حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
Thinkpad X1 Carbon Power Manager - Windows 10 issue نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٤/٥/۱٧

I recently upgraded my Windows 7 on Thinkpad X1 Carbon to Windows 10. After upgrade, I realized that my favorite "Power Manager" applicatoin (part of ThinkVantage Tools) is not functioning anymore. Since, I'm very cautious about my battery lifespan, I use "Battery maintenance" features available in this application.

I searched the web, forums etc a lot and didn't find any clue. Reviewing the application web page, I understood there's no official release which supports Windows 10 and there's no alternative solution.

Anyway, I eventually could resolve the problem by making it forced to run in compatibility mode. To do so, right click on application executable file which is located here: "C:\Program Files (x86)\ThinkPad\Utilities" and choose "Troubleshoot Compatibilities". Then choose "Troubleshoot program" and select "The program worked in earlier versions of Windows ..." and select your early version of windows before upgrade and save the settings.

It worked for me and I hope it helps others who may face similar issue.

  نظرات ()
فیلتر بودن سایت تابناک در عربستان نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩۳/٢/٢۸

توی سفر اخیرم به، به قول خودشان «پادشاهی عربی سعودی» متوجه شدم سایت تابناک در آنجا فیلتر است! احتمالاً به خاطر نسخه‌ی عربی سایت‌شان باشد. این هم از اسکرین‌شات‌اش:

سایت فیلترشده تابناک در عربستان

  نظرات ()
آشنایی با نرم‌افزار Folder Size نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٢/٦/۱٦

ممکن است برای‌تان پیش آمده باشد که حجم زیادی از ظرفیت دیسک‌تان پر شده باشد و بخواهید با حذف پوشه‌ها و فایل‌های حجیم، فضای خالی ایجاد کنید. نرم‌افزار خوش‌دست و رایگان Folder Size این امکان را برای شما فراهم می‌کند که در یک نما متوجه شوید هر پوشه چه سهمی از فضای دیسک‌تان را اشغال کرده است و بر این اساس فولدرها را مرتب کنید.

  نظرات ()
Why I finally switched from Yahoo! mail to Gmail? نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٢/٦/۱۳

Since I started to use Internet in 2000, I used Yahoo! Mail service for personal E-mail communication. I remained loyal to Yahoo! as a classic user, even in these years that many competitors like Gmail put Yahoo! beyond. I resisted to relocate to other services while I had shared my Yahoo! e-mail address with many ones and was reluctant to tolerate burdens of moving my inbox, contacts, folders and etc to a new service. Anyway, in recent months, Yahoo! made me real upset with its new blockage policy while sending emails to my personal list of contacts including friends and relatives. Yahoo! reasons that it has detected suspicious activity and most of the time asked me to verify my identity through CAPTCHA mechanism and I was blocked yet for undetermined period of sending e-mails to a list of 10-15 recipients. Nevertheless, I waited about two months for a probable tuning to their detection and classification algorithms but the situation didn’t change. Meanwhile, old problems in Yahoo! like incorrect support of bi-directional editing for Persian and other Right-to-Left languages and lack of free support of mail clients, highlighted in my mind. At the end of the road, I found that I cannot resist against this change. Now, I’m quitting Yahoo! while I liked to stay with it.

  نظرات ()
مشکل با ADSL Modem شرکت Zyxel و راه حل نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩۱/٤/۳۱

در مجتمع آپارتمانی که ما زندگی می‌کنیم هر چند واحد از یک اینترنت ADSL اشتراک گذاشته‌شده از طریق Wireless استفاده می‌کنند. ما از شاتل سرویس گرفته‌ایم و با توجه به شناختی که از شاتل داشتم انتظار سرویس خوب داشتم. با این که در منطقه‌ای دیگر از شهر من شاتل دارم و خیلی از آن راضی‌ام در این نقطه به شدت قطعی و کندی داشتیم. روزی چند بار باید مودم را reset می‌کردیم تا درست می‌شد.

با شاتل چندین بار تماس گرفتیم ولی کاری از پیش نرفت. به فکر تعویض سرویس‌دهنده بودیم ولی یک همت جمعی نبود. تا این که امروز تصمیم گرفتم ببینم اشکالش از کجا است تا با شاتل طرح کنم. در حین گشتن در واسط مدیریتی مودم دیدم بخش Log پر از پیغام‌های خطای زیر شده است:

exceeds the max. number of session per host!

دقت کردم دیدم دقیقاً وقتی این مشکل بروز پیدا کرده است ارتباط اینترنت هم دچار اختلال شده است. با جستجویی در وب، راه حل را پیدا کردم و مشکلی که مدت‌ها زجرمان می‌داد با یک تنظیم ساده حل شد. اگر شما هم به مشکل مشابهی برخوردید می‌توانید به روش زیر اقدام کنید.

۱- به صفحه‌ی وب مدیریتی مودم‌تان بروید. مثلاً چیزی شبیه را باید در مرورگرتان تایپ کنید. 

۲- به بخش تنظیمات network، تنظیمات مربوط به NAT بروید.

۳- MAX NAT/Firewall Sessions Per User را افزایش دهید. هر عددی است آن را دو برابر کنید.

  نظرات ()
How to create circled numbered list in Word 2007 نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٠/٦/۱

Last week, I was working on a report in Word 2007. As the audience were important, I'd like to improve its appeal. The main content of report was a table of numbered items. So, I thought to make them circled. I mean surronding numbers by a circle shape, filled with colors and shadowed. I searched the web for a solution but I didn't find comprehensive answers. Then I tried myself and could reach an acceptable solution. So, I tought to write here for other people having same problem and search the web for a solution.

1- First insert an Oval shape from the Word 2007 Basic Shapes. To make it circle, keep the Shift while dropping the shape on the page. Fill it with your favorite color and use of shadow effects if you prefer.

2- Right click on the shape and click on the "Add Text" Menu. A text box will appear.

3- In the text box, define new multi-level list from Home->Paragraph->Multi-level list. Then click on "more" button and remove all tab stops and indentations.

4- To center the numbers vertically and horizontally, right click on the shape and select "Format Auto Shape". Go to layout tab for Horizontal alignment and text box tab for vertical aligment.

  نظرات ()
حضور در برنامه‌ی بهار نارنج - نوروز 90 نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٠/۱/۱٥

نوروز امسال مهمان یکی از برنامه‌های بهار نارنج به همراه پوریا پورسرخ با اجرای احسان علیخانی بودم. می‌توانید از طریق این لینک آن را مشاهده کنید. یکی از عوامل برنامه می‌گفت به احسان علیخانی گفتم اگر بین این دو تا توانستی جمع کنی هنر کرده‌ای.

قبل از برنامه‌ی ما ضبط برنامه‌ی پورمخبر و خانم سعیدی بود. واقعاً حرف‌هایشان خیلی خیلی شیرین و خنده‌دار بود. حیف که مجبورند بخش زیادی‌اش را حذف کنند و گرنه جزء جذاب‌ترین گفتگوها می‌شد.

  نظرات ()
رتبه‌ی اول دوازدهمین جشنواره‌ی جوان خوارزمی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

به دلیل خارج از دسترس بودن وبلاگ زودتر نشد، اطلاع‌رسانی کنم. یک خرده خبرش قدیمی شده است. منتها می‌توانید خبرش را از روی سایت دانشگاه شریف بخوانید. (لینک خبر)

  نظرات ()
جوایز فناوری ایران؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱۱/٢۳

تبلیغ‌های خیابانی‌اش را دیدم و تعجبم را برانگیخت. سایتش را نیز چک کردم تعجبم دو چندان شد.

۱- اولاً عنوان جایزه را گذاشته‌اند جوایز فناوری ایران ولی از توضیحات‌شان می‌توانی بفهمی محدود به حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات است.

۲- وقتی محورها و بخش‌های این جایزه را نگاه می‌کنیم کمتر اثری از فناوری می‌بینیم. بخش‌های جایزه به دو بخش اصلی و پیشخوان تقسیم شده است. این که چرا به تجهیزات سخت‌افزاری و ابزارهای دیجیتالی عنوان پیش‌خوان اطلاق شده است،‌ جای سؤال است.

۳- در این تقسیم‌بندی‌ها، هر چه فکر کردم جایگاه خدمات الکترونیکی و کار ارزشمند سازمان سنجش در اتوماسیون ثبت‌نام و اعلام نتایج آزمون‌ها کجا است به نتیجه نرسیدم.

۴- اگر اسم جشنواره را می‌گذاشتند برترین‌های بازار ارتباطات و فناوری اطلاعات معنادارتر بود.

  نظرات ()
درباره‌ی English Central نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٧/٢٦

درباره‌ی Englishcentral.com احتمالاً شنیده باشید. در این نوشتار بنایم بر این نیست که آن را معرفی یا توصیه کنم. در این باره حرف زیاد گفته شده است. این جا درباره‌ی اهداف پیرامونی و پشت صحنه آن می‌خواهم تحلیل و حدسم را بگویم.

چند سؤال و نکته مرا به تحلیلی که در پایان می‌آورم می‌رساند که ابتدا به آن‌ها می‌پردازم.

اول آن که استفاده از این سایت رایگان است در حالی که به نظر چه از حیث تولید محتوی چه از حیث ایجاد فناوری بسیار پرهزینه است. البته خیلی وقت‌ها برای ظاهرسازی یک مدل‌های تجاری برای آن‌ها ادعا یا ذکر می‌کنند ولی نباید خیلی آن‌ها را باور کرد. مثلاً تبلیغات.

دوم آن که گوگل حاملی مالی این پروژه بوده است.

سوم آن که روش رتبه‌بندی آن نه بر اساس صحت بلکه بر اساس دفعات و جملات بیشتری است که تمرین کرده‌اید. یعنی هر چه بیشتر تمرین کنید امتیاز بیشتری کسب می‌کنید. البته صحت هم در آن دخیل است ولی اصل بر به دست آوردن امتیازات بیشتر با استفاده از تمرین‌های بیشتر است.

چهارم آن که امکانی وجود دارد که شما تشخیص سیستم را قبول یا رد کنید. یعنی مواردی هست که شما به درستی تلفظ می‌کنید ولی سیستم غلط تشخیص می‌‌دهد. شما می‌توانید اشکالاتش را به آن متذکر شوید.

پنجم آن که گوگل و اغلب شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری در حال سرمایه‌گذاری بر روی فناوری‌های speech هستند و این روزها زیاد شنیده می‌شود که واسط کاربری طبیعی در آینده است.

ششم گوگل جزء شرکت‌هایی است که خیلی خوب و هوشمندانه از Human Computaion و توانی که افراد شبکه‌شده دارند استفاده می‌کند.

هفتم تشخیص گفتار از آن مسائلی در هوش مصنوعی است که training در آن نقش بسزایی دارد.

هشتم اغلب بنیانگذاران این سایت از شرکت‌ها و آزمایشگاه‌های بزرگ speech دنیا دور هم جمع شده‌اند.

نتیجه گیری من: English Central به دنبال به دست آوردن یک موتور speech recognition و text to speech جامع و آموزش‌دیده‌ی بسیار دقیق است و کاربران هم در حال کمک به ایجاد آن هستند.

  نظرات ()
‍‍پرشین‌بلاگ و فایرفاکس نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٧/٢٠

من تا همین چندی پیش در محیط فایرفاکس که مرورگر پیش‌فرضم است وارد محیط مدیریتی پرشین‌بلاگ می‌شدم و مطالبم را ارسال یا ویرایش می‌کردم و نظرات را می‌خواندم. منتها از چندی پیش دیگر لاگین نمی‌شد. یک مقدار که پیگیری شدم متوجه شدم مشکل در ناسازگاری با فایرفاکس است. نمی‌دانم چه تغییری در نرم‌افزار پرشین‌بلاگ رخ داده است که باعث این مسأله شده است ولی به هر حال این مشکل باعث چند هفته‌ای وقفه شد.

این روزها سایت‌ها حداقل لازم است با دو مرورگر IE و فایرفاکس سازگار باشند. فایرفاکس آن قدر جا افتاده است که لازم باشد سایت‌ها سازگاری با آن را مدنظر قرار دهند.

  نظرات ()
دانلود زیرنویس‌های TED نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٥/٢۸

اگر با TED آشنا نیستید، سری به سایت TED بزنید. شاید،‌ در سال‌های اخیر بیشتر به دلیل عرضه‌ی TED Talks بر روی وب و به صورت رایگان شناخته‌تر شده باشد.

چنان چه شما هم از محتوای سخنرانی‌ها خوش‌تان آمده است و مثل من می‌خواهید برای تقویت مهارت شنوایی و درک زبان انگلیسی از آن بهره ببرید، می‌توانید از خود سایت به آسانی ویدئوی آن را دانلود کنید. هم‌چنین در سایت زیرنویس فیلم‌ها نیز وجود دارد ولی قابل دانلود به فرمتی نیست که توسط player های معروف قابل بازخوانی باشد. برای آن که بتوانید زیرنویس‌ها را در فرمت srt دانلود کنید می‌توانید از این سایت کمک بگیرید.

  نظرات ()
آیا بهترین اسامی از مخفف‌سازی حاصل می‌شود؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٥/۱۳


این سه مخفف، اسامی سه شرکت دولتی (یکی اخیراً خصولتی شده است) عرصه‌ی ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) است. اگر خود ICT را هم اضافه کنید می‌شود چهار تا مخفف که از چینش سه حرف I، C و T به دست می‌آید.

چندی پیش با یک شرکت خارجی صحبت می‌‌کردم و در طول بحث‌مان به کرات مجبور بودم به این شرکت‌ها ارجاع دهم. دیگر همه‌مان گیج شده بودیم. تازه اگر TCT را هم اضافه کنید، متوجه می‌شوید این طور اسم گذاشتن چه تقلید بیجایی است.

ITC: شرکت فناوری اطلاعات ایران

TCI: شرکت مخابرات ایران

TIC: شرکت ارتباطات زیرساخت

TCT: شرکت مخابرات استان تهران

  نظرات ()
سخنرانی استیو جابز در جشن فارغ‌التحصیلی استنفورد ۲۰۱۰ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٤/٢۸

من از استیو جابز خوشم نمی‌آمده است. به دلایلی که خیلی هم مطمئن نیستم به اندازه‌ی کافی محکم باشد. ولی با گوش کردن به این سخنرانی‌اش در دیدگاهم تردید کردم. شاید لازم باشد درباره‌ی او بیشتر تحقیق کنم بعد خوش‌گمان یا بدگمان شوم. به هر حال سخنرانی‌اش را گوش کنید. (لینک فیلم سخنرانی بر روی تد) به خصوص آن تکه که درباره‌ی مرگ صحبت می‌کند برایم جالب‌تر از بقیه‌اش بود. واقعاً اگر بتوانی آن همه سال هر روز که از خواب بیدار می‌شوی فکر کنی آخرین روز عمرت است، زندگی متمایزی خواهی داشت.


  نظرات ()
ویندوز هفت و مشکل بالا نیامدن بعد از به روزرسانی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٤/٦

بر روی لپ‌تاپ تازه‌ام ویندوز هفت نصب کرده‌ام و خوب بیش از یک و نیم ماه است که با آن کلنجار می‌روم. در این پست نمی‌خواهم نظرم را درباره‌ی آن بنویسم که احتمالاً پست جداگانه‌ای طلب می‌کند. از چند روز پیش به مشکلی جدی برخوردم که بالاخره راه حل آن را یافتم. آن را اینجا نیز می‌نویسم تا اگر کس دیگری مبتلا شد زودتر بیابد. شرح مشکل و راه حل را در ادامه بخوانید.

به‌روزرسانی‌های لپ‌تاپ دل با به روزرسان ویندوز یکی است. (یا می‌توان یکی‌اش کرد) چند روز پیش چند به روزرسانی پیشنهاد کرد و آن‌ها را برای نصب گذاشتم. یکی از آن‌ها نیاز به رستارت کامپیوتر داشت. وقتی رستارت کردم دیگر ویندوز بالا نمی‌آمد و اطلاعات مربوط به boot شدن سیستم عامل گویا به هم ریخته بود. با مقداری جستجو در اینترنت به نظر می‌رسید مشکل از نصب یک درایور ناسازگار برای یک سخت‌افزار جانبی است. برای همین خیلی‌ها توصیه کرده بودند اگر سخت‌افزاری جانبی به کامپیوتر وصل کرده‌اید جدا کنید و دوباره سیستم را بوت کنید. منتها من چیز جدیدی به آن وصل نکرده بودم. بعداً که مشکل حل شد متوجه شدم مشکل از به روزرسانی یک درایور جدید برای touchpad لپ‌تاپ بوده است که درست کار نمی‌کند. (به نظرم خیلی غیرقابل قبول است که یک به روزرسانی درایور بتواند مانع boot شدن سیستم عامل شود)

تمام راه‌هایی که از طریق DVD ویندوز برای recovery وجود داشت را تست کردم. اغلب راهنماها بر روی وب نیز توصیه می‌کردند از این روش‌ها استفاده کنیم ولی اشکال آنجا بود که همه‌شان با شکست روبرو می‌شد و می‌گفت نمی‌تواند recover کند یا اطلاعات مربوط به boot را ذخیره کند. خلاصه چیزی که به کمکم آمد راهنمایی لینک زیر بود:


هم‌چنین گویا محصولی خاص این کار ساخته‌اند که می‌توانید از اینجا توضیحات مربوطه را ملاحظه کنید.

خلاصه چندین ساعت وقتم را گرفت و در اغلب انجمن‌ها و سایت‌های رسمی وابسته به مایکروسافت جواب به دردبخوری نیافتم. گویا این مشکل بسیار رایج است و خیلی‌ها در انجمن‌ها مشکلشان را بیان کرده بودند و راه حلی نیافته بودند.

  نظرات ()
گفتگو درباره‌ی پرداخت الکترونیک در برنامه‌ی رادیویی گفتگوی روز نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٤/۳

شنبه‌ای که گذشت در رادیو گفتگو در برنامه‌ی گفتگوی روز با حضور چند مهمان دیگر حضوری و تلفنی درباره‌ی «فرصت‌ها و چالش‌های بانکداری الکترونیک» به صحبت نشستیم. از اینجا آن برنامه را می‌توانید گوش کنید.

  نظرات ()
هویت‌شناسی و ثبت‌نام الکترونیکی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۳/۸

از وقتی موج اصطلاحات با پیشوند الکترونیک به کشور ما رسیده است حدود هفت یا هشت سال می‌گذرد. به نظر می‌رسد در این مدت، بخش عمده‌ای از تلاش‌ها معطوف به توجیه ضرورت و ارتقاء جایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه شده است تا برنامه‌های قابل دفاع و مشخص.

شاید از ابتدایی‌ترین گام‌های عملیاتی الکترونیکی کردن فرآیندها و خدمات، الکترونیکی کردن ثبت‌نام و هویت‌شناسی کاربران است. از این رو، یکی از صاحب‌نظران دست‌اندرکار سال‌ها پیش پیشنهاد می‌کرد اگر ما مثلاً فقط e-id یا e-registration را بتوانیم به طور سراسری عرضه کنیم خیلی بیشتر از آن چه تصور شود جلو می‌افتیم. مثلاً فرض کنید خدمتی آنلاین وجود داشته باشد که با وارد کردن شماره‌ی ملی بتوان اطلاعات دیگر فرد را استخراج کرد. بدین شکل تصور کنید روزانه چه حجم از فعالیت‌های مرتبط با پر کردن، پردازش و نگهداری اطلاعات پرسنلی افراد کم می‌شود.

این مسأله اگر حتی در سطح ملی در کوتاه مدت دردسترس نباشد در سازمان‌ها، شرکت‌های خدماتی و بانک‌ها یک الزام است. شخصاً بسیار مبتلابه این معضل بودم و از فقدان عقلانیت در این زمینه رنج برده‌ام. مثلاً امروز برای چند کار شخصی به بانک  تجارت رفتم و دو، سه بار فرم اطلاعات شخصی‌ام را پر کردم. با خودم فکر می‌کردم مگر من چند بار بابت دریافت خدمات از یک بانک باید اطلاعاتم را به آن بدهم؟

مسأله گاهی از این بغرنج‌تر هم می‌شود. مثلاً بدو ورود به دانشگاه در روز ثبت‌نام شاید شش یا هفت بار مشخصات فردی‌‌ام را پر کردم. هم‌چنین برای گرفتن دانشنامه پس از فراغت از تحصیل نیر مجبور شدم چندین بار مشخصات فردی‌ام را پر کنم. وقتی برای دریافت یک خدمت واحد مشخص مجبور باشی چند بار مشخصات فردی‌ات را پر کنی یعنی یک نقطه‌ی تماس واحد برای ارتباط با مشتری/دانشجو/شهروند تعریف نشده است و ...

  نظرات ()
Windows Easy File Transfer نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٢/۱٩

وقتی لپ‌تاپ یا کامپیوتر شخصی جدیدی می‌گیرید و می‌خواهید تنظیمات و اطلاعات دستگاه قبلی را به کامپیوتر جدید منتقل کنید در نسخه‌های پیشین ویندوز با کار بسیار مشکلی مواجه هستید. در محیط لینوکس این کار تا حد زیادی ساده است چون اغلب یا شاید به تعبیری هر آن چه لازم است جا به جا شود در home تان وجود دارد.

اخیراً مایکروسافت با پی بردن به پیچیدگی‌های این مسأله و تجربه‌ی بد کاربران، ابزاری تحت عنوان Windows Easy File Transfer ارائه کرده است. من اطلاعات لپ‌تاپ قبلی‌ام را به لپ‌تاپ جدیدم با استفاده از این ابزار منتقل کردم و نتیجه تا حد بسیار خوبی رضایت‌بخش بود. تقریباً همه‌چیز همان‌طوری منتقل شد از عکس پس‌زمینه‌ی دستگاهم تا ایمیل‌ها و تنظیمات Outlook تا تنظیمات و اطلاعات ذخیره‌شده در Firefox و ...

منتها یک مقدار ابزارش هنوز بدقلق است و راهنمای درست و حسابی پیشرفته ندارد. من توصیه می‌کنم از مد شبکه‌ی آن استفاده نکنید. بهترین حالتی که من توانستم از آن استفاده کنم کمک‌گیری از یک هارد بیرونی USB بود.

در ضمن من یک لپ‌تاپ Dell Vostro 1320 بدون سیستم عامل (سری n) خریدم. به نظرم خریدم بهترین نقطه‌ی تعادل قیمت و کارآیی بود. به شما هم توصیه می‌کنم. برای یافتن مدل مطلوبم بدین شکل عمل کردم. به مغازه‌های پایتخت مراجعه کردم و گفتم لپ‌تاپی می‌خواهم که وزنش کمتر از دو کیلوگرم باشد و پردازنده‌اش بالای ۲ گیگاهرتز باشد و قیمتش هم حدود یک میلیون تومان.

  نظرات ()
مصاحبه‌ام با ایسنا درباره‌ی پرتال‌های صوتی/تلفنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/۳۱

خبر را در این آدرس بخوانید و بگویید به نظرتان چه طور در آمده است؟

مثل این که ایسنایی‌ها خوش‌شان آمده بود و همان صفحه‌ی اول زده بودند.

  نظرات ()
چرا گوشی Sony Ericsson p1i نباید بخرید نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/٢٢

قبلاً در مورد ضرورت شکل‌گیری سایت‌های اطلاعات (Review) محصولات و خدمات و انتقال تجربیات دیگر مصرف‌کنندگان نوشته بودم. این بار خودم دست به کار شدم و می‌خواهم درباره‌ی گوشی موبایلم بنویسم. بر روی آن مقداری فکر و جستجو کردم. قبل از ورود به مطلب باید عرض کنم جستجو کردم تا ببینم آیا مشکلات من ناشی از کم اطلاعی است یا مشکلی عمومی است و آیا ارتقاءهایی جهت حل این مشکلات وجود دارد یا خیر. متأسفانه با جستجوی چندین باره به مطالب قابل توجهی دست نیافتم. هم‌چنین به نظر می‌رسد Sony Ericsson اساساً تولید این مدل را ادامه نداده است.

۱- گول ظاهرش را خوردم. قاب و طرح خوش‌دست، کیبورد به نظرم خیلی خوب، صفحه‌ی لمسی، غلتانک کناری و ... جزء جذابیت‌های ظاهری‌اش بود. در عوض هر چه از اشکالات نرم‌افزاری و firmware بگویم کم گفته‌ام.

۲- از مشکل ساعت شروع می‌کنم. گویا بعضی دوستان دیگر هم این مشکل را داشته‌اند. هم‌چنین دوستانی که از p990 استفاده می‌کنند که پلتفرم مشترکی با p1 دارد و تقریباً firmware آن یکی است. ساعت پیامک‌ها به هم ریخته است.

۳- مشکل ساعت به این ختم نمی‌شود. خود ساعت دستگاه داستان عجیبی است. یکبار من به خارج از کشور رفتم و از امکانی که اغلب گوشی‌های جدید برای تنظیم آفست جدید نسبت به گرینویچ در اختیار می‌گذارند استفاده کردم. به عبارت دیگر موقعیت مکانی جدیدم را به دستگاه اعلام کردم و محل اصلی را تغییر ندادم. وقتی از آن جا برگشتم دیگر قاطی کرده بود. دیگر نمی‌شد بگویم بابا جان من دیگر از آنجا برگشته‌ام و آنجا را بی‌خیال.

۴- وقتی یک app روی گوشی نصب می‌کنی واقعاً نمی‌دانم چه طور می‌شود آن را پاک کرد! شاید هم راهی دارد و من نیافته‌ام. حتی اگر این راهی وجود داشته باشد که از نظر من دور مانده باشد باز یک نقص در طراحی واسط کاربری است. چون هم راهنمایش را خواندم و نیافتم و هم در سطح خودم کاربر نسبتاً حرفه‌ای هستم و نباید برای یافتن چنین نیاز ساده‌ای این قدر با سختی روبرو شوم.

۵- عملکرد واسط کاربری قسمت پیامک خیلی عجیب است و مشکل‌زا است. آن قدر مشکل‌زا و عجیب است که وصفش هم سخت است. فقط اگر می‌شد یک فیلم از آن گرفت می‌شد آن را توصیف کرد. در این مورد یک موضوع قابل اشاره اشکالات فراوان در جستجو است. اصولاً جستجوی در میان پیامک‌ها خیلی ضعیف است و اشکال دارد. هم‌چنین وقتی مثلاً بر روی یک مورد یافته‌شده برای view کلیک می‌کنی و بر می‌گردی نتایج جستجو از دست رفته است و باید از نو جستجو کرد.

۶- واقعاً بعید است که این امکان موجود باشد و من پیدا نکرده باشم و این ضعف واقعاً بر تعجبم می‌افزاید. برای تنظیم آلارم سه گزینه‌ی Wake Up، lunchtime و یکی دیگر که یادم نیست دارد. من هر چه کردم نشد گزینه‌ی دیگری اضافه کنم!

۷- دوربین گوشی امکان self-timer دارد ولی نه پایه‌ای به آن قابل اتصال است و نه به خاطر طراحی قاب گوشی و حضور زبانه‌ای جهت بند گوشی، نمی‌شود آن را روی بدنه‌ی کناری ایستاده نگه داشت. و خوب استفاده از این امکان خیلی معنا پیدا نمی‌کند.

۸- اگر چه مشکلات دیگری هنوز قابل فهرست کردن است (مثلاً فونت فارسی نامناسب یا مشکل وایرلس با WPA2 و ...) ولی فکر می‌کنم همین‌ها برای آن که چنین گوشی نخرید کافی باشد.

خدا بگویم چه کار کند آن کس که این گوشی را به ما پیشنهاد کرد و خودم را که بدون تحقیق یکی را فرستادم خرید و آورد.لبخند 

  نظرات ()
آشنایی با روش‌های افزایش بهره‌وری شخصی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/۱۳

از آنجا که هنوز بعد از چندین سال یک سامان‌دهنده‌ی شخصی خوب پیدا نکردم (+نوشته‌ای قدیمی در این باره) به یک طریق غیرخودکار در OneNote فهرست کارهایی که باید انجام دهم را مدیریت می‌کنم. بد نیست، فعلاً کارم را راه می‌اندازد و یک مقدار باعث نظم می‌شود. دوباره کمی جستجو کردم ببینم چیزی باب میلم پیدا می‌شود. با آن که چیزهای خیلی خوبی، عموماً هم مبتنی بر وب و اینترنت یافتم ولی باز آنی نبود که می‌خواستم. باید یکی همت کند یک برنامه‌ی فارسی بنویسد. من خیلی چیزها از Outlook گرفته تا برنامه‌های روی موبایل را چک کرده‌ام هنوز هیچ کدام‌شان دلچسبم نیست.

این‌ها مقدمه‌ای بود برای آن که توضیح دهم در میان این جستجو به دو موضوع جالب بر خوردم که توصیه می‌کنم حتماً کسانی که مشغولیت‌های زیاد و متنوعی دارند مطالعه کنند. به طور ویژه همکارانم را به خواندن آن‌ها توصیه می‌کنم:

۱- The Zen of Todoist

۲- آشنایی با  Getting Things Done

  نظرات ()
معرفی iranfile.ir نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/٦

در زمینه‌ی کارآفرینی و نوآوری به خصوص در کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت تأکید می‌شود نوآوری نباید حتماً در زمینه‌ی یک ایده‌ی به کلی نو باشد بلکه اغلب داستان‌های موفقیت نوآوری در شیوه و کیفیت ارائه‌ی خدمات موجود است.

از این جهت، iranfile.ir کار تمیز و یکتایی است. یک شاهد و نمونه‌ی مثال موفق دیگر برای نظری که در یکی، دو سال اخیر بر روی آن تأکید داشته‌ام و دارم. همان طور که در این وبلاگ و چند مصاحبه نیز طرح کردم با توجه به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و آمادگی الکترونیکی در کشور، یک فرصت طلایی برای ایجاد و رونق کسب و کارهای اینترنتی فراهم است. به نظرم، اگر چه پذیرش این نظریه برای بسیاری در ابتدا به دلیل عدم وجود نمونه‌های موفق آسان نبود ولی بعد از گذشت یکی، دو سال آن قدر نمونه‌های موفق با سرعت فزاینده در حال شکل‌گیری هستند که دیگر جای تردید باقی نمی‌ماند.

در مورد iranfile.ir آن قدر کار جذاب از کار در آمده است که صدا و سیما با آن همه سخت‌گیری درباره‌ی پرهیز از تبلیغ بخش خصوصی، در اخبار ۲۰:۳۰ نیز به آن پرداخته است. پیشتر از ایران‌فایل چندین سایت جستجوی املاک و مستغلات وجود داشت ولی هیچ یک موفقیت آن را کسب نکرد. خوب است کسانی که بر روی راه‌اندازی کسب و کارهای اینترنتی کار می‌کنند روی دلایل موفقیت کم کارهای قبلی و نقاط قوت  کار جدید نیز تأمل کنند و معیارهای کلی را استخراج کنند.

  نظرات ()
اشتراک بی‌سیم اینترنت بین دو کامپیوتر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۸/٢٩

اخیراً چند بار با این مسأله مواجه شدم و گفتم خوب است در این جا بیاورمش. احتمالاً مشکل تعداد زیادی است و دنبال راه حل می‌گردند.

خوب بگذارید یک بار مسأله را با هم بررسی کنیم:

فرض کنید شما در محلی یک اشتراک اینترنت پرسرعت دارید. (برای این که مسأله کمی پیچیده‌تر و مطابق شرائط معمول ایران شود) فرض کنید هر بار برای ارتباط با اینترنت باید از طریق یک اتصال PPPOE که بر روی مثلاً ویندوزتان ایجاد کرده‌اید وصل شوید. در ویندوز XP به آن WAN Miniport می‌گوید. فرض می‌کنیم کامپیوتری که این اتصال از طریق آن برقرار می‌شود یک کارت شبکه‌ی بی‌سیم دارد. اگر هم ندارد می‌توانید یک کارت شبکه‌ی بی‌سیم برایش تهیه کنید. یک کامپیوتر یا لپ تاپ دیگر هم دارید که کارت شبکه‌ی بی‌سیم دارد و می‌خواهید کامپیوتر دوم نیز از اینترنت استفاده کند. بنابر این کامپیوتر اول باید اینترنت را به اشتراک بگذارد.

خوب وقتم تمام شد و نمی‌رسم اینجا بنویسم. اگر کسی فارسی‌اش را آماده کند خوب است و همین جا می‌گذارم ولی علی الحساب دو، سه لینک زیر را داشته باشید. اگر مشکل زبان نداشته باشید کارتان را راه می‌اندازد. دوتای اول مربوط به ویندوز xp و سومی نیز مربوط به ویندوز vista است.




  نظرات ()
خبرنگارها با آدم چه که نمی‌کنند نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۸/۱٢

چند سال اخیر به کار ژورنالیسم علاقه‌مند شدم و جدی‌تر به آن نگام می‌کنم. قبلاً از آن ابا داشتم و دوستانی که در این کار بودند را حداقل در دلم سرزنش می‌کردم. البته هنوز هم معتقدم آن دوستان زود وارد آن فضا شدند قبل از آن که پختگی لازم را کسب کرده باشند.

امروز اتفاقی مصاحبه‌ای از خودم در ایسنا دیدم. (لینک خبر) متوجه شدم مال چند ماه قبل است. اول کمی گیج شدم. از نوع جملات مشخص بود با کمی جرح و تعدیل حرف‌های من است ولی نمی‌توانستم درست در ذهنم یادآوری کنم. همان ایام مصاحبه‌ای ازم زده بودند که لینکش را در همین وبلاگ (+) آورده بودم. پس این دیگر چه بود؟ آیا همان را تغییر داده بودند؟ یک کم که گذشت متوجه شدم. چیزی که من نوشته بودم متنی بلند بود و خبرنگار محترم ازش دو مصاحبه بیرون کشیده است! دلم می‌خواهد بیشتر با کار این جماعت آشنا شوم و ببینم با چه اصول و اسلوبی اخبار و مصاحبه‌ها را جراحی می‌کنند؟

چند تا نکته:

۱- «نسل جدید مراکز داده»  را نوشته است «مراکز نوین نسل داده»! خوب است حداقل در مورد مصاحبه‌های علمی، بعد از ویرایش به خود طرف بدهند بازبینی کند تا غلط فاحش درج نشود.

۲- اگر خواننده‌ی نوشته‌های من باشید خوب با رسم‌الخط من هم آشنایید. تأکیدم بر جدانویسی و استفاده از فاصله‌ی مجازی است که خوب خبرنگار محترم به آن احترام گذاشته است و تغییرش نداده است.

  نظرات ()
Google Persian Transliteration نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٧/٢٢

Transliteration را نمی‌دانم چه باید ترجمه کرد. برایش معادل «نویسه‌گردانی» را دیده‌ام و در نوشته‌ای هم استفاده کرده‌ام ولی نمی‌دانم چه قدر گویا است. اگر بخواهم با مثالی توضیحش دهم همان فینگلیش خودمان یک نمونه از Transliteration است. یعنی نوشتن کلمه‌ای از زبان دیگر با استفاده از الفبای زبانی دیگر. عموماً هم زبان مقصد انگلیسی است. در حوزه‌ی localiztion یا «بومی‌سازی» خط و زبان فارسی در رایانه کمتر دیده‌ام Transliteration فارسی مورد توجه و کار قرار گیرد. البته چند سرویس از قدیم در اینترنت موجود بوده است که چنین تبدیلی را انجام می‌دادند و در همین وبلاگ سال‌ها پیش به آن‌ها اشاره و از آن‌ها استفاده کرده بودم ولی خوب اشکالات و کاستی‌های نسبتاً زیادی داشتند.

اخیراً گوگل چنین سرویسی را برای زبان فارسی راه‌اندازی کرده است. حتماً با دقت و فرصت امتحانش کنید. (لینک) مثل اغلب سرویس‌های دیگر گوگل این سرویس از کیفیت و رابط کاربری متمایز و حساب‌شده‌ای برخوردار است. دیدن این سرویس مرا هم بهت‌زده و مشعوف کرد و هم ناراحت و دلزده. دلیل شعف خوب مشخص است. ناراحتی‌ام از این سبب بود که چرا ما حتی در زمینه‌ی مسائل بومی خودمان هم نخواستیم یا همت نکردیم کاری انجام دهیم. برای خط و زبان ما هم گوگل باید کاری کند؟ این همه سال ما در دانشگاه‌هایمان ترجمه‌ی ماشینی درس دادیم. بودجه‌های پژوهشی اختصاص دادیم و حمایت کردیم. شرکت‌هایی داشتیم. ترسم از این است گوگل در این زمینه از ما جلو بیفتد. این سرویس اخیرش نیز خوب برای ما مایه‌ی شرمندگی است. چنین کاری که واقعاً بسیاری از پیچیدگی‌ها، وابستگی‌ها و موانع که ما در مثلاً فونت و کیبورد فارسی و یا تاریخ سیستم‌های رایانه‌ای داریم را نداشت و می‌شد به راحتی بر روی آن کار کرد. چرا کارهایی که در این زمینه شده بود در حد کارهای داوطلبانه و دم دستی بود نه یک کار آکادمیک و حرفه‌ای؟ نمی‌شد ما یک پایان‌نامه‌ی دانشجویی با خروجی چنین سرویسی می‌داشتیم؟ این همه سال درباره‌ی سرویس ایمیل بومی سخنرانی کردیم. اگر گوگل بر روی Gmail سرویس ایمیل فارسی ارائه کند دیگر چه طور می‌توانیم کاربرانش را به یک سرویس داخلی جذب کنیم؟ یعنی واقعاً ما از پس ارائه‌ی یک سرویس ایمیل پایدار، ایمن، خوش‌دست، کاربرپسند و مطابق با بوم فارسی بر نمی‌آییم؟

در گذشته با دوستان درباره‌ی مزیت‌های نسبی ما در حوزه‌ی نرم‌افزار صحبت می‌کردم. می‌گفتم با توجه به آن که مرزهای ورود نرم‌افزار قابل کنترل گمرکی نیست تولیدات داخلی در این حوزه بسیار آسیب‌پذیرتر است. معتقد بودم مزیت نسبی ما در بخش‌هایی از نرم‌افزار و رایانه است که به مسائل بومی ما مثل خط، زبان، تقویم، فرهنگ و ... مربوط می‌شود. می‌گفتم برای آن‌ها سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها احتمالاً جذابیت ندارد. حالا می‌بینم کمپانی‌های بزرگ در این بخش که تا حد زیادی دست نخورده مانده بود و عرصه برای فعالیت باز بود وارد شدند.

اگر ما در این بخش‌ها دارای محصولات و فناوری‌های بومی بودیم می‌توانستیم به آن‌ها نیز بفروشیم و از این حالت مصرف‌کنندگی صرف در زمینه‌ی ICT به تدریج در بیاییم.

  نظرات ()
کسب و کار با مدل CSP نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٦/٢٦

قبلاً در این باره در وبلاگم نیز نوشته بودم. دیشب با دوستی صحبت می‌کردم و می‌گفتم الآن کشور آماده‌ی برپایی مدل‌های کسب و کار Service Provider در حوزه‌ی ICT است. به طور خاص تأکید داشتم بر روی Content Service Provider. می‌گفت این‌هایی که تو می‌گویی درست است ولی برای خارج نه ایران. استدلالش این بود که در ایران کسی از این روش نتوانسته است کسب و کار بزرگی شکل دهد.

تجربه‌ی من می‌گوید فاصله‌ی بازار ICT ما با دنیای خارج از لحاظ کشش و تمایلات بازار حدود چهار یا پنج سال است. اگر شما با در نظر گرفتن این فاصله برنامه‌ریزی کنید و محصولی یا سرویسی را آماده‌ی عرضه به بازار کنید با احتمال بالایی مورد اقبال قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر اگر چیزی سه سال پیش در بازارهای خارج از ایران مورد اقبال قرار گرفت شما برای یکی دو سال دیگر می‌توانید به بازار عرضه‌اش کنید و انتظار موفقیت داشته باشید. البته این به معنای در نظر گرفتن دیگر عوامل موفقیت یک محصول یا خدمت نیست.

  نظرات ()
تابلوهای ترافیکی برقی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٥/٢٥

چندی است در تهران بعضی تابلوهای سنتی مربوط به اطلاعات خیابان‌ها و بزرگراه‌ها را با تابلوهای الکترونیکی جایگزین کرده‌اند. با توجه به این که اطلاعات این تابلوها معمولاً در طول سالیان تغییر نمی‌کند و تابلوهای جدید از نظر ظاهری نیز تفاوتی با تابلوهای قبلی ندارند برایم سؤال است چرا چنین تصمیمی گرفته شده است؟ منتظر بودم ببینم آیا قرار است سرویسی بر روی آن‌ها ارائه شود یا کاربرد خاصی در نظر گرفته شده است که تا به امروز چیز جالبی ندیدم و نشنیدم.

هفته‌ی پیش از ورودی صدر به مدرس شمال رد می‌شدم برق یکی از این تابلوها قطع شده بود و تابلو خاموش بود. سؤالم دو چندان شد. با توجه به عوارض این کار واقعاً چه مزیتی در الکترونیکی کردنش بوده است؟ شما می‌توانید کمک کنید؟

  نظرات ()
مصاحبه‌ی اخیرم با ایسنا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٥/۱٧

این بار هم به خبرنگار گفتم باید خودم متن اصلی خبر را تنظیم کنم. کلی هم رویش وقت گذاشتم و نسبتاً خوب در آمد. منتها خبرنگار که وظیفه‌اش را ویرایش و تنظیم خبر می‌داند معمولاً در آن دست می‌برد. تیترش را عوض کرده و بخش‌های نسبتاً زیادی از آن را هم حذف کرده است. ولی به هر حال متن جملات را تقریباً تغییر نداده است غیر از یک غلط کوچک نگارشی. ببینید چه طور در آمده است.

لینک خبر: «امنیت‌مان را به بیگانگان نسپاریم»

  نظرات ()
نظرات استفاده‌کنندگان - بانکداری اینترنتی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٥/٧

یکی از فایده‌های خوب وب و بسیاری از سایت‌ها امکان مشاهده و اشتراک گذاری Review های کاربران یک محصول یا سرویس است. به نظر ابزار مفید و مؤثری می‌افتد و روز به روز بیشتر جا می‌افتد. در ایران یک مقدار این‌ها را کم داریم.

امروز می‌خواهم درباره‌ی تجربه‌ی استفاده از بانکداری اینترنتی در ایران بنویسم. حدود دو، سه سال است که مشتری بانکداری اینترنتی سه بانک هستم و بسیار از آن استفاده می‌کنم و واقعاً کار راه‌انداز است و من و خانواده‌ام را از عذاب مراجعه به بانک و ایستادن در صف راحت کرده است. به هر کس اطرافم بوده است نیز توصیه کرده‌ام و آن‌ها را نیز مشتری کرده‌ام. باید عنوان کنم بانک ملی و بانک صادرات سرویس بسیار خوب و قابل قبولی ارائه می‌کنند و بانک تجارت یک افتضاح به تمام معنا است. شاید اصلاً نتوان اسم بانکداری اینترنتی را روی آن گذاشت. دو بانک ملی و صادرات طی سال‌های گذشته به نظر سرمایه‌گذاری خوبی بر روی توسعه‌ی زیرساخت‌های فناوری اطلاعات انجام داده‌اند و این خدمات را از شرکت خدمات انفورماتیک که شرکتی نسبتاً حرفه‌ای و باسابقه است می‌گیرند.

شما را نیز به استفاده از بانکداری اینترنتی این دو بانک دعوت می‌کنم و از بانک تجارت بر حذر می‌دارم. بانک‌های دیگر را خودم از نزدیک بررسی نکردم ولی تا آن جا که اطلاع دارم بانک ملت و سامان و چند بانک دیگر را به دلایل مدل‌های ضعیف یا نامناسب امنیتی رد می‌کنم. بعضی بانک‌ها نیز که اساساً علاقه‌ای به داشتن خدمات الکترونیک پیشرفته ندارند.

کاش یکی دست مدیران بعضی از این بانک‌ها را می‌گرفت مثلاً می‌برد سوئد را نشانشان می‌داد. بعضی وقت‌ها هم که می‌خواهند کاری انجام دهند بدون توجه به فناوری‌های رایج و سمت و سوی آینده‌ی فناوری‌ها این کارها را می‌کنند و ایده‌های خوب را لجن مال می‌کنند.

  نظرات ()
Portable Storage & Meida Player نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٤/۳٠

مدتی است دنبال یک هارد اکسترنال پرتابل که مدیا پلیر با خروجی تلویزیون باشد می‌گردم. نتایج جستجوهایم به چهار مورد زیر رسیده است:

  1. Seagate FreeAgent Theater HD
  2. Western Digital WD TV HD Media Player (نیاز به هارد USB جداگانه)
  3. TViX PVR R-2200
  4. China HDD Media Player Storage Enclosure

سه تای اول در ایران یافت می‌شود ولی من چهارمی را از لحاظ قیمت و کارآیی پسندیدم که در ایران به نظر یافت نمی‌شود. پیشنهادی دارید؟


  نظرات ()
دشواری‌های اخلاقی در مهندسی نرم‌افزار نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٤/٢٧

اخلاق کامیپوتر (Computer Ethics) یکی از موضوعات مورد علاقه‌ام برای مطالعه است. یکبار در وبلاگ انگلیسی معدومم چیزی در آن باره نوشته بودم. در چند سال اخیر نیز مثل این که درسی در این زمینه برای بچه‌های کامپیوتر ارائه می‌شود. شاید شما نیز در این باره چیزهایی شنیده باشید. اگر نشنیدید کافی است اینترنت را جستجو کنید. اگر بار اول‌تان باشد ممکن است تعجب کنید اخلاق چه طور با کامپیوتر ارتباط پیدا می‌کند.

اخیراً مقاله‌ای (لینک مقاله) در این زمینه در IEEE Computer Society خواندم که خیلی جالب بود. بنده مدت‌ها است به تجربه یافته بودم و به بعضی همکاران و مدیران گوشزد کرده بودم ریشه‌ی برون‌رفت از مشکلاتی که سازمان با آن درگیر است اخلاق است. خیلی درک و باورش ساده نبود و نیست. بخشی از مقدمه‌ی مقاله را در زیر بخوانید:

"...A chain of unethical or unprofessional behaviors could then take place that eventually leads to massive penalty payments, lawsuits, layoffs, or even bankruptcy. Yet none of the players in this process will admit to or recognize that their behavior was unethical or unprofessional. ..."

  نظرات ()
جلوه‌های ویژه در ارائه‌ی مطالب علمی و فنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۳/۳٠

در راستای بنای امسالم یک فایل قدیمی دیگر درباره‌ی «جلوه‌های ویژه در ارائه‌ی مطالب عملی و فنی» در صفحه‌ام در slideshare گذاشتم. این مربوط به حدود فکر کنم پنج سال پیش به عنوان بخشی از درس ارائه‌ی مطالب علمی و فنی است که با خانم دکتر کسایی در اواخر دوره‌ی کارشناسی داشتم. ایشان یکی از معدود اساتیدی است که من به ایشان ارادت پیدا کردم و از کلاس‌شان بهره بردم. هر چند ایشان آن موقع تازه به دانشکده‌ی ما اضافه شده بود و فرصت نشد بیشتر از ایشان استفاده کنم.

  نظرات ()
انتظارات از دولت در بخش فناوری اطلاعات نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۳/٢

سال‌ها است پرهیز از ورود به مباحث سطحی سیاسی دارم. هر چند حرف برای گفتن زیاد دارم و مثل بسیاری بی‌شوق هم برای گفتنش نیستم ولی جلوی خودم را هر بار گرفته‌ام تا در این وبلاگ به آن نپردازم. در دوره‌ی قبلی انتخابات نیز کم و بیش به این نکته اشاره کرده‌ام.

در این میان خبری خواندم که عنوانش به انتخابات مربوط است ولی هم گوینده سعی کرده است بحث را انتخاباتی نکند و هم به نظرم ربطی به حمایت از شخصی یا گروهی ندارد. بنابر این به خودم اجازه دادم به آن خبر لینک دهم و به طور اصولی (نه قطعی و تام) با مواضع مصاحبه‌شونده موافقم. شما هم بخوانید:


  نظرات ()
Google Wonder Wheel را دیده‌اید؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٢/٢٤

خوب اگر ندیده‌اید نمونه‌ی زیر را ببینید و روی لینک‌ها کلیک کنید تا متوجه شوید ماجرا چیست. بعد فکر کنید با این فناوری کجا را هدف گرفته است؟



  نظرات ()
یک مقاله‌ی فوق العاده از یک آدم عجیب نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٢/٥

در روزگاری که بی‌تدبیری و خام‌اندیشی آزارت می‌دهد یافتن چنین مقاله‌ای در باب تصمیم‌سازی‌های حاکمیتی آن قدر جذاب است که در بین تمام شلوغی‌ها وقتی بگذاری و با دقت آن را بخوانی. البته نمی‌دانم برای کسانی که دستی بر آتش در این موضوع ندارند چه قدر خواندنی باشد.

  نظرات ()
اشتراک‌گذاری و انتشار دانسته‌ها نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۱/۸

در سال جدید بنا دارم در جهت اشتراک‌گذاری و انتشار داشته‌های معنوی و دانسته‌های خودم و همکارانم بیشتر بکوشم. به قول دوستی حتی اگر نگاه کاسب‌کارانه داشته باشی، این رویکرد به کاسبی‌ات برکت می‌دهد.

 این طور نبوده است که الآن به این نتیجه رسیده باشم که باید این‌ها را در اختیار همگان قرار داد. وسواس و دقت نظر مانع بود. می‌گفتم باید فرصتی پیدا شود تا ویرایش و بازنگری‌شان کنم و کار را پخته شده روی وب بگذارم. ولی تجربه نشان داد هر چه جلوتر می‌رویم این گونه فراغت‌ها کمتر می‌شود و بی‌جهت آن کارها ولو ناقص بی‌استفاده می‌ماند. به اشتراک گذاشتنش شاید باعث شود کسی آن را تکمیل و اصلاح کند.

نقداً دو تا ارائه‌ی مرتبط با لینوکس که سه/چهار سال پیش درست کرده بودم را روی Slideshare گذاشتم. (لینک ارائه‌هایم در Slideshare) اگر فکر می‌کنید می‌توانید/می‌شود بهترش کرد تردید نکنید.

  نظرات ()
ابزار پیکربندی آنلاین مرکز داده نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٢/٢۳

این روزها به شدت درگیر کار هستم. برای این که این وبلاگ تعطیل نماند، یکی از موارد جذابی که حین مطالعات یافتم را با شما به اشتراک می گذارم. البته احتمالاً برای کسانی که با این مباحث آشنا هستند جذاب است.


  نظرات ()
مرکز تماس ملی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٢/۱٩

مرکز تماس ملی آمریکا را ببینید: http://www.info.gov

در کشور ما هم دولت از سال‌ها پیش برنامه‌ریزی برای یک مرکز تماس ملی کرده است و پروژه‌ای تحت عنوان سامد راه انداخته است. تفاوت نگاه تکنولوژی‌گرا در مقایسه با نگاه هدف‌گرا را از مقایسه‌ی کارکردی این دو می‌توان یافت. یکی مشکلات را از طریق ارائه‌ی اطلاعات حل می‌کند دیگری تمرکزش در ثبت درخواست‌ها، شکایات و انداختن در سیکل بی‌پایان اداری است.


  نظرات ()
هویت‌شناسی سایتتان با Google accounts نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸

مسأله‌ی هویت‌شناسی یکی از موضوعات پژوهشی مورد علاقه‌ام است. مقداری مطالعه و کار در زمینه‌ی SSO، 2FA، AAA و ... باعث می‌شود پیشرفت‌های این حوزه را رصد کنم. قبلاً درباره‌ی OpenID نوشته بودم. در جستجوهای روزمره متوجه شدم شدت فراگیر شدن آن بیش از حد تصورم است. آن چیزی که سال‌ها پیش رویایش را فکر می‌کردم در حال وقوع است. قبلاً دیده بودم گوگل برای سایت‌هایی که متعلق به خودش بود single-sign-on را پیاده کرده است ولی امروز دیدم سایت zoho نیز امکان هویت‌شناسی از گوگل را می‌دهد. مطمئن شدم به OpenID مربوط است. این که چه طور کار می‌کند در زیر آمده است. نمی‌دانم ولی احتمالاً از این روز به بعد به کسانی که بخواهند سایتی راه‌اندازی کنند توصیه کنم از Google accounts استفاده کنند مشروط بر آن که مسأله‌ی Privacy درباره‌ی آن زیاد مطرح نباشد.




  نظرات ()
مصاحبه درباره‌ی سامد نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۳

این بار برای این که خبر غیردقیقی درباره‌ی کارمان بیرون نیاید به مسؤل روابط عمومی‌مان گفتم بگذار من اصل داستان را می‌نویسم بعد شما و رییس اگر خواستید خبری‌اش کنید و سعی کردم حداقل تغییرات را بدهند. از این رو به نظرم یک نمونه خبر درست و حسابی از نظر ساختاری در حوزه‌ی فناوری شد. قرار نبود این خبر را بر روی خروجی‌های رسانه بزنند برایمان تا حدی دردسر درست کرد. البته خبر جدید نیست ولی من تا امشب نه یادم بود نه فرصت کرده بودم ببینم چه طور درآمده است.


این روزها به همکارانم زیاد توصیه می‌کنم که برای جا افتادن بسیاری مسائل باید بجنگیم و روحیه‌ی جنگندگی‌مان را حفظ کنیم. یکی از راه‌ها هم الگوسازی است.

  نظرات ()
بازاندیشی؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٢

این روزها درگیر کاری بسیار کلان هستم (به همین خاطر کمتر فرصت می‌کنم وبلاگ بنویسم) و باید هر هفته به جماعت ناظرین گزارش دهم. یکی از دکترهای آن جمع در جلسه‌ای گفت فلان مطلب که می‌گویید چیز جدیدی نیست. برایش توضیح می‌دهم شما که خودت در کار NGNای؟ آیا NGN با این رویکرد شما چیز جدیدی است؟ هم شبکه‌ی IP از قبل وجود داشته است هم Voice و سیگنالینگ و ... ولی این مفهوم یک نگاه و ترکیب جدید است. به همان دلیل که شما به NGN می‌گویید شبکه‌ی نسل جدید، موضوعی که من می‌گویم نیز در دنیا بسیار داغ است و به آن فلان چیز نسل جدید می‌گویند. اسم ارائه‌ام را هم گذاشته بودم Rethinking ...

دوباره جلسه‌ی بعدی ابعاد دیگری از آن را شکافتم. اصرار دارد بگوید این موضوع جدید نیست از قبل هم بوده است. برایش دوباره توضیح می‌دهم مگر Ajax با این عینک شما چیز جدیدی است؟ همه‌ی فناوری‌های پایه‌اش مثل http، javascript، html و ... از سال‌ها پیش وجود داشته است ولی اگر شما نگاه، ترکیب و استفاده‌ات را تغییراتی درش بدهی مفهوم جدیدی خلق می‌شود. بعد برایش می‌گویم من به آن جدید نمی‌گویم دنیا به آن جدید می‌گوید و کمتر از یک سال است در متون علمی درباره‌ی آن بحث می‌شود.

مطمئنم باز هم درونش راضی نشده است. یکی‌شان تیر خلاص می‌زند و می‌گوید ما بلد نیستم top-down فکر کنیم اگر bottom-up برایمان توضیح دهی بهتر می‌فهمیم. به همکارانمان می‌گویم اشکال این است که برای یک کار کلان افرادی انتخاب شده‌اند که حداکثر مهندس‌اند و بلد نیستند استراتژیک فکر و طرح‌ریزی کنند. به عبارت دیگر جریانی در جامعه‌مان حاکم است که تغییر نگاه، زاویه‌ی دید و خلق مفاهیم جدید را به عنوان فعالیت نمی‌پذیرد و دنبال ملموسات و محسوسات است.

  نظرات ()
ترجمه‌ی کتاب Linux Home Networking نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٠/۱٤

سه، چهار سال است کمتر کار فنی عملی کرده‌ام. آخرین ایامی که اتفاقات دنیای لینوکس را رصد می‌کردم به همان سال‌ها بر می‌گردد. آن زمان یکی از بهترین کاندیداهای ترجمه به نظرم کتاب Linux Home Networking بود. به چند نفر هم پیشنهاد دادم که اگر موافق باشند یک تیم تشکیل دهیم و این کتاب را ترجمه کنیم. منتها اتفاقات سال‌های اخیر از خیلی چیزها عقبم انداخت. امروز یادداشت‌های قدیمی را نگاه می‌کردم و برای این که یادم نرود در یادداشت‌هایم نوشته بودم که در برنامه‌های آتی باید تیمی جمع کنم و روی این موضوع کار کنیم. امروز به سایتش مراجعه کردم و خاطرات آن ایام زنده شد. نمی‌دانم این سال‌ها کتاب بهتری آمده است؟ آیا کسی این کتاب یا مشابهش را به فارسی ترجمه‌ی خوبی کرده است؟ آیا کسانی هستند تمایل و حوصله‌ی همکاری در چنین کاری را داشته باشند؟ آیا کسی/جایی هست بخواهد از این کار حمایت کند؟

  نظرات ()
TCO یعنی چه؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٠/۱۳

بسیاری از شرکت‌های عرضه‌کننده‌ی محصولات و راهکارهای فناوری اطلاعات در تبلیغاتشان به کاهش TCO اشاره می‌کنند. در چهار، پنج سال گذشته همکارانم در مستنداتشان درباره‌ی این راهکارها به همین موضوع کاهش TCO یا همان Total Cost of Ownership اشاره می‌کردند. چندین دفعه ازشان خواستم مشخصاً بگویند تعریف این اصطلاح چیست چون به نظرم برای مخاطب ایرانی آشنا نیست.

هفته‌ی گذشته در بوشهر با یک نفر درباره‌ی مزایای راهکاری صحبت می‌کردم. در جوابم گفت: «ولی هزینه‌ی مالکیتش برای ما خیلی زیاد است.» بعد از آن ذهنم مشغول شد که اساساً یکی از مسائل کشور ما به خصوص در برگزاری مناقصات در نظر نگرفتن کل (یا مجموع) هزینه‌ی مالکیت (ترجمه‌ی خوبی است؟) یک ابزار است. در حالی که این روزها در دنیا در محاسبه‌ی هزینه‌ها کمتر هزینه‌های اولیه را مد نظر قرار می‌دهند و هزینه‌های جاری بسیار مهم‌تر است. به چند مثال زیر توجه کنید:

۱- یکی می‌گفت فلان شرکت در مناقصه‌ی آسانسور فلان ساختمان زیر قیمت خریدش قیمت داد تا مناقصه را برنده شود تا بعد در قرارداد پشتیبانی پوستشان را بکند.

۲- شرکتی یک مرکز تماس خریده بود. بعدها که نیازهایش بیشتر شده بود و خواسته بود بعضی از امکانات آن را استفاده کند مجبور شده بود کلی پول مجوز (License) بدهد. علاوه بر آن چون نمی‌توانست بعضی از بخش‌های یک فرآیندهای پاسخگویی را خودکار انجام دهد هزینه‌ی جاری اپراتورهای پاسخگو (شامل استخدام، آموزش، دستمزد، بیمه، جا و وسایل اداری، کامپیوتر، شبکه و نگهداری کامپیوتر، برق، تهویه و ...) چندین برابر قیمت اولیه‌اش می‌شد.

۳- یک سرویس IT وقتی از کار بیفتد معمولاً زمان و هزینه‌ای بابت راه‌اندازی مجدد آن لازم است. مثلاً شرکتی در ایران می‌شناسم که در مکاتبه با مشتریان عموماً خارجی‌اش روزی بیش از ششصد ایمیل می‌گیرد و پاسخ می‌دهد. به من می‌گفت یک ساعت قطعی اینترنت یا ایمیل میلیون‌ها تومان به ما خسارت می‌زند. برای همین کلی خرج UPS و شبکه و اینترنت افزونه و ایمیل و ... کرده است.

۴-  بعضی از تجهیزات شبکه‌ای یا مخابراتی طوری طراحی شده‌اند که در صورت نیاز به فعال کردن یک قابلیت باید کل سخت‌افزار و شاسی را عوض کرد. در نقطه‌ی مقابل امکان اضافه کردن امکانات از طریق تغییرات نرم‌افزاری است.

برای اطلاع بیشتر در این باره به صفحه‌ی ویکی Total cost of ownership مراجعه کنید. مواردی که باید در محاسبه‌ی TCO مد نظر قرار داشت فهرست بلندی دارد. برای محاسبه‌ی آن متدلوژی‌های مختلفی وجود دارد و می‌توان توسعه داد. باید دقت کرد برای هر سازمان هر مورد، مثلاً هزینه‌ی مهاجرت، ضریب تأثیری دارد که اهمیت در نظر گرفتن این مورد برای آن سازمان را تعیین می‌کند.

به هر حال کسانی که نقش مشاور IT سازمان‌ها را به عهده دارند باید کارفرمایان را نسبت به اهمیت این مسائل توجیه کنند و از آن‌ها بخواهند هنگام خرید یک راهکار جامع‌نگرتر باشند. بعضی وقت‌ها افراد عادی وقتی می‌خواهند ماشین بخرند این موضوع‌ها را مدنظر قرار می‌دهند. مثلاً قطعات یدکی این ماشین به آسانی پیدا می‌شود و هزینه‌های آن در چه حدودی است؟ هزینه‌های تعمیر آن چه طور است؟ هنگامی که بخواهم آن را به عنوان یک ماشین دست دوم بخرم چه قدر ضرر می‌کنم و ... اگر چه محصولات فناوری اطلاعات نو محسوب می‌شوند نباید مغفول واقع شوند.

  نظرات ()
دستگاه UPC؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٠/٦

آدم می‌ماند چه بگوید. خبر زیر را بخوانید:


ابتکار، مبتکر؟ خوب شد نگفتند مخترع. اگر آن کس که خبر را تنظیم کرده بود حداقل یکبار کلمه‌ی UPS به گوشش خورده بود احتمالاً نمی‌گذاشت این خبر درج شد. نمی‌دانم هیچ کارشناسی اخبار فناوری مطبوعات و رسانه‌ها را بازبینی نمی‌کند؟

  نظرات ()
فضای کسب و کار کنونی در حوزه‌ی ICT نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٩
  1. از حدود ده سال پیش که موج ICT به کشور ما رسید بیشتر شرکت‌های شکل‌گرفته در این بخش به دنبال مشتری دولتی بودند. بزرگترین مشتری/کارفرما پروژه‌ها دولت محسوب می‌شد و بیشترین پول در این حوزه را دولت تزریق کرد. از همین رو اغلب محصولات و خدمات مناسب دستگاه‌های دولتی و عمومی طراحی و توسعه می‌یافت. (مثال‌هایش هم زیاد است مثل دبیرخانه، اتوماسیون اداری و ...)
  2. شاید در آن دوره جهت گسترش و ترویج ICT لازم بود دولت وارد عمل شود ولی به هرحال موضوع بحث فعلی ما نیست. چیزی که مشخص است این است که دولت منابعش محدود و بسته به سیاست‌ها متغیر است و باعث ناپایداری در بازار می‌شود. از این جهت بسیاری از شرکت‌ها با تغییرات اعتبارات ICT دستگاه‌ها مشتری‌هایشان را از دست دادند و به فروپاشی نزدیک شدند. هم‌چنین اعتبارات دولت تنها می‌تواند مکفی تعداد محدودی از شرکت‌ها باشد و باعث گسترش فضای کسب و کار شرکت‌های کوچک و متوسط نمی‌شود.
  3. شرکت‌های فعال در حوزه‌ی ICT به دلایل مختلف جوری بار آمدند که بیشتر دنبال یک مشتری بزرگ (عموماً دولتی) باشند تا تعدادی مشتری کوچک. از این رو کسب و کارهای کوچک و متوسط مغفول یا کم‌بهره از خدمات ICT ماندند. به هر حال اداره کردن شرکتی با تعداد زیاد مشتری نیاز به مهارت‌های غیرفنی بیشتری دارد تا توانایی‌های فنی.
  4. در سال‌های اخیر خوشبختانه به دلایل مختلف این ترکیب در حال تغییر است. این را از نمایشگاه الکامپ و تلکام امسال می‌شد به خوبی فهمید. البته اگر غیر از این بود جای تعجب داشت. چند بخش عمده‌ی بازار غیر از دولت باقی می‌ماند. یکی صنایع بزرگ خصوصی که البته تعدادشان خیلی زیاد نیست ولی به هر حال بازار قابل توجهی است. دیگری شرکت‌های کوچک و متوسط خصوصی که تعدادشان بسیار زیاد، قابل توجه و رو به افزایش است. بعد از آن خود مردم.
  5. تعداد مشترکان پهن‌پاند بسیار زیاد شده است و با سرعت زیادی در حال افزایش است. تعداد مشترکان تلفن همراه و سرویس‌های نوین آن بسیار زیاد و در حال افزایش است. WiMax به زودی جا باز می‌کند. زیرساخت‌های تجارت الکترونیک نسبت به قبل وضعیت بهتری پیدا کرده است. نقدینگی در دست مردم و بخش خصوصی زیاد است. آمادگی الکترونیکی در میان مردم به دلیل آشنا شدن با ابزارها، کاربردها و مفاهیم ICT بسیار بالا رفته است. لپ‌تاپ و کامپیوتر به کالایی بسیار رایج در خانواده‌ها تبدیل شده است. مردم کم کم دارند یاد می‌گیرند هزینه‌های IT را نیز جزیی ضروری از سبد خانوار ببینند. از آن طرف اعتبارات دولت بسیار کم شده است. همه‌ی این‌ها یعنی بکر بودن بازار ICT در بخش‌های مصرف‌کننده‌ی نهایی، کسب و کارهای کوچک و متوسط و کسب و کارهای بزرگ خصوصی. چند سال آینده دوره‌ی شکوفایی و رشد کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت، تلفن همراه و تجارت الکترونیک خواهد بود. اتفاقی که در غرب حدود ده سال پیش شروع شد.
  نظرات ()
ماشین اسباب‌بازی کنترل از راه دور نیتروژنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٢

چندی پیش به اردویی با همکاران رفته بودیم. پسر رییسمان یک ماشین کنترل از راه دور (ساخت ژاپن) برایمان به نمایش گذاشت که بسیار خیره‌کننده بود. هر کس آنجا بود از کوچک و بزرگ، زن و مرد، سرگرم و متحیر از این ماشین شده بود. در واقع یک ماشین مسابقه در سایز کوچک بود. کمک فنرهای بسیار خوبی داشت و سوخت مایع (فکر می‌کنم الکل) مصرف می‌کرد. از تپه‌ها بالا می‌رفت و به راحتی می‌پرید و به روی زمین می‌آمد. سرعت آن و شتابش هم بسیار بالا بود.

امروز یاد آن روز افتادم و چند سؤال در ذهنم شکل گرفت. یکی این که آیا این اسباب‌بازی سازنده‌ی خاصی دارد یا در دنیا رواج دارد. با جستجو در گوگل (+) متوجه شدم سازندگان زیادی به ویژه از آسیای شرقی مدل‌های بسیار زیادی از این ماشین‌ها دارند و قیمت‌های رقابتی نیز زیاد است. ماشینی که در اردو دیدیم چیزی شبیه این مدل بود.


برای پاسخ سایر سؤالات نتوانستم از اینترنت کمک بگیرم. آیا این ماشین‌ها به بازار ایران رسیده است؟ آیا محدودیت‌ها یا تعرفه‌های گزاف گمرکی برای چنین اسباب‌بازی‌هایی وجود دارد؟ آیا بازار ایران کشش چنین محصولاتی را دارد؟

پی‌نوشت: امروز رییسمان می‌گفت بهترین‌ها را شرکت kyosho ژاپن می‌سازد. نگاهی به محصولاتش بیاندازید.

  نظرات ()
وبلاگ رییس Sun، یک وبلاگ انگلیسی ارزشمند برای خواندن نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٠

وبلاگ رییس و CEO شرکت Sun Microsoystems (فارسی CEO چه می‌شود؟) تنها وبلاگ انگلیسی است که می‌خوانم. کسانی که احتمالاً دغدغه‌های مشابهی با بنده دارند احتمالاً از خواندنش محظوظ خواهند شد و نکات بسیاری خواهند آموخت. درباره‌ی این وبلاگ نکات بسیاری برای گفتن دارم که فرصتش نیست. فقط به این نکته اشاره می‌کنم که کارکردی متفاوت از آن چه ما معمولاً از وبلاگ‌ها می‌بینیم برایش تعریف کرده‌اند و به طور جدی و حرفه‌ای به آن می‌پردازد. به چندین زبان منتشر می‌شود و این طور که من نگاه کردم به نظر می‌رسد محتوای زبان عربی‌اش با انگلیسی‌اش متفاوت است.

  نظرات ()
تکنولوژی ترانسفر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢

یک روز بعد از چند سال تلاش در مجموعه‌ای که ناخواسته در آن وارد شدم و بعد گرفتار شدم گفتم بنشینم ببینم مجموعه‌های مشابه ما در خارج از کشور برای حل مشکلات ما چه جور فکرهایی کرده‌اند.

قبل‌تر یک کارگاهی شرکت کرده بودم که در آن از تجاری‌سازی یافته‌های پژوهشی حرف زدند. کارگاه بدی نبود. مدرسش هم خوب بود. با این کلمات کلیدی جستجو کردم. متوجه شدم همه‌جای دنیا از مفهومی تحت عنوان «Technology Transfer» بحث است. یافتم کنار همه‌ی مؤسسات آموزشی، پژوهشی چنین واحدی است که کمک می‌کند به زبان ساده از پژوهش پول در بیاید. بعد خواندم و دیدم اتفاقاً برنامه‌ها و راهکارهای خیلی جالبی هم دارند. قبل‌تر هم چیزهایی از روی اسلایدهای درس‌هایی در MIT خوانده بودم تحت عنوان R&D Management و در یک جلسه‌ای برای مدیران ارشد بخش‌هایی‌اش را گفتم.

این روزها دوست دارم در این زمینه تحصیلاتم را ادامه دهم. کسی می‌داند کدام دانشگاه‌ها باید دنبال چنین رشته‌هایی بگردم؟ آیا کسی تجربه‌ی مشابهی دارد که کارم را ساده کند؟

پی‌نوشت: در فارسی آیا برای تکنولوژی ترانسفر معادلی پیشنهاد شده است؟ آن چیزی که تا قبل از این مطالعات، من از عبارت انتقال تکنولوژی که ترجمه‌ی تحت اللفظی این اصطلاح است، برداشت می‌کردم چیزی متفاوت بود. معمولاً ما در فرهنگمان وقتی پروژه‌ای می‌خواهد تحویل شود یا فناوری وارد کشور شود از اصطلاح انتقال تکنولوژی به عنوان بخشی از تعهدات ذیل قرارداد نام می‌بریم.

  نظرات ()
مراکز رشد ICT نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٧

این روزها خیلی دوست دارم می‌توانستم در حوزه‌ی مراکز رشد (انکوباتور) ICT کار کنم. یک خرده که خودم را بهتر شناختم به نظرم رسیده است برای چنین کاری و فضایی مناسب‌ترم. منتها نمی‌دانم چه‌قدر در این مراکز رشد دولت‌ساخته جای کار هست. فعلاً تمرینی و تفننی کارهایی که فکر می‌کنم در یک مرکز رشد می‌شود انجام داد را با دو، سه هسته‌ی نوپا مشغول جلو بردن هستم. خیلی طرح‌ها، ایده‌ها و مدل‌ها برای ایجاد کسب و کارهای مبتنی بر IT و مناسب برای هسته‌های کوچک و دانش‌بنیان دارم که به نظرم می‌شود با آن‌ها فضای کسب و کار در این حوزه را رونق بخشید. آشنایی‌ام با بازار و تسلطم بر فناوری ضریب موفقیت این طرح‌ها و ایده‌ها را بالا می‌برد.

آقای اصغری! می‌شود این را یک job application letter قلمداد کنی و ما را در مرکز رشدت بپذیری؟

  نظرات ()
خبر سامانه‌ی نمایش و پرداخت الکترونیکی قبوض نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱٦


نمی‌دانم چرا این خبرنگاران خبرهایشان را قبل از ارسال روی خروجی با مصاحبه‌شونده چک نمی‌کنند. البته اصلاً با من مصاحبه نشد. روابط عمومی یک چیزی برایشان می‌فرستد آن‌ها هم جرح و تعدیلش می‌کنند و چند تا« فلانی افزود» و «فلانی خاطرنشان کرد» بهش اضافه می‌کنند. به نظرم خبرنویسان حوزه‌ی فناوری دقت کافی به خرج نمی‌دهند. می‌توانند تلاش کنند خبرهای تمیزتری ارسال کنند.

ناراحت نیستم. تلاشش را کرده است. بنده‌ی خدا تلفنی تماس گرفت و صحت مطالب را چک کرد. منتها اگر قبل از ارسال پیش‌نویس خبرش را بهمان نشان می‌داد برایش می‌گفتم که اشتباهی آرم دانشگاه خواجه نصیر را به جای آرم جهاد دانشگاهی گذاشته است.

جالب است که ایسنا خبرگزاری جهاد دانشگاهی است ولی ایرنا همیشه بیشتر برایمان مایه می‌گذارد. با ایرنا راحت‌تر هستیم تا ایسنا. خبر را روی سایت ایرنا هم می‌توانید ببینید:


البته روابط عمومی‌مان هم اگر قبل از ارسال خبر ازم پرسیده بود نمی‌گذاشتم چنین چیزی را بفرستند. می‌شد خبر بهتر و صحیح‌تری را ارسال کرد. کاری که هشت ماه است در حال بهره‌برداری است را که خبر افتتاح نمی‌زنند. می‌شد آماری از وضعیت پرداخت‌ها، امکانات جدید و ... اضافه کرد تا مؤثرتر باشد.

  نظرات ()
چه لپ‌تاپی بخریم؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/۱٢

یک دوست قدیمی درباره‌ی خرید لپ‌تاپ پرسیده است. من در این زمینه خیلی صاحب‌نظر نیستم و مطالعات و بررسی خوبی در پنج سال گذشته در این زمینه نداشته‌ام. منتها صحیح ندانستم نامه‌ی دوست خوبم را بی‌پاسخ بگذارم و حداقل‌هایی که به ذهنم می‌آید را نگویم. شاید به مرور کامل‌ترش کنم.

۱- هنگام خرید لپ‌تاپ بدترین کار وسواس به خرج دادن و تحقیقات زیاد است. راهش این است که تا آن‌جا که ممکن است کمتر تلاش در مقایسه‌ی بین لپ‌تاپ‌ها با هم از حیث امکانات و قیمت بکنی. چون اصلاً این بررسی تمامی ندارد. خود من اولین بار که می‌خواستم لپ‌تاپ بخرم حدود دو سال طول کشید تا به نتیجه برسم. در نهایت هم اگر همراهم در پایتخت اصرار نمی‌کرد و به یک فروشنده‌ی همدانی بر نخورده بودم آن روز هم احتمالاً دست خالی باز می‌گشتم. هر برندی و هر مدلی طرفداران جدی و دشمنان جدی‌اش را دارد. لپ‌تاپی که من خریدم نه صفر است نه صد. منتها در این مدت با همه‌ی عیب و نقص‌هایش (از جمله نداشتن wireless card) برایم کلی کار راه انداخته است و ظرف کمتر از یک سال پولش را جبران کرد.

۲- کاری که می‌شود کرد پیروی از یک سری اصول کلی است. مثلاً این که می‌خواهی لپ‌تاپت سبک باشد و مناسب برای حمل و نقل (business edition) یا نه بیشتر به عنوان desktop replacement یا از جنس Multimedia ready و ...

۳- یک سایت معروف از حیث راهنمایی قدم به قدم جهت خرید لپ‌تاپ هست به اسم cnet. منتها آن هم کمک زیادی به من هیچ وقت نکرده است. چون با آن که با یک سری سؤال که می‌پرسد گزینه‌هایت را هر دفعه محدودتر می‌کند اما در نهایت آن قدر گزینه باقی می‌ماند که باز گیج می‌شوی.

۴- این فامیل ما، سعید، از امارات Acer خریده است و راضی هم هست. پریشب خانه‌ی یکی از بستگان یک Sony بسیار سبک و نازک و کوچک و شیک دیدم خیلی خوشم آمد. از دوستان کامپیوتری‌ام اگر بپرسی می‌گویند فقط IBM. از اول امسال دوستان و همکارانم بالای ده تا لپ‌تاپ IBM خریدند. یکی از همکاران خیلی خوبم می‌گوید fujitsu-siemens با توجه به قیمت و امکانتش خیلی خوب است ضمن آن که نمایندگی و گارانتی رسمی دارد و ساخت آلمان است بر خلاف اغلب لپ‌تاپ‌ها که ساخت چین و مالزی است. معروف است که بهینه‌ترین گزینه از لحاظ توازن بین قیمت و کارآیی Dell است آن هم سری (اوم ... فکر می‌کنم inspiron)

۵- در هیچ کشوری به خصوص در خاورمیانه و آسیا من ندیدم مردم به اندازه‌ی ایران روی بهترین برندهای آمریکایی مثل IBM، Dell، HP، Sory، Toshiba، apple و ... فقط علاقه نشان دهند و گاهی خیلی راحت درباره‌ی همین‌ها اظهار نظر می‌کنند. مثلاً می‌گویند HP یا Toshiba یا Sony آشغال است. (نمی‌دانم چه طور این قدر راحت ما نظر می‌دهیم. آن هم درباره‌ی ده برند برتر. می‌توان گفت مثلاً این برند برای کار من مناسب نیست ولی این که کلاً بگویی آشغال است خیلی اعتماد به نفس می‌خواهد.) بر عکس لپ‌تاپ‌های ارزان مثل acer و حتی no name (اسمبل‌شده) خیلی رواج دارد. در حالی که در زمینه‌ی workstation بر عکس است. اغلب workstation ها در ایران no name و assembled است در حالی که در خارج از کشور حتی امارات و مالزی استفاده از workstation های branded از Sun، HP، IBM و ... رایج است.

۶- سازندگان بزرگ لوازم کامپیوتری و الکترونیکی به ویژه‌ی در زمینه‌هایی مثل موبایل و لپ‌تاپ به طرزی محصولاتشان را طراحی می‌کنند که شما نتوانی با کم و زیاد کردن بعضی امکانات و ویژگی‌ها به یک قیمت خیلی مناسب برسی. یعنی کاری می‌کنند که شما به هر حال مجبور شوی اگر یک سطح معینی از فناوری بخواهی در یک محدوده‌ی مشخصی پول بدهی. مثلاً اگر یک لپ‌تاپ از سری پردازنده‌های مثلاً core 2 duo بخواهی بخری باید حول و حوش یک مبلغ معینی (مثلاً یک میلیون و صد) پول بدهی و نمی‌شود با گشتن بین مغازه‌ها، تخفیف گرفتن، کم کردن امکانات جانبی و ... قیمت را به حول و حوش ۶۰۰ و ۷۰۰ هزار رساند. با این توضیح مهم‌ترین عامل در خرید لپ‌تاپ پول است! حساب باید بکنی چه قدر می‌خواهی پول دهی. اگر بخواهی لپ‌تاپ نامدار خوبی بخری باید مبلغی حدود یک و نیم ملیون تومان به علاوه صد هزار تومان (به جهت احتیاط و لوازم جانبی مثل کیف و ...) دستت بگیری و برای خرید بروی. اگر بخواهی از سری‌هایی مثل fujitsu-simens یا acer بخری این مبلغ می‌تواند حدود یک میلیون و صد هزار بیاید.

۷- وقتی شما یک لپ‌تاپ نامدار می‌خری بخش قابل توجهی از پولی که می‌دهی بابت سیستم عامل و بعضی نرم‌افزارهای جانبی، پشتیبانی، ضمانت‌نامه و خدمات پس از فروش است. منتها ممکن است به این نتیجه برسی هیچ کدام این‌ها در ایران به کارت نمی‌آید ضمن آن که باید پول اضافه‌ای بابت گارانتی داخلی هم بپردازی. شاید به همین دلیل اخیراً در ایران هم لپ‌تاپ‌های بدون سیستم عامل و نرم‌افزار نیز وارد شده است. منتها می‌دانی که در ایران جریان‌ها خیلی قوی هستند. وقتی همه توشیبا و سونی و دل و ... می‌خرند خیلی سخت است که مثلاً تو با اطمینان قلب و تصمیم قاطع سراغ چیزی مثل lenevo بروی. (البته منظورم lenevo thinkpad نیست که همان ibm سابق است.)

۸- یکی از دوستان در تعریف لپ‌تاپ خوب می‌گوید:«لپ‌تاپ کامپیوتری است که سبک است و بقیه‌ی امکاناتش اهمیتی ندارد» این جمله اگر چه طنز است ولی باید آن را جدی گرفت. من به سبک بودن لپ‌تاپ بالاترین وزن را در انتخابم می‌دهم و به هر کس دیگری هم توصیه می‌کنم بسته به شرایطش این وزن را کم و زیاد کند ولی نادیده نگیرد. به هر حال شما اگر در مجموع وزن کیف لپ‌تاپ و مخلفاتی که خرد خرد در کیفش جا خواهی داد را در نظر بگیری وزنش خیلی زیاد می‌شود و بدنت را داغان می‌کند.

۹- علاوه بر خود لپ‌تاپ باید مبلغی هم برای کیف لپ‌تاپ در نظر بگیری. لطف کن و استدلال‌هایی از جنس جلف بودن را کنار بگذار و یک کیف کوله بگیر تا مورد بالا کمتر به سلامتت آسیب بزند. کیف خوب لپ‌تاپ مهم است و باید چیزی حدود پنجاه، شصت هزار تومان برایش کنار بگذاری.

۱۰- حالا که تا این جا برای خرید لپ‌تاپ آمده‌ای یک سری لوازم جانبی هم بهتر است بگیری که بعدها نخواهی دوباره مراجعه کنی. مثلاً یک ماوس کوچک را خیلی‌ها نیاز پیدا می‌کنند. منتها توصیه‌ی اکید من تهیه‌ی یک هارد دیسک اکسترنال usb است که این روزها بسیار رایج و ارزان است. این توصیه‌ی من را گوش کن ضرر نمی‌کنی.

۱۱- لپ‌تاپ خریدن شیرینی دادن هم دارد. مبلغی هم برای آن کنار بگذار!

۱۲- لپ‌تاپت را خریدی ولی بدان لپ‌تاپ یکی از بدترین وسایل فناورانه از حیث ارگونومی است. کمتر کسی در این باره حرف می‌زند. تقریباً هم هیچ راه ارزانی برای کاهش آسیب‌های آن وجود ندارد.

  نظرات ()
بعضی مشکلات زبان فارسی و دنیای دیجیتال نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٧

- مایکروسافت ورد یک مشکل قدیمی از شاید حدود ۸-۱۰ پیش، یعنی اولین انشتارهای ورد عربی (فارسی)، دارد که هنوز که هنوز است مرتفع نشده است. فکر هم نمی‌کنم برنامه‌ای برای رفعش داشته باشد. به احتمال زیاد کسانی که با ورد متون مفصلی نوشته‌اند با آن برخورد کرده‌اند. خلاصه‌ی اشکال این است که اگر در یک متن فارسی در خط آخر صفحه پاورقی درج کنید شماره‌ی پاورقی همان‌جا درج می‌شود ولی خود پاورقی در صفحه‌ی بعد قرار می‌گیرد. این اشکال وقتی اعصاب خردکن می‌شود که شما متن‌تان را چندبار بازبینی کرده‌اید و مشکلی در آن نیافته‌اید. بعد سطری کم یا زیاد می‌کنید و این باعث می‌شود یک پاورقی ناخواسته در خط انتهایی قرار گیرد و شما هم احتمال نمی‌داده‌اید این تغییر باعث چه مشکلی می‌تواند شود. این را آخرین بار در کتاب بی‌وتن امیرخانی در همان فصل اول دیدم.

- موبایل P1 ‌ام کیبورد فارسی بر روی صفحه (on-screen keyboard) دارد. در انگلیسی شروع جملات باید با حروف بزرگ باشد. ورود حروف بزرگ در صفحه کلید با استفاده از دکمه‌ی Shift انجام می‌شود. پایان یک جمله و شروع جمله‌ی جدید با نقطه مشخص می‌شود. وقتی کیبوردتان را فارسی می‌کنید این قاعده که در زبان فارسی صادق نیست باز فعال می‌شود و اعصاب خرد کن. یعنی مثلاً وقتی پیامکی فارسی تایپ می‌کنید و در انتهای جمله نقطه‌ای می‌گذارید در ادامه دکمه‌ی شیفت فشرده است و شما باید دوباره شیفت را بزنید تا کیبورد به حالت اصلی‌اش برگردد.

- به مایکروسافت پول نمی‌دهیم و می‌توانیم توجیه کنیم منفعتی در حل این قبیل مشکلات ندارد. Sony Ericsson را چه توجیهی داریم وقتی سالانه صدها میلیارد گوشی ازش می‌خریم و جزو بزرگ‌ترین بازارهایش هستیم. تازه مدعی رابطه‌ی خوب با سوئد هم هستیم که تحریم رویش تأثیری ندارد. خوب این روابط خوب سیاسی و تجاری نباید منجر به نفع خریداران شود؟ یعنی نمی‌شود به طرقی از Sony Ericsson، nokia و LG خواست/فشار آورد بابت این همه پولی که به دست می‌آورید کمتر از یک ده هزارمش را صرف حل مشکلات زبان و بوم ما در گوشی‌هایتان کنید؟

  نظرات ()
شخصیت‌های ناطق مجازی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٧/۱٤

بعضی از دوستانم می‌گویند برای ما این شیفتگی‌ات درباره‌ی بعضی از پیشرفت‌های فناوری اطلاعات عجیب است. برای این ادعایشان هم به بعضی از نوشته‌های وبلاگم اشاره می‌کنند. برایشان توضیح دادم بعضی مواقع جنبه‌های غیرفناورانه‌اش برایم جذاب‌تر است. شما نمی‌توانید تأثیرات اجتماعی، اقتصادی، علمی، امنیتی، توسعه‌ای و سیاسی فناوری‌های ارتباطی را نادیده بگیرید. این پدیده‌ها به شدت همه‌ی حوزه‌ها را تحت تأثیر قرار داده است. مطالعه‌ی این‌ها جزو ضروریات هر جامعه‌ای و هم‌چنین علایقم است. با این حال سعی کردم از آن به بعد با دقت بیشتری در زمینه‌ی فناوری بنویسم. شاید در چند ماه اخیر کمتر از این دست مطالب در اینجا خوانده باشید.

چند وقتی است به ضرورت‌هایی مجبورم درباره‌ی فناوری text-to-speech مطالعه کنم. ضرورتش را هم قبلاً همین جا (درباره‌ی پارس‌آوا) اشاره کرده بودم. اخیراً با شرکت sitepal آشنا شدم. حیفم آمد افراد بیشتری در جریان این کار قرار نگیرند و درباره‌ی آینده‌ی این جهش‌ها فکر نکنند. بد نیست دموهایشان را ببینید و فکر کنید در صورتی که این فناوری‌ها جای خودشان را پیدا کنند چه تأثیراتی بر روی جهان ما خواهد گذاشت. مثلاً یکی از ایده‌هایشان این است که دیگر چیزی تحت عنوان گوینده‌ی خبر و استودیو و ... نداشته باشند. همه‌اش به شکل مجازی! من بر آن نیستم که درباره‌ی خوبی و بدی‌اش حرف بزنم بیشتر می‌خواهم توجه صاحب‌نظران را به اهمیت این موضوعات جلب کنم تا آن‌ها در این حول و حوش بیشتر فکر کنند.

  نظرات ()
خودکفایی در تولید اینترنت نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٧/۱۳

به شوخی به بعضی از دوستان می‌گویم:

«مثل این است که بعضی از تصمیم‌گیران حوزه‌ی ICT با طرح‌ها و ایده‌هایشان می‌خواهند در اینترنت هم خودکفا شویم.»

پی‌نوشت: امروز (چند روز بعد از نوشتن این مطلب) در کنفرانس انجمن رمز بودم. در یکی از نشست‌هایش دیدم مثل این که آن چه ما به شوخی می‌گوییم آن‌ها به جدی و صریح می‌گفتند. خودم را کنترل کردم که نشست به هم نریزد و سکوت کردم.

  نظرات ()
Park & Pay by Phone نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٦/٢٠

چند وقتی است به مطالعه روی E-payment علاقه‌مند شدم. لینک زیر را ببینید تا ببینید تا کجاها این داستان پیش رفته است:



  نظرات ()
پارس‌آوا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۳/٩

پارس‌آوا اسم محصولی نرم‌افزاری است که با متدلوژی‌های معمول تولید نرم‌افزار تولید نشده است. یک نوع شوریدگی همراه با تدبیر اساس کار بوده است. من افتخار داشتم حدود یک سال دمخور گروهی از جانبازان نابینایی باشم که روی این پروژه فعالیت می‌کردند. اگر این کار پیش نمی‌آمد واقعاً در فایده‌ی این خرده سوادی که عمری را جهت اکتسابش صرف کردم می‌ماندم.

 پیششان می‌رفتم که از روحیه‌شان روحیه بگیرم و اگر چیزی به ذهنم می‌رسید یا کاری از دستم بر می‌آمد کمکشان کنم. از من و تو زنده‌تر هستند. به قول یکی از اساتید، ما در برابر این‌ها باید برویم بوق بزنیم. اگر این دنیا بوق نزنیم در آخرت یک شیپور بزرگ دستمان می‌دهند که در آن بدمیم.

از چه بنویسم. باید ببینید چه طوری صاحب این کار بدون دو چشم و دو دست و هزاران مشکل ریز و درشت این کار را پیش می‌برد و اصلاً از پا نمی‌ایستد. ساده‌ترین دردش این است که در چله‌ی تابستان گاهی باید چند پتو رویش بیاندازید تا گرمش شود و در سرمای زمستان گاهی باید چندین کولر و پنکه روشن کنید تا خنک شود. با این حساب، من و شما در این دنیا ول معطلیم؟ نیستیم؟ کسی هم که در این دنیا ول معطل است تکلیفش در آن دنیا چگونه باشد!


  نظرات ()
مشکل پرینت معادلات در Word 2007 نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱/٢٧

Word 2007 را که دیدم خوشم آمد. در واقع جذب ظاهرش شدم تا باطنش. باطنش شاید خیلی فرقی نمی‌کرد. بعد که کارم به جایی رسید که لازم شد چند معادله در نوشتارم بیاورم رفتم سراغ equation editor اش. خوب به نظرم خیلی قدرتمند و حرفه‌ای آمد و زود هم کارم را راه انداخت. خیلی خوش‌دست بود و سعی کرده است ضعفش نسبت به Latex را جبران کند.

تنها مشکلی که خیلی اذیت کرد و به نظر می‌رسد هیچ راه حلی هم ندارد چاپ نشدن درست فرمول‌ها است. جالب است که حتی در kb مایکروسافت هم هیچ چیزی در این باره نیامده است اگر چه در فهرست‌های پستی و انجمن‌ها به آن اشاره شده است. منتها در کل کم بود. هر چه راه‌حل و workaround بود را امتحان کردم ولی نتیجه رضایت‌بخش نیست. شاید بهترین‌اش ذخیره‌ی فایل در قابل word 2003 است. در این صورت معادلات به عکس تغییر می‌کنند و قابل ویرایش نیستند. اشکال این است که در این تبدیل فرمت مقاله و معادلات کمی به هم می‌ریزد.

از این رو خیلی از کنفرانس‌ها و ژورنال‌ها مقالات را در قالب Word 2007 فعلاً نمی‌پذیرند. توصیه‌ی من نیز به شما این است که گول ظاهر Word 2007 را نخورید و تا اطلاع ثانوی با همان Word 2003 کار کنید.

پی‌نوشت: لطفاً به راه حل اشاره شده در نظرات مراجعه کنید.

  نظرات ()
نادبده انگاشتن فلسفه‌ی Free Software نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۳/٦/۱٢


در راستای نوشته‌های اخیر آقای وحید غفارپور که گویا از متانت امیرکبیر است میل زده است که این پروژه را ما گرفته‌ایم چرا شما دارید رویش کار می‌کنید؟ و چند تا علامت سوال و تعجب هم گذاشته است.

جواب دادم ما باید تعجب کنیم. چرا کاری که دو سال پیش امین توی AICTC تمامش کرده بود و ده‌ها جا نصب شده و استفاده می‌شود را برایش بودجه مجدد تصویب کرده‌اند. جاهای دیگر مثل POL و دنای شریف هم هر کدام این کار را کرده‌اند و مدت‌ها است استفاده می‌کنند. ضمن این که خود ما هم یکی دو ماه پیش این کار را کردیم. کار ما امکان خواندن و نوشتن نامه‌ی فارسی هم داشت. (خوشگل و htmlای) و بیش از دو هفته وقت نگرفت.  آن وقت فارسی لینوکس برایش بیست و چند میلیون پول صرف کرده است.

گفتم من دقیق نمی‌دانم پشت پرده چه خبر است هر چند بی‌اطلاع نیستم اما ترجیح می‌دهم ساکت باشم. اگر حق کسی هم بود که این پروژه را بگیرد بی‌شک حق امین بود. بگذریم.

باز در ادامه آوردم من توصیه می‌کنم یک مقدار درباره‌ی فلسفه‌ی Open Source و Free Software مطالعه کنید. آن وقت دیگر نمی‌پرسید چرا روی پروژه‌ی ما چرا شما کار می‌کنید.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب