فوقش كه فوق هم خواندي، بعدش؟

دور و بری‌ها خیلی می‌گویند مهم نیست چی باشد، مدرك باید گرفت. لازم است یا می‌شود. درس هم نخواندی، نخواندی فقط برو یك جوری نمره بگیر. قلق دارد!

با روحیاتم نمی‌خواند. من آن دسته را دوست دارم كه وقتی كاری را انجام می‌دهند محكم و تمام. فكر می‌كنم نمی‌توانم آن طور كه دلم می‌خواهد ادامه دهم. لیسانس تجربه‌ی بدی بود. این دانشگاه آدم را فسرده و فرسوده می‌كند. تحصیلات تكمیلی هم همین‌طور. نمونه‌های زیادی جلوی چشمم است: رضوانی، واحدی، فولادگر، عزتی و ...
به خدا پناه می‌برم از علمی كه بی‌فایده باشد.

یادم می‌آید بیتی كه دوستی می‌خواند:

ما برای كسب مدرك آمدیم
نی برای درك مطلب آمدیم

و باز یادم می‌آید آن هنگام كه برای كنكور سراسری می‌خواندم روی اغلب كتاب‌ها و جزوه‌هایم نوشته بودم:

چو علم آموختی از حرص آنگه ترس كاندرشب
چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد كالا

و حالا احساس می‌كنم هر روز چراغ دست این دزد فروزان‌تر می‌گردد. بالاخره یك جایی باید فتیله را كشید پایین.

/ 2 نظر / 5 بازدید
homa

خيلی حرفات درسته

مجید

سلام خوب زیاد در این مورد حرف زدیم و حرفاتو کاملا قبول دارم واقعا مدرکه به تنهایی اصلا ابزاری نیست که ارزشش را داشته باشد که به دنبال کسبش اونقدر وقت گذاشت اگه آدم نمی خواد درست و حسابی‌( در حد دودر نکردن نه لزوما خيلی خفن)‌ درس بخواند واقعا بهتر است که درس نخواند ولی ولی من فکر می کنم که واقعا مي شود تا حد معقولی درس خواند و به کارهای ديگر هم رسيد. قبول دارم که کار سختی است ولی غير ممکن نيست. و در ضمن قرار گرفتن در محيط دانشگاه می تواند مزايای خوبی (‌ علاوه بر نقاط ضعف فراوانی که می شماری ) داشته باشد. مطمئنا چنين تصميماتی خيلی خيلی به شخص بستگی دارد تا اينکه بتوان يک حکم کلی در مورد آن صادر کرد. اميدوارم که خدا به ما کمک کند تا تصميمات درستی بگيريم.