﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>فرياد‌ خاموش</title>
    <description>hamidi's description</description>
    <link>http://hamidi.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>حسین حمیدی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Tue, 16 Mar 2010 20:39:24 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>کافر مطلق!</title>
      <description>&lt;p&gt;طرف روزه نمی&amp;zwnj;گرفت ولی بیدار می&amp;zwnj;شد سحری می&amp;zwnj;خورد و بعد می&amp;zwnj;خوابید. ازش پرسیدند: &amp;laquo;تو که روزه نمی&amp;zwnj;گیری برای چه برای سحر خوردن پا می&amp;zwnj;شوی&amp;raquo;؟ پاسخ داد: &amp;laquo;روزه که نمی&amp;zwnj;گیرم؛ اگر سحری هم نخورم که دیگر کافر مطلق می&amp;zwnj;شوم!&amp;raquo;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/661</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4347185</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4347185</guid>
      <pubDate>Tue, 16 Mar 2010 20:39:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سال نو و مستمندان</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چه کنم، خواهرم رها نمی&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید چیزی بنویس و پول جمع کن. خودش می&amp;zwnj;گوید من به هر کسی بتوانم رو می&amp;zwnj;زنم. من خیلی رویه&amp;zwnj;ام این شکلی نیست. می&amp;zwnj;گویم آدم&amp;zwnj;ها خودشان باید به فکر باشند. هم&amp;zwnj;چنین شخصاً بیشتر طرفدار ماهیگیری یاد دادن هستم تا ماهی دست افراد دادن. ولی خواهرم می&amp;zwnj;گوید برای بعضی موارد خیلی حالت اول متصور نیست و احتمالاً به حق هم می&amp;zwnj;گوید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امسال به طرز عجیبی تمایل بسیاری از دوستان و آشنایان به سفر خارج در تعطیلات عید افزون شده است. به طرز عجیب و غیرقابل انتظاری افراد زیادی در تکاپوی سفر به مالزی، سنگاپور، دوبی، مالدیو، چین و ... هستند. اغلب هم به دنبال هتل و پرواز خوب. نمی&amp;zwnj;دانم وضع ملت خوب شده است یا چنین سفرهایی ارزان شده است! البته که دومی&amp;zwnj;اش نیست! به هر حال باید خدمت این عزیزان عرض کنم مستقل از این که آیا این سفرها بهترین کاری است که در تعطیلات می&amp;zwnj;شود کرد یا خیر اگر این دوستان فقط یک بیستم از هزینه&amp;zwnj;ی سفرشان را به عنوان صدقه برای محرومین کنار بگذارند خودش عدد بزرگی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه اگر شما هم وسعتان می&amp;zwnj;رسد و خواستید کمکی کنید با من تماس بگیرید. چه داخل چه خارج.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/660</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4329483</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4329483</guid>
      <pubDate>Fri, 12 Mar 2010 19:00:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تمرین English Listening - سایت elllo.org</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شما هم اگر مثل من Listening انگلیسی&amp;zwnj;تان ضعیف باشد و دنبال بهبود آن باشید احتمالاً توسط اغلب اشخاص به دیدن فیلم&amp;zwnj;های زبان اصلی راهنمایی می&amp;zwnj;شوید. بنده، به شخصه به دلایلی که فعلاً به آن نمی&amp;zwnj;پردازم با این روش مخالفم و آن را مؤثرترین روش نمی&amp;zwnj;دانم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در اینترنت چندین سایت وجود دارند که برای تمرین Listening مناسب&amp;zwnj;اند ولی اغلب پولی&amp;zwnj;اند. یک سایت خوب هم بود که مجانی بود ولی بعد از مدتی پولی شد. یک سایتی است که مدتی است من با آشنا شدم و از آن برای تقویت مهارت Listening ام استفاده می&amp;zwnj;کنم و هنوز پولی نشده است سایت &lt;a href="http://www.elllo.org/"&gt;elllo&lt;/a&gt; است. به نظرم این سایت به خوبی برای این کار طراحی شده است و سازمان یافته است. من آن را مؤثرتر از فیلم دیدن یافتم. شما هم اگر دوست داشتید امتحان کنید.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/659</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4327391</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4327391</guid>
      <pubDate>Fri, 12 Mar 2010 07:54:20 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>پروفسور شاپور زارعی!!!!</title>
      <description>&lt;p&gt;لطفاً سایت زیر را ببینید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.shzarei.net/"&gt;http://www.shzarei.net&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه متعحب شدم و آن را بسیار باورناپذیر یافتم فعلاً قضاوت نمی&amp;zwnj;کنم. با چندی از اساتید و دوستان صاحب نظر در میان گذاشته&amp;zwnj;ام. می&amp;zwnj;خواهم مطمئن&amp;zwnj;تر شوم. ولی اگر حدسم درست باشد باید کاری کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر ایشان را ببینم سؤال&amp;zwnj;های زیادی دارم که در سایتشان نیافتم. مثل این که ایشان از کجا مدرک فوق دکترایش را گرفته است؟ لیسانس و فوق لیسانس کجا بوده است؟ چرا مقاله&amp;zwnj;ای از ایشان در نمایه&amp;zwnj;های معروف یافت نمی&amp;zwnj;شود؟ بعد اگر جواب این سؤالات مشخص شود سؤالات دیگری خواهم پرسید که فعلاً این جا نمی&amp;zwnj;آورمشان.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/658</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4300141</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4300141</guid>
      <pubDate>Fri, 05 Mar 2010 19:48:41 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>روش ارتقاء معکوس!</title>
      <description>&lt;p&gt;رضا امیرخانی &lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=82472"&gt;مقاله&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; نوشته است در مورد اتفاقات و تغییرات اخیر در سمپاد. به موضوع اصلی مقاله&amp;zwnj;اش کاری ندارم. تکه&amp;zwnj;ی جذابش قطعه&amp;zwnj;ی زیر است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;در نظامِ آموزش و پرورشی که همه&amp;zwnj;گان می&amp;zwnj;دانند، گرفتاری&amp;zwnj;ش معلم است... به قراری که اگر معلمی کلاس را نتواند اداره کند، ناظم می&amp;zwnj;شود و اگر ناظمی صف را نتواند به خط کند، مدیر می&amp;zwnj;شود و اگر مدیری مدرسه از دست&amp;zwnj;ش در برود، می&amp;zwnj;رود منطقه و قس علی هذا تا برسد به وزیر!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با کمی مبالغه متأسفانه باید بگویم این روش ارتقاء نه فقط مختص آموزش و پرورش بلکه در بسیاری بخش&amp;zwnj;های دیگر نیز هست. چندی پیش به همکاری می&amp;zwnj;گفتم: &amp;laquo;تعجب می&amp;zwnj;کنم چه طور کسی که در تاریخ فعالیت حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;اش یک پروژه&amp;zwnj;ی موفق را به سرانجام نرسانده است می&amp;zwnj;گذارند معاون که باید بر چندین گروه و پروژه نظارت کند؟ آن وقت در مورد کنترل پروژه و معیارهای موفقیت پروژه و روش به سرانجام رساندن پروژه برای ما صحبت می&amp;zwnj;کند؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/657</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4204708</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4204708</guid>
      <pubDate>Thu, 11 Feb 2010 12:58:40 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تقدیم به صاحب امروز</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;نتوانست فراموش کند مستی را&lt;br /&gt;هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;کی به انداختن سنگ پیاپی در آب&lt;br /&gt;ماه را می&amp;zwnj;شود از حافظه&amp;zwnj;ی آب گرفت؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/strong&gt; کمتر از یک سال است که دوستی مرا با فاضل نظری، شاعر جوان آشنا کرده است. من هم به شما خواندن اشعارش را توصیه می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/656</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4204627</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4204627</guid>
      <pubDate>Thu, 11 Feb 2010 11:49:05 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دوری از تکلیف و تکلف</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شاید یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین ویژگی&amp;zwnj;هایی پدرم دوری از &amp;laquo;تکلیف و تکلف&amp;raquo; و مبارزه با این معضل ویران&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ی جامعه&amp;zwnj;مان باشد. احساس می&amp;zwnj;کنم این صفت تا حدی به من هم منتقل شده است و یکی از دوستان چندی پیش می&amp;zwnj;گفت تو حداقل صد سال عمر می&amp;zwnj;کنی بس که زندگی را راحت می&amp;zwnj;گیری!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این روزها زیاد می&amp;zwnj;شنویم که &amp;laquo;زندگی&amp;zwnj;ها چه قدر سخت شده!&amp;raquo;. واقعیت این است که زندگی&amp;zwnj;ها را چه قدر سخت کرده&amp;zwnj;ایم. جداً باید کمک کنیم از این فضای دهشت&amp;zwnj;بار فاصله بگیریم که مخرب بنیان&amp;zwnj;ها و رشته&amp;zwnj;های اجتماعی و عاطفی است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دوری از تکلیف و تکلف یعنی نه بر خودمان سخت بگیریم نه بر دیگران. نه از بقیه انتظارهای بی&amp;zwnj;جا داشته باشیم نه خودمان را برای دیگران به زحمت بی&amp;zwnj;جا بیاندازیم. به اسم رسم و رسوم و فلان موضوع زشت است و فامیل چه می&amp;zwnj;گویند و در و همسایه چه می&amp;zwnj;گویند و سایر این مزخرفات برای خودمان، خانواده&amp;zwnj;مان، اطرافیان&amp;zwnj;مان و در نهایت جامعه&amp;zwnj;مان زحمت و اذیت درست نکنیم. اگر کسی مطابق توقعات ما یا رسومات ما عمل نکرد او را سرزنش نکنیم و با او اوقات تلخی نکنیم. چرا این قدر برای خودمان حصار درست کرده&amp;zwnj;ایم؟ چرا شهامت نداریم این حصارها را دور بریزیم و آزاد و رها زندگی کنیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سال گذشته عمه&amp;zwnj;ام فوت کرد. نه پدرم و نه من، هیچ جا نه جار زدیم نه اطلاعیه&amp;zwnj;ای نه توقعی از کسی برای شرکت در مراسم. مراسم دفنش بسیار ساده و به دور از تشریفات مرسوم و سایر حواشی بی&amp;zwnj;خاصیت این گونه مراسم&amp;zwnj;ها انجام شد. بسیاری از دوستان و همکاران پدرم و من بعداً می&amp;zwnj;پرسیدند چرا خبر ندادید وظیفه&amp;zwnj;مان بود در ختم شرکت کنیم. پاسخ این بود که ما راضی نیستیم اشخاص از کار و زندگی&amp;zwnj;شان بیفتند و بخواهند به برای شرکت در مراسم ختمی بروند و به زحمت بیفتند. خوشبختانه چون جمع اندک فامیل و خودی&amp;zwnj;ها فقط خبر شدند کسی هم در روزنامه از این آگهی&amp;zwnj;های تسلیت خودنمایانه و ریاکارانه نداد. یادم می&amp;zwnj;آید کوچک&amp;zwnj;تر که بودم و پدرم سمت در چشم&amp;zwnj;تری داشت پدر بزرگم فوت کرده بود و ماجرا مخفی نمانده بود. خوب فضا به گونه&amp;zwnj;ای دیگر بود و می&amp;zwnj;شد احساس کرد افراد زیادی برای چاپلوسی یا امتیازگیری سعی می&amp;zwnj;کردند به بهانه&amp;zwnj;ی عرض تسلیت بیشتر خودی نشان دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خوب هر کسی ارادتی دارد از هر جا باشد می&amp;zwnj;تواند برای آن مرحوم طلب غفران و برای صاحب عزا طلب صبر کند یا ارداتش را به طور واقعی در روزها و هفته&amp;zwnj;های آتی که احتمالاً خانواده&amp;zwnj;ی متوفی نیاز به تسلی دارد ابراز کند نه در مثلاً چند دقیقه حضور در مراسم از سر رفع تکلیف. وقتی فضا به سمت تکلیف و تکلف می&amp;zwnj;رود ابراز ارادت&amp;zwnj;ها هم تصنعی می&amp;zwnj;شود و شیرینی مهر و محبت هم رنگ می&amp;zwnj;بازد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از آن طرف عده&amp;zwnj;ای را دیده&amp;zwnj;ام که حتی اقوام دورشان نیز که فوت می&amp;zwnj;کند سعی می&amp;zwnj;کند اطلاعیه&amp;zwnj;اش را به نحوی در معرض دید قرار دهند و سعی کنند مجلس ختم متوفی&amp;zwnj;شان هر چه بیشتر شلوغ&amp;zwnj;تر، با پلاکاردها و دسته&amp;zwnj;گل&amp;zwnj;های بیشتر، حضور افراد با لباس&amp;zwnj;های اتوکشیده و ... برگزار شود. همان &amp;laquo;تکاثر&amp;raquo;ی که قرآن نهیب می&amp;zwnj;زند انگار به نوعی دیگر ظهور کرده است و دنبال فخرفروشی از طریق شلوغ&amp;zwnj;بازی در مراسم ترحیم هستند. مرده&amp;zwnj;ی بیچاره آیا در میان این همه ریخت و پاش آیا چیزی نصیبش می&amp;zwnj;شود؟ بیش از آن که به فکر آن مرده و تنهایی لحظات اولش در قبر باشند به فکر تدارک مراسم و شام و نهار مهمان&amp;zwnj;ها هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پدرم در رد این رسم غیراسلامی-عقلانی می&amp;zwnj;گوید (نقل به مضمون) در روایت است وقتی خانواده&amp;zwnj;ای عزیزی را از دست می&amp;zwnj;دهد بهتر است بقیه&amp;zwnj;ی اشخاص تا مدتی (دقیقش یادم نیست) برای آن&amp;zwnj;ها غذا تهیه کنند و ببرند. نه آن که در میان پریشان&amp;zwnj;احوالی صاحب عزا، جماعتی هم سر او خروار شوند و مصیبت تدارک و هماهنگی غذا و سایر حواشی بر غم و غصه&amp;zwnj;ی خانواده&amp;zwnj;ی متوفی اضافه شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بیایید از این حالات و صفات رذیله فاصله بگیریم. باور کنیم خوشی و شادی در راحت گرفتن و برخورد ساده با مسائل است نه پیچیده کردن آن. آرامش واقعی و درونی از طریق بی&amp;zwnj;توجهی به رسوم خودساخته&amp;zwnj;ی بشری و پرداختن به لذت&amp;zwnj;های حقیقی و فناناپذیر است. حتی ما مراسم&amp;zwnj;های شادی&amp;zwnj;مان را با این تفکرات تلخ کرده&amp;zwnj;ایم. به جای آن که دنبال لذت بردن از لحظات باشیم همه&amp;zwnj;اش در حول و ولای تشریفات و حفظ ظواهر هستیم. آن سرور واقعی در باطن این مراسم&amp;zwnj;ها است و ما در ظاهرش می&amp;zwnj;مانیم و بسیاری مواقع نتیجه&amp;zwnj;ای عکس حاصل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پیامبرمان فرموده است:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;laquo;خودتان را برای مهمانی به تکلف و زحمت زیاد نیاندازید زیرا این امر موجب می&amp;zwnj;شود که مهمان و مهمانی مورد بغض شما قرار گیرد و هر کس نسبت به مهمان بغض داشته باشد خداوند را مبغوض داشته است و هر کس خداوند را مبغوض دارد، خدا هم او را مورد غضبش قرار می&amp;zwnj;دهد&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خوب حالا چه قدر ما روز به روز از این فرمایش پیامبر فاصله می&amp;zwnj;گیریم و چه قدر فرصت&amp;zwnj;های مهربانی کردن و شادی را از دست می&amp;zwnj;دهیم و بغض را جایگزین آن می&amp;zwnj;کنیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;باید توجه داشت تکلیف و تکلف متقابلاً به بحرانی&amp;zwnj;تر شدن این فضا کمک می&amp;zwnj;کند. یعنی هر چه ما توقع و انتظار از بقیه داشته باشیم آن&amp;zwnj;ها به زحمت می&amp;zwnj;افتند و به زحمت افتادن آن&amp;zwnj;ها الگوهای اجتماعی غلطی را پایه گذاری می&amp;zwnj;کند و این مسأله در یک حرکت بومرنگی فزاینده به خود ما بر می&amp;zwnj;گردد و ما نیز مجبور می&amp;zwnj;شویم توقعات بیشتری را در جایگاه دیگری پاسخ دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بیایید از طرف مقابل&amp;zwnj;مان بخواهیم که توقعاتش را کم کند و در عین حال زیاد به انتظارات، توقعات و حرف بقیه توجه نداشته باشیم و از آن مهم&amp;zwnj;تر خودمان نیز توقعات، انتظارات و خواسته&amp;zwnj;هایمان را از بقیه کم کنیم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/655</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4102746</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4102746</guid>
      <pubDate>Thu, 21 Jan 2010 04:44:16 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>اثبات خدا؟</title>
      <description>&lt;p&gt;در همه&amp;zwnj;ی این سال&amp;zwnj;ها بارها خدا خودش را به تو اثبات کرد. تو کی می&amp;zwnj;خواهی خودت را اثبات کنی؟&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/654</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4066106</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4066106</guid>
      <pubDate>Wed, 13 Jan 2010 16:30:33 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>میانه‌روی انحرافی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;عزاداری&amp;zwnj;ها در ماه محرم کمتر حول و حوش شناخت واقعه&amp;zwnj;ی عاشورا، زندگی و شخصیت امام حسین شکل می&amp;zwnj;گیرد. فکر می&amp;zwnj;کنم اگر شناخت بیشتر حاصل شود، بروز احساسات و عواطف نیز به شکل پاک&amp;zwnj;تر و عمیق&amp;zwnj;تری صورت می&amp;zwnj;گیرد و از بعضی خطرات و انحرافات در این زمینه مصون می&amp;zwnj;مانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مثلاً واقعاً خوب است حداقل یک بار هر یک از ما داستان زندگی امام حسین را به طور کامل بخوانیم تا بتوانیم اگر قرار است درسی بگیریم ناقص یا نابجا نباشد. حداقل به نظرم باید گفته&amp;zwnj;ها و نوشته&amp;zwnj;های ایشان بعد از وفات امام حسن مورد مطالعه قرار گیرد. واقعاً نکات جالب و جذابی در آن یافت می&amp;zwnj;شود. از نحوه&amp;zwnj;ی محاجه با طرف مقابل و نوع برخورد در هر موقعیت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر این اتفاق بیفتد من مطمئنم خیلی&amp;zwnj;ها به درون خودشان مراجعه خواهند کرد و با سؤالات بسیاری مواجه خواهند شد. این سؤالات از جنبه&amp;zwnj;های زیادی خواهد بود و من فکر می&amp;zwnj;کنم ما در حال حاضر با یک مسأله&amp;zwnj;ی حل&amp;zwnj;شده در ظهر عاشورا مواجه هستیم و پایان داستان را می&amp;zwnj;دانیم. شاید اگر پایان داستان را نمی&amp;zwnj;دانستیم و از ابتدا آن را می&amp;zwnj;خواندیم ما نیز در زمره&amp;zwnj;ی کسانی قرار می&amp;zwnj;گرفتیم که حداقل امام حسین را نیز در شکل&amp;zwnj;گیری حوادث عاشورا مقصر می&amp;zwnj;دانستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعضی افراد هستند که به تعبیر یکی، این&amp;zwnj;ها شاید دوست دارند محبوب القلوب و زینة المجالس باشند در هر نزاعی و اختلافی سعی می&amp;zwnj;کنند خودشان را میانجی آرامش&amp;zwnj;طلب و صلح&amp;zwnj;دوست معرفی کنند و از این رو هر دو طرف دعوا را نکوهش می&amp;zwnj;کنند و سعی می&amp;zwnj;کنند هر دو طرف را مقصر جلوه دهند. طبیعی است که در هر دعوایی نیز از هر دو طرف درشتی&amp;zwnj;هایی دیده شود. این افراد که در شکل بیمارگونه&amp;zwnj;شان تنفرآمیزند، سعی می&amp;zwnj;کنند با مستمسک قرار دادن مواردی از این دست حتی در طرفی که مظلوم است نیز اشتباهاتی را بیابند و این حس را در او نیز ایجاد کنند که &amp;laquo;تو هم اشتباه داشتی تو هم باید کوتاه بیایی&amp;raquo;. این جور افراد به جای آن که دنبال حکم دادن بر اساس قسط و حق باشند دنبال این هستند که هر دو طرف از مواضع&amp;zwnj;شان کوتاه بیایند مستقل از آن که حق چیست و باطل چیست. اگر طرفی هم از موضع حقش کوتاه نیاید بر گناهان او لجبازی و قدی را نیز می&amp;zwnj;افزایند و احتمالاً می&amp;zwnj;گویند: &amp;laquo;هر چه بر سرش بیاید حقش است از قدی&amp;zwnj;اش است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه من تقریباً شک ندارم که بخشی از پروپاگاندای آن زمان از همین طریق سعی در تغییر افکار و نگرش مردم زمانه کرده است. برای این که در وسط منازعات بتوان قضاوت بهتری داشت من دو پیشنهاد دارم:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;۱- باید بین موضع یک طرف و مجموعه&amp;zwnj;ی عملش برای رسیدن به آن موضع تمایز قائل شد. ممکن است عملکرد یک طرف نزاع، برای دفاع از آن چه حق می&amp;zwnj;پندارد یا برای مبارزه با آن چه باطل می&amp;zwnj;پندارد دارای نقاطی باشد که از نظر ما خطا محسوب شود. بهتر است در قضاوت&amp;zwnj;مان به آن&amp;zwnj;ها وزن زیادی ندهیم مگر در حالتی که در بند دوم می&amp;zwnj;آورم. به عبارت دیگر اگر مثلاً کسی همه&amp;zwnj;ی راه&amp;zwnj;ها را به روی شما ببندد به طوری که نه راه پس داشته باشید نه راه پیش ممکن است به خشم بیایید و او را با کلام تندی سرزنش کنید. شاید در این حالت واقعاً ناسزایی گفته نشده باشد و آن حق سزاوار چنین تندی باشد. پس نمی&amp;zwnj;شود خیلی ساده در مورد مصادیق عملکرد قضاوت کرد و بسته به شرائط متفاوت است و ما در این موارد عموماً ممکن است داده&amp;zwnj;ی کافی برای تحلیل نداشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;۲- بعضی وقت&amp;zwnj;ها عملکرد فجیعانه&amp;zwnj;ی یک طرف تأییدی بر باطل بودن موضعش می&amp;zwnj;شود. برای تشخیص این موارد به نظرم معیار خروج از چارچوب&amp;zwnj;های اخلاقی، مردانگی و آزادگی است. دعوا، نزاع و جنگ به هر حال رخ می&amp;zwnj;دهد ولی آن&amp;zwnj;ها که پیرو حقیقت&amp;zwnj;اند حتی اگر بجنگند مردانه می&amp;zwnj;جنگند و در میانه&amp;zwnj;ی جنگ نیز نامردی و نامردمی نمی&amp;zwnj;کنند. اگر دیدید طرفی در موضوعی اختلافی از فریب، اعمال زور به وابستگان غیردرگیر در نزاع به منظور تحت فشار قراردادن عوامل درگیر (مثلاً حمله به شهروندان به جای نظامیان یا حمله به زنان و کودکان به جای مردان)، نقض یک طرفه&amp;zwnj;ی معاهدات&amp;nbsp; و ... استفاده می&amp;zwnj;کند باید در حقیقی بودن ادعایش شک جدی کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سال گذشته نیز به مناسبت همین ایام مطلبی مرتبط نوشته بودم&amp;nbsp; (&lt;a href="http://hamidi.persianblog.ir/post/571/"&gt;لینک مطلب&lt;/a&gt;) که امسال سعی کردم آن را بسطش دهم. ادا کردن حق این نکات ظریف کار سختی است و&amp;nbsp; شاید بهتر باشد هر یک از ما بیشتر این&amp;zwnj;ها را خودش بخواند و تفکر کند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/653</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=4002859</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-4002859</guid>
      <pubDate>Fri, 01 Jan 2010 10:52:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی رستوران طلاباران</title>
      <description>&lt;p&gt;یک سایتی هست به نام &lt;a title="سایت میز غذا" href="http://www.mizeghaza.com/"&gt;میز غذا&lt;/a&gt; که به معرفی غذاها و رستوران&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پردازد. دو نفر از نویسندگانش را می&amp;zwnj;شناسم و کامپیوتری هستند. (یکی&amp;zwnj;شان هم از دوستان است)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک بار به من پیشنهاد دادند در سایت&amp;zwnj;شان چیزی بنویسم ولی من به دلیل تفاوت دیدگاه نپذیرفتم. فکر نمی&amp;zwnj;کنم تبلیغ شکم&amp;zwnj;چرانی کار مناسبی باشد. هر چه از غذای بیرون دوری کنیم بهتر است. ولی بعضی مواقع قلقلک می&amp;zwnj;شوم چیزی در این زمینه بنویسم. بعضی وقت&amp;zwnj;ها چاره&amp;zwnj;ای نیست و گزینه&amp;zwnj;ای جز غذای بیرون نیست. برای این جور مواقع که باید سعی کرد به ندرت باشد، خوب است رستوران&amp;zwnj;های خوب را بشناسیم. حالا که من در آن سایت به عنوان نویسنده عضویت ندارم در همین&amp;zwnj;جا رستوران طلاباران را معرفی می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style="vertical-align: middle;" title="چلوکباب برگ گوسفندی در طلاباران" src="http://img2.pict.com/2c/37/0d/2304039/0/800/dsc00207.jpg" alt="چلوکباب در رستوران طلاباران" width="490" height="320" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رستوران طلاباران در خیابان شریعتی کمی بالاتر از چهار راه قصر واقع شده است. نکات مثبت آن کیفیت خوب غذا، تزئین و مخلفات فراوان و برخورد خوب است. قیمتش کمی گران است و حجم غذا نیز بسیار زیاد است. بنابر این برای این که زیاد هم پول ندهید و غذا نیز اسراف نشود بهتر است کمتر از تعدادتان غذا بگیرید. مطمئن باشید سیر می&amp;zwnj;شوید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عکس واقعی است و مربوط به چند روز اخیر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز هم تکرار می&amp;zwnj;کنم عادت کردن به غذای بیرون بسیار بد است و جز به ضرورت باید پرهیز کرد.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://hamidi.persianblog.ir/post/651</link>
      <author>حسین حمیدی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=617&amp;postID=3974910</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-617.post-3974910</guid>
      <pubDate>Sat, 26 Dec 2009 12:26:27 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>