حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
استخر و یاد مرگ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۳/۱٦

حدود دو سالی است استخر رفتن را از سر گرفته‌ام. خیلی نامنظم و تفریحی. جدا از جنبه‌های آماده‌سازی جسمانی برایم سازندگی معنوی دارد. در این پست قصد دارم این حالت را وصف کنم.

وقتی به استخر می‌روم. بیشتر در قسمت عمیق سعی می‌‌کنم شنا کنم. شناگر حرفه‌ای نیستم. خیلی با استیل و اسلوب شنا نمی‌کنم. بدون مربی همین‌طوری یاد گرفته‌‌ام که دست و پایی بزنم. پا دو چرخه هم تا چندی پیش بلد نبودم و اخیراً مقداری تمرین کرده‌ام. نفس‌‌گیری‌ام هم خوب نیست و خیلی زود نفس کم می‌‌آورم. بعد از آن که کمی شنا می‌کنم و خسته می‌شوم باز ادامه می‌‌دهم. بعد در وسط آب و خلوتی استخر به ذهنم می‌آید اگر در وسط دریایی گرفتار شده بودم و بعد از مدتی شنا کردن قوتم تمام شود ...

بعد یادم می‌آید حالت غریق را و آن که می‌گویند جزء سخت‌ترین انواع مرگ است. وقتی نفس کم می‌‌آورم و تاب شنا هم ندارم می‌بینم فاصله‌ی ما تا مرگ چه قدر کم است. خیلی کمتر از آن که بتوان باورش کرد. شاید به همین خاطر نمی‌بینیمش. بس که به آن نزدیکیم. یا به قول آگاهان شاید اصلاً جدا از همین زندگی‌مان نباشد. باطنش باشد.

خدایا سختی‌های جان دادن را بر ما آسان گردان.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب