حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
غرق شدن در کامپیوتر! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/٩/٢۳
شنیده‌اید می‌گویند طرف خوره‌ی کامپیوتر است؛ در کامپیوتر غرق شده است؛ معتاد به کامپیوتر است و از این دست؟ چه چیزی در این فناوری است که این چنین آن را اغواانگیز کرده است؟ چه جاذبه‌ای در آن نهفته است که از کودک تا بزرگ‌سال را به خودش می‌کشاند؟

می‌گویند زرق و برق تکنولوژی چشم‌ها را چنان خیره می‌کند که مجذوب اطرافش را به سختی می‌بیند. درست مانند کسی که مدتی به خورشید خیره می‌شود و تا مدت‌ها اطرافش را درست نمی‌بیند.

معمولاً از مزایای کامپیوتر و فناوری‌های دیجیتال زیاد سخن گفته می‌شود اما معایب آن کمتر مد نظر قرار می‌گیرد. اغلب کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند دچار ناراحتی‌های جسمانی و روحی فراوان می‌شوند. واقعاً لازم است اطلاع‌رسانی‌های بیشتر در سطح جامعه نسبت به استفاده‌ی درست از این ابزار صورت گیرد. تشریح این موضوع گفتار مستقلی می‌طلبد.

بیشتر هدفهم از نوشتن این مطلب یک مطالعه‌ی موردی خاص است. عموم کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند حواسشان کاملاً متوجه کامیپوتر می‌شود و اطرافشان را نادیده می‌گیرند. حتی وقتی کسی سراغشان می‌آید و احوالی می‌پرسد، سراغی می‌گیرد یا سوالی می‌کند به سختی جوابش را می‌دهند. سعی می‌کنند به پاسخ‌های کوتاه و رافع تکلیف بسنده کنند. از آن بدتر حتی به خودشان زحمت نمی‌دهند که سرشان را برگردانند و مخاطبشان را نگاه کنند. این نوع رفتار برخلاف آداب، سنن و آموزه‌های ما است.

پیش از همه بگویم که خودم به شدت سال‌ها است به این مرض مبتلایم. خودم این رفتار خودم را به شدت تقبیح می‌کنم و از همه‌ی کسانی که مورد این رفتار بی‌ادبانه قرار گرفته‌اند عذر می‌خواهم. کامپیوتر در هیچ شرایطی نباید به عنوان هدف، مشغولیت ذهنی و مشغله‌ی یک انسان قرار گیرد و همواره باید جایگاه آن را در دیدگاهمان در حد یک ابزار تنزل دهیم. در پایان این پست لازم است از یک نمونه‌ی نادر در این زمینه یاد بکنم: پویا کریمیان! یادم نمی‌رود این بشر در اوج مشغولیت‌اش در سایت هر گاه می‌رفتی و ازش سوالی می‌پرسیدی، حتی سوالی کوتاه که انتظار داشتی همانطور که مشغول به کار با کامپیوتر است جواب کوتاهی بهت بدهد، کارش را قطع می‌کرد با تمام بدن بر می‌گشت و پاسخت را با حوصله و روی گشاده می‌داد. تا وقتی احساس نمی‌کرد پاسخت را گرفته باشی به کامپیوتر بر نمی‌گشت. این نوع مخاطبه مانند آن چیزی است که در سنن‌النبی درباره‌ی پیامبر آمده است.
  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب