حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
عیدی ۸۷ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/۱

شاید بعضی از شما که مرا می‌شناسید بدانید چه قدر از کلیشه و رفتارهای تصنعی و بی‌مبنا بی‌زارم. روزهای سال نو جزو اندوه‌انگیزترین ایام زندگی‌ام است. نمی‌توانم بفهمم چه طور ما با وقوف کامل به همه‌ی غلط‌هایی که در حواشی این مراسم انجام می‌شود هر سال پر و بال بیشتری به آن می‌دهیم. بسیاری از ما اقرار داریم که تعطیلات زیاد است، تجمل بد است، فلان اعتقاد خرافات است ولی اگر جنبشی بخواهد برنامه‌ای برای سامان‌دهی مراسم سال نو اجرا کند از در مخالف در می‌آییم. به هر حال برایم ترویج این عید سخت است و بیشتر برایم دردآور است که سال‌ها از پی یکدیگر نو می‌شوند ولی جان‌هایمان نه. مثل کسی که دارد غرق می‌شود در روزهای آخر سال لحظات را چنگ می‌زنم ولی مانند قطرات آب از لای دستم سر می‌خورند. با خود می‌گویم به جای این تلاش مذبوحانه باید شنا کردن یاد می‌گرفتی!

شروع سال جدید مبدأ یک مسابقه‌ی تمرینی است. یک سال فرصت داری تا تمرین درست زیستن کنی. می‌توانی هدف فرضی برای خودت بگذاری که یک سال فرصت زندگی گرفته‌ای. تا پایان سال بیشتر زنده نیستی. طوری برنامه‌ریزی باید کنی که در پایان این مهلت رستگار باشی. اگر این تمرین‌ها را خوب پشت سر گذاشته باشی و ورزیده شده باشی هنگامی که مسابقه‌ی واقعی نیز به پایانش نزدیک می‌شود هراسی از عقب‌ماندگی و کمی فرصت نداری. هنگامی که ملک الموت به سراغت می‌آید هول کارهای نکرده و عمر از دست رفته به سراغت نمی‌آید.

شاید این فهم ناقص من گوشه‌ای از «اذا رأیتم الربیع فاکثروا ذکر النشور» باشد که به عنوان عیدی به شما تقدیم می‌کنم. فکر میکنم این عیدی واقعی‌تر از اسکناس‌هایی باشد که این روزها رد و بدل می‌شود. اسکناس کی برای کسی برکت آورده است؟

  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب