حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
برادرم محمدرضا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۱٢/٩

دهم اسفند سالگرد شهادت برادرم است. هر چند وقت یکبار برای چندمین بار محاسبه می‌کنم که چند سالش بوده است که شهید شده است. انگار باورش سخت است. متولد ۴۲ بوده است و ۶۲ شهید شده است. می‌شود بیست سال.

عکس‌هایش را که نگاه می‌کنی بیشتر نشان می‌دهد. حداقل چیزی حدود بیست و پنج. کارهایش را که نگاه می‌کنی خیلی بیشتر. آن ایام بچه‌ها چه قدر زود مرد می‌شدند. با امروز خودم که مقایسه می‌کنم غبطه می‌خورم. الآن چیزی حدود بیست و پنج سالم است ولی تصور نمی‌کنم عرضه‌ی حتی نیمی از بیست سالگی‌اش را داشته باشم.

وقتی شهید شد کمتر از دو سال داشتم و چیز زیادی به یاد ندارم. چند ماه قبل از شهادت مجروح شد و کلیه‌اش را از دست داد. با سماجت دوباره به جبهه رفت و تا سال هفتاد و شش مفقودالجسد بود. خداوند با اجدادش محشورش کند.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب