حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
يک آدم دوست‌داشتنی + يک وبلاگ خواندنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۳/۳/۱

از طريق orkut سابق الذكر (اين يکی هم از اون کلمه‌هاست ها!) وبلاگي يافتم كه خواندنش برايم خيلي زيبا و آرامش‌بخش بود. توضيحي نمي‌توانم بدهم جز اينكه بخش‌هايي از آن را بياورم:
«وارد شهر لوزان که شدم، حال عجیبی داشتم! اصلاً فقط پنج ساعت در هواپیما نشسته بودم. همین! ( دهم بهمن هشتاد و دو ) وارد فرودگاه ژنو که شده بودم، خنده ام گرفته بود، چون عین فیلمها بود. یک موسیقی آرام به همراه کلی تبلیغ های مختلف با عکسهای... و تسمه نقاله هایی که مشکل راه رفتن را حل کرده بود! فرانسه هم که بلد نبودم. به سختی، واقعاً به سختی، با آن همه بار، راه قطار لوزان را پیدا کردم. از خروجی قطار لوزان تا هتل شب اولم واقعاً سه دقیقه هم راه نبود، ولی با آنهمه بار شاید نیم ساعتی طول کشید! و خلاصه پدرم در آمد! وارد هتل شدم. خوب تجربه انگلیسی صحبت کردن را هم که نداشتم ولی خلاصه کلید اتاق را گرفتم! وای از آن لحظه ای که وارد آن اتاق کوچک شدم. نزدیک غروب بود...
نور نارنجی خورشید داخل اتاق افتاده بود و آبهای دریاچه به آرامی حرکت می کردند و ازآن همه زیبایی مرا نصیبی نبود. انگار تمام فشارهای عالم روی من بود و گویی که دیگر راه بازگشتی نبود. وای که من میبایست چهار ماه رمضان را در این غریبستان به سر می بردم. زار زدم. گریستم. چنان زار و نزار که تا کنون خود نیز تجربه‌اش را نداشتم. ارتباطم با دنیای قبلم قطع شده بود. آنهایی را که می شناختم، نمی دیدم و آنهایی را که می دیدم، نمی شناختم. هم اکنون که این سطور را قلم می زنم و یاد آن لحظات می افتم، غصه ام می گیرد! دق می کنم. چه فشارها که تحمل نکردم. چه بدبختی که نکشیدم. صد بار مردم و زنده شدم و خودم را لعنت کردم که چرا چنین کردم. خلاصه عجب غروبی بود و عجب دریاچه ای! نمی دانم چگونه تا صبح، روی تخت خوابیدم...»

  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب