حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
یک اتفاق و حس شخصی عجیب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٢/٦
دیروز یک حس عجیب حین کار بهم دست داد. مشاور مدیر گروه نرم‌افزار جایی هستم. بیشتر به ایشان مشاوره‌های مدیریتی و راهبردی جهت تشکیل گروه، ساختار سازمانی، استقرار سیستم‌های اطلاعاتی، استخدام و مدیریت منابع انسانی، مدیریت و پیشبرد پروژه‌ها و تمایلات فناوری جهانی می‌دادم. بعضاً خیلی کلی بود. دیروز برایم از معماری جدید نرم‌افزار و چارچوبشان گفت. من هم نظراتی داشتم بعد به یک باره مرا با تیم فنی‌شان که کارشناسان واقعاً خوبی داشت که همه‌شان سطح دانشگاهی‌شان بالاتر از من بود درگیر کرد.

اعتماد به نفس! این بزرگ‌ترین چیزی است که این سال‌ها به خصوص در محیط کار آموختم. با ایشان مشغول بحث شدم و یک سری ایده‌ی خام دادم. در اثنایی که ایشان جوابم را می‌دادند سریع پروراندمش. یک مقدار که با ایشان بحث کردم ساکت شدند و گفتند راست می‌گویی جواب ندارد.

اصلاً انتظارش را نداشتم. از درس و دانشگاه خیلی فاصله گرفته‌ام. آن‌ها هم برایشان عجیب بود چه طور من در این همه حوزه‌های متفاوت اظهار نظر می‌کنم. برای خودم هم عجیب بود. نمی‌دانم تأثیر چه بوده است؟ فکر کردم. پروژه‌ی OpenOffice به خاطر معماری پیشرفته‌اش یا؟ قدری امیدوار شدم که به دانشگاه برگردم. برایم دعا کنید.

من از بالا رفتن خیلی بیم دارم. می‌ترسم نکند ابتلایی در کار باشد. ما را به امتحانات سختت دچار مکن!
  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب