حسین حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حسین حمیدی
آرشیو وبلاگ
      فریاد‌ خاموش (باسابقه‌ترین وبلاگ با نام فریاد خاموش)
شش راه کار جهت کاستن از جلسات بی‌مورد نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٢/۱/٧
  1. افراد را به در دسترس‌بودن تشویق کنید. بسیاری از مواقع، علت تنظیم جلسات، عدم دسترسی راحت به افراد تصمیم‌ساز است. افراد در طول روز، پشت میزهایشان هستند، ولی درب اتاق‌هایشان را بسته­‌اند و یا عمدتاً در راه و طی مسیر هستند؛ به ندرت ایمیل و تلفن‌شان را پاسخ می‌دهند. آنان را تشویق کنید تا راه­های ارتباطی‌شان را تسهیل کنند، به تلفن­هایشان پاسخ دهند و ایمیل­ها را به سرعت جواب دهند. این مسأله باعث می­‌شود نیازی به تنظیم جلسه و دور هم جمع کردن افراد نباشد.
  2. یک ابزار مدیریت پروژه خوب استفاده کنید. ابزارهای نرم‌افزاری مدیریت پروژه که تا چند سال قبل، مخصوص راهکارهای گران قیمت سازمانی بودند، امروزه به حدی از سادگی و تکامل رسیده­اند که برای همه قابل استفاده هستند. بجای جلسات، از مزایای این ابزارها استفاده کنید: تخصیص کار، هماهنگی و بحث. تمام این امور می­تواند به صورت مجازی صورت بگیرد تا نیازی به زمان‌بندی جلسات جدید نداشته باشید.
  3. فرهنگ‌تان را تغییر دهید. افراد بعضاً تمایل دارند تصمیماتی که برعهده آن­ها است، را به جلسات بکشانند. گاهی جلسات تنها برای فرار از تصمیم‌گیری فردی است.البته شاید نمی‌دانند که مجازند مستقلاً خودشان تصمیم‌گیری کنند. برای اجتناب از فرهنگ بی‌تصمیمی در میان افراد، سعی کنید این موضوع را جا بیاندازید که عذرخواهی بابت یک تصمیم اشتباه ساده‌تر از اجازه خواستن بابت هر تصمیم‌گیری است. آدم‌های خوب تصمیمات خوب می­گیرند. به آنان اعتماد کنید تا کار درست را انجام دهند بدون آن که لازم باشد برای اتخاذ هر تصمیمی، جلسه‌ای تشکیل شود. البته ممکن است به ندرت تصمیمات اشتباهی نیز بگیرند. با آن­ها وقت بگذارید و نشان‌شان دهید چه طور می‌توانسته‌اند کاری که انجام داده‌اند را به گونه‌ای دیگر انجام دهند، ولی طوری آن‌ها را مورد سرزنش قرار ندهید که به فرهنگ قبلی خود برای برگزاری دیوانه­وار جلسات بازگردند.
  4. میزان هزینه هر جلسه را محاسبه کنید. فکر کردن به هزینه‌ی پرسنلی که بابت برگزاری هر جلسه می‌پردازید می‌توانید شما را بیدار کند. یک ساعت جلسه با هشت نفر کارمند که متوسط حقوق را دریافت می­کنند، بالغ بر صدها دلار هزینه دارد. در یک سازمان متوسط یا بزرگ، برای جلساتی که در یک هفته برگزار می­شود بالغ بر هزاران دلار صرف می­شود! بهتر نیست تا وقت افراد را به گونه‌ای صرف کنیم که عایدی بیشتری برای سازمان داشته باشد؟ پاسخ حتماً مثبت است.
  5. ضرورت جلسات مرتب دوره‌ای را دوباره بررسی کنید. مدیران پروژه عاشق جلسات منظم دوره‌ای هستند. وقتی یک پروژه آغاز می‌شود، معمولاً از اولین اقداماتی که در ابتدای پروژه انجام می‌شود، تنظیم قرار جلسات هفتگی است تا با حضور همه‌ی اعضاء درباره‌ی پروژه صحبت شود. این جلسات در ابتدای کار بسیار پراهمیت هستند؛ ولی به مرور با جلو رفتن پروژه، کارایی خود را از دست می­دهند. با خود درباره‌ی دوره‌ی تکرار جلسات دوره‌ای بیاندیشد شاید بتوان بجای هر هفته، یک هفته در میان جلسات را برگزار کرد یا اگر همه چیز به خوبی در حال پیشرفت است، ماهی یک‌بار، کفایت کند.
  6. حواس­ها را جمع کنید. شما باید ابتدای جلسه، قواعدی تخطی‌ناپذیر وضع کنید تا تا همه افراد تشویق شوند، حواس خود را بر روی جلسات متمرکز کنند. محترمانه به آن‌ها متذکر شوید تا از لپ تاپ­های خود دست بکشند، وسایل دیجیتال خود را پشت در بگذارند، با چشمانی باز مطالب را دنبال کنند و در جلسه توجه و مشارکت داشته باشند. چنان چه بخواهید با هر نفر از اعضاء جلسه، جلسه‌ای تکی و جداگانه تشکیل دهید و مواردی را متذکر شوید که قبلاً در جلسه‌ی عمومی بیان کرده‌اید ولی آن‌ها (به دلیل کم‌دقتی در طول جلسه) مطلب را نگرفته‌اند، قطعاً از مصادیق اتلاف وقت است.

جلسات برای اشتراک اطلاعات، هماهنگی و اتخاذ تصمیمات امری ضروری است. با این وجود، جلسات می­توانند عامل اتلاف وقت و ضد کارآیی باشند. این پیشنهادات را پیاده نمایید و خواهید دید چگونه می‌توانید به این ترتیب، یک روز کامل کاری در هفته وقت‌تان را آزاد کنید.

  نظرات ()
کار مهم، کار اساسی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩۱/٥/۳٠

هفته‌ی پیش دوستی تماس گرفته بود و پیگیر بود آیا فلان موضوع را با رئیس‌تان طرح کردی؟ گفتم نه فکر نمی‌کنم الآن دغدغه‌اش را داشته باشد. بعد اضافه کردم


«مدیران، معمولاً آن قدر کارهای مهم دارند که به کارهای اساسی نمی‌رسند.»

  نظرات ()
چرا خوب است یک دوره‌ی موقتی مشاور آزاد/مستقل باشی؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٠/٦/٢٦

خیلی‌ها این سؤال/ایراد را نسبت به من داشته‌اند. اگرچه برای خودم جواب‌های قانع‌کننده‌ای داشته‌ام ولی زیاد خودم را در موضع پاسخ قرار نداده‌ام. ترجیح دادم گذر زمان آن را معلوم کند. ولی امروز تصادفی در خلال جستجوهایم این سؤال را با پاسخ‌هایش اینجا دیدم که بسیار نزدیک به دلایل خودم آمد. ترجمه‌ی آزادش این می‌شود:

- امکان انتخاب پروژه‌هایی که جذاب‌ترند.

- تعادل سالم ایجاد کردن بین کار و زندگی

- تجربه‌ی فرهنگ‌ها و رویکردهای متفاوت و متنوع به کسب و کار

- دیدار با آدم‌ها گوناگون و ایجاد شبکه‌ای گسترده از ارتباطات کاری

- انتخاب این که کی و کجا دوست داری کار کنی

- داشتن آزادی و وقت آزاد برای دنبال کردن علایق خارج از فضای کاری

- درآمدی به اندازه‌ی مشاوران ثابت یا بیشتر

- توسعه‌ی تجربه‌های بسیار ارزشمند (به دلیل فرصت‌های تجربه‌ی متنوع) که می‌تواند برای شغل ثابت آینده مفید باشد.

  نظرات ()
تفاوت محیط کار در ایران و آمریکا به نقل از یک آمریکایی ایرانی‌الاصل نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳٩٠/٥/۱٧

با یک جوانی در جایی آشنا شدم که در آمریکا متولد شده است و در آن جا تحصیل، کار و زندگی کرده است. پدر و مادرش از مهاجران ایرانی به آمریکا بوده‌اند و در آن‌جا ساکن‌اند. حدود سی و یک سالگی پس از وصلت با دخترخاله‌اش به دلیل عدم علاقه‌ی دختر خانم و خانواده‌اش برای مهاجرت به آمریکا پسر به ایران مهاجرت می‌کند. هنوز بلد نیست به درستی فارسی صحبت کند. یک یادداشتی درباره‌ی تفاوت محیط کار در ایران و آمریکا نوشته است که شاید برای شما هم جالب باشد. 

"In Iran people seem to be human, our coworkers have feelings. This is a strange phenomenon for me. Looking back now, the majority of people that I worked with behaved like robots without an algorithm instructing us on how to respond with sensitivity. We followed a basic system; define needed requirements, analyze it; develope a solution; implement it, and maintain it. In the US we are friendly with coworkers, in Iran we are friends with coworkers. I think that I actually started having feelings too?"

درخشان‌ترین بخشش همان جمله‌ای است که برجسته‌اش کردم. اگر انگلیسی نمی‌دانید ترجمه‌اش می‌شود:
«در آمریکا با همکارانمان، دوستانه برخورد می‌کنیم، در ایران با همکاران‌مان دوستیم»

تا به حال چنین نظری را درباره‌ی تفاوت محیط ایران و غرب از چندین منبع مختلف مستقل شنیده‌ام.

  نظرات ()
آیا بهترین اسامی از مخفف‌سازی حاصل می‌شود؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/٥/۱۳

TIC، TCI، ITC

این سه مخفف، اسامی سه شرکت دولتی (یکی اخیراً خصولتی شده است) عرصه‌ی ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) است. اگر خود ICT را هم اضافه کنید می‌شود چهار تا مخفف که از چینش سه حرف I، C و T به دست می‌آید.

چندی پیش با یک شرکت خارجی صحبت می‌‌کردم و در طول بحث‌مان به کرات مجبور بودم به این شرکت‌ها ارجاع دهم. دیگر همه‌مان گیج شده بودیم. تازه اگر TCT را هم اضافه کنید، متوجه می‌شوید این طور اسم گذاشتن چه تقلید بیجایی است.

ITC: شرکت فناوری اطلاعات ایران

TCI: شرکت مخابرات ایران

TIC: شرکت ارتباطات زیرساخت

TCT: شرکت مخابرات استان تهران

  نظرات ()
معرفی iranfile.ir نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٩/۱/٦

در زمینه‌ی کارآفرینی و نوآوری به خصوص در کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت تأکید می‌شود نوآوری نباید حتماً در زمینه‌ی یک ایده‌ی به کلی نو باشد بلکه اغلب داستان‌های موفقیت نوآوری در شیوه و کیفیت ارائه‌ی خدمات موجود است.

از این جهت، iranfile.ir کار تمیز و یکتایی است. یک شاهد و نمونه‌ی مثال موفق دیگر برای نظری که در یکی، دو سال اخیر بر روی آن تأکید داشته‌ام و دارم. همان طور که در این وبلاگ و چند مصاحبه نیز طرح کردم با توجه به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و آمادگی الکترونیکی در کشور، یک فرصت طلایی برای ایجاد و رونق کسب و کارهای اینترنتی فراهم است. به نظرم، اگر چه پذیرش این نظریه برای بسیاری در ابتدا به دلیل عدم وجود نمونه‌های موفق آسان نبود ولی بعد از گذشت یکی، دو سال آن قدر نمونه‌های موفق با سرعت فزاینده در حال شکل‌گیری هستند که دیگر جای تردید باقی نمی‌ماند.

در مورد iranfile.ir آن قدر کار جذاب از کار در آمده است که صدا و سیما با آن همه سخت‌گیری درباره‌ی پرهیز از تبلیغ بخش خصوصی، در اخبار ۲۰:۳۰ نیز به آن پرداخته است. پیشتر از ایران‌فایل چندین سایت جستجوی املاک و مستغلات وجود داشت ولی هیچ یک موفقیت آن را کسب نکرد. خوب است کسانی که بر روی راه‌اندازی کسب و کارهای اینترنتی کار می‌کنند روی دلایل موفقیت کم کارهای قبلی و نقاط قوت  کار جدید نیز تأمل کنند و معیارهای کلی را استخراج کنند.

  نظرات ()
خبرنگارها با آدم چه که نمی‌کنند نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۸/۱٢

چند سال اخیر به کار ژورنالیسم علاقه‌مند شدم و جدی‌تر به آن نگام می‌کنم. قبلاً از آن ابا داشتم و دوستانی که در این کار بودند را حداقل در دلم سرزنش می‌کردم. البته هنوز هم معتقدم آن دوستان زود وارد آن فضا شدند قبل از آن که پختگی لازم را کسب کرده باشند.

امروز اتفاقی مصاحبه‌ای از خودم در ایسنا دیدم. (لینک خبر) متوجه شدم مال چند ماه قبل است. اول کمی گیج شدم. از نوع جملات مشخص بود با کمی جرح و تعدیل حرف‌های من است ولی نمی‌توانستم درست در ذهنم یادآوری کنم. همان ایام مصاحبه‌ای ازم زده بودند که لینکش را در همین وبلاگ (+) آورده بودم. پس این دیگر چه بود؟ آیا همان را تغییر داده بودند؟ یک کم که گذشت متوجه شدم. چیزی که من نوشته بودم متنی بلند بود و خبرنگار محترم ازش دو مصاحبه بیرون کشیده است! دلم می‌خواهد بیشتر با کار این جماعت آشنا شوم و ببینم با چه اصول و اسلوبی اخبار و مصاحبه‌ها را جراحی می‌کنند؟

چند تا نکته:

۱- «نسل جدید مراکز داده»  را نوشته است «مراکز نوین نسل داده»! خوب است حداقل در مورد مصاحبه‌های علمی، بعد از ویرایش به خود طرف بدهند بازبینی کند تا غلط فاحش درج نشود.

۲- اگر خواننده‌ی نوشته‌های من باشید خوب با رسم‌الخط من هم آشنایید. تأکیدم بر جدانویسی و استفاده از فاصله‌ی مجازی است که خوب خبرنگار محترم به آن احترام گذاشته است و تغییرش نداده است.

  نظرات ()
کسب و کار با مدل CSP نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٦/٢٦

قبلاً در این باره در وبلاگم نیز نوشته بودم. دیشب با دوستی صحبت می‌کردم و می‌گفتم الآن کشور آماده‌ی برپایی مدل‌های کسب و کار Service Provider در حوزه‌ی ICT است. به طور خاص تأکید داشتم بر روی Content Service Provider. می‌گفت این‌هایی که تو می‌گویی درست است ولی برای خارج نه ایران. استدلالش این بود که در ایران کسی از این روش نتوانسته است کسب و کار بزرگی شکل دهد.

تجربه‌ی من می‌گوید فاصله‌ی بازار ICT ما با دنیای خارج از لحاظ کشش و تمایلات بازار حدود چهار یا پنج سال است. اگر شما با در نظر گرفتن این فاصله برنامه‌ریزی کنید و محصولی یا سرویسی را آماده‌ی عرضه به بازار کنید با احتمال بالایی مورد اقبال قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر اگر چیزی سه سال پیش در بازارهای خارج از ایران مورد اقبال قرار گرفت شما برای یکی دو سال دیگر می‌توانید به بازار عرضه‌اش کنید و انتظار موفقیت داشته باشید. البته این به معنای در نظر گرفتن دیگر عوامل موفقیت یک محصول یا خدمت نیست.

  نظرات ()
برنامه‌ریزی و آمادگی پیش از مصاحبه‌ی شغلی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٥/۱۸

مطلب زیر بر گرفته از اینجا و به کمک آقای پیروسجاد تهیه شده است.


بیش از یک رزومه آماده کنید.
مطمئن شوید که رزومه‌تان به روز و مناسب است.
برای هر مصاحبه رزومه‌ای مختص با همان مصاحبه آماده کنید. کپی‌های مدارک خود را در مصاحبه به همراه داشته باشید و تا زمانی که از شما نخواستند آن‌ها را ارایه ندهید.
در مورد نیاز به ارایه نمونه کار در هنگام مصاحبه تحقیق کنید.

کارفرمایان جدید تمایل دارند دلیل تغییر شغل‌تان را بدانند.
مراقب زبان بدن خود باشید.
طیفی از موارد احتمالی مورد سؤال در مصاحبه را در نظر آورید.
مراقب باشید ممکن است سوالاتی طرح شود که در آنها مهم‌تر از پاسخ شما، عکس العمل شما و نحوه‌ی پاسخ دادن شما مورد ارزیابی قرار گیرد.
پاسخ‌هایی برای سوالات زیر آماده کنید:
چرا شغل قبلی‌تان را ترک کردید؟
دلیل علاقه‌مندی‌تان به این شغل و شرکت چیست؟
سطح و مجموعه مهارت‌های شما چه تناسبی با این شغل دارد؟

حواس‌تان به سوالات بدون پاسخ مشخصی مانند سوال زیر باشد:

برخورد شما با مسئله اخراج کارمندی از شغلش چگونه است؟
برای خود سوال‌هایی را برای استفاده در پایان مصاحبه آماده کنید:
مدیران مجموعه چگونه پیوستن به مجموعه و حضور شما را متوجه می‌شوند؟
فردی که پذیرفته می‌شود به چه اهداف اساسی باید دست یابد؟
طرح‌های ارزیابی و تقدیر که در سازمان استفاده می‌شوند چیست؟
ارتقاء شغلی در سازمان چه گونه است؟

چه بازه‌ی زمانی برای پر کردن موقعیت خالی موجود فرصت در نظر گرفته شده است؟

به خاطر داشته باشید که مهارت‌های ارایه شفاهی از همه مهم‌تر است.

جلساتی برای تمرین مصاحبه یافته و در آن‌ها شرکت کنید.

با دوستان یا همکاران خود تمرین مصاحبه انجام دهید.

متوجه عباراتی که در پاسخ‌های خود استفاده می‌کنید باشید. از گفتن "آم" و "آأأأ" خودداری کنید و به‌جای آن‌ها مکث کنید

پاسخ‌هایی را برای سوالات یا نظراتی که تند یا ناعادلانه هستند آماده کنید. هرگز جواب لحن تند یا انتقادآمیز را به همان شکل پاسخ ندهید.

مثال‌هایی واضح از کارهای مربوطه‌ای که انجام داده‌اید آماده کنید.

برای نشان دادن مهارت‌های حل مسئله خود مثال‌هایی را آماده کنید.

اگر که ممکن است، شواهدی را که بیان‌گر مهارت‌های برخورد شما با همکاران‌تان می‌باشد را آماده کنید.

  نظرات ()
مصاحبه‌ی اخیرم با ایسنا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٥/۱٧

این بار هم به خبرنگار گفتم باید خودم متن اصلی خبر را تنظیم کنم. کلی هم رویش وقت گذاشتم و نسبتاً خوب در آمد. منتها خبرنگار که وظیفه‌اش را ویرایش و تنظیم خبر می‌داند معمولاً در آن دست می‌برد. تیترش را عوض کرده و بخش‌های نسبتاً زیادی از آن را هم حذف کرده است. ولی به هر حال متن جملات را تقریباً تغییر نداده است غیر از یک غلط کوچک نگارشی. ببینید چه طور در آمده است.

لینک خبر: «امنیت‌مان را به بیگانگان نسپاریم»

  نظرات ()
دشواری‌های اخلاقی در مهندسی نرم‌افزار نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٤/٢٧

اخلاق کامیپوتر (Computer Ethics) یکی از موضوعات مورد علاقه‌ام برای مطالعه است. یکبار در وبلاگ انگلیسی معدومم چیزی در آن باره نوشته بودم. در چند سال اخیر نیز مثل این که درسی در این زمینه برای بچه‌های کامپیوتر ارائه می‌شود. شاید شما نیز در این باره چیزهایی شنیده باشید. اگر نشنیدید کافی است اینترنت را جستجو کنید. اگر بار اول‌تان باشد ممکن است تعجب کنید اخلاق چه طور با کامپیوتر ارتباط پیدا می‌کند.

اخیراً مقاله‌ای (لینک مقاله) در این زمینه در IEEE Computer Society خواندم که خیلی جالب بود. بنده مدت‌ها است به تجربه یافته بودم و به بعضی همکاران و مدیران گوشزد کرده بودم ریشه‌ی برون‌رفت از مشکلاتی که سازمان با آن درگیر است اخلاق است. خیلی درک و باورش ساده نبود و نیست. بخشی از مقدمه‌ی مقاله را در زیر بخوانید:

"...A chain of unethical or unprofessional behaviors could then take place that eventually leads to massive penalty payments, lawsuits, layoffs, or even bankruptcy. Yet none of the players in this process will admit to or recognize that their behavior was unethical or unprofessional. ..."

  نظرات ()
ما به وظیفه عمل می‌کنیم نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٤/٢٥

حکایت زیر به نقل از اینجا دارای چند پیام است که خودتان با خواندنش متوجه می‌شوید. یکی‌اش را دوست دارم برای رییسمان بگویم: «بالا بردن کارآیی فردی لزوماً منجر به بالا رفتن کارآیی سازمان نمی‌شود.»

دو تا کارگر در حال کار بودند. یکی زمین را می‌کند و دیگری آن را پر می‌کرد.

عابری که از آنجا رد می‌شد از آنها پرسید: «چرا کار بیهوده انجام می‌دهید؟»

یکی از آن دو کارگر که از سوال عابر ناراحت شده بود، گفت: «ما کار بیهوده انجام نمی‌دهیم. ما همیشه سه نفریم. یکی زمین می‌کند، دومی لوله را کار می‌گذارد و سومی رویش را پر می‌کند. امروز نفر دوم مریض بوده و سر کار نیامده است ولی ما وظیفه خودمان را انجام می‌دهیم.»

  نظرات ()
رزومه‌ی خوب: خاص و مشخص نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٤/٢٤

باز هم با همت هومن پیرو سجاد و باز متن دیگری در زمینه‌ی کاریابی از همان منبع قبلی. خلاصه‌اش این است: برای این که خودتان را خیلی آدم با سوادی نشان دهید بسیار غلط است که رزومه‌تان نشان دهد همه فن حریفید. معمولاً کارفرمایان به خصوص در خارج از کشور این را نمی‌پسندند. اگر چه ممکن است همه‌ی ما مهارت‌های گوناگونی داشته باشیم ولی باید به تدریج به دست بیاوریم در کدام می‌توانیم سرآمدتر و موفق‌تر باشیم و بیشتر در مسیر شغلی‌مان بر روی آن تمرکز کنیم و زیاد از این شاخه به آن شاخه نپریم.

 

چرا باید رزومه‌ی خاص منظوره نوشت؟

چرا برای شغلی که درخواست داده بودید انتخاب نشدید و یا حتی با شما تماس تلفنی هم نداشتند؟ اگر چه میتوان دلایل زیادی متصور شد اما احتمالا مهمترین آنها کیفیت پایین رزومه (CV) شما میباشد. همانطور که میدانیم، امروزه فرصتهای استخدامی کمتری وجود دارد. از اینرو نوشتن رزومهای بسیار کلی که هر خوانندهای را جذب کند وسوسه برانگیز است. اما این کار بر اساس تجربه شخصیام اشتباهی جدی است چون باعث به خطر افتادن شانس شغل بعدیتان میشود. با وجود اینکه یک رزومه دارای اجزای متعددی است در این مقاله تصمیم دارم که به عنوان شغلی (job title) بپردازم. اجازه دهید که از مثال زیر استفاده کنیم:

متن آگهی شغل

عنوان شغل

-          مدیریت پروژه

 

توضیحات

-          نیاز به مدیر پروژه برای مدیریت پروژههای چند ملیتی و غیره.

 

متن رزومه – کاندیدای 1

-          رییس پروژه / تحلیلگر تجارت / مشاور راهکار

نام چند شرکت، 2006 تا کنون.

متن رزومه – کاندیدای 2

-          مدیر پروژه

نام چند شرکت، 2006 تا کنون.

 

کاندیدای 1 شغلهای متعددی را در رزومه خود آورده در حالیکه کاندیدای 2 فقط بر روی مدیریت پروژه تمرکز کرده است. اگر همین روال در سراسر رزومه تکرار شود، به احتمال زیاد کاندیدای 2 برای شغل مورد نظر انتخاب شده و کاندیدای 1 در عجب خواهد ماند که کجای کارش اشتباه بوده است. (حتی اگر آنها در شغل یکسانی بوده باشند.)

بنابراین واضح است کاندیداهایی شانس بالاتری در شغل درخواستیشان دارند که به طور مختص تجربه مدیریت پروژه را داشته باشند. اگرچه دریافتهام که کاندیداهای دارای مهارتهای مختلف دوست ندارند خود را تنها به یک عنوان شغلی محدود کنند. بلکه دوست دارند که عناوین بیشتری را علاوه بر مدیر پروژه بیان کنند تا خود را با استعدادتر نشان دهند(چنین کاری نکنید مگر اینکه در آگهی تبلیغاتی گفته شده باشد). اگر که به پست مدیر پروژه فکر میکنید واضح است که برای موفقیت در این شغل به مهارتهای دیگری نیر نیاز دارید که میتوانید آنها را در هنگام مصاحبه بیان کنید. بیشتر استخدامکنندگان در هنگام مطالعه رزومهها، آنها را به سرعت از نظر گذرانده و در این میان به دنبال کلمات کلیدی مرتبط با شغل مورد نظرشان هستند. تنها هنگامی به جزییات رزومه میپردازند که به تعداد کافی کلمات کلیدی مورد نظرشان را دیده باشند. اگر به تعداد کافی از این کلمات پیدا نکنند آنوقت مستقیما جای رزومه در سطل زباله خواهد بود. بنابراین دو نکته کلیدی برای اتمام این بحث:
  • خاص بودن:  تمرکز خود را به نوشتن روزمهتان مطابق با شغل موردنظر قرار دهید.
  • چندگانگی: اگر که مهارتهای مختلفی دارید چندین نوع  رزومه برای خود  داشته باشید.
  نظرات ()
مذاکره بر سر دستمزد (ترجمه) نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۳/۱٠

طبق قول قبلی متن ترجمه‌ی زیر در موضوع مذاکره بر سر دستمزد هنگام استخدام که توسط آقای هومن پیروسجاد آماده شده است تقدیم می‌گردد:

 

دستمزد – حق الزحمه ی من چقدر می باشد؟



گفتگو درباره‌ی دستمزد معمولاً این شکلی آغاز می‌شود:

- مصاحبه کننده می پرسد، « حقوق درخواستی‌تان چه قدر است؟»

- متقاضی پاسخ می دهد، «شرکت چقدر پیشنهاد می کند؟»

به این ترتیب گفتگوی ما وارد یک دور بی پایان می‌شود!

هر روز، بارها از اینگونه گفتگوها داشته ام و در نهایت، هر بار متقاضی مقدار حقوق درخواستی اش را می گوید. ( البته پس از آن که با چند دقیقه صحبت حسن نیتم را به آنها نشان می‌دهم).

دریافتم این است که متقاضیان  بدون در نظر داشتن حقوق فعلی خود می خواهند صاحب شغلی با بالاترین حد حقوق آن باشند. برای من، این کارشان غالب اوقات از اعتبار آنها می‌کاهد و در نظر نگرفتن این مسئله، می تواند در مواجهه با کارفرما، به ضرر هر دوی استخدام کننده و متقاضی تمام شود.

این هم یک سناریو:

-          مصاحبه کننده می پرسد، « حقوق درخواستی‌ات چه قدر است؟»

-          متقاضی پاسخ می دهد، «شرکت چقدر پیشنهاد می کند؟»

-          مصاحبه کننده پاسخ می دهد، «بین 40 تا 50 هزار در هر ماه، حالا حقوق درخواستی‌ات چه قدر است؟»

-          متقاضی پاسخ می دهد، «حدود 45 هزار».

اگر متقاضی در حال حاضر حقوقی بین 35 تا 40 هزار داشته باشد این مقدار معقول است، اما اگر واقعا حقوق او فقط 15 هزار باشد چطور؟

در این سناریو متقاضی یا به طور فجیعی زیر قیمت حقوق دریافت می کرده و یا اینکه می خواهد شانس خود را امتحان کند. در هر دو صورت به اعتبارش لطمه زده و ازشانسش برای یافتن شغل جدید می کاهد.

با استفاده از ارقام سناریوی قبلی، این راه درستی است که مصاحبه باید پیش می رفت:

- مصاحبه کننده می پرسد، « حقوق درخواستی‌ات چه قدر است ؟»

- متقاضی پاسخ می دهد، «در حال حاضر 15 هزار حقوق می گیرم ولی دنبال 40 هزار هستم. می‌دانم جهش بزرگی است ولی کار فعلیم در یک سازمان غیر انتفاعی است که سطح دستمزدش پایین است. وقتی که پروژه ام کامل شد آماده‌ی برگشت به بخش خصوصی هستم و باور کنید که باید دستمزدی در حدود شغل قبلی‌ام که 37 هزار بود داشته باشم.»

مصاحبه کننده پاسخ می‌دهد، «مشکلی نیست، با توجه به تجربه‌ی قبلی شما، معتقدم که 40 هزار قابل قبول است.»

در گفتگوی قبلی، استدلال شخص متقاضی موجه است. پیش بردن مصاحبه به این شکل باعث افزایش اعتماد مصاحبه کننده نسبت به شما می‌شود.

قبل از مصاحبه با استخدام‌کنندگان (یا دفاتر استخدام)، لازم است دید روشنی نسبت به دستمزد شغل مورد نظر پیدا کنید. من راه خوبی را برای رسیدن به این منظور یافته‌ام که در ادامه می‌آورم:

اگر شغل ثابتی دارید و به دنبال مصاحبه در شغل دیگری هستید، یک راه خوب برای به دست آوردن تخمینی واقع بینانه و مناسب، اضافه کردن 10 تا 20 درصد به حقوق فعلیتان است.  به طور یقین با اضافه کردن 50 تا 100 درصد، باید اعتماد به نفس زیادی (و توانایی خوبی در هنگام مصاحبه) داشته باشید تا بتوانید متقاعدشان کنید  چرا سزاوار این مقدار از حقوق هستید و اینکه در قبال این مقدار دستمزد چه سودی برای آنها دارید.

اما اگر نمی دانید که چقدر باید به شما پرداخت شود؟

ساده است، هنگامی که مصاحبه کننده می پرسد به دنبال چه حقوقی هستید بگویید، «صادق باشم، مطمئن نیستم که کسی با مهارت‌ها و تجربه‌ی من چقدر باید بگیرد، ممنون می شوم اگر مرا راهنمایی کنید؟»

و یک مصاحبه کننده خوب قادر خواهد بود که با توجه به تجربه‌تان مقدار دستمزد معقولی را به شما پیشنهاد دهد. البته برای به دست آوردن تخمینی سطحی می توانید به تبلیغات مختلفی در بردهای اینترنتی و غیره هم نگاه کنید، اما مراقب باشید که همیشه آنچه که نوشته شده است واقعیت نمی‌باشد.

نکته‌ی کلیدی دیگر این که هر کاری که می‌کنید، لطفاً از اندیشه‌ی "ببینم به چند می‌تونم برسونم" خودداری کنید. من متقاضیان زیادی را دیده‌ام که به خاطر طمع شکست خورده‌اند. بهای خودتان را بدانید و مهم‌تر این که بدانید چرا بهایتان آن است.

  نظرات ()
رابطه‌ی اشتراک‌گذاری و سربار نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٢/۱٥

در جواب نامه‌ی یکی از همکاران نوشته‌ام:

«معنی دیگر این حرف شما این است که در یک سازمان هر چیز را بشود shared کرد و نکرد یعنی سربار.»

  نظرات ()
حق الزحمه‌ی من چه قدر باید باشد؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/٢/٥

یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین بخش‌های یک مصاحبه‌ی شغلی مذاکره درباره‌ی حقوق است. به نظرم در این قسمت دو طرف پختگی و زیرکی‌شان را به نمایش می‌گذارند و می‌تواند در نتیجه نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. به قول منبع زیر، معمولاً بحث به اینجا می‌رسد که کارفرما می‌پرسد: «خوب، حقوق درخواستی‌ات چه قدر است؟» و کارجو نیز پاسخ می‌دهد: «شما چه قدر پیشنهاد می‌کنید؟» و این تبدیل به یک حلقه‌ی بسته می‌شود که برون رفت ازش سخت است. اشکال از این جا ناشی می‌شود که معمولاً کارجوها مستقل از مهارت‌ها و شایستگی‌شان به دنبال بیشینه‌ی محدوده‌ی پرداخت مناسب آن موقعیت شغلی هستند و این خود یک نکته‌ی منفی حساب می‌شود. در لینک زیر مطلب مورد اشاره و روش یک مذاکره‌ی هوشمندانه را بیان کرده است. اگر کسی خوب ترجمه‌اش کند این جا می‌گذارمش.

http://mrrecruitmentdubai.blogspot.com/2009/04/salary-how-much-am-i-worth.html

  نظرات ()
اشتراک‌گذاری و انتشار دانسته‌ها نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۸/۱/۸

در سال جدید بنا دارم در جهت اشتراک‌گذاری و انتشار داشته‌های معنوی و دانسته‌های خودم و همکارانم بیشتر بکوشم. به قول دوستی حتی اگر نگاه کاسب‌کارانه داشته باشی، این رویکرد به کاسبی‌ات برکت می‌دهد.

 این طور نبوده است که الآن به این نتیجه رسیده باشم که باید این‌ها را در اختیار همگان قرار داد. وسواس و دقت نظر مانع بود. می‌گفتم باید فرصتی پیدا شود تا ویرایش و بازنگری‌شان کنم و کار را پخته شده روی وب بگذارم. ولی تجربه نشان داد هر چه جلوتر می‌رویم این گونه فراغت‌ها کمتر می‌شود و بی‌جهت آن کارها ولو ناقص بی‌استفاده می‌ماند. به اشتراک گذاشتنش شاید باعث شود کسی آن را تکمیل و اصلاح کند.

نقداً دو تا ارائه‌ی مرتبط با لینوکس که سه/چهار سال پیش درست کرده بودم را روی Slideshare گذاشتم. (لینک ارائه‌هایم در Slideshare) اگر فکر می‌کنید می‌توانید/می‌شود بهترش کرد تردید نکنید.

  نظرات ()
TCO یعنی چه؟ نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۱٠/۱۳

بسیاری از شرکت‌های عرضه‌کننده‌ی محصولات و راهکارهای فناوری اطلاعات در تبلیغاتشان به کاهش TCO اشاره می‌کنند. در چهار، پنج سال گذشته همکارانم در مستنداتشان درباره‌ی این راهکارها به همین موضوع کاهش TCO یا همان Total Cost of Ownership اشاره می‌کردند. چندین دفعه ازشان خواستم مشخصاً بگویند تعریف این اصطلاح چیست چون به نظرم برای مخاطب ایرانی آشنا نیست.

هفته‌ی گذشته در بوشهر با یک نفر درباره‌ی مزایای راهکاری صحبت می‌کردم. در جوابم گفت: «ولی هزینه‌ی مالکیتش برای ما خیلی زیاد است.» بعد از آن ذهنم مشغول شد که اساساً یکی از مسائل کشور ما به خصوص در برگزاری مناقصات در نظر نگرفتن کل (یا مجموع) هزینه‌ی مالکیت (ترجمه‌ی خوبی است؟) یک ابزار است. در حالی که این روزها در دنیا در محاسبه‌ی هزینه‌ها کمتر هزینه‌های اولیه را مد نظر قرار می‌دهند و هزینه‌های جاری بسیار مهم‌تر است. به چند مثال زیر توجه کنید:

۱- یکی می‌گفت فلان شرکت در مناقصه‌ی آسانسور فلان ساختمان زیر قیمت خریدش قیمت داد تا مناقصه را برنده شود تا بعد در قرارداد پشتیبانی پوستشان را بکند.

۲- شرکتی یک مرکز تماس خریده بود. بعدها که نیازهایش بیشتر شده بود و خواسته بود بعضی از امکانات آن را استفاده کند مجبور شده بود کلی پول مجوز (License) بدهد. علاوه بر آن چون نمی‌توانست بعضی از بخش‌های یک فرآیندهای پاسخگویی را خودکار انجام دهد هزینه‌ی جاری اپراتورهای پاسخگو (شامل استخدام، آموزش، دستمزد، بیمه، جا و وسایل اداری، کامپیوتر، شبکه و نگهداری کامپیوتر، برق، تهویه و ...) چندین برابر قیمت اولیه‌اش می‌شد.

۳- یک سرویس IT وقتی از کار بیفتد معمولاً زمان و هزینه‌ای بابت راه‌اندازی مجدد آن لازم است. مثلاً شرکتی در ایران می‌شناسم که در مکاتبه با مشتریان عموماً خارجی‌اش روزی بیش از ششصد ایمیل می‌گیرد و پاسخ می‌دهد. به من می‌گفت یک ساعت قطعی اینترنت یا ایمیل میلیون‌ها تومان به ما خسارت می‌زند. برای همین کلی خرج UPS و شبکه و اینترنت افزونه و ایمیل و ... کرده است.

۴-  بعضی از تجهیزات شبکه‌ای یا مخابراتی طوری طراحی شده‌اند که در صورت نیاز به فعال کردن یک قابلیت باید کل سخت‌افزار و شاسی را عوض کرد. در نقطه‌ی مقابل امکان اضافه کردن امکانات از طریق تغییرات نرم‌افزاری است.

برای اطلاع بیشتر در این باره به صفحه‌ی ویکی Total cost of ownership مراجعه کنید. مواردی که باید در محاسبه‌ی TCO مد نظر قرار داشت فهرست بلندی دارد. برای محاسبه‌ی آن متدلوژی‌های مختلفی وجود دارد و می‌توان توسعه داد. باید دقت کرد برای هر سازمان هر مورد، مثلاً هزینه‌ی مهاجرت، ضریب تأثیری دارد که اهمیت در نظر گرفتن این مورد برای آن سازمان را تعیین می‌کند.

به هر حال کسانی که نقش مشاور IT سازمان‌ها را به عهده دارند باید کارفرمایان را نسبت به اهمیت این مسائل توجیه کنند و از آن‌ها بخواهند هنگام خرید یک راهکار جامع‌نگرتر باشند. بعضی وقت‌ها افراد عادی وقتی می‌خواهند ماشین بخرند این موضوع‌ها را مدنظر قرار می‌دهند. مثلاً قطعات یدکی این ماشین به آسانی پیدا می‌شود و هزینه‌های آن در چه حدودی است؟ هزینه‌های تعمیر آن چه طور است؟ هنگامی که بخواهم آن را به عنوان یک ماشین دست دوم بخرم چه قدر ضرر می‌کنم و ... اگر چه محصولات فناوری اطلاعات نو محسوب می‌شوند نباید مغفول واقع شوند.

  نظرات ()
فضای کسب و کار کنونی در حوزه‌ی ICT نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٩
  1. از حدود ده سال پیش که موج ICT به کشور ما رسید بیشتر شرکت‌های شکل‌گرفته در این بخش به دنبال مشتری دولتی بودند. بزرگترین مشتری/کارفرما پروژه‌ها دولت محسوب می‌شد و بیشترین پول در این حوزه را دولت تزریق کرد. از همین رو اغلب محصولات و خدمات مناسب دستگاه‌های دولتی و عمومی طراحی و توسعه می‌یافت. (مثال‌هایش هم زیاد است مثل دبیرخانه، اتوماسیون اداری و ...)
  2. شاید در آن دوره جهت گسترش و ترویج ICT لازم بود دولت وارد عمل شود ولی به هرحال موضوع بحث فعلی ما نیست. چیزی که مشخص است این است که دولت منابعش محدود و بسته به سیاست‌ها متغیر است و باعث ناپایداری در بازار می‌شود. از این جهت بسیاری از شرکت‌ها با تغییرات اعتبارات ICT دستگاه‌ها مشتری‌هایشان را از دست دادند و به فروپاشی نزدیک شدند. هم‌چنین اعتبارات دولت تنها می‌تواند مکفی تعداد محدودی از شرکت‌ها باشد و باعث گسترش فضای کسب و کار شرکت‌های کوچک و متوسط نمی‌شود.
  3. شرکت‌های فعال در حوزه‌ی ICT به دلایل مختلف جوری بار آمدند که بیشتر دنبال یک مشتری بزرگ (عموماً دولتی) باشند تا تعدادی مشتری کوچک. از این رو کسب و کارهای کوچک و متوسط مغفول یا کم‌بهره از خدمات ICT ماندند. به هر حال اداره کردن شرکتی با تعداد زیاد مشتری نیاز به مهارت‌های غیرفنی بیشتری دارد تا توانایی‌های فنی.
  4. در سال‌های اخیر خوشبختانه به دلایل مختلف این ترکیب در حال تغییر است. این را از نمایشگاه الکامپ و تلکام امسال می‌شد به خوبی فهمید. البته اگر غیر از این بود جای تعجب داشت. چند بخش عمده‌ی بازار غیر از دولت باقی می‌ماند. یکی صنایع بزرگ خصوصی که البته تعدادشان خیلی زیاد نیست ولی به هر حال بازار قابل توجهی است. دیگری شرکت‌های کوچک و متوسط خصوصی که تعدادشان بسیار زیاد، قابل توجه و رو به افزایش است. بعد از آن خود مردم.
  5. تعداد مشترکان پهن‌پاند بسیار زیاد شده است و با سرعت زیادی در حال افزایش است. تعداد مشترکان تلفن همراه و سرویس‌های نوین آن بسیار زیاد و در حال افزایش است. WiMax به زودی جا باز می‌کند. زیرساخت‌های تجارت الکترونیک نسبت به قبل وضعیت بهتری پیدا کرده است. نقدینگی در دست مردم و بخش خصوصی زیاد است. آمادگی الکترونیکی در میان مردم به دلیل آشنا شدن با ابزارها، کاربردها و مفاهیم ICT بسیار بالا رفته است. لپ‌تاپ و کامپیوتر به کالایی بسیار رایج در خانواده‌ها تبدیل شده است. مردم کم کم دارند یاد می‌گیرند هزینه‌های IT را نیز جزیی ضروری از سبد خانوار ببینند. از آن طرف اعتبارات دولت بسیار کم شده است. همه‌ی این‌ها یعنی بکر بودن بازار ICT در بخش‌های مصرف‌کننده‌ی نهایی، کسب و کارهای کوچک و متوسط و کسب و کارهای بزرگ خصوصی. چند سال آینده دوره‌ی شکوفایی و رشد کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت، تلفن همراه و تجارت الکترونیک خواهد بود. اتفاقی که در غرب حدود ده سال پیش شروع شد.
  نظرات ()
ماشین اسباب‌بازی کنترل از راه دور نیتروژنی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٢

چندی پیش به اردویی با همکاران رفته بودیم. پسر رییسمان یک ماشین کنترل از راه دور (ساخت ژاپن) برایمان به نمایش گذاشت که بسیار خیره‌کننده بود. هر کس آنجا بود از کوچک و بزرگ، زن و مرد، سرگرم و متحیر از این ماشین شده بود. در واقع یک ماشین مسابقه در سایز کوچک بود. کمک فنرهای بسیار خوبی داشت و سوخت مایع (فکر می‌کنم الکل) مصرف می‌کرد. از تپه‌ها بالا می‌رفت و به راحتی می‌پرید و به روی زمین می‌آمد. سرعت آن و شتابش هم بسیار بالا بود.

امروز یاد آن روز افتادم و چند سؤال در ذهنم شکل گرفت. یکی این که آیا این اسباب‌بازی سازنده‌ی خاصی دارد یا در دنیا رواج دارد. با جستجو در گوگل (+) متوجه شدم سازندگان زیادی به ویژه از آسیای شرقی مدل‌های بسیار زیادی از این ماشین‌ها دارند و قیمت‌های رقابتی نیز زیاد است. ماشینی که در اردو دیدیم چیزی شبیه این مدل بود.

 

برای پاسخ سایر سؤالات نتوانستم از اینترنت کمک بگیرم. آیا این ماشین‌ها به بازار ایران رسیده است؟ آیا محدودیت‌ها یا تعرفه‌های گزاف گمرکی برای چنین اسباب‌بازی‌هایی وجود دارد؟ آیا بازار ایران کشش چنین محصولاتی را دارد؟

پی‌نوشت: امروز رییسمان می‌گفت بهترین‌ها را شرکت kyosho ژاپن می‌سازد. نگاهی به محصولاتش بیاندازید.

  نظرات ()
وبلاگ رییس Sun، یک وبلاگ انگلیسی ارزشمند برای خواندن نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢٠

وبلاگ رییس و CEO شرکت Sun Microsoystems (فارسی CEO چه می‌شود؟) تنها وبلاگ انگلیسی است که می‌خوانم. کسانی که احتمالاً دغدغه‌های مشابهی با بنده دارند احتمالاً از خواندنش محظوظ خواهند شد و نکات بسیاری خواهند آموخت. درباره‌ی این وبلاگ نکات بسیاری برای گفتن دارم که فرصتش نیست. فقط به این نکته اشاره می‌کنم که کارکردی متفاوت از آن چه ما معمولاً از وبلاگ‌ها می‌بینیم برایش تعریف کرده‌اند و به طور جدی و حرفه‌ای به آن می‌پردازد. به چندین زبان منتشر می‌شود و این طور که من نگاه کردم به نظر می‌رسد محتوای زبان عربی‌اش با انگلیسی‌اش متفاوت است.

  نظرات ()
تکنولوژی ترانسفر نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٩/٢

یک روز بعد از چند سال تلاش در مجموعه‌ای که ناخواسته در آن وارد شدم و بعد گرفتار شدم گفتم بنشینم ببینم مجموعه‌های مشابه ما در خارج از کشور برای حل مشکلات ما چه جور فکرهایی کرده‌اند.

قبل‌تر یک کارگاهی شرکت کرده بودم که در آن از تجاری‌سازی یافته‌های پژوهشی حرف زدند. کارگاه بدی نبود. مدرسش هم خوب بود. با این کلمات کلیدی جستجو کردم. متوجه شدم همه‌جای دنیا از مفهومی تحت عنوان «Technology Transfer» بحث است. یافتم کنار همه‌ی مؤسسات آموزشی، پژوهشی چنین واحدی است که کمک می‌کند به زبان ساده از پژوهش پول در بیاید. بعد خواندم و دیدم اتفاقاً برنامه‌ها و راهکارهای خیلی جالبی هم دارند. قبل‌تر هم چیزهایی از روی اسلایدهای درس‌هایی در MIT خوانده بودم تحت عنوان R&D Management و در یک جلسه‌ای برای مدیران ارشد بخش‌هایی‌اش را گفتم.

این روزها دوست دارم در این زمینه تحصیلاتم را ادامه دهم. کسی می‌داند کدام دانشگاه‌ها باید دنبال چنین رشته‌هایی بگردم؟ آیا کسی تجربه‌ی مشابهی دارد که کارم را ساده کند؟

پی‌نوشت: در فارسی آیا برای تکنولوژی ترانسفر معادلی پیشنهاد شده است؟ آن چیزی که تا قبل از این مطالعات، من از عبارت انتقال تکنولوژی که ترجمه‌ی تحت اللفظی این اصطلاح است، برداشت می‌کردم چیزی متفاوت بود. معمولاً ما در فرهنگمان وقتی پروژه‌ای می‌خواهد تحویل شود یا فناوری وارد کشور شود از اصطلاح انتقال تکنولوژی به عنوان بخشی از تعهدات ذیل قرارداد نام می‌بریم.

  نظرات ()
مراکز رشد ICT نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۸/٢٧

این روزها خیلی دوست دارم می‌توانستم در حوزه‌ی مراکز رشد (انکوباتور) ICT کار کنم. یک خرده که خودم را بهتر شناختم به نظرم رسیده است برای چنین کاری و فضایی مناسب‌ترم. منتها نمی‌دانم چه‌قدر در این مراکز رشد دولت‌ساخته جای کار هست. فعلاً تمرینی و تفننی کارهایی که فکر می‌کنم در یک مرکز رشد می‌شود انجام داد را با دو، سه هسته‌ی نوپا مشغول جلو بردن هستم. خیلی طرح‌ها، ایده‌ها و مدل‌ها برای ایجاد کسب و کارهای مبتنی بر IT و مناسب برای هسته‌های کوچک و دانش‌بنیان دارم که به نظرم می‌شود با آن‌ها فضای کسب و کار در این حوزه را رونق بخشید. آشنایی‌ام با بازار و تسلطم بر فناوری ضریب موفقیت این طرح‌ها و ایده‌ها را بالا می‌برد.

آقای اصغری! می‌شود این را یک job application letter قلمداد کنی و ما را در مرکز رشدت بپذیری؟

  نظرات ()
ترجمه‌ی ماشینی سوئدی به فارسی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٧/٢٢

از ماه‌ها پیش به دلیل مشغله‌های کاری و علایق شخصی مجبور به خواندن سایت‌های سوئدی هستم. نه سوئدی بلدم نه علاقه دارم یاد بگیرم. قبلاً از این سایت برای ترجمه استفاده می‌کردم. منتها با سختی بسیار. باید لغت به لغت ترجمه می‌کردم و خوب چنین ترجمه‌ای خیلی گویا نیست. اشکال دیگر هم آن است که در سوئدی کلمات را بعضی وقت‌ها به هم می‌چسبانند و جداسازی آن‌ها مشکل.

خوشبختانه چند وقتی است قسمت ترجمه‌ی گوگل زبان سوئدی را هم اضافه کرده است. من امروز تست کردم و خیلی خوب کار می‌کند.

  نظرات ()
یک نکته درباره‌ی رزومه‌ی الکترونیکی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٦/٤

من یکی از موضوعاتی که در کسب و کار به آن علاقه دارم و تا حدی هم تجربه، موضوع منابع انسانی است. در این بخش به موضوع استخدام هم علاقه‌ی ویژه‌ای و تبحر خوبی دارم. از این رو یکی از کارهایی که در طول سالیان می‌کنم جمع‌آوری رزومه‌ها و ارائه‌ی خدمات غیررسمی کاریابی است. درباره‌ی این که چگونه یک رزومه‌ی خوب بنویسیم خیلی از شما چیزهای زیادی می‌دانید. در سال‌های اخیر هم در داخل کشور رشد شناخت عمومی نسبت به این مسأله بیشتر و بهتر شده است. منابع بسیار زیادی بر روی وب هستند که نوشتن یک رزومه‌ی خوب را آموزش می‌دهند و سرویس‌های عموماً پولی هم وجود دارد که برای شما یک رزومه‌ی چشمگیر مهیا می‌کنند. منتها مطلبی که من می‌خواهم به آن اشاره کنم را جایی ندیدم به آن اشاره کند و در این سال‌ها تقریباً از هر کس رزومه گرفته‌ام رعایت نکردن این نکته آزارم داده است.

مطلب خیلی ساده‌تر از آن است که فکرش را بکنید و شاید همین ساده بودن باعث غفلت شده است. حتی این نکته مختص رزومه هم نیست. به طور کلی وقتی یک پرونده‌ی الکترونیکی درست می‌کنید سعی کنید حتی‌المقدور فایل‌تان را طوری نامگذاری کنید که با یک نگاه به نام فایل بتوان از محتوای آن باخبر شد. این به خودتان هم کمک می‌کنید که بعدها راحت‌تر مطلبی را پیدا کنید. برای بنده و امثال بنده که مجموعه‌ای از رزومه‌ها داریم کار ساده‌تر می‌شود. وقتی اسم فایل رزومه‌ی همه Resume باشد خوب نیست دیگر! سعی کنید رزومه‌تان را این طوری نامگذاری کنید. مثلاً 2007-Hamidi-Resume-Job این طوری اولاً خیلی زود رزومه‌ی یک نفر را می‌توان بین رزومه‌های دیگر پیدا کرد. ثانیاً می‌شود فهمید این یک رزومه‌ی کاری و احتمالاً برای یافتن کار است نه یک رزومه‌ی تحصیلی و بعد مال سال ۲۰۰۷ است.

البته ممکن است کسی بخواهد بحث کند که اگر یک سیستم مدیریت مستندات خوب داشته باشید چه و چه. بله درست است و یکی قول داده است که برایمان راه بیاندازد. دوم آن که همه ندارند و شما بهتر است کار خودت را درست انجام دهی و منتظر بقیه نمانی!

  نظرات ()
سرمایه‌گذاری در بازار انرژی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٥/٢٠

با توجه به شرایط فعلی و پیش‌بینی‌های آتی به دوستان و اطرافیان توصیه کرده‌ام در بازار انرژی سرمایه‌گذاری کنند. از طرح‌های کسب و کار ساده‌ای مثل گرفتن نمایندگی UPS، باتری، دیزل‌ژنراتور تا انرژی‌های تجدیدپذیر. دارم سعی می‌کنم یک سری بسته‌های کسب و کار در این زمینه طراحی کنم. امسال چه سودی کردند UPS سازان و ژنراتورسازان!

  نظرات ()
انجمن انفورماتیک ایران نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/٥/۱٢

بنده به دلیل مشغولیت کاری‌ام معمولاً اخبار و اتفاقات حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات را پیگیری می‌کنم. با تشکل‌ها و سازمان‌های مرتبط، وظایف، اختیارت و فعالیت‌هایشان نیز آشنایم. اما برایم جالب است تا به امروز اسمی از انجمن انفورماتیک ایران نشنیده بودم. از آن جالب‌تر ما انجمن کامپیوتر ایران هم داریم و ممکن است شبهه‌ی یکی بودن این دو انجمن پیش بیاید. به نظر از اطلاعات به دست‌آمده این انجمن از همه‌شان قدیمی‌تر باشد. نمی‌دانم چه طور بروزش کمتر است؟

  نظرات ()
پارس‌آوا نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٧/۳/٩

پارس‌آوا اسم محصولی نرم‌افزاری است که با متدلوژی‌های معمول تولید نرم‌افزار تولید نشده است. یک نوع شوریدگی همراه با تدبیر اساس کار بوده است. من افتخار داشتم حدود یک سال دمخور گروهی از جانبازان نابینایی باشم که روی این پروژه فعالیت می‌کردند. اگر این کار پیش نمی‌آمد واقعاً در فایده‌ی این خرده سوادی که عمری را جهت اکتسابش صرف کردم می‌ماندم.

 پیششان می‌رفتم که از روحیه‌شان روحیه بگیرم و اگر چیزی به ذهنم می‌رسید یا کاری از دستم بر می‌آمد کمکشان کنم. از من و تو زنده‌تر هستند. به قول یکی از اساتید، ما در برابر این‌ها باید برویم بوق بزنیم. اگر این دنیا بوق نزنیم در آخرت یک شیپور بزرگ دستمان می‌دهند که در آن بدمیم.

از چه بنویسم. باید ببینید چه طوری صاحب این کار بدون دو چشم و دو دست و هزاران مشکل ریز و درشت این کار را پیش می‌برد و اصلاً از پا نمی‌ایستد. ساده‌ترین دردش این است که در چله‌ی تابستان گاهی باید چند پتو رویش بیاندازید تا گرمش شود و در سرمای زمستان گاهی باید چندین کولر و پنکه روشن کنید تا خنک شود. با این حساب، من و شما در این دنیا ول معطلیم؟ نیستیم؟ کسی هم که در این دنیا ول معطل است تکلیفش در آن دنیا چگونه باشد!

 

  نظرات ()
شبکه‌سازی بین‌المللی نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸٦/۱٢/٢٩

یکی از جذاب‌ترین و داغ‌ترین بحث‌های دنیای امروز شبکه‌های انسانی، اجتماعی و بازرگانی است. من هم هر چند زیاد مطالعه‌ای روی این مبحث نداشته‌ام بسیار به آن و تحلیل‌هایش علاقه‌مندم. شما هم اگر به این موضوع علاقه‌مندید در آدرس زیر مجموعه‌ای از نکات برای شبکه‌سازی بین‌المللی آمده است که به نظرم می‌توان قید بین‌المللی‌اش را حذف کرد. اگر کسی درگیر فعالیت‌های تجاری/اداری باشد حتماً می‌تواند درک بهتری از این نکات داشته باشد.

http://www.cvtips.com/international_networking.html 

 

  نظرات ()
نادبده انگاشتن فلسفه‌ی Free Software نویسنده: حسین حمیدی - ۱۳۸۳/٦/۱٢

 

در راستای نوشته‌های اخیر آقای وحید غفارپور که گویا از متانت امیرکبیر است میل زده است که این پروژه را ما گرفته‌ایم چرا شما دارید رویش کار می‌کنید؟ و چند تا علامت سوال و تعجب هم گذاشته است.

جواب دادم ما باید تعجب کنیم. چرا کاری که دو سال پیش امین توی AICTC تمامش کرده بود و ده‌ها جا نصب شده و استفاده می‌شود را برایش بودجه مجدد تصویب کرده‌اند. جاهای دیگر مثل POL و دنای شریف هم هر کدام این کار را کرده‌اند و مدت‌ها است استفاده می‌کنند. ضمن این که خود ما هم یکی دو ماه پیش این کار را کردیم. کار ما امکان خواندن و نوشتن نامه‌ی فارسی هم داشت. (خوشگل و htmlای) و بیش از دو هفته وقت نگرفت.  آن وقت فارسی لینوکس برایش بیست و چند میلیون پول صرف کرده است.

گفتم من دقیق نمی‌دانم پشت پرده چه خبر است هر چند بی‌اطلاع نیستم اما ترجیح می‌دهم ساکت باشم. اگر حق کسی هم بود که این پروژه را بگیرد بی‌شک حق امین بود. بگذریم.

باز در ادامه آوردم من توصیه می‌کنم یک مقدار درباره‌ی فلسفه‌ی Open Source و Free Software مطالعه کنید. آن وقت دیگر نمی‌پرسید چرا روی پروژه‌ی ما چرا شما کار می‌کنید.

  نظرات ()
مطالب اخیر ماهی «سامون» نه «سالمون»! انتخابات، همه‌ی هم و غم ترجمه‌ی observance در کنار holiday issue، پیامد؟ رؤیای همیشه دانشجو ماندن یک کامنت عجیب در کرنل! تصویری از نرم‌افزارهای سازمانی به کار رفته در یک شرکت بین‌المللی سعی کنید غرق نشوید Chief Bug Officer حساسیت!
کلمات کلیدی وبلاگ فناوری (٦٥) نکات و حکمت‌ها (٥٢) اجتماع (۳٥) کسب و کار (۳۳) تجربیات زندگی (٢۸) دعوت و معرفی (٢٦) دیگران (۱٩) الگوگیری و الگوسازی (۱٤) نقد و نظر (۱۳) درس‌های پدر (۱۳) لطیفه (۱٢) آموزش و تحصیلات (۱۱) دعا (۸) خاطرات (٧) شهر (٧) عکس (٦) خرافه‌ستیزی (٦) دوستان (٥) روضه (٥) شعر (۱) روایت (۱)
دوستان من بچه شیطون بیابان‌زده دغدغه‌هایم ریحان یادداشتها پرتال زیگور طراح قالب