حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
رسول آفتاب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩۱/۱۱/٢٩

قرار نبود دیگر درباره‌اش بنویسم ولی نتوانستم دلم را راضی کنم. دوست نداشتم بعد از ذکر او، مطلب دیگری بر صدر این وبلاگ بنشنید.

چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی / پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم

او که برایمان «رسول آفتاب» بود به «طریق ترجمانی» این طور ما را شیفته‌ی خود کرده بود، پس چه‌گونه بی‌تاب خود آفتاب نباشیم؟

باده دردآلودمان مجنون کند / صاف اگر باشد ندانم چون کند؟

خدایا، چون رسول آفتابت را از ما گرفتی، آفتاب را به ما بازگردان.

  نظرات ()
بحق تلک المناجات بینک و بین موسی ... نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٠/۱٠/٢۸

دعای «اللهم یا شاهد کل نجوی» در شب جمعه و عرفه وارد شده است و مضامین دلنشینی دارد. اگر با آن آشنا نیستید می‌توانید در اینجا یا اینجا بخوانید. یادم می‌آید استادمان به این دعا علاقه‌‌ی زیادی داشت و بعضی از عباراتش را برایمان توضیح می‌داد. یکی از فرازهای خیلی جذاب برای ایشان و احتمالاً مورد کنجکاوی‌ خواننده، آن جا است که می‌گوید:

«اللهم انی اسألک بحق تلک المناجات بینک و بین موسی بن عمران فوق جبل طور سیناء»

سؤال پیش می‌آید آن مکالمه و مناجات بین خدا و حضرت موسی بر بالای کوه طور سینا چه بوده است که به حق آن از خدا درخواست می‌شود؟ ایمیلی حاوی مطلبی ناب به دستم رسید که احتمال دارد بخشی از پاسخ سؤال باشد. من که از خواندنش مشعوف شدم. شما هم بخوانید.

حضرت موسى (علیه السلام ) در مناجات خود در کوه طور عرض کرد: یا اله العالمین (اى معبود جهانیان ).
جواب شنید: لبیک (یعنى نداى تورا پذیرفتم ).
سپس عرض کرد: یا اله المحسنین (اى خداى نیکوکاران) همان جواب را شنید سپس عرض کرد: یا اله المطیعین : (اى خداى اطاعت کنندگان) باز همان پاسخ را شنید.
سپس عرض کرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهکاران).
سه بار در پاسخ شنید: لبیک ، لبیک لبیک.
موسى (علیه السلام ) عرض کرد: خدایا چرا در دفعه چهارم، سه بار پاسخم دادى ؟!
خداوند به او خطاب کرد: عارفان به معرفت خود، و نیکوکاران و اطاعت کنندگان به نیکى و اطاعت خود، اعتماد دارند، ولى گنهکاران که جز به فضل من، پناهى ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه کسى پناهنده شوند؟!.

  نظرات ()
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن! نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٦/٢۸

استاد ما می‌گوید:

«همه چیزت را باید از خدا بخواهی و کوچک‌ترین چیزت را. اگر تشنه‌ای و آب می‌خوری باید سیراب شدنت را از خدا انتظار داشته باشی نه از عمل آب خوردن. همین که همه چیزت را از خدا بخواهی را هم باید از خدا بخواهی و همین که از خدا بخواهی که همه چیزت را از او بخواهی هم باز باید از خودش بخواهی و همین طور الی آخر.

و اگر این معنا را فهمیدی حقیقت دعا را فهمیده‌ای»

  نظرات ()
استخر و یاد مرگ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۳/۱٦

حدود دو سالی است استخر رفتن را از سر گرفته‌ام. خیلی نامنظم و تفریحی. جدا از جنبه‌های آماده‌سازی جسمانی برایم سازندگی معنوی دارد. در این پست قصد دارم این حالت را وصف کنم.

وقتی به استخر می‌روم. بیشتر در قسمت عمیق سعی می‌‌کنم شنا کنم. شناگر حرفه‌ای نیستم. خیلی با استیل و اسلوب شنا نمی‌کنم. بدون مربی همین‌طوری یاد گرفته‌‌ام که دست و پایی بزنم. پا دو چرخه هم تا چندی پیش بلد نبودم و اخیراً مقداری تمرین کرده‌ام. نفس‌‌گیری‌ام هم خوب نیست و خیلی زود نفس کم می‌‌آورم. بعد از آن که کمی شنا می‌کنم و خسته می‌شوم باز ادامه می‌‌دهم. بعد در وسط آب و خلوتی استخر به ذهنم می‌آید اگر در وسط دریایی گرفتار شده بودم و بعد از مدتی شنا کردن قوتم تمام شود ...

بعد یادم می‌آید حالت غریق را و آن که می‌گویند جزء سخت‌ترین انواع مرگ است. وقتی نفس کم می‌‌آورم و تاب شنا هم ندارم می‌بینم فاصله‌ی ما تا مرگ چه قدر کم است. خیلی کمتر از آن که بتوان باورش کرد. شاید به همین خاطر نمی‌بینیمش. بس که به آن نزدیکیم. یا به قول آگاهان شاید اصلاً جدا از همین زندگی‌مان نباشد. باطنش باشد.

خدایا سختی‌های جان دادن را بر ما آسان گردان.

  نظرات ()
یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

«یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین»

***

مگر نفرمود من و علی پدران این امتیم؟
یا علی! باور ندارم علاقه‌ات به ما کمتر از علاقه‌ی یعقوب به فرزندانش باشد هر چند جرممان بیشتر. چه قدر آرزو دارم از دو لبانت می‌شنیدم:
«سوف استغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم»

  نظرات ()
دست از پا درازتر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٤/٢۱

خدایا،

اکنون که دست به سویت دراز کرده‌ام، دست از پا درازتر، برم نگردان.

«و الیک یا رب مددت یدی. فبعزتک استجب لی دعائی و بلغنی منای و لا تقطع من فضلک رجائی»

  نظرات ()
الدعا یردّ القضاء ولو ابرم ابراماً نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٤/٤/٢٠

دعایم کنید! تعارف نمی‌کنم!

اگرچه دوست دارم عربی‌ام آنقدر خوب بود که یک چیزی شبیه کارگاه ترجمه‌ی امیر مهدی حقیقت (که خودم از مشتری‌های پر و پا قرصش هستم) در وبلاگم راه می‌انداختم. فعلاً دستم کوتاه است اما خوب یک نکاتی می‌توانم بگویم که به فهم بعضی جملات عربی کمک کند و کنار هم گذاشتن این‌ها ممکن است یک چیزی از تویش در آید.

یردّ: رد می‌کند، برطرف می‌کند.

قضاء: همان قضاء و قدر یا راحت بخواهیم بگوییم سرنوشت (محتوم)

ولو: که در فارسی هم به کار می‌رود به معنی هر چند، اگر چه 

اُبرمَ: از همان مبرم خودمان (مثل نیاز مبرم) می‌آید. فعل مجهول است و یعنی مبرم شده باشد.

ابراماً: برای تأکید بیشتر است. یعنی دیگر خیلی مبرم شده باشد.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب