حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
ناخوش احوالم! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۱٠/۱۳
سلام و هماره سلام. سلام و سلم و سلامتی. دلتان شاد و احوالتان خوش.
دوستی که نخواسته است شناخته شود در نظرات پست قبلی گله‌ای یا دلجویی یا هر چیز دیگری کرده است که چرا به روز نمی‌کنم. می‌بینید همه‌اش بهانه است برای آغازیدن یک ارتباط. بالاخره باید سر بحث را از یک جا باز کرد. از یک سلام و چاق سلامتی گرفته تا پرسیدن از احوالات طرف یا مشغولیت‌های جاری و ... انسان نیاز به ارتباط دارد. به گفتن و شنیدن. ارتباطات انسانی بر پایه‌ی اخلاقیات. نیاز است دیگر. قایم کردن ندارد. منتها باید آدم خودش را بسازد. نگذارد نیاز از پایش در بیاورد.

به هر حال این روزها دوستان و آشنایان غنیمت‌اند. سر گفت و گویی با ایشان باز می‌کنی و کمی از بارت می‌کاهی. باز باید دقت کنی از هر چیز نگویی و درباره‌ی هر چیز نشنوی. اگر همان لحظات شنیدن کلمات غیرمجاز احساس خنکی در دل بکنی دوامی ندارد. چنان کدورتی بر دلت می‌گذارد بیش از قبل. معتاد می‌شوی به لغو گفتن و شنیدن. اعتیاد را هم که می‌دانی نتیجه‌اش چیست.

این‌ها را با خودم هستم نه با شما. این روزها سرگرم درونم هستم. حال درونی‌ام تعریف چندانی ندارد. تجربه کرده‌ام وقتی ناراحتم، ناراحتی و ناخوش احوالی در نگارش و روابط انسانی‌ات تأثیر می‌گذارد و خواننده‌ات را مکدر می‌کند. در این مدت که ننوشتم چندین بار صفحه را باز کردم که چیزی بنویسم و حتی چیزی نوشتم اما زود پاک کردم. قبلاً تجربه کرده‌ام. ناخودآگاه احوالات درونی در رفتار و گفتار برونی تأثیر می‌گذارد. در این هفته کمتر هم سر کار رفتم. ترسم از این بود که افسردگی‌ام بر روی بچه‌ها و محیط کار هم تأثیر بگذارد. خلاصه می‌بخشایید. بیشتر وصف حال است برای آن که آن دوست را که کودکم می‌پندارد دلجویی کرده است را بی‌پاسخ نگذاشته باشم. خواهرزاده‌ام درست می‌گوید. خدا آنقدر سعه‌ی صدر بهمان بدهد که در هر شرایطی هستیم بتوانیم به دیگران روحیه بدهیم و سنگ صبور و کمکشان باشیم. وبلاگ هم باید روح‌افزا باشد نه یأس‌آور.

تنها خبری که مقداری خوشحالم کرد بازگشت یکی، دو تا از دوستان دانشگاه از جمله امین در ایران است. امروز قرار است ناهار را با هم بخوریم. اگر شما هم دوست دارید می‌توانید بیایید.
  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب