آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک ...

معروف است حضرت آدم وقتی جبرئیل نام حسین را نزد وی برد منقلب شد و اشکش جاری شد. سپس راز این نام را جویا شد و جبرئیل برایش روضه امام را خواند.

شاید ما هم اگر آدم می‌شدیم، تنها یاد و نامش برای گریستن‌ کفایت‌مان می‌کرد و این روزها برای گریستن نیاز به مداح و روضه‌خوان نداشتیم. نه آن که گرفتار جماعت ... شویم.

خدا رحمت کند امثال آقای کوثری را که اگر روضه هم می‌خواندند ادب می‌کردند و شأن صاحب عزا و عزادار را نیز رعایت می‌کردند. رمز ماندگاری و کهنه نشدن بعضی اشعار و نغمه‌ها را در همین ادب و اخلاص سراینده و خواننده باید جستجو کرد.

آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک / نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک

(فایل ویدئویی)

/ 0 نظر / 228 بازدید