حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
جوک برای ما، خاطره برای شما نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٢/۳۱

یکی از مدیران مجموعه حاج آقایی اصفهانی، جاافتاده، باهوش و خوش کلام است. پریشب به مناسبتی تعریف می‌کرد:

«بچه بودیم اگر از جیبمان برای منزل خرید می‌کردیم شب حسابش را به بابایمان می‌گفتیم. یک شب آمدم گفتم بابا امروز پانزده زار خرید کردم. بابام گفت خوب. دوباره فردا شب آمدم گفتم بابا امروز یک تومان خرید کردم با پانزده زار دیروز می‌شود یک تومان و پانزده زار. چند شب بعد دوباره رفتم و گفتم امروز یک تومان خرید کردم از قبل هم یک تومان و پانزده زار بدهکار بودی تا این جا می‌شود دو تومان و پانزده زار. بابا گفت خوب دستت درد نکند. ولی مثل این که قصد نداشت طلب ما را بدهد. چند شب بعد طلبکارانه پیش پدر رفتم و گفتم بابا کم کم حسابت پیش ما دارد بالا می‌رود و بدهکاری‌ات زیاد می‌شود. سه تومان امروز خرید کردم با دو تومان و پانزده زار قبلی می‌شود پنج تومان و پانزده زار. نمی‌خواهی طلب ما را بدهی. بابایم گفت عجب. بچه جان چند بار این پانزده زار را با ما حساب می‌کنی؟»

بعد از این که کلی خندیدم گفتم حاج آقا این چیزهایی که برای ما جوک است برای شما خاطره است. جماعت از خنده روده‌بر شدند.

  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب