استخر و یاد مرگ

حدود دو سالی است استخر رفتن را از سر گرفته‌ام. خیلی نامنظم و تفریحی. جدا از جنبه‌های آماده‌سازی جسمانی برایم سازندگی معنوی دارد. در این پست قصد دارم این حالت را وصف کنم.

وقتی به استخر می‌روم. بیشتر در قسمت عمیق سعی می‌‌کنم شنا کنم. شناگر حرفه‌ای نیستم. خیلی با استیل و اسلوب شنا نمی‌کنم. بدون مربی همین‌طوری یاد گرفته‌‌ام که دست و پایی بزنم. پا دو چرخه هم تا چندی پیش بلد نبودم و اخیراً مقداری تمرین کرده‌ام. نفس‌‌گیری‌ام هم خوب نیست و خیلی زود نفس کم می‌‌آورم. بعد از آن که کمی شنا می‌کنم و خسته می‌شوم باز ادامه می‌‌دهم. بعد در وسط آب و خلوتی استخر به ذهنم می‌آید اگر در وسط دریایی گرفتار شده بودم و بعد از مدتی شنا کردن قوتم تمام شود ...

بعد یادم می‌آید حالت غریق را و آن که می‌گویند جزء سخت‌ترین انواع مرگ است. وقتی نفس کم می‌‌آورم و تاب شنا هم ندارم می‌بینم فاصله‌ی ما تا مرگ چه قدر کم است. خیلی کمتر از آن که بتوان باورش کرد. شاید به همین خاطر نمی‌بینیمش. بس که به آن نزدیکیم. یا به قول آگاهان شاید اصلاً جدا از همین زندگی‌مان نباشد. باطنش باشد.

خدایا سختی‌های جان دادن را بر ما آسان گردان.

/ 6 نظر / 22 بازدید
محمد

آمین

پشت پرده

باطنش نیست، ولی خیلی نزدیکه!! وقتی آدم سرش رو چند سانیه زیر آب نگه میداره، حسش میکنه!!

مجيد

التماس دعا داريم حاج آقا

ناشناس

این یه مدل کامنت رو ندیده بودم که التماس دعا کنن برای کسی که استخر می ره واقعا که تفکر طالبانی همین جاست !

روح اله رياضي

البته كه ياد مرگ خوبه اما وفتي بعد از يك روز كاري به استخر مي روي بيشتر به جنبه هاي خوب قضيه فكر كن.اين جوري آدم دق مي كنه

ف. الف

البته خیلی سخت و طاقت فرساست.اما امتحانش خالی از فایده نیست که دقیقا همون لحظه ای که فکر می کنید آخرشه و باید از آب بزنید بیرون،یک لحظه بی حرکت بشید...نگاه کنید و خودتون رو تو آب رها کنید...یک خلسه ی بی ماننده! عالی... ،یک بی وزنی تمام عیار! سکوت و خود شما!... شبیه شبیه مرگ!(البته تصور ما از مرگ،نه خود مرگ) امتحانش واقعا بی ضرره(مخصوصا که اگه از دست و پا زدن بایستید،فکر می کنید ته ریه هاتون، یک کم نفس واسه موندن تو آب دارید)