حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
مصاحبه‌ي سيد مهدی شجاعی و ... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٢/٥/٢۸

حکايت آشنايی و انس من با سيد مهدی شجاعی خيلی شيرين و ياد‌آور دوران نوجوانی است. نمی‌دانم چطور با او آشنا شدم. يادم است که با تمام تعاريفی که از «کشتی پهلو گرفته‌اش» شنيده بودم، نتوانستم بيش از چند صفحه دوام بياورم. آخر آن موقع من هنوز سال سوم راهنمايی بودم. تابستان همان سال مجله‌ای دست يکی از دبيرستانی‌های فاميل ديدم تحت عنوان «رشد». در «رشد» صميميتی بود که هنوز هم گوشه‌ی ذهنم را قلقلک می‌دهد. يادم نمی‌رود مناجات‌هايی که خود سيد مهدی شجاعی به جای سرمقاله می‌نوشت چقدر لطيف و دوست‌داشتنی بود. بعدها با «ضريح چشم‌های تو» و «نيستان». اما هيچ يک برايم «رشد» نشد. هنوز هم «کشتی پهلو گرفته» را نخوانده‌ام اما بارها و بارها به آرشيو «رشد» آن سال‌ها که از آن فاميل‌مان گرفتم رجوع کرده‌ام.

از «غير قابل چاپ» هم شنيده بودم اما خبر نداشتم که سکوت سيد مهدی شجاعی (چه کنم که نامی جز گسترده‌ی نامش در دهانم نمی‌چرخد. هميشه او را با اين اسم به ياد آورده‌ام. انگار هر يک از اجزايش بار عاطفی خاص خودش را دارد) ناشی از سردرد مزمنش است. و من خوب می‌توانم بفهمم سردرد مزمن يعنی چه. علاوه بر اين خيلی‌ حرف‌های خواندنی در مصاحبه‌اش با کيهان است. اگر چه تازه نيست، تا امروز متن‌اش را نديده بودم. (لينک از لوح به دلايلی!)

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب