حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
  نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٥/۳٠
آمريکا موجود نازنيينی است، از آن جهت که خيلی منطقی و با آرامش عمل می‌کند. سياستمداران آمريکايی خيلی راحت تصميم می‌گيرند. آمريکايی‌ها مثل يک قاتل حرفه‌ای عمل می‌کنند، به هيچ وجه اينطور نيست که با خودشان کلنجار بروند و به عواقب کار بينديشند. آدم کشتن برای کابوها مثل تفريح من و شماست. من و شما فيلم کابويی را برای تفريح می‌بينيم اما آنها به کابوی بازي علاقه مندند. آمريکا کشوری است که به خودش اجازه می‌دهد يک صبح آفتابی وقتی خيلی راحت از خواب بيدار شد، خميازه‌ای بکشد، صبحانه‌ای صرف کند و بعد چند بمب هسته‌ای را-احتمالاْ ميزان خطرات آن را به اندازه يک هسته میوه نیست- بر سر يک سری جانور بريزد. تعدادش هم خيلی فرق نمی‌کند. می‌خواهد ۱۰۰ نفر کشته شود می‌خواهد ۲۰۰۰۰۰ نفر.
يک روز چند تا از درياداران آمريکايی بعد از ديدن چند تا فيلم دزدان دريايی هيجان برشان داشت و تصميم گرفتند برای تفريح و خوش گذرانی هم که شده گشتی در سواحل خليج فارس بزنند. بعد از مدتی ديدند که انگار دنيا امروز مثل دنيای قديم نيست که هر کس سر گردنه بايستد و برای خودش باج گيری کند. زندگی روی عرشه کشتی و دريا به دور از خانواده و شهر واقعا کسل کننده است. اينطوری بود که حوصله‌شان سر رفت. مثل من و شما که ممکن است گاهی حوصله‌مان سر برود و راهی دشت و بيابان شويم و به شکار کبک و پرنده و غيره بپردازيم. همين طوری که خسته و بی‌حوصله آسمان را نگاه می‌کردند يک دفعه يک پرنده در دور دستها جلوی چشمشان ظاهر شد. خلاصه همه چشم و دندان تيز کردند که اين پرنده را بزنند. شايد در آن ميان يکی به عقلش رسيده بود که اين جسم متحرک يک مقدار بزرگتر از يک پرنده عادی است، اما خوب طفلکی‌ها حوصله‌شان سر رفته بود. تا بالاخره فرمانده‌شان درست نشانه رفت و پرنده را زد. بيچاره بعداْ که فهميد آن چيزی که زده است يک ايرباس حامل مسافر از ايرانی و غير ايرانی بوده است خيلی دلگير شد اما بزرگترهايش برای اينکه کوچولوشان خيلی دچار عذاب وجدان نشود از اين تيرانداز خوش‌دست تقدير کردند و جوايزی به «رسم يادبود» به او اعتا کردند.
آمريکايی‌ها آدمهای رکی هستند و زود خودمانی می‌شوند. اگر يک روز ببينند خدای ناکرده شما مشکلی دارید هيچ تعلل نمی‌کنند و قبل از اينکه شما ازشان کمک بخواهيد به کمکتان می‌آيند. بعضی موقع‌ها هم می‌بينی نه، مشکل خاصی نداری، اما خوب آنها از شما و خانه‌تان خوششان آمده است، دوست دارند چند صباحی پيش شما بگذرانند. بالاخره دور هم جمع ايد و خوش می‌گذرد. اينقدر هم آدمهای بامرامی هستند دوری راه را به جان می‌خرند و حاضرند مثلاْ تا افغانستان هم بيايند. من و شما بوديم می‌گفتيم: «اوه، که می‌ره اين همه راهو.»
آمريکا پدر خوبی برای همه ملتهای جهان است. اگر روزی ببيند يک مشت حاکم بی‌لياقت بر مردمی حکومت می‌کنند واقعاْ از ته دل ناراحت می‌شود و تا آنجا که کاری از دستش بربيايد انجام می‌دهد. از هيچ کمکی از کودتا گرفته تا لشگرکشی مضايقه نمی‌کند. البته خوب آنها هم آدم هستند و گاهی اشتباه می‌کنند مثل همين اواخر در ونزوئلا. آمريکا برای اين که نقش پدری‌اش را به نحو احسن برگزار کند بر خود لازم ديده است که در همه جای دنيا نگهبان بگذارد و از جان و مال و ناموس ملت‌ها محافظت کند. از اين رو برای تهيه و تدارک پايگاههای نظامی قدرتمند در هر کوی و برزنی تمام تلاش خود را مبذول می‌دارد. ممکن است يک عده مثل مردم ژاپن هم پيدا شوند که بگويند: آقا ما راضی به زحمت نيستيم. آخر شما خودت کار و زندگی داری. و از اين جور تعارف‌ها. اما اين آمريکايی‌ها که عجيب بچه‌های با حالی هستند عمراْ کوتاه بيايند. آخر از قديم با هم سر قضيه هيروشيما و ناکازاکی دوستی دارند.

اين مطلب را وقتی نوشتم که ديدم بعضی دوستان يک مقدار نگرانند که آقا فلان و بهمان نکنيم دل عمو به رنج می‌آيد،‌ بالاخره هر چی باشد يک عمر نفت ما را با زحمت از ته چاهمان برايمان در می‌آورد. کلی حق آب و گل دارد. خواستم بگويم: بابا بی‌خيال ما با عمو شوخی داريم. گاهی او سر به سر ما می‌گذارد،‌ گاهی هم ما. بعضی وقتها آنها هواپيمای ما را می‌زنند يک موقع‌های هم ما پرچمشان را آتش می‌زنيم. ما از اين شوخيها با هم زياد داريم. يادتان نيست چند سال پيش سر خاله بازی پولهامان را برداشت و ديگر برنگرداند. خوب ما هم بعضی موقع‌ها می‌رويم توی خيابان برايش شعر می‌خوانيم. اما خودمانیم، اين عمو ديگر دارد شورش را در می‌آورد و يک کم شوخی‌هايش خرکی شده است. بابا آخر هر کاری حدي دارد. يک کار می‌کنند آدم عصبانی شود. ببين عمو يادت باشد خودت سر شوخی را باز کردی!
  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب