حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
چرا ما اين جوری‌ايم؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۳/٦/۱٢

يادتان است يک بار مشکل Open Source در ايران را گفتم؟ گفتم هيچ کس حاضر نيست ترجمه‌ی horde را منتشر کند. حالا عجب داستانی شده است. يک دفعه چند نفر با هم به اين نتيجه رسيده‌اند که کارشان را منتشر کنند. اين وسط همه رقابت دارند که اولين باشند تا اسمشان احتمالاً اول فايل‌های po ترجمه ثبت شود. اولش من و امين تصميم گرفتيم. من که می‌خواستم يک چيز آبرومندانه منشتر کنم رفتم توی MLاش عضو شدم ببينيم روش مرسومش چی است؟ tar.gz بفرستم يا compendium؟ به ميل attach اش کنم يا بگذارم يک جايی urlاش را بفرستم. يک خرده که گذاشت ديدم نه بابا بی‌حساب کتاب‌تر از اين حرف‌ها است. آمدم که منتشر کنم زد و اينترنتمان خراب شد و فايل‌ها مانده بود روی سرور روزنامه. دو هفته‌ای هم مسافرت.

اما وقتی برگشتم يکی به نام وحيد غفارپور ترجمه‌هايش را منتشر کرده بود و خيلی هم سريع commit شده بود. (اگر اول نباشی خيلی فرق نمی‌کند چندم باشی.) ترجمه‌های خودمان را بی‌خيال شدم. هر چند حدس می‌زدم مال ما از همه بهتر است به خصوص با آن jsای که امين نوشته بود و اتوماتيک توی همه‌ی pageها alignmentهای فارسی را درست می‌کرد.به فاصله‌ی چند روز بعد يکی از امن‌افزار (!؟) ميل زده است که من آخرين ترجمه‌ها را آماده کرده‌ام. حالا اين وسط صاحب‌کار توی تعجب مانده است که چه طور تا پنج سال کسی ترجمه‌ای بيرون نداده است اما در عرض چند روز دو ترجمه دريافت کرده است و از دو مترجم خواسته است يک جوری با هم کنار بيايند.

يک ميل زدم به ليست و توضيح دادم ماجرا توی ايران از چه قرار است. بعد يک مقدار بيشتر می‌خواستم توضيح بدهم پشيمان شدم. گفتم خوب نيست آدم پيش غريبه عيب خودی را بگويد. گفتم اين جا بگويم:

۱- چرا کارهايمان را منتشر نمی کنيم؟ می‌ترسيم؟! مهارت‌های لازم را نداريم؟!

۲- لينوکس دارد کم کم به وسيله‌ی تفاخر تبديل می‌شود. بابا اين قدر هم آش دهن‌سوزی نيست. اين را برای آن‌هايی می‌گويم که خيلی به دو کلمه سوادشان می‌نازند.

۳- لينوکس و open source دارد کم کم به يک تب يا اپيدمی تبديل می‌شود. مثل تب‌های ديگر مثل orkut مثل yahoo. انتخاب لينوکس خيلی آگاهانه نيست. توجيهاتی که ارائه می‌شود معمولاً بی‌پايه و کودکانه است.

۴- چرا سعی نمی‌کنيم کار همديگر را راه بياندازيم و يک کاری که کرديم يا چيزی که بلديم با هم share کنيم؟ باور کنيد راه پول در آوردن سنگ انداختن جلوی پايه بقيه نيست يا لااقل راه درستی نيست.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب