حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
در تکمیل مطلب «وصف حماقت» نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/۱٥

برادر نادیده‌ای درباره‌ی یکی از نوشته‌ها توضیح بیشتری خواسته بود. مطلب زیر را در پاسخ به خواستش نوشتم. گویا برایش التیام‌بخش بود. با کمی تعدیل برای شما هم می‌نویسم شاید اثری مشابه داشته باشد.

سلام،

چه بگویم. آدم‌ها اشتباه می‌کنند بعد هم لجاجت می‌کنند. دچار غرور می‌شوند و این غرور پرده‌ای می‌اندازد بر روی عقل و درکشان. احساس می‌کنند که از چیزی رنج می‌برند. منتها از آنجا که نفسشان زنگار گرفته است راهی در پیش می‌گیرند که بارشان را سنگین‌تر می‌کند.

این اوقات برای همه‌ی مانا آشنا نیست. وقت‌هایی که با خودمان و دیگران لجبازی می‌کنیم. به جای یک عذرخواهی ساده هزاران عذر بدتر از گناه می‌آوریم. برای این که یک اشتباه کردم نگوییم یا همدیگر را ببخشیم در پی تأدیب طرف مقابل، به زعم خودمان، بر می‌آییم.

مثلاً فرض کن کسی از دستت عصبانی می‌شود. می‌آید ضربه‌ای بزند جاخالی می‌دهی و دستش به جای تیزی می‌خورد و مصدوم می‌شود. طرف عصبانی‌تر می‌شود و یک کار احمقانه‌تر می‌کند. حتی ممکن است به تو هم ضربه‌ای بزند ولی حتماً خودش هم آسیب می‌بیند. یا مثلاً برای اینکه احتمالاً بسوزی خودش را به آتش می‌کشد.

نمی‌دانم این توضیحات کمکی کرد یا نه. امیدوارم خدا سر هیچ مسلمانی نیاورد.

  نظرات ()
مطالب اخیر رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب