Google Persian Transliteration

Transliteration را نمی‌دانم چه باید ترجمه کرد. برایش معادل «نویسه‌گردانی» را دیده‌ام و در نوشته‌ای هم استفاده کرده‌ام ولی نمی‌دانم چه قدر گویا است. اگر بخواهم با مثالی توضیحش دهم همان فینگلیش خودمان یک نمونه از Transliteration است. یعنی نوشتن کلمه‌ای از زبان دیگر با استفاده از الفبای زبانی دیگر. عموماً هم زبان مقصد انگلیسی است. در حوزه‌ی localiztion یا «بومی‌سازی» خط و زبان فارسی در رایانه کمتر دیده‌ام Transliteration فارسی مورد توجه و کار قرار گیرد. البته چند سرویس از قدیم در اینترنت موجود بوده است که چنین تبدیلی را انجام می‌دادند و در همین وبلاگ سال‌ها پیش به آن‌ها اشاره و از آن‌ها استفاده کرده بودم ولی خوب اشکالات و کاستی‌های نسبتاً زیادی داشتند.

اخیراً گوگل چنین سرویسی را برای زبان فارسی راه‌اندازی کرده است. حتماً با دقت و فرصت امتحانش کنید. (لینک) مثل اغلب سرویس‌های دیگر گوگل این سرویس از کیفیت و رابط کاربری متمایز و حساب‌شده‌ای برخوردار است. دیدن این سرویس مرا هم بهت‌زده و مشعوف کرد و هم ناراحت و دلزده. دلیل شعف خوب مشخص است. ناراحتی‌ام از این سبب بود که چرا ما حتی در زمینه‌ی مسائل بومی خودمان هم نخواستیم یا همت نکردیم کاری انجام دهیم. برای خط و زبان ما هم گوگل باید کاری کند؟ این همه سال ما در دانشگاه‌هایمان ترجمه‌ی ماشینی درس دادیم. بودجه‌های پژوهشی اختصاص دادیم و حمایت کردیم. شرکت‌هایی داشتیم. ترسم از این است گوگل در این زمینه از ما جلو بیفتد. این سرویس اخیرش نیز خوب برای ما مایه‌ی شرمندگی است. چنین کاری که واقعاً بسیاری از پیچیدگی‌ها، وابستگی‌ها و موانع که ما در مثلاً فونت و کیبورد فارسی و یا تاریخ سیستم‌های رایانه‌ای داریم را نداشت و می‌شد به راحتی بر روی آن کار کرد. چرا کارهایی که در این زمینه شده بود در حد کارهای داوطلبانه و دم دستی بود نه یک کار آکادمیک و حرفه‌ای؟ نمی‌شد ما یک پایان‌نامه‌ی دانشجویی با خروجی چنین سرویسی می‌داشتیم؟ این همه سال درباره‌ی سرویس ایمیل بومی سخنرانی کردیم. اگر گوگل بر روی Gmail سرویس ایمیل فارسی ارائه کند دیگر چه طور می‌توانیم کاربرانش را به یک سرویس داخلی جذب کنیم؟ یعنی واقعاً ما از پس ارائه‌ی یک سرویس ایمیل پایدار، ایمن، خوش‌دست، کاربرپسند و مطابق با بوم فارسی بر نمی‌آییم؟

در گذشته با دوستان درباره‌ی مزیت‌های نسبی ما در حوزه‌ی نرم‌افزار صحبت می‌کردم. می‌گفتم با توجه به آن که مرزهای ورود نرم‌افزار قابل کنترل گمرکی نیست تولیدات داخلی در این حوزه بسیار آسیب‌پذیرتر است. معتقد بودم مزیت نسبی ما در بخش‌هایی از نرم‌افزار و رایانه است که به مسائل بومی ما مثل خط، زبان، تقویم، فرهنگ و ... مربوط می‌شود. می‌گفتم برای آن‌ها سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها احتمالاً جذابیت ندارد. حالا می‌بینم کمپانی‌های بزرگ در این بخش که تا حد زیادی دست نخورده مانده بود و عرصه برای فعالیت باز بود وارد شدند.

اگر ما در این بخش‌ها دارای محصولات و فناوری‌های بومی بودیم می‌توانستیم به آن‌ها نیز بفروشیم و از این حالت مصرف‌کنندگی صرف در زمینه‌ی ICT به تدریج در بیاییم.

/ 8 نظر / 7 بازدید
حرف های نگفته قلب یک عاشق

این خط خطی را تقدیم می کنم به شما که عشق را می شناسید) تو را می خواهمت حالا همین جا همین حالا که طوفانی است دریا در این ابر و در این افسونِ باران بر این ساحل که تازه می کند جان همین جا که به لب آورده کف موج صدای خنده ی ساحل رسد اوج تو را می خوانمت بر روی قایق کنار رقص ماهی های عاشق میان بوی باران، سبزه و سنگ در این رنگین کمان پاکِ هفت رنگ تو را نزدیک خود نزدیک دریا تو را امروز می خواهم نه فردا درون قایقی بر آب خفته که آرامش در آن هر سو نهفته تو را می خواهمت بی هیچ صبری به رنگ آبی عاشق، نه ابری کمی عشق و شراب ِ سرخ و دریا تو را امروز می خواهم نه فردا

ص ف ی

مشکلات فراوانی در این حوزه وجود دارد. عدم حمایت از پایان‌نامه‌ها مگر وقتی که پارتی داشته باش- تفکر انفرادی- نداشتن برنامه جامع- دید تزئینی به فناوری اطلاعات- عدم درک آینده- غرق شدن در حال- ترس از ریسک کردن و ... کشورهای دیگر هم برخی از مشکلات ما رو داشتند. اما یک خوبی که داشتند و ما نداریم اینه که یاد گرفتند در کنار هم حرکت کنند و نواقص همدیگر رو برطرف کنند. ما اینجا اگر هم کار تیمی بکنیم برای پوشاندن نواقص است نه برطرف کردن. اگر هم کار فردی کنیم هدفمون زیرآب زنی است و بس. البته من همه جای حرفام از ضمیر ما استفاده کردم. منظورم این بوده که شاید خودم هم این نقص رو دارم.

ماجد

به نظر من، حتی همین ذهنیتی که با دیدن چنین اتفاقی، هنوز در پی تحلیل بر مبنای مفاهیمی مثل "تولید داخل"، "نرم افزار بومی"، "همت" و امثالهم است، خود در ناتوانی سیستم موجود دخیل و موثر است. هنوز بسیاری از ما چنین اتفاقی را، بیش از آنکه به عنوان جزئی از دنیای فعلی، با تمام تعاریف دنیوی اش بینیم، از پشت یک عینک ارزشی نگاه می کنیم. برادر! تا زمانی که گوگل کارهایش را طوری پیش می برد که بدون خواهش و تمنا، خودش جواب خودش را می دهد و مشتری دارد، هیچ تعجبی ندارد که در هر حوزه ای وارد شود و موفق باشد. و از طرف دیگر، تا زمانی که ما، بدون در نظر گرفتن انگیزه های طبیعی و متعارف و صرفا با تبلیغ شعاری ارزش هایی کلی و مبهم، دنبال توسعه آی تی یا هر چیز دیگری هستیم، همین آش است و همین کاسه. به نظر من، به طور ویژه مفهوم های "بومی" و این "ما" و "آن ها" که به آن اشاره کرده ای، بسیار گمراه کننده و خطرناک است. جسارت نباشد، فکر می کنم باید اول این ذهنیت را در خودمان اصلاح کنیم.

حسین

سوال خیلی جالبیه. جوابش به نظر من اینقدر بدیهیه که از نظر پنهان می‌مونه. خیلی راحته آقا جون:‌ ما در ایران توانایی فنی لازم را نداریم یا اگه داریم در مقابل اون توان فنی گوگل هیچ است. چرا؟ این ابزاری که می‌بینی مقدار خیلی زیادیش با ابزارهای مشابه گوگل واسه زبونهای دیگه مشترکه. در واقع قسمت کوچکیش مربوط به خود فارسی میشه. در واقع گوگل از سالها تجربه در این زمینه استفاده کرده (تا حالا ارزش نداشته براش این کار رو واسه فارسی بکنه الان به خاطر شرایط بعد از انتخابات انجام داده). من مطمئنم اون تیمی که توی گوگل این کار رو کرده از چهار یا پنج نفر تجاوز نمی‌کنه ولی این ها سال‌هاست که دارند فقط این کار رو می‌کنند. این تصور که گوگل یه شرکت آمریکاییه غلطه. این‌ها اولا بهترین آدم‌های دنیا رو از هرجا که باشه استخدام می‌کنند (اگه در های کشور باز بود می‌دیدی که میومدن توی شریف دانشجوهای سال آخر رو می‌گرفتن). علاوه براون گوگل همه‌جای دنیا دفتر داره. احتمال خوبی داره که این ابزار رو توی دفتر زوریخ یا کمبریج یا استرالیا یا هرجای دیگه‌ای درست کرده باشند. خلاصه گوگل نماینده‌ی یه کشور نیست و بحث رقابت بومی و غیر بومی یه مقدار به ن

ماجد

البته من هم "مزیت رقابتی" بودن مشخصه های بومی را قبول دارم. تاکیدم بر همان افراط گریزی است. با این حال، هنوز معنای "همت" را (در این حوزه، یعنی کسب و کار) نمی فهمم.

کاظمی

سلام در این زمینه قبلا کار شده است. شاید حتی گوگل، تکنیک این شرکت را خریده باشد: http://www.behnevis.com/

ghassem

transliteration [trænz‚lɪtə’reɪʃən, træns‚lɪtə’reɪʃən] [US] سلامم عربها هم اینجوری ترجمه اش نوشته اند: نسخ كتابة لغة بحروف لغة اخرى = یعنی نوشتن زبانی با حروف یک زبان دیگر کلمه نسخ خیلی گویاتر از کلمه "فینگلیش " است که در عربی بکار رفته اگه تعبیر من صحیح باشد میشود استنساخ حروف به زبان دیگر = استنساخ الحروف = نسخ حروف= تبدیل حروف = معادله حروف= تعدیل حروف= مقابل حروف = جایگزینی [لبخند][لبخند]

ghassem

US] سلامم عربها هم اینجوری ترجمه اش نوشته اند: نسخ كتابة لغة بحروف لغة اخرى = یعنی استنساخ کلمات زبانی با حروف یک زبان دیگر کلمه نسخ خیلی گویاتر از کلمه "فینگلیش " است که در عربی بکار رفته اگه تعبیر من صحیح باشد میشود استنساخ حروف به زبان دیگر = استنساخ الحروف = نسخ حروف= تبدیل حروف = معادله حروف= تعدیل حروف= مقابل حروف = جایگزینی