حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
آگهی ترحیم نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩۱/۸/٥

 در یادداشت قبلی و یادداشت‌های دیگری زیرمجموعه‌ی دسته‌هایی چون خرافه‌ستزی به رسومات غلط در باب عزا و عروسی پرداخته‌ام. یادداشت قبلی تمرکزش بر روی مبارزه با فرهنگ‌های غلط حول مسأله‌ی ازدواج بود. در باب عزا نیز گفتنی زیاد است. منتها دامنه‌ی تأثیرات خرافات حول مراسم خاکسپاری در زندگی اجتماعی کمتر است. (چون خود متوفی مرده است.)

خیلی دلم می‌خواست در همین وبلاگ بنویسم اگر من مردم دوست ندارم هیچ یک از این آداب و سنن بی‌پایه برایم رعایت شود. یک آگهی ترحیم دستم رسید که خیلی نظرم را جلب کرد. حتی به آن مراسم ختمش هم راضی نیستم که مایه‌ی زحمت مردمان است.

آگهی ترحیم

پی‌نوشت: آن قدر که بنده می‌دانم متوفی فردی متمول، خیر و بزرگ خاندانی شریف بوده است.

  نظرات ()
مصاحبه‌ام با ایسنا درباره‌ی پرتال‌های صوتی/تلفنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/۳۱

خبر را در این آدرس بخوانید و بگویید به نظرتان چه طور در آمده است؟

مثل این که ایسنایی‌ها خوش‌شان آمده بود و همان صفحه‌ی اول زده بودند.

  نظرات ()
معرفی iranfile.ir نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/٦

در زمینه‌ی کارآفرینی و نوآوری به خصوص در کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت تأکید می‌شود نوآوری نباید حتماً در زمینه‌ی یک ایده‌ی به کلی نو باشد بلکه اغلب داستان‌های موفقیت نوآوری در شیوه و کیفیت ارائه‌ی خدمات موجود است.

از این جهت، iranfile.ir کار تمیز و یکتایی است. یک شاهد و نمونه‌ی مثال موفق دیگر برای نظری که در یکی، دو سال اخیر بر روی آن تأکید داشته‌ام و دارم. همان طور که در این وبلاگ و چند مصاحبه نیز طرح کردم با توجه به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و آمادگی الکترونیکی در کشور، یک فرصت طلایی برای ایجاد و رونق کسب و کارهای اینترنتی فراهم است. به نظرم، اگر چه پذیرش این نظریه برای بسیاری در ابتدا به دلیل عدم وجود نمونه‌های موفق آسان نبود ولی بعد از گذشت یکی، دو سال آن قدر نمونه‌های موفق با سرعت فزاینده در حال شکل‌گیری هستند که دیگر جای تردید باقی نمی‌ماند.

در مورد iranfile.ir آن قدر کار جذاب از کار در آمده است که صدا و سیما با آن همه سخت‌گیری درباره‌ی پرهیز از تبلیغ بخش خصوصی، در اخبار ۲۰:۳۰ نیز به آن پرداخته است. پیشتر از ایران‌فایل چندین سایت جستجوی املاک و مستغلات وجود داشت ولی هیچ یک موفقیت آن را کسب نکرد. خوب است کسانی که بر روی راه‌اندازی کسب و کارهای اینترنتی کار می‌کنند روی دلایل موفقیت کم کارهای قبلی و نقاط قوت  کار جدید نیز تأمل کنند و معیارهای کلی را استخراج کنند.

  نظرات ()
میانه‌روی انحرافی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۱٠/۱۱

عزاداری‌ها در ماه محرم کمتر حول و حوش شناخت واقعه‌ی عاشورا، زندگی و شخصیت امام حسین شکل می‌گیرد. فکر می‌کنم اگر شناخت بیشتر حاصل شود، بروز احساسات و عواطف نیز به شکل پاک‌تر و عمیق‌تری صورت می‌گیرد و از بعضی خطرات و انحرافات در این زمینه مصون می‌مانیم.

مثلاً واقعاً خوب است حداقل یک بار هر یک از ما داستان زندگی امام حسین را به طور کامل بخوانیم تا بتوانیم اگر قرار است درسی بگیریم ناقص یا نابجا نباشد. حداقل به نظرم باید گفته‌ها و نوشته‌های ایشان بعد از وفات امام حسن مورد مطالعه قرار گیرد. واقعاً نکات جالب و جذابی در آن یافت می‌شود. از نحوه‌ی محاجه با طرف مقابل و نوع برخورد در هر موقعیت.

اگر این اتفاق بیفتد من مطمئنم خیلی‌ها به درون خودشان مراجعه خواهند کرد و با سؤالات بسیاری مواجه خواهند شد. این سؤالات از جنبه‌های زیادی خواهد بود و من فکر می‌کنم ما در حال حاضر با یک مسأله‌ی حل‌شده در ظهر عاشورا مواجه هستیم و پایان داستان را می‌دانیم. شاید اگر پایان داستان را نمی‌دانستیم و از ابتدا آن را می‌خواندیم ما نیز در زمره‌ی کسانی قرار می‌گرفتیم که حداقل امام حسین را نیز در شکل‌گیری حوادث عاشورا مقصر می‌دانستیم.

بعضی افراد هستند که به تعبیر یکی، این‌ها شاید دوست دارند محبوب القلوب و زینة المجالس باشند در هر نزاعی و اختلافی سعی می‌کنند خودشان را میانجی آرامش‌طلب و صلح‌دوست معرفی کنند و از این رو هر دو طرف دعوا را نکوهش می‌کنند و سعی می‌کنند هر دو طرف را مقصر جلوه دهند. طبیعی است که در هر دعوایی نیز از هر دو طرف درشتی‌هایی دیده شود. این افراد که در شکل بیمارگونه‌شان تنفرآمیزند، سعی می‌کنند با مستمسک قرار دادن مواردی از این دست حتی در طرفی که مظلوم است نیز اشتباهاتی را بیابند و این حس را در او نیز ایجاد کنند که «تو هم اشتباه داشتی تو هم باید کوتاه بیایی». این جور افراد به جای آن که دنبال حکم دادن بر اساس قسط و حق باشند دنبال این هستند که هر دو طرف از مواضع‌شان کوتاه بیایند مستقل از آن که حق چیست و باطل چیست. اگر طرفی هم از موضع حقش کوتاه نیاید بر گناهان او لجبازی و قدی را نیز می‌افزایند و احتمالاً می‌گویند: «هر چه بر سرش بیاید حقش است از قدی‌اش است.»

خلاصه من تقریباً شک ندارم که بخشی از پروپاگاندای آن زمان از همین طریق سعی در تغییر افکار و نگرش مردم زمانه کرده است. برای این که در وسط منازعات بتوان قضاوت بهتری داشت من دو پیشنهاد دارم:

۱- باید بین موضع یک طرف و مجموعه‌ی عملش برای رسیدن به آن موضع تمایز قائل شد. ممکن است عملکرد یک طرف نزاع، برای دفاع از آن چه حق می‌پندارد یا برای مبارزه با آن چه باطل می‌پندارد دارای نقاطی باشد که از نظر ما خطا محسوب شود. بهتر است در قضاوت‌مان به آن‌ها وزن زیادی ندهیم مگر در حالتی که در بند دوم می‌آورم. به عبارت دیگر اگر مثلاً کسی همه‌ی راه‌ها را به روی شما ببندد به طوری که نه راه پس داشته باشید نه راه پیش ممکن است به خشم بیایید و او را با کلام تندی سرزنش کنید. شاید در این حالت واقعاً ناسزایی گفته نشده باشد و آن حق سزاوار چنین تندی باشد. پس نمی‌شود خیلی ساده در مورد مصادیق عملکرد قضاوت کرد و بسته به شرائط متفاوت است و ما در این موارد عموماً ممکن است داده‌ی کافی برای تحلیل نداشته باشیم.

۲- بعضی وقت‌ها عملکرد فجیعانه‌ی یک طرف تأییدی بر باطل بودن موضعش می‌شود. برای تشخیص این موارد به نظرم معیار خروج از چارچوب‌های اخلاقی، مردانگی و آزادگی است. دعوا، نزاع و جنگ به هر حال رخ می‌دهد ولی آن‌ها که پیرو حقیقت‌اند حتی اگر بجنگند مردانه می‌جنگند و در میانه‌ی جنگ نیز نامردی و نامردمی نمی‌کنند. اگر دیدید طرفی در موضوعی اختلافی از فریب، اعمال زور به وابستگان غیردرگیر در نزاع به منظور تحت فشار قراردادن عوامل درگیر (مثلاً حمله به شهروندان به جای نظامیان یا حمله به زنان و کودکان به جای مردان)، نقض یک طرفه‌ی معاهدات  و ... استفاده می‌کند باید در حقیقی بودن ادعایش شک جدی کنید.

سال گذشته نیز به مناسبت همین ایام مطلبی مرتبط نوشته بودم  (لینک مطلب) که امسال سعی کردم آن را بسطش دهم. ادا کردن حق این نکات ظریف کار سختی است و  شاید بهتر باشد هر یک از ما بیشتر این‌ها را خودش بخواند و تفکر کند.

  نظرات ()
خبرنگارها با آدم چه که نمی‌کنند نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۸/۱٢

چند سال اخیر به کار ژورنالیسم علاقه‌مند شدم و جدی‌تر به آن نگام می‌کنم. قبلاً از آن ابا داشتم و دوستانی که در این کار بودند را حداقل در دلم سرزنش می‌کردم. البته هنوز هم معتقدم آن دوستان زود وارد آن فضا شدند قبل از آن که پختگی لازم را کسب کرده باشند.

امروز اتفاقی مصاحبه‌ای از خودم در ایسنا دیدم. (لینک خبر) متوجه شدم مال چند ماه قبل است. اول کمی گیج شدم. از نوع جملات مشخص بود با کمی جرح و تعدیل حرف‌های من است ولی نمی‌توانستم درست در ذهنم یادآوری کنم. همان ایام مصاحبه‌ای ازم زده بودند که لینکش را در همین وبلاگ (+) آورده بودم. پس این دیگر چه بود؟ آیا همان را تغییر داده بودند؟ یک کم که گذشت متوجه شدم. چیزی که من نوشته بودم متنی بلند بود و خبرنگار محترم ازش دو مصاحبه بیرون کشیده است! دلم می‌خواهد بیشتر با کار این جماعت آشنا شوم و ببینم با چه اصول و اسلوبی اخبار و مصاحبه‌ها را جراحی می‌کنند؟

چند تا نکته:

۱- «نسل جدید مراکز داده»  را نوشته است «مراکز نوین نسل داده»! خوب است حداقل در مورد مصاحبه‌های علمی، بعد از ویرایش به خود طرف بدهند بازبینی کند تا غلط فاحش درج نشود.

۲- اگر خواننده‌ی نوشته‌های من باشید خوب با رسم‌الخط من هم آشنایید. تأکیدم بر جدانویسی و استفاده از فاصله‌ی مجازی است که خوب خبرنگار محترم به آن احترام گذاشته است و تغییرش نداده است.

  نظرات ()
مصاحبه‌ی اخیرم با ایسنا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٥/۱٧

این بار هم به خبرنگار گفتم باید خودم متن اصلی خبر را تنظیم کنم. کلی هم رویش وقت گذاشتم و نسبتاً خوب در آمد. منتها خبرنگار که وظیفه‌اش را ویرایش و تنظیم خبر می‌داند معمولاً در آن دست می‌برد. تیترش را عوض کرده و بخش‌های نسبتاً زیادی از آن را هم حذف کرده است. ولی به هر حال متن جملات را تقریباً تغییر نداده است غیر از یک غلط کوچک نگارشی. ببینید چه طور در آمده است.

لینک خبر: «امنیت‌مان را به بیگانگان نسپاریم»

  نظرات ()
مرکز تماس ملی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

مرکز تماس ملی آمریکا را ببینید: http://www.info.gov

در کشور ما هم دولت از سال‌ها پیش برنامه‌ریزی برای یک مرکز تماس ملی کرده است و پروژه‌ای تحت عنوان سامد راه انداخته است. تفاوت نگاه تکنولوژی‌گرا در مقایسه با نگاه هدف‌گرا را از مقایسه‌ی کارکردی این دو می‌توان یافت. یکی مشکلات را از طریق ارائه‌ی اطلاعات حل می‌کند دیگری تمرکزش در ثبت درخواست‌ها، شکایات و انداختن در سیکل بی‌پایان اداری است.

 

  نظرات ()
تغییراتی در آیین مناقصات آمریکا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٢/۱٤

اوباما می‌خواهد نحوه‌ی واگذاری قراردادهای دولت به پیمانکاران را تغییر دهد و به قول خودش شرایط را رقابتی‌تر کند. مفصل‌ترش را اینجا بخوانید.

چنین حرفی و تصمیمی از رییس جمهور کشوری مثل آمریکا با آن همه سابقه در زمینه‌های کشورداری و به قول خودشان Public Administration به نظرم بعید و عجیب است.  ضمن این که واقعاً تأثیر و ارزش چنین اقدامی کمتر از هزینه‌ی آن است.

حرف‌هایش خیلی شبیه دستگاه‌های دولتی خودمان است. گفته است به جای واگذاری کارهای خدماتی به شرکت‌های بخش خصوصی کارمندان دولت باید بسیاری از کارها را انجام دهند. هم‌چنین می‌خواهد قراردادها را به شرکت‌های کوچک بسپارد تا شرکت‌های احتمالاً بهتر که قیمتش پایین‌تر نیست.

  نظرات ()
مبارزه با جهالت نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱۱/۱

«و خون قلبش را بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی برهاند»، زیارت اربعین

کجای عزاداری‌ها و سوگواری‌های ما در این جهت است؟ نکند اتفاقاً در همان خط فکری است که امام حسین بر ضدش نه تنها خون خودش که همه‌ی نزدیکانش را به فجیع‌ترین نحو ممکن داد؟ اگر شرکت ما در چنین نشست‌هایی منجر به آن نشود که جهالتمان کم شود و از گمراهی فاصله بگیریم ...؟

این روزها بسیار در میان دوستان به خصوص جوانان مجموعه‌هایی را می‌بینم که دوست دارند مثلاً با عقب‌ماندگی فکری و فرهنگی جامعه‌مان مبارزه کنند و در راستای روشن کردن مردم قدم بردارند. به جد معتقدم اگر عده‌ای الگویشان را امام حسین نگذارند و حاضر نشوند سرمایه‌های خودشان و عزیزشان را بذل کنند توفیق چندانی حاصل نمی‌شود و باید در ادعایشان شک کرد.

  نظرات ()
کمترین ادب را از اباالفضل العباس بیاموزیم نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٠/۱٧

این شب‌ها و روزها از ادب عباس زیاد می‌شنوید. پس چرا کمتر این ادب را الگو قرار می‌دهیم؟ مداح و عزادار گرامی، حضرت عباس مقامی دارد که بهشتیان به آن غبطه می‌خورند باز به قول خودت در خطاب برادرش ذره‌ای از آداب و احترام نمی‌کاست. چرا وی استدلال نکرد برای صمیمیت و به اصطلاح این روزها خودمانی شدن با برادر می‌توان با هر لحنی و عبارتی نامش را برد؟ تو که نسبتت با حضرت امام حسین علیه السلام عمیق‌تر نیست؟ چگونه به خود اجازه می‌دهی به دور از ادب و بدون تجلیل نامش را ببری؟

  نظرات ()
تکنولوژی ترانسفر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢

یک روز بعد از چند سال تلاش در مجموعه‌ای که ناخواسته در آن وارد شدم و بعد گرفتار شدم گفتم بنشینم ببینم مجموعه‌های مشابه ما در خارج از کشور برای حل مشکلات ما چه جور فکرهایی کرده‌اند.

قبل‌تر یک کارگاهی شرکت کرده بودم که در آن از تجاری‌سازی یافته‌های پژوهشی حرف زدند. کارگاه بدی نبود. مدرسش هم خوب بود. با این کلمات کلیدی جستجو کردم. متوجه شدم همه‌جای دنیا از مفهومی تحت عنوان «Technology Transfer» بحث است. یافتم کنار همه‌ی مؤسسات آموزشی، پژوهشی چنین واحدی است که کمک می‌کند به زبان ساده از پژوهش پول در بیاید. بعد خواندم و دیدم اتفاقاً برنامه‌ها و راهکارهای خیلی جالبی هم دارند. قبل‌تر هم چیزهایی از روی اسلایدهای درس‌هایی در MIT خوانده بودم تحت عنوان R&D Management و در یک جلسه‌ای برای مدیران ارشد بخش‌هایی‌اش را گفتم.

این روزها دوست دارم در این زمینه تحصیلاتم را ادامه دهم. کسی می‌داند کدام دانشگاه‌ها باید دنبال چنین رشته‌هایی بگردم؟ آیا کسی تجربه‌ی مشابهی دارد که کارم را ساده کند؟

پی‌نوشت: در فارسی آیا برای تکنولوژی ترانسفر معادلی پیشنهاد شده است؟ آن چیزی که تا قبل از این مطالعات، من از عبارت انتقال تکنولوژی که ترجمه‌ی تحت اللفظی این اصطلاح است، برداشت می‌کردم چیزی متفاوت بود. معمولاً ما در فرهنگمان وقتی پروژه‌ای می‌خواهد تحویل شود یا فناوری وارد کشور شود از اصطلاح انتقال تکنولوژی به عنوان بخشی از تعهدات ذیل قرارداد نام می‌بریم.

  نظرات ()
چه لپ‌تاپی بخریم؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱٢

یک دوست قدیمی درباره‌ی خرید لپ‌تاپ پرسیده است. من در این زمینه خیلی صاحب‌نظر نیستم و مطالعات و بررسی خوبی در پنج سال گذشته در این زمینه نداشته‌ام. منتها صحیح ندانستم نامه‌ی دوست خوبم را بی‌پاسخ بگذارم و حداقل‌هایی که به ذهنم می‌آید را نگویم. شاید به مرور کامل‌ترش کنم.

۱- هنگام خرید لپ‌تاپ بدترین کار وسواس به خرج دادن و تحقیقات زیاد است. راهش این است که تا آن‌جا که ممکن است کمتر تلاش در مقایسه‌ی بین لپ‌تاپ‌ها با هم از حیث امکانات و قیمت بکنی. چون اصلاً این بررسی تمامی ندارد. خود من اولین بار که می‌خواستم لپ‌تاپ بخرم حدود دو سال طول کشید تا به نتیجه برسم. در نهایت هم اگر همراهم در پایتخت اصرار نمی‌کرد و به یک فروشنده‌ی همدانی بر نخورده بودم آن روز هم احتمالاً دست خالی باز می‌گشتم. هر برندی و هر مدلی طرفداران جدی و دشمنان جدی‌اش را دارد. لپ‌تاپی که من خریدم نه صفر است نه صد. منتها در این مدت با همه‌ی عیب و نقص‌هایش (از جمله نداشتن wireless card) برایم کلی کار راه انداخته است و ظرف کمتر از یک سال پولش را جبران کرد.

۲- کاری که می‌شود کرد پیروی از یک سری اصول کلی است. مثلاً این که می‌خواهی لپ‌تاپت سبک باشد و مناسب برای حمل و نقل (business edition) یا نه بیشتر به عنوان desktop replacement یا از جنس Multimedia ready و ...

۳- یک سایت معروف از حیث راهنمایی قدم به قدم جهت خرید لپ‌تاپ هست به اسم cnet. منتها آن هم کمک زیادی به من هیچ وقت نکرده است. چون با آن که با یک سری سؤال که می‌پرسد گزینه‌هایت را هر دفعه محدودتر می‌کند اما در نهایت آن قدر گزینه باقی می‌ماند که باز گیج می‌شوی.

۴- این فامیل ما، سعید، از امارات Acer خریده است و راضی هم هست. پریشب خانه‌ی یکی از بستگان یک Sony بسیار سبک و نازک و کوچک و شیک دیدم خیلی خوشم آمد. از دوستان کامپیوتری‌ام اگر بپرسی می‌گویند فقط IBM. از اول امسال دوستان و همکارانم بالای ده تا لپ‌تاپ IBM خریدند. یکی از همکاران خیلی خوبم می‌گوید fujitsu-siemens با توجه به قیمت و امکانتش خیلی خوب است ضمن آن که نمایندگی و گارانتی رسمی دارد و ساخت آلمان است بر خلاف اغلب لپ‌تاپ‌ها که ساخت چین و مالزی است. معروف است که بهینه‌ترین گزینه از لحاظ توازن بین قیمت و کارآیی Dell است آن هم سری (اوم ... فکر می‌کنم inspiron)

۵- در هیچ کشوری به خصوص در خاورمیانه و آسیا من ندیدم مردم به اندازه‌ی ایران روی بهترین برندهای آمریکایی مثل IBM، Dell، HP، Sory، Toshiba، apple و ... فقط علاقه نشان دهند و گاهی خیلی راحت درباره‌ی همین‌ها اظهار نظر می‌کنند. مثلاً می‌گویند HP یا Toshiba یا Sony آشغال است. (نمی‌دانم چه طور این قدر راحت ما نظر می‌دهیم. آن هم درباره‌ی ده برند برتر. می‌توان گفت مثلاً این برند برای کار من مناسب نیست ولی این که کلاً بگویی آشغال است خیلی اعتماد به نفس می‌خواهد.) بر عکس لپ‌تاپ‌های ارزان مثل acer و حتی no name (اسمبل‌شده) خیلی رواج دارد. در حالی که در زمینه‌ی workstation بر عکس است. اغلب workstation ها در ایران no name و assembled است در حالی که در خارج از کشور حتی امارات و مالزی استفاده از workstation های branded از Sun، HP، IBM و ... رایج است.

۶- سازندگان بزرگ لوازم کامپیوتری و الکترونیکی به ویژه‌ی در زمینه‌هایی مثل موبایل و لپ‌تاپ به طرزی محصولاتشان را طراحی می‌کنند که شما نتوانی با کم و زیاد کردن بعضی امکانات و ویژگی‌ها به یک قیمت خیلی مناسب برسی. یعنی کاری می‌کنند که شما به هر حال مجبور شوی اگر یک سطح معینی از فناوری بخواهی در یک محدوده‌ی مشخصی پول بدهی. مثلاً اگر یک لپ‌تاپ از سری پردازنده‌های مثلاً core 2 duo بخواهی بخری باید حول و حوش یک مبلغ معینی (مثلاً یک میلیون و صد) پول بدهی و نمی‌شود با گشتن بین مغازه‌ها، تخفیف گرفتن، کم کردن امکانات جانبی و ... قیمت را به حول و حوش ۶۰۰ و ۷۰۰ هزار رساند. با این توضیح مهم‌ترین عامل در خرید لپ‌تاپ پول است! حساب باید بکنی چه قدر می‌خواهی پول دهی. اگر بخواهی لپ‌تاپ نامدار خوبی بخری باید مبلغی حدود یک و نیم ملیون تومان به علاوه صد هزار تومان (به جهت احتیاط و لوازم جانبی مثل کیف و ...) دستت بگیری و برای خرید بروی. اگر بخواهی از سری‌هایی مثل fujitsu-simens یا acer بخری این مبلغ می‌تواند حدود یک میلیون و صد هزار بیاید.

۷- وقتی شما یک لپ‌تاپ نامدار می‌خری بخش قابل توجهی از پولی که می‌دهی بابت سیستم عامل و بعضی نرم‌افزارهای جانبی، پشتیبانی، ضمانت‌نامه و خدمات پس از فروش است. منتها ممکن است به این نتیجه برسی هیچ کدام این‌ها در ایران به کارت نمی‌آید ضمن آن که باید پول اضافه‌ای بابت گارانتی داخلی هم بپردازی. شاید به همین دلیل اخیراً در ایران هم لپ‌تاپ‌های بدون سیستم عامل و نرم‌افزار نیز وارد شده است. منتها می‌دانی که در ایران جریان‌ها خیلی قوی هستند. وقتی همه توشیبا و سونی و دل و ... می‌خرند خیلی سخت است که مثلاً تو با اطمینان قلب و تصمیم قاطع سراغ چیزی مثل lenevo بروی. (البته منظورم lenevo thinkpad نیست که همان ibm سابق است.)

۸- یکی از دوستان در تعریف لپ‌تاپ خوب می‌گوید:«لپ‌تاپ کامپیوتری است که سبک است و بقیه‌ی امکاناتش اهمیتی ندارد» این جمله اگر چه طنز است ولی باید آن را جدی گرفت. من به سبک بودن لپ‌تاپ بالاترین وزن را در انتخابم می‌دهم و به هر کس دیگری هم توصیه می‌کنم بسته به شرایطش این وزن را کم و زیاد کند ولی نادیده نگیرد. به هر حال شما اگر در مجموع وزن کیف لپ‌تاپ و مخلفاتی که خرد خرد در کیفش جا خواهی داد را در نظر بگیری وزنش خیلی زیاد می‌شود و بدنت را داغان می‌کند.

۹- علاوه بر خود لپ‌تاپ باید مبلغی هم برای کیف لپ‌تاپ در نظر بگیری. لطف کن و استدلال‌هایی از جنس جلف بودن را کنار بگذار و یک کیف کوله بگیر تا مورد بالا کمتر به سلامتت آسیب بزند. کیف خوب لپ‌تاپ مهم است و باید چیزی حدود پنجاه، شصت هزار تومان برایش کنار بگذاری.

۱۰- حالا که تا این جا برای خرید لپ‌تاپ آمده‌ای یک سری لوازم جانبی هم بهتر است بگیری که بعدها نخواهی دوباره مراجعه کنی. مثلاً یک ماوس کوچک را خیلی‌ها نیاز پیدا می‌کنند. منتها توصیه‌ی اکید من تهیه‌ی یک هارد دیسک اکسترنال usb است که این روزها بسیار رایج و ارزان است. این توصیه‌ی من را گوش کن ضرر نمی‌کنی.

۱۱- لپ‌تاپ خریدن شیرینی دادن هم دارد. مبلغی هم برای آن کنار بگذار!

۱۲- لپ‌تاپت را خریدی ولی بدان لپ‌تاپ یکی از بدترین وسایل فناورانه از حیث ارگونومی است. کمتر کسی در این باره حرف می‌زند. تقریباً هم هیچ راه ارزانی برای کاهش آسیب‌های آن وجود ندارد.

  نظرات ()
اطلاع‌رسانی درباره‌ی طرح‌های تحول‌گرایانه نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٧/۱٤

درباره‌ی طرح موسوم به نجات صاحب‌نظران بحث‌های زیادی می‌کنند. من هم از زاویه‌ی خودمان که همان اطلاع‌رسانی باشد می‌نگرم. دولت آمریکا زحمت کشیده است و حرکتی درخور جهت اطلاع‌رسانی درباره‌ی این طرح (کمیته‌ی خدمات مالی کاخ سفید) آغاز کرده است. اگر کسی دستش به دوستانی که در کشور مشغول طراحی طرح تحول اقتصادی هستند (مثلاً کمیسیون اقتصادی هیأت دولت) پیشنهاد دهد آن‌ها هم اقدام مشابهی انجام دهند. هر چه قدر بتوانند از طریق آگاهی‌رسانی بیشتر مردم و صاحب‌نظران را توجیه کنند در اجرا مسیر برایشان هموارتر می‌شود و مردم همراه‌تر.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب