حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
با اجازه دوستان ، بزرگترها... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/۱٠/۱۳
نوشته شده توسط سلمان؛
تا ديروزداشتم توي وبلاگ خودم كار مي كردم و سرم به كار خودم بود كه حسين خان زنگ زد خونه ما كه «تورو خدا بيا وبه وبلاگ ما يك تفقدي بفرما!... اگه تو نيايي ما مي ميريم و ... بيا و با قلم طلاييت بر صفحه وبلاگ وجود ما قدم بگذار!...» وحالا التماس نكن، كي التماس كن! اونقدر پشت تلفن به پام افتاد و دستم رو بوسيد و كفشم رو ليس زد! كه ديگه دلم شكست وگفتم «باشه، حالا يك فكري برات مي كنم!...»
و حالا اومدم كه يه فكري به حال اين بنده خدا بكنم. من واقعا خيلي سر اين حسين خان و اون مش مصطفي منت گذاشتم كه اينجا اومدم. چون من وبلاگ خودم رو با اون همه طرفدار پر و پا قرص! ول كردم و اومده ام اينجا!. به هر حال از ما گفتم و از شما هم...
  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب