حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
فضای کسب و کار کنونی در حوزه‌ی ICT نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٩
  1. از حدود ده سال پیش که موج ICT به کشور ما رسید بیشتر شرکت‌های شکل‌گرفته در این بخش به دنبال مشتری دولتی بودند. بزرگترین مشتری/کارفرما پروژه‌ها دولت محسوب می‌شد و بیشترین پول در این حوزه را دولت تزریق کرد. از همین رو اغلب محصولات و خدمات مناسب دستگاه‌های دولتی و عمومی طراحی و توسعه می‌یافت. (مثال‌هایش هم زیاد است مثل دبیرخانه، اتوماسیون اداری و ...)
  2. شاید در آن دوره جهت گسترش و ترویج ICT لازم بود دولت وارد عمل شود ولی به هرحال موضوع بحث فعلی ما نیست. چیزی که مشخص است این است که دولت منابعش محدود و بسته به سیاست‌ها متغیر است و باعث ناپایداری در بازار می‌شود. از این جهت بسیاری از شرکت‌ها با تغییرات اعتبارات ICT دستگاه‌ها مشتری‌هایشان را از دست دادند و به فروپاشی نزدیک شدند. هم‌چنین اعتبارات دولت تنها می‌تواند مکفی تعداد محدودی از شرکت‌ها باشد و باعث گسترش فضای کسب و کار شرکت‌های کوچک و متوسط نمی‌شود.
  3. شرکت‌های فعال در حوزه‌ی ICT به دلایل مختلف جوری بار آمدند که بیشتر دنبال یک مشتری بزرگ (عموماً دولتی) باشند تا تعدادی مشتری کوچک. از این رو کسب و کارهای کوچک و متوسط مغفول یا کم‌بهره از خدمات ICT ماندند. به هر حال اداره کردن شرکتی با تعداد زیاد مشتری نیاز به مهارت‌های غیرفنی بیشتری دارد تا توانایی‌های فنی.
  4. در سال‌های اخیر خوشبختانه به دلایل مختلف این ترکیب در حال تغییر است. این را از نمایشگاه الکامپ و تلکام امسال می‌شد به خوبی فهمید. البته اگر غیر از این بود جای تعجب داشت. چند بخش عمده‌ی بازار غیر از دولت باقی می‌ماند. یکی صنایع بزرگ خصوصی که البته تعدادشان خیلی زیاد نیست ولی به هر حال بازار قابل توجهی است. دیگری شرکت‌های کوچک و متوسط خصوصی که تعدادشان بسیار زیاد، قابل توجه و رو به افزایش است. بعد از آن خود مردم.
  5. تعداد مشترکان پهن‌پاند بسیار زیاد شده است و با سرعت زیادی در حال افزایش است. تعداد مشترکان تلفن همراه و سرویس‌های نوین آن بسیار زیاد و در حال افزایش است. WiMax به زودی جا باز می‌کند. زیرساخت‌های تجارت الکترونیک نسبت به قبل وضعیت بهتری پیدا کرده است. نقدینگی در دست مردم و بخش خصوصی زیاد است. آمادگی الکترونیکی در میان مردم به دلیل آشنا شدن با ابزارها، کاربردها و مفاهیم ICT بسیار بالا رفته است. لپ‌تاپ و کامپیوتر به کالایی بسیار رایج در خانواده‌ها تبدیل شده است. مردم کم کم دارند یاد می‌گیرند هزینه‌های IT را نیز جزیی ضروری از سبد خانوار ببینند. از آن طرف اعتبارات دولت بسیار کم شده است. همه‌ی این‌ها یعنی بکر بودن بازار ICT در بخش‌های مصرف‌کننده‌ی نهایی، کسب و کارهای کوچک و متوسط و کسب و کارهای بزرگ خصوصی. چند سال آینده دوره‌ی شکوفایی و رشد کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت، تلفن همراه و تجارت الکترونیک خواهد بود. اتفاقی که در غرب حدود ده سال پیش شروع شد.
  نظرات ()
من و محمد وطن‌پور نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢۳

محمد وطن‌پور کشفی کرده است که برای هردویمان بسیار هیجان‌انگیز است. شاید حدود دوازده سال است که با همدیگر دوستیم ولی تا چندی پیش این اتفاق از نظرمان پنهان بود. وقتی قضیه جالب می‌شود که آدم بداند چه قدر احتمال چنین هم‌وقوعی کم است. هر دومان متولد یک روز هستیم: پنجم خرداد شصت و یک!

آن شبی که خبر کشفش را گفت مجبورش کردم به میمنت این اتفاق مرا به ضیافت شام مهمان کند!

  نظرات ()
ماشین اسباب‌بازی کنترل از راه دور نیتروژنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٢

چندی پیش به اردویی با همکاران رفته بودیم. پسر رییسمان یک ماشین کنترل از راه دور (ساخت ژاپن) برایمان به نمایش گذاشت که بسیار خیره‌کننده بود. هر کس آنجا بود از کوچک و بزرگ، زن و مرد، سرگرم و متحیر از این ماشین شده بود. در واقع یک ماشین مسابقه در سایز کوچک بود. کمک فنرهای بسیار خوبی داشت و سوخت مایع (فکر می‌کنم الکل) مصرف می‌کرد. از تپه‌ها بالا می‌رفت و به راحتی می‌پرید و به روی زمین می‌آمد. سرعت آن و شتابش هم بسیار بالا بود.

امروز یاد آن روز افتادم و چند سؤال در ذهنم شکل گرفت. یکی این که آیا این اسباب‌بازی سازنده‌ی خاصی دارد یا در دنیا رواج دارد. با جستجو در گوگل (+) متوجه شدم سازندگان زیادی به ویژه از آسیای شرقی مدل‌های بسیار زیادی از این ماشین‌ها دارند و قیمت‌های رقابتی نیز زیاد است. ماشینی که در اردو دیدیم چیزی شبیه این مدل بود.

 

برای پاسخ سایر سؤالات نتوانستم از اینترنت کمک بگیرم. آیا این ماشین‌ها به بازار ایران رسیده است؟ آیا محدودیت‌ها یا تعرفه‌های گزاف گمرکی برای چنین اسباب‌بازی‌هایی وجود دارد؟ آیا بازار ایران کشش چنین محصولاتی را دارد؟

پی‌نوشت: امروز رییسمان می‌گفت بهترین‌ها را شرکت kyosho ژاپن می‌سازد. نگاهی به محصولاتش بیاندازید.

  نظرات ()
وبلاگ رییس Sun، یک وبلاگ انگلیسی ارزشمند برای خواندن نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٠

وبلاگ رییس و CEO شرکت Sun Microsoystems (فارسی CEO چه می‌شود؟) تنها وبلاگ انگلیسی است که می‌خوانم. کسانی که احتمالاً دغدغه‌های مشابهی با بنده دارند احتمالاً از خواندنش محظوظ خواهند شد و نکات بسیاری خواهند آموخت. درباره‌ی این وبلاگ نکات بسیاری برای گفتن دارم که فرصتش نیست. فقط به این نکته اشاره می‌کنم که کارکردی متفاوت از آن چه ما معمولاً از وبلاگ‌ها می‌بینیم برایش تعریف کرده‌اند و به طور جدی و حرفه‌ای به آن می‌پردازد. به چندین زبان منتشر می‌شود و این طور که من نگاه کردم به نظر می‌رسد محتوای زبان عربی‌اش با انگلیسی‌اش متفاوت است.

  نظرات ()
در تکمیل مطلب «وصف حماقت» نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/۱٥

برادر نادیده‌ای درباره‌ی یکی از نوشته‌ها توضیح بیشتری خواسته بود. مطلب زیر را در پاسخ به خواستش نوشتم. گویا برایش التیام‌بخش بود. با کمی تعدیل برای شما هم می‌نویسم شاید اثری مشابه داشته باشد.

سلام،

چه بگویم. آدم‌ها اشتباه می‌کنند بعد هم لجاجت می‌کنند. دچار غرور می‌شوند و این غرور پرده‌ای می‌اندازد بر روی عقل و درکشان. احساس می‌کنند که از چیزی رنج می‌برند. منتها از آنجا که نفسشان زنگار گرفته است راهی در پیش می‌گیرند که بارشان را سنگین‌تر می‌کند.

این اوقات برای همه‌ی مانا آشنا نیست. وقت‌هایی که با خودمان و دیگران لجبازی می‌کنیم. به جای یک عذرخواهی ساده هزاران عذر بدتر از گناه می‌آوریم. برای این که یک اشتباه کردم نگوییم یا همدیگر را ببخشیم در پی تأدیب طرف مقابل، به زعم خودمان، بر می‌آییم.

مثلاً فرض کن کسی از دستت عصبانی می‌شود. می‌آید ضربه‌ای بزند جاخالی می‌دهی و دستش به جای تیزی می‌خورد و مصدوم می‌شود. طرف عصبانی‌تر می‌شود و یک کار احمقانه‌تر می‌کند. حتی ممکن است به تو هم ضربه‌ای بزند ولی حتماً خودش هم آسیب می‌بیند. یا مثلاً برای اینکه احتمالاً بسوزی خودش را به آتش می‌کشد.

نمی‌دانم این توضیحات کمکی کرد یا نه. امیدوارم خدا سر هیچ مسلمانی نیاورد.

  نظرات ()
حلالیت‌طلبی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/۱۱

«...امیدوارم با بذل کرم شما و حقوقی که به هر دلیل بر گردن حقیر دارید، عفو بفرمایید و خطاهای مرا ببخشید و از وعده تخلف ناپذیر عفو ربوبی برخوردار گردید که فرمود «ولیعفوا ولیصفحوا، الا تحبون ان یغفر الله لکم» دعای خیر شما را طلب می‌نمایم که بدون عنایت و توجه حق جل و علی هیچ توفیق نخواهم یافت...»

امروز یکی از همکاران به سفر حج رفت. متن بالا بخشی از حلالیت‌نامه‌ای است که به تابلوی اعلانات الصاق کرده است. معمولاً وقتی کسی به مکه می‌رفت حس خاصی نداشتم. منتها ایشان که رفت و بعد هم خواندن اطلاعیه‌ی بالا، حال و هوایی در دلم ایجاد کرد. صبح دلم می‌خواست نرفته بود تا خداحافظی بهتری به جا بیاورم.

و اما این موضوع حلالیت طلبی بسیار تأمل‌برانگیز است. وقتی می‌خواهیم حلالیت بطلبیم باز به طور معمول سراغ دوستان و آشنایانی می‌رویم که با آن‌ها نزدیکیم و احتمالاً ارتباط خوبی داریم. این چه جور حلالیت طلبیدن است؟ البته با خودم هستم. خیلی مردانگی می‌خواهد آدم برود رضایت کسی را که در حقش ظلمی کرده است و احتمالاً الآن رابطه‌اش شکرآب است جلب کند.

کاش تو که اینجا را می‌خوانی یکی از کسانی باشی که حقی بر گردنم داشته باشی و این نوشته سببی شود تا یا بگذری یا طلب جبران کنی.

  نظرات ()
علم بادآورده؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٦

دیروز کسی چنین تعبیری در مقابل ثروت بادآورده داشت.

  نظرات ()
تکنولوژی ترانسفر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢

یک روز بعد از چند سال تلاش در مجموعه‌ای که ناخواسته در آن وارد شدم و بعد گرفتار شدم گفتم بنشینم ببینم مجموعه‌های مشابه ما در خارج از کشور برای حل مشکلات ما چه جور فکرهایی کرده‌اند.

قبل‌تر یک کارگاهی شرکت کرده بودم که در آن از تجاری‌سازی یافته‌های پژوهشی حرف زدند. کارگاه بدی نبود. مدرسش هم خوب بود. با این کلمات کلیدی جستجو کردم. متوجه شدم همه‌جای دنیا از مفهومی تحت عنوان «Technology Transfer» بحث است. یافتم کنار همه‌ی مؤسسات آموزشی، پژوهشی چنین واحدی است که کمک می‌کند به زبان ساده از پژوهش پول در بیاید. بعد خواندم و دیدم اتفاقاً برنامه‌ها و راهکارهای خیلی جالبی هم دارند. قبل‌تر هم چیزهایی از روی اسلایدهای درس‌هایی در MIT خوانده بودم تحت عنوان R&D Management و در یک جلسه‌ای برای مدیران ارشد بخش‌هایی‌اش را گفتم.

این روزها دوست دارم در این زمینه تحصیلاتم را ادامه دهم. کسی می‌داند کدام دانشگاه‌ها باید دنبال چنین رشته‌هایی بگردم؟ آیا کسی تجربه‌ی مشابهی دارد که کارم را ساده کند؟

پی‌نوشت: در فارسی آیا برای تکنولوژی ترانسفر معادلی پیشنهاد شده است؟ آن چیزی که تا قبل از این مطالعات، من از عبارت انتقال تکنولوژی که ترجمه‌ی تحت اللفظی این اصطلاح است، برداشت می‌کردم چیزی متفاوت بود. معمولاً ما در فرهنگمان وقتی پروژه‌ای می‌خواهد تحویل شود یا فناوری وارد کشور شود از اصطلاح انتقال تکنولوژی به عنوان بخشی از تعهدات ذیل قرارداد نام می‌بریم.

  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب