خدا کند راست نباشد

[...]

تا به هوش آمد بلافاصله پرسید: «علی کجاست؟» و تا شنید که او را به مسجد برده‏اند تاب نیاورد. گرچه توان ایستادنش نبود امّا علی را هم نمی‏توانست تنها بگذارد. بی درنگ به طرف مسجد حرکت کرد فضّه و زنان بنی‏هاشم گردش را گرفته بودند. پیراهن رسول خدا بر سر و دست، حسنین در دست، چشمش به علی افتاد. در محاصره‌ی شمشیرها چندین بار صیحه زد. گریه امانش نمی‏داد. هق هق گریه فضای مسجد را پر کرد. حاضران بر معصومیت زهرا و مظلومیت علی گریستند. گویا در و دیوار هم می‏گریست! ناگهان طنینی در  مسجد پیچید: «خلّوا ابن عمّی فوالّذی بعث محمّداً بالحق لئن لم تخلّوا عنه...»


«پسرعمویم را رها کنید! شوهرم را رها کنید! قسم به خدایی که محمّد را به حق فرستاد اگر دست از وی برندارید سر برهنه کرده، موهایم را پریشان کرده، پیراهن رسول خدا را بر سر افکنده و در برابر خدا فریاد برخواهم آورد و نفرین‌تان می‏کنم. به خدا نه من از ناقه‌ی صالح کم ارج‌ترم و نه کودکانم از بچه او کم قدرتر.»

آنگاه دست حسن و حسین را گرفت و به طرف قبر رسول خدا حرکت کرد.

علی علیه السلام صدا زد: «سلمان، فاطمه را دریاب!، گویا دو طرف مدینه را می‏نگرم که به لرزه درآمده به خدا قسم اگر فاطمه در کنار قبر رسول خدا نفرین کند زمین آنها را در کام خود فرو می‏برد.»

سلمان سراسیمه خود را به زهرا رساند و گفت: «ای دختر محمّد! خداوند پدرت را مایه رحمت جهانیان قرار داده از این مردم درگذر و نفرین مکن.»

[...]

* برای تحقیق بیشتر در منابع به دنبال عبارت «خلو ابن عمی» بگردید. (نتایج جستجو در گوگل)

/ 3 نظر / 8 بازدید
روح اله

سلام واقعا حیفم آمد برای چنین مطلبی پیغام نگذارم گاهی اوقات حرف دل می نویسی خیلی خوشگل تر می شی.منظورم وبلاگته عزیز

روح اله

بهه ما کلی حال کردیم. خورد تو ذوقم وقتی گفتی خودت ننوشتی. بابا حسین یه ذره هم دل دلی کن. در ضمن بر اساس معرفت و مرام و این چیزها هم که شده و البته براساس گفته خودت که مشورت می دی.دوتا مطلب نوشتم که نگاه انتقادی ات را می طلبد. منتظرم اخوی

روح اله

سه باره سلام من تصمیم دارم تا انتخابات سیاسی تر بنویسم.و الا وادی ما همان هنر و ادب است.یک علت مهم اش همان چیزی است که شهید مطهری فرموده.چون فکر می کنم زمان انتخاب کردن در مردم ما پایین آمده و شاید اگر با شروع بحث افراد را به تفکر بیندازیم.حتی اگر به نظر ما رای نادرستی هم بدهند ولی جامعه رشد می کند. و الا الان عکس العمل عاطفی و احساسی است که زود به یاس و ناامیدی تبدیل می شود.