت دارد:

۱- تجمیع و در کنار هم قرار دادن اطلاعات 

۲- اطلاعات مفید دیگر درباره‌ی مکان‌ها و موقعیت‌های شهری علاوه بر مسیرها

۳- استفاده از رنگ‌های متنوع

۴- استفاده از فونت‌های شاد

۵- نورپردازی و تزیین

۶- استفاده از شکلک‌های ساده

برای من که مدت مدیدی علاقه‌مند به مباحث طراحی واسط گرافیکی کاربر هستم این چیزها به چشمم می‌آید. مهم‌ترین چیزی که درباره‌ی ارتباط با انسان‌ها می‌توانم بگویم این است که عناصر بسیار ساده تأثیرات بسیار مهم دارد. مثلاً من همیشه عادت داشتم و به بقیه هم آموختم سعی کنید هر جا که ممکن است در کنار متن‌ها از شکلک‌های ساده، رنگین و وزین استفاده کنید. این عناصر با همه‌ی کوچکی و سادگی بسیار تأثیر گذارند. بعضی وقت‌ها چیزهایی ساده‌تر مثل سایه، یک خط جداکننده و ... تأثیر به سزایی در جذب نگاه کاربر و انتقال بهتر مفهوم دارد.

 نمی‌دانم این تابلوها قرار است در همه‌ی شهر نصب شود یا نه.

  نظرات ()
خبر سامانه‌ی نمایش و پرداخت الکترونیکی قبوض نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱٦

http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=213177

نمی‌دانم چرا این خبرنگاران خبرهایشان را قبل از ارسال روی خروجی با مصاحبه‌شونده چک نمی‌کنند. البته اصلاً با من مصاحبه نشد. روابط عمومی یک چیزی برایشان می‌فرستد آن‌ها هم جرح و تعدیلش می‌کنند و چند تا« فلانی افزود» و «فلانی خاطرنشان کرد» بهش اضافه می‌کنند. به نظرم خبرنویسان حوزه‌ی فناوری دقت کافی به خرج نمی‌دهند. می‌توانند تلاش کنند خبرهای تمیزتری ارسال کنند.

ناراحت نیستم. تلاشش را کرده است. بنده‌ی خدا تلفنی تماس گرفت و صحت مطالب را چک کرد. منتها اگر قبل از ارسال پیش‌نویس خبرش را بهمان نشان می‌داد برایش می‌گفتم که اشتباهی آرم دانشگاه خواجه نصیر را به جای آرم جهاد دانشگاهی گذاشته است.

جالب است که ایسنا خبرگزاری جهاد دانشگاهی است ولی ایرنا همیشه بیشتر برایمان مایه می‌گذارد. با ایرنا راحت‌تر هستیم تا ایسنا. خبر را روی سایت ایرنا هم می‌توانید ببینید:

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1228339&Lang=P

البته روابط عمومی‌مان هم اگر قبل از ارسال خبر ازم پرسیده بود نمی‌گذاشتم چنین چیزی را بفرستند. می‌شد خبر بهتر و صحیح‌تری را ارسال کرد. کاری که هشت ماه است در حال بهره‌برداری است را که خبر افتتاح نمی‌زنند. می‌شد آماری از وضعیت پرداخت‌ها، امکانات جدید و ... اضافه کرد تا مؤثرتر باشد.

  نظرات ()
چه لپ‌تاپی بخریم؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱٢

یک دوست قدیمی درباره‌ی خرید لپ‌تاپ پرسیده است. من در این زمینه خیلی صاحب‌نظر نیستم و مطالعات و بررسی خوبی در پنج سال گذشته در این زمینه نداشته‌ام. منتها صحیح ندانستم نامه‌ی دوست خوبم را بی‌پاسخ بگذارم و حداقل‌هایی که به ذهنم می‌آید را نگویم. شاید به مرور کامل‌ترش کنم.

۱- هنگام خرید لپ‌تاپ بدترین کار وسواس به خرج دادن و تحقیقات زیاد است. راهش این است که تا آن‌جا که ممکن است کمتر تلاش در مقایسه‌ی بین لپ‌تاپ‌ها با هم از حیث امکانات و قیمت بکنی. چون اصلاً این بررسی تمامی ندارد. خود من اولین بار که می‌خواستم لپ‌تاپ بخرم حدود دو سال طول کشید تا به نتیجه برسم. در نهایت هم اگر همراهم در پایتخت اصرار نمی‌کرد و به یک فروشنده‌ی همدانی بر نخورده بودم آن روز هم احتمالاً دست خالی باز می‌گشتم. هر برندی و هر مدلی طرفداران جدی و دشمنان جدی‌اش را دارد. لپ‌تاپی که من خریدم نه صفر است نه صد. منتها در این مدت با همه‌ی عیب و نقص‌هایش (از جمله نداشتن wireless card) برایم کلی کار راه انداخته است و ظرف کمتر از یک سال پولش را جبران کرد.

۲- کاری که می‌شود کرد پیروی از یک سری اصول کلی است. مثلاً این که می‌خواهی لپ‌تاپت سبک باشد و مناسب برای حمل و نقل (business edition) یا نه بیشتر به عنوان desktop replacement یا از جنس Multimedia ready و ...

۳- یک سایت معروف از حیث راهنمایی قدم به قدم جهت خرید لپ‌تاپ هست به اسم cnet. منتها آن هم کمک زیادی به من هیچ وقت نکرده است. چون با آن که با یک سری سؤال که می‌پرسد گزینه‌هایت را هر دفعه محدودتر می‌کند اما در نهایت آن قدر گزینه باقی می‌ماند که باز گیج می‌شوی.

۴- این فامیل ما، سعید، از امارات Acer خریده است و راضی هم هست. پریشب خانه‌ی یکی از بستگان یک Sony بسیار سبک و نازک و کوچک و شیک دیدم خیلی خوشم آمد. از دوستان کامپیوتری‌ام اگر بپرسی می‌گویند فقط IBM. از اول امسال دوستان و همکارانم بالای ده تا لپ‌تاپ IBM خریدند. یکی از همکاران خیلی خوبم می‌گوید fujitsu-siemens با توجه به قیمت و امکانتش خیلی خوب است ضمن آن که نمایندگی و گارانتی رسمی دارد و ساخت آلمان است بر خلاف اغلب لپ‌تاپ‌ها که ساخت چین و مالزی است. معروف است که بهینه‌ترین گزینه از لحاظ توازن بین قیمت و کارآیی Dell است آن هم سری (اوم ... فکر می‌کنم inspiron)

۵- در هیچ کشوری به خصوص در خاورمیانه و آسیا من ندیدم مردم به اندازه‌ی ایران روی بهترین برندهای آمریکایی مثل IBM، Dell، HP، Sory، Toshiba، apple و ... فقط علاقه نشان دهند و گاهی خیلی راحت درباره‌ی همین‌ها اظهار نظر می‌کنند. مثلاً می‌گویند HP یا Toshiba یا Sony آشغال است. (نمی‌دانم چه طور این قدر راحت ما نظر می‌دهیم. آن هم درباره‌ی ده برند برتر. می‌توان گفت مثلاً این برند برای کار من مناسب نیست ولی این که کلاً بگویی آشغال است خیلی اعتماد به نفس می‌خواهد.) بر عکس لپ‌تاپ‌های ارزان مثل acer و حتی no name (اسمبل‌شده) خیلی رواج دارد. در حالی که در زمینه‌ی workstation بر عکس است. اغلب workstation ها در ایران no name و assembled است در حالی که در خارج از کشور حتی امارات و مالزی استفاده از workstation های branded از Sun، HP، IBM و ... رایج است.

۶- سازندگان بزرگ لوازم کامپیوتری و الکترونیکی به ویژه‌ی در زمینه‌هایی مثل موبایل و لپ‌تاپ به طرزی محصولاتشان را طراحی می‌کنند که شما نتوانی با کم و زیاد کردن بعضی امکانات و ویژگی‌ها به یک قیمت خیلی مناسب برسی. یعنی کاری می‌کنند که شما به هر حال مجبور شوی اگر یک سطح معینی از فناوری بخواهی در یک محدوده‌ی مشخصی پول بدهی. مثلاً اگر یک لپ‌تاپ از سری پردازنده‌های مثلاً core 2 duo بخواهی بخری باید حول و حوش یک مبلغ معینی (مثلاً یک میلیون و صد) پول بدهی و نمی‌شود با گشتن بین مغازه‌ها، تخفیف گرفتن، کم کردن امکانات جانبی و ... قیمت را به حول و حوش ۶۰۰ و ۷۰۰ هزار رساند. با این توضیح مهم‌ترین عامل در خرید لپ‌تاپ پول است! حساب باید بکنی چه قدر می‌خواهی پول دهی. اگر بخواهی لپ‌تاپ نامدار خوبی بخری باید مبلغی حدود یک و نیم ملیون تومان به علاوه صد هزار تومان (به جهت احتیاط و لوازم جانبی مثل کیف و ...) دستت بگیری و برای خرید بروی. اگر بخواهی از سری‌هایی مثل fujitsu-simens یا acer بخری این مبلغ می‌تواند حدود یک میلیون و صد هزار بیاید.

۷- وقتی شما یک لپ‌تاپ نامدار می‌خری بخش قابل توجهی از پولی که می‌دهی بابت سیستم عامل و بعضی نرم‌افزارهای جانبی، پشتیبانی، ضمانت‌نامه و خدمات پس از فروش است. منتها ممکن است به این نتیجه برسی هیچ کدام این‌ها در ایران به کارت نمی‌آید ضمن آن که باید پول اضافه‌ای بابت گارانتی داخلی هم بپردازی. شاید به همین دلیل اخیراً در ایران هم لپ‌تاپ‌های بدون سیستم عامل و نرم‌افزار نیز وارد شده است. منتها می‌دانی که در ایران جریان‌ها خیلی قوی هستند. وقتی همه توشیبا و سونی و دل و ... می‌خرند خیلی سخت است که مثلاً تو با اطمینان قلب و تصمیم قاطع سراغ چیزی مثل lenevo بروی. (البته منظورم lenevo thinkpad نیست که همان ibm سابق است.)

۸- یکی از دوستان در تعریف لپ‌تاپ خوب می‌گوید:«لپ‌تاپ کامپیوتری است که سبک است و بقیه‌ی امکاناتش اهمیتی ندارد» این جمله اگر چه طنز است ولی باید آن را جدی گرفت. من به سبک بودن لپ‌تاپ بالاترین وزن را در انتخابم می‌دهم و به هر کس دیگری هم توصیه می‌کنم بسته به شرایطش این وزن را کم و زیاد کند ولی نادیده نگیرد. به هر حال شما اگر در مجموع وزن کیف لپ‌تاپ و مخلفاتی که خرد خرد در کیفش جا خواهی داد را در نظر بگیری وزنش خیلی زیاد می‌شود و بدنت را داغان می‌کند.

۹- علاوه بر خود لپ‌تاپ باید مبلغی هم برای کیف لپ‌تاپ در نظر بگیری. لطف کن و استدلال‌هایی از جنس جلف بودن را کنار بگذار و یک کیف کوله بگیر تا مورد بالا کمتر به سلامتت آسیب بزند. کیف خوب لپ‌تاپ مهم است و باید چیزی حدود پنجاه، شصت هزار تومان برایش کنار بگذاری.

۱۰- حالا که تا این جا برای خرید لپ‌تاپ آمده‌ای یک سری لوازم جانبی هم بهتر است بگیری که بعدها نخواهی دوباره مراجعه کنی. مثلاً یک ماوس کوچک را خیلی‌ها نیاز پیدا می‌کنند. منتها توصیه‌ی اکید من تهیه‌ی یک هارد دیسک اکسترنال usb است که این روزها بسیار رایج و ارزان است. این توصیه‌ی من را گوش کن ضرر نمی‌کنی.

۱۱- لپ‌تاپ خریدن شیرینی دادن هم دارد. مبلغی هم برای آن کنار بگذار!

۱۲- لپ‌تاپت را خریدی ولی بدان لپ‌تاپ یکی از بدترین وسایل فناورانه از حیث ارگونومی است. کمتر کسی در این باره حرف می‌زند. تقریباً هم هیچ راه ارزانی برای کاهش آسیب‌های آن وجود ندارد.

  نظرات ()
بحران مالی جهانی و تحصیل در فاینانس نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱۱

شنبه‌ی گذشته نیشابور بودیم. در آرامگاه خیام با دو پدر و پسر فرانسوی آشنا شدم. درباره‌ی موضوعات مختلفی صحبت کردیم. پسر فاینانس خوانده بود. ازش پرسیدم نظرت و پیشنهادت چیست که من با توجه به زمینه‌ام در کامپیوتر در فاینانس ادامه‌ی تحصیل بدهم. محکم رد کرد و گفت موقع خوبی نیست. اول بهم برخورد فکر کردم منظورش این است که دیگر برای من دیر شده است و من در رشته‌ی خودم جاافتاده و شکل گرفته‌ام. بعد ادامه داد الآن به دلیل شکست‌های مالی شدید در دنیا رشته‌ی فاینانس دیگر به درد نمی‌خورد و به راحتی نمی‌شود کار گیر آورد. می‌گفت اگر مثلاً health بخوانی بهتر می‌توانی در شرکتی استخدام شوی و ... خیلی تعجب کردم. بعد پرسیدم یعنی تو معتقدی اصول علم اقتصاد آزاد ناکارآمدند؟ گفت بله این طور فکر می‌کنم.

انتظار چنین حرفهایی را نداشتم. من و خودم در این زمینه‌ها صاحب نظر نیستم. کم و بیش از رسانه‌ها چنین بحث‌هایی را شنیده بودم و خوانده بودم. ولی فکر نمی‌کردم یک نفر که تصادفی با من برخورد کرده است هم چنین نظراتی داشته باشد. ازش پرسیدم آیا این یک تفکر غالب است. گفت نظر شخصی‌ام است. گفتم یعنی آیا کسان زیاد دیگری هم مثل شما فکر می‌کنند؟ جوابش مثبت بود.

  نظرات ()
بعضی مشکلات زبان فارسی و دنیای دیجیتال نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٧

- مایکروسافت ورد یک مشکل قدیمی از شاید حدود ۸-۱۰ پیش، یعنی اولین انشتارهای ورد عربی (فارسی)، دارد که هنوز که هنوز است مرتفع نشده است. فکر هم نمی‌کنم برنامه‌ای برای رفعش داشته باشد. به احتمال زیاد کسانی که با ورد متون مفصلی نوشته‌اند با آن برخورد کرده‌اند. خلاصه‌ی اشکال این است که اگر در یک متن فارسی در خط آخر صفحه پاورقی درج کنید شماره‌ی پاورقی همان‌جا درج می‌شود ولی خود پاورقی در صفحه‌ی بعد قرار می‌گیرد. این اشکال وقتی اعصاب خردکن می‌شود که شما متن‌تان را چندبار بازبینی کرده‌اید و مشکلی در آن نیافته‌اید. بعد سطری کم یا زیاد می‌کنید و این باعث می‌شود یک پاورقی ناخواسته در خط انتهایی قرار گیرد و شما هم احتمال نمی‌داده‌اید این تغییر باعث چه مشکلی می‌تواند شود. این را آخرین بار در کتاب بی‌وتن امیرخانی در همان فصل اول دیدم.

- موبایل P1 ‌ام کیبورد فارسی بر روی صفحه (on-screen keyboard) دارد. در انگلیسی شروع جملات باید با حروف بزرگ باشد. ورود حروف بزرگ در صفحه کلید با استفاده از دکمه‌ی Shift انجام می‌شود. پایان یک جمله و شروع جمله‌ی جدید با نقطه مشخص می‌شود. وقتی کیبوردتان را فارسی می‌کنید این قاعده که در زبان فارسی صادق نیست باز فعال می‌شود و اعصاب خرد کن. یعنی مثلاً وقتی پیامکی فارسی تایپ می‌کنید و در انتهای جمله نقطه‌ای می‌گذارید در ادامه دکمه‌ی شیفت فشرده است و شما باید دوباره شیفت را بزنید تا کیبورد به حالت اصلی‌اش برگردد.

- به مایکروسافت پول نمی‌دهیم و می‌توانیم توجیه کنیم منفعتی در حل این قبیل مشکلات ندارد. Sony Ericsson را چه توجیهی داریم وقتی سالانه صدها میلیارد گوشی ازش می‌خریم و جزو بزرگ‌ترین بازارهایش هستیم. تازه مدعی رابطه‌ی خوب با سوئد هم هستیم که تحریم رویش تأثیری ندارد. خوب این روابط خوب سیاسی و تجاری نباید منجر به نفع خریداران شود؟ یعنی نمی‌شود به طرقی از Sony Ericsson، nokia و LG خواست/فشار آورد بابت این همه پولی که به دست می‌آورید کمتر از یک ده هزارمش را صرف حل مشکلات زبان و بوم ما در گوشی‌هایتان کنید؟

  نظرات ()
آب و سنگ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱

- آب در عین نرمی از سنگ سخت‌تر است و می‌تواند بر آن اثر بگذارد.

- سنگ‌ها و صخره‌های در مسیر آب نمی‌تواند مانع جریان آب شود. آب راهش را از میان سختی‌ها نیز پیدا می‌کند. این گونه صدای آب قشنگ می‌شود و آلودگی‌هایش گرفته می‌شود.

- سنگ در بر خورد با سنگ یا حتی آب  ممکن است بشکند. برخورد آب با آب موجب هم‌افزایی می‌شود.

  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب