حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
مادر بزرگ - ۲ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۳/۸

نوشتن بخش دوم درباره‌ی مادربزرگ آن قدر طول کشید تا مادر بزرگم پنج‌شنبه‌ی دو هفته پیش از دنیایم رفت. بخش اولش را ماه رمضان سال گذشته نوشتم. محسن هم درباره‌اش نوشته است. (آدرس)

شاید اگر یکی، دو سال پیشتر از دستش می‌دادم بیقرارتر از امروزم می‌دیدی. فشارهای سنگین دو، سه سال اخیر که چاره‌ای جز صبر و صلاه برایم نگذاشته است سعه صدرم را افزایش داده است. در این موقعیت باید آرام می‌ماندم تا مادرم را آرام کنم.

مرگ مانند جادوگران به سراغ آدم‌ها می‌آید و در یک چشم به هم زدن ناپدیدشان می‌کند. جسم جانداری که تا دیروز با تو می‌زیسته است ناپدید شده است. خانه‌ی بی مادربزرگ برای خانواده‌مان خیلی دلگیر است. دعا کنید گشایشی شود.

می‌خواستم بخشی از میراث معنوی مادربزرگم را وبلاگی کنم که بیماری‌اش مجال را ازمان گرفت. آن قدر شعر و حکایت‌های سرگرم‌کننده بلد بود که در هیچ جای دیگر نمی‌شد یافت. برای همه‌ی رفتگان طلب مغفرت کنیم.

  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب