حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
پیامبرگریزی؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۱٢/۱٧

می‌گویند روزی که پیامبر مأمور به دعوت شد سران را جمع کرد و گفت اگر من به شما بگویم دشمن دارد به شهر نزدیک می‌شود چه می‌کنید. همه متفق گفتند که حتماً آماده می‌شویم و موضوع را جدی می‌گیریم. خیلی به امانت قبولش داشتند. چند سال قبل‌ترش بر سر حجرالاسود نزدیک بود همدیگر را تکه‌پاره کنند تا پیامبر آن راه حل خردمندانه را پیش پایشان گذاشت.

چه شد که چند سال بعد وقتی پیامبر رو به کعبه به نماز می‌ایستاد شکمبه‌ی گوسفند بر سرش خالی می‌کردند؟ انسان تا کجاها می‌تواند پیش رود؟ شیطان تا کجا می‌تواند بر آدم سوار شود؟ نمی‌دانم شاید رفتار امروز ما کمتر از آن حرکت نباشد.

این‌ها برداشتی بود از بخشی از صحبت‌های امروز دوستی. 

  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب