حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
ثبت وقايع و تجربه‌های کاری ۴ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٤/٥/٢٥

فکر مي‌کنم آيا نحوه‌ی جلو رفتن ما برای گرفتن پرو‌ژه‌ای از فارسي‌لينوکس درست بود؟ اين پروژه نياز به رده‌بندی انفورماتيک داشت. ما هم نداشتيم. گفتيم زمان عقد قرارداد داشتن آن لازم است و تا آن موقع سعی مي‌کنيم بگيريم. بعدتر فهميديم رده‌بندی چيزی نيست که به اين آساني‌ها به دست آيد مگر ... که ما آن مگرهايش را بلد نيستيم! اشتباه اول اين جا بود که بدون اينکه تحقيق لازم را بکنيم و توجه داشته باشيم شرايط گرفتن اين رده‌بندی چيست اقدام کرديم. در واقع آن قدر برنده شدن در مناقصه برايمان مهم بود اين چيزها را فراموش کرديم.

راه ديگری که پيش پايمان بود-و بسياری اين راه را مي‌روند- پيدا کردن يک شرکت واسط بود که رده‌بندی داشته باشد و فقط قرارداد به اسم آن امضا شود و درصدی بابت آن بگيرد. آن قدر از واسطه‌گری و واسطه‌بازی متنفر بوديم و تجربه‌ی بدی داشتيم که حاضر نبوديم به آن راه فکر کنيم. هر چند، الان فکر مي‌کنم اين راه در صورتی که جوانب را به خوبی در نظر مي‌گرفتيم و يک شرکت قابل اطمينان پيدا مي‌کرديم موفقيت‌آميزترين گزينه بود.

حالا در شرف از دست دادن پروژه هستيم و فقط ناراحتم از وقت و انرژی که برای آن گذاشتم. با اين حال کار به من آموخته است که بابت اين مسائل کوچک نبايد ناراحت شد. هر شکستی که موجب درس گرفتن شود پيروزی است.

  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب