خبرنگارها با آدم چه که نمی‌کنند

چند سال اخیر به کار ژورنالیسم علاقه‌مند شدم و جدی‌تر به آن نگام می‌کنم. قبلاً از آن ابا داشتم و دوستانی که در این کار بودند را حداقل در دلم سرزنش می‌کردم. البته هنوز هم معتقدم آن دوستان زود وارد آن فضا شدند قبل از آن که پختگی لازم را کسب کرده باشند.

امروز اتفاقی مصاحبه‌ای از خودم در ایسنا دیدم. (لینک خبر) متوجه شدم مال چند ماه قبل است. اول کمی گیج شدم. از نوع جملات مشخص بود با کمی جرح و تعدیل حرف‌های من است ولی نمی‌توانستم درست در ذهنم یادآوری کنم. همان ایام مصاحبه‌ای ازم زده بودند که لینکش را در همین وبلاگ (+) آورده بودم. پس این دیگر چه بود؟ آیا همان را تغییر داده بودند؟ یک کم که گذشت متوجه شدم. چیزی که من نوشته بودم متنی بلند بود و خبرنگار محترم ازش دو مصاحبه بیرون کشیده است! دلم می‌خواهد بیشتر با کار این جماعت آشنا شوم و ببینم با چه اصول و اسلوبی اخبار و مصاحبه‌ها را جراحی می‌کنند؟

چند تا نکته:

۱- «نسل جدید مراکز داده»  را نوشته است «مراکز نوین نسل داده»! خوب است حداقل در مورد مصاحبه‌های علمی، بعد از ویرایش به خود طرف بدهند بازبینی کند تا غلط فاحش درج نشود.

۲- اگر خواننده‌ی نوشته‌های من باشید خوب با رسم‌الخط من هم آشنایید. تأکیدم بر جدانویسی و استفاده از فاصله‌ی مجازی است که خوب خبرنگار محترم به آن احترام گذاشته است و تغییرش نداده است.

/ 4 نظر / 17 بازدید
Baran

نباید این همه استعداد رو نادیده گرفت!( استعداد در دو متن جدا بیرون کشیدن...)

روح اله رياضي

حالا کجایی تا بقیه محاسن شان را هم ببینی.اگر خیلی مشتاقی اخبار فارس و تکذیبیه هایش را مرور کن

سلمان

یک زمانی دوستان زنگ زدند و گفتند در مورد فلان مساله حقوقی که البته بار سیاسی هم داشت نظر بده و مصاحبه کن. خب من هم جواب دادم. بعد از مدتی به طور اتفاقی به متنش برخورد کردم، دیدم هر چه خواسته اند اضافه کرده اند و هر چه خواسته اند، حذف کردند. زنگ زدم و با خاک یکسانشان کردم!! و تهدید به تعقیب کردمشان. دفعه بعد که زنگ زدند، فکر کردم دیگه جرات این کار را ندارند. ولی با کمال وقاحت این دفعه هم دستکاری کرده بودند. دفعات بعد هر چه زنگ زدند، قبول نکردند. تا اینکه بعد از چند بار شرط کردم که فقط مصاحبه مکتوب انجام می دهم و یک واو هم نباید حذف بشود و الا حق چاپ ندارید. بعد جوابها را مکتوب فرستادم. نتیجه اینکه نه آن متن را چاپ کردند و نه دیگه زنگ زدند!!!!!!! دلت خوشه سید... برو خدا را شکر کن همان مطالب بوده، فقط 4تا فعل و فاعل جابجا شده...

میثم دارابی

متاسفاته در کشوری که امنیت روانی و شیوه تعاملات اجتماعی بر اساس فردگرایی است همه فکر می کنند باید همه چیز را خود بسازند. مثلا در همین کشورهای غربی کمتر کسی را پیدا می کنید که آرزو داشته باشد در خانه اش سالن بدنسازی یا استخر داشته یاشد. اما در ایزان چون نمی توانیم به هم اعتماد کنیم و از همه مهمتر به خارجی ها که اصلا نمی توانیم اعتماد کنیم (البته مجبور می شویم و می کنیم) به اولین چیزی که نیاز به آن پیدا می کنیم می خواهیم مالکش شویم. مالکیت حس قوی در ما ایرانی هاست. مجموعه هایی ماننذ جهاد و امثال این ها که در کشور زیادند بدون داشتن ماموریت و چشم انداز "دقیق" (کمی) هر روز در حال تولید محصولاتی هستند که MARKET POSITIONING آن ها مشخص نیست. ما تعریف درستی نداریم که محصول ما در چه جایگاهی بین محصولات مشابه قرار دارد و این همه تنها ناشی از آن است که برای خود بازارهای غیرقابل رقابتی را عمدتا ایجاد کرده ایم که BARRIERS FOR ENTRY یا همان موانع ورود رقبا را زیاد می کنیم. نتیجه چنین سیاست هایی شده در فاجعه آمیز ترین حالت شرکت ایرات خودرو که اگر هزینه ایجاد آن را می دادیم تراکتور سازی نبریز شاید کشاورزی خوبی داشت