حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
بشوژه پدر.... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۱/٩/٢۸
نوشته شده توشط مصطفی اجودی
شلام به همه رفقا
عرژم به حژورتون که امروژ که خواشتم براتون بنویشم، دیدم که کفگیر حشابی به ته دیگ خورده و اشلا نه حش و حال نوشتن دارم و نه شیزی برای نوشتن. اینکه من همین ژا از حسین ژون خواهش می‌کنم به خودش یه تکونی بده و یه حالی به ما (نمی‌دونم شرا اینقدر آب‌دماغم می‌آد) که هیچ مطلبی برای نوشتن نمونده و اوژاع حشابی درب و داغونه و همین روزهاست که شایت بخوابه آآآآخ‌خ‌خ‌خ‌خ....اوخ...کمک....یکی کمک کنه.....وای خدااااااااااااااا
برو گمشو. خجالت نمی‌کشی اومدی پشت کامپیوتر و داری چرت و پرت می‌نویسی مرتیکه معتاد. ....گفتم برو گمشو.
دوستان من از همتون معذرت می‌خوام. تو این دور و زمونه که از دور یک سایت یا وبلاگ رو راحت هک می‌کنند و هر چی می‌خوان توش می‌نویسند حالا دیگه پشت کامپوتر خودم می‌آن می‌شینند و گند میزنند به وبلاگ این بنده خدا. امیدوارم که نرجیده باشید.
آه آه آه آه.....نفشم بند اومد خدا. آدم واری نوشتن هم شخته‌ها.
خوب دیگه دوشتان من خشته شدم فلا تا بعد خوش باشید.
  نظرات ()
مطالب اخیر یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت! بازگشت به دوره‌ی جوانی! نظرسنجی درباره‌ی کیفیت خدمات تعطیلات رسمی ایران در تقویم‌های بین‌المللی استاد خوب / استاد بد روز اول در دانشگاه UoR1
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٤) نکات و حکمت‌ها (٥۱) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢۳) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) درس‌های پدر (۱۳) نقد و نظر (۱٢) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱٠) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب