حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
تجربیات پس از تصادف و توقیف خودرو نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٢/٩/۱٥

سلام،

من پریشب تصادف خیلی بدی توی نیایش داشتم. در ضعف اطلاع‌رسانی نهادهای مسؤل و پزها و منت‌های عجیب و غریت در باب ارائه‌ی خدمات الکترونیک که ساده‌ترین‌اش اطلاع رسانی می‌باشد، تصمیم گرفتم تجربیاتم را این‌جا بیاورم تا برای بقیه نیز قابل استفاده باشد.

۱- اگر ماشین‌تان به دلیل نقص فنی کنار اتوبان متوقف است حتماً یک علامتی (معمول یک چیزی به اسم مثلث شبرنگ است که من نداشتم. فکر نکنم همه داشته باشند.) چند متر عقب‌تر بگذارید و گرنه اگر حادثه‌ای پیش آید، شما نیز مقصر شناخته می‌شوید.

۲- اگر مدارک همراه‌تان نیست، قبل از آن که دست و پای‌تان را گم کنید سریع به یکی زنگ بزنید که مدارک‌تان را بیاورد و گرنه بدجوری گرفتار می‌شوید و ممکن است خیلی برایتان گران تمام شود. حتی اگر پلیس هم رسید،‌ شما به اندازه‌ی کافی وقت دارید، تا پلیس کروکی بکشد و ... 

۳- اگر مدارک همراه‌تان نباشد، ماشین توقیف می‌شود. اگر در بزرگراه تصادف کرده باشید و کارتان به گشت بزرگ‌راه بیفتد، یک مقدار بدشانسی می‌آورید. چون برای ترخیص باید بروید ستاد مرکزی ترخیص در خیابان زنجان شمالی که خیلی شلوغ و پردردسر است. اگر مثلاً بتوانید افسر را راضی کنید که مثلاً برایتان جوری بنویسد که به مناطق راهنمایی رانندگی مراجعه کنید، خیلی کارتان سریع‌تر راه می‌افتد.

۴- اگر به دلیل نداشتن مدارک، ماشین‌تان توقیف شده باشد باید به حل اختلاف بروید. از ساعت ۳ به بعد هستند. تقریباً پوست‌تان کنده است و متوجه می‌شوید برنامه‌های طنزی که بچگی ما نشان می‌داد چه قدر کاغذبازی، بروکراسی و پاس دادن از این باجه به آن باجه و از این اتاق به آن اتاق هست، نه تنها اغراق نیست بلکه حق مطلب را ادا نکرده است. در ضمن فراموش نکنید که حتماً کارت بانکی همراه داشته باشید که پرداخت نقدی ممکن نیست!

۵- ممکن است به شما گفته باشند، برای رفع توقیف به دلیل نداشتن مدارک، نیاز به نامه‌ی حل اختلاف دارید. ما بعد از کلی سیر مراحل این بخش وقتی برای ترخیص رفتیم کسی چنین نامه‌ای از ما نخواست و کلی زمان و هزینه‌ی بی‌خودی در طبقات حل اختلاف صرف کردیم.

۶- برای ترخیص، نیاز به مدارکی است که پشت قبض پارکینگ نوشته است. من (اشتباه یا درست؟) خلافی‌ام را اینترنتی پرداخت کردم. بعد فهمیدم ۷۲ ساعت بعد توی سیستم اعمال می‌شود! یک نفر توی راهنمایی رانندگی منطقه‌ی ۳ راهنمایی‌ام کرد. گفت توی دستگاه POS،‌ بدون آن که کارت بکشی، دکمه‌ی صفر را بزن بعد شناسه‌ی قبض و شناسه‌ی پرداخت‌ات را وارد کن، یک رسید پرداخت برایت چاپ می‌کند. ولی عوارض شهرداری خوبی‌اش این بود که آنلاین اعمال می‌شد. (اگر قالیباف در نیروی انتظامی مانده بود، احتمالاً آن‌جا نیز وضعش مثل شهرداری می‌شد.) 

۷- وقتی برای ترخیص ماشین تصادفی می‌روید، باید حدود یک ساعتی بنشینید و فیلم آموزشی ببینید. نمی‌دانم به جای آن که آموزش‌های عمومی بدهند این قضیه فلسفه‌اش چی‌است؟ اصلاً بنده متوجه نمی‌شوم در دنیای مجازی، چه اصراری به همراه داشتن مدارک است؟ خیلی طبیعی است که یک نفر مثلاً به دلیل عوض کردن لباس مدارک همراهش نباشد. آیا باید این همه جزای سنگین بدهد و از آن بیشتر چه قدر هزینه‌ی سربار به نیروی انتظامی تحمیل شود؟ چه قدر این اقدامات اثرات تنبیهی داشته است و چه قدر اثر نفرت‌انگیزی؟

۸- ما بعد از گرفتن برگه‌ی ترخیص آن را به دست جرثقیلی دادیم که ماشین را به پارکینگ برده بود. این جرثقیلی‌ها خودشان با یک سری تعمیرگاه بده و بستان دارند. یک سری جاها در تهران بورس تعمیرگاه ماشین‌های تصادفی است. یکی از این بورس‌ها خیابان هنگام بالاتر از چهار راه استقلال است. البته بهتر است اگر تعمیرکار آشنا دارید ماشین را پیش آشنا ببرید. این تعمیرگاه‌ها با بیمه‌ها بده و بستان‌هایی دارند. این بده و بستان‌ها لزوماً به نفع شما تمام نمی‌شود. سعی کنید بین تعمیرگاه و بیمه واسط شوید و نگذارید زیاد با هم مرتبط شوند. مثلاً این که بیمه چه قدر برای شما خسارت نوشته است نباید به تعمیرگاه ربطی داشته باشد و گرنه قیمت را بر آن اساس برای شما تعیین می‌کند. بهتر است قیمت را با خود تعمیرگاه ابتدا توافق کنید و بعد مسائل بیمه‌ای را دنبال کنید. این در حالتی است که ماشین در تعمیرگاه متوقف شده باشد. 

۹- باید شانس بیاورید که بیمه‌ی کسی که به شما زده است بیمه‌ی خوبی باشد. اغلب بیمه‌های خصوصی یا نیمه خصوصی خسارت سیار دارند ولی اگر کارتان به بیمه‌ی ایران بیفتد خیلی خوان دارد. از تشکیل پرونده گرفته تا ... این مورد آن قدر جزئیات دارد که از نوشتنش بی‌خیال شدم.

۱۰-  در مورد بیمه حرف خیلی فراوان است. مرا که خیلی اذیت کردند. اگر از اول می‌دانستم این قدر اذیت دارد به کل بی‌خیال می‌شدم. هر چه قدر هزینه کردم برای گرفتن خسارت، حداکثر همان مقدار به من بپردازند. از ایراد گرفتن به مدارک حل اختلاف گرفته (چرا ضمائم‌اش مهر برابر اصل ندارد که ایراد بی‌جایی بود) تا درخواست داغی و ... فقط هزینه‌ی آژانس و زمانی که من صرف کردم بیش از عددی بود که بیمه می‌خواست به من پرداخت کند. حتی شاید برای طرف مقابل هم بهتر بود هزینه‌ی مرا نقدی می‌داد و بخشودگی بیمه‌اش را خراب نمی‌کرد.

خدا نگهدار،

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب