الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین

باز جای بسیار امیدواری است که الرحمن الرحیم، مالک یوم‌الدین است.

/ 8 نظر / 31 بازدید
حسین

http://en.wikipedia.org/wiki/El_(Canaanite_god) اندکی مطالعه.

یاسر

سلام. نکته ای زیبا بود. خیلی امیدواری ( رجا ) در این جمله وجود دارد.

حسین

فکر مواد اولیه می خواد. فکر کردن بدون مطالعه کردن در تاریخ و طبیعت منجر میشه به تعصب. یه عده ای فکر می کنند خدایی وجود داره که با بعضی ها حرف می زنه. دستور جهاد و حکم شرعی و غیره میده. یه ذره به تاریخ نگاه نمی کنند که این خدا از کجا اومده. داستان های توی قرآن از چه منابعی اومده. کدوم داستان ها از فرهنگ های باستانی قبل از محمد کپی شده. کدوم داستان ها از تورات کپی شده. کدوم داستان ها از زرتشت کپی شده. کدوم ها از فرهنگ عامه مردم شبه جزیره عربستان اومده. خود تورات این داستان ها رو از کجا آورده. شرایط اجتماعی که باعث شد قوم بنی اسراییل یکتا پرست بشن چی بود؟ کدوم قسمت های کتابشون استناد تاریخی داره و کدوم قسمت ها افسانه است؟ می دونستی هیچ وقت یهودی ها در مصر نبوده اند؟ تنها افسانه ی قوم یهوده که ما از مصر فرار کردیم و به اسراییل اومدیم؟ هیچ وقت بنی اسراییل در مصر نبودند که بخواهند فرار کنند. حالا داستان طولانیه. ولی یه وقتی می تونیم در موردش بحث کنیم.

حسین

فکر نکنم کسی رو دارم محکوم می‌کنم. اگر چنین لحنی داره کامنتم پوزش می‌خوام. بحث من اینه که خدای اسلام رحمان و رحیم نیست. توضیح اینکه: اولا خدا ساخته فرهنگ بشره. همون طور که فرهنگ های مختلف در زمان ها و جغرافی های مختلف وجود داشته اند، خدا های متفاوتی هم معرفی شده اند در ادیان این فرهنگ ها. ثانیا خدایی که از فرهنگ عرب اومده بیرون (یعنی همان الله ) خدایی است که دستور غارت «کفار» میده و جان و مالشون رو «حلال» می‌کنه به پیروانش. زنان و دخترانشون رو هم می گه ببرید به کنیزی و تجاوز کنید. سندش کارهایی است که مسلمانان اول با بقیه اعراب کردند و بعد که قدرت گرفتند با ملت های همسایه. در همون قرانی که شما اینو ازش آوردی خدا خودش رو مکار و شداد و علیم و هزار تا چیز دیگه هم معرفی می‌کنه. این خدای اسلام آینه تمام نمای خلقیات اقوام سامی و به خصوص اعراب است. این که من یادآوری کردم نگاه کنید ببینید داستان ها و مفاهیم قران از کجا اومده برای این بود که یادآوری کنم قرآن یه سری حرف هاست که محمد زده و اون ها رو از فرهنگ های اطرافش (از جمله خود اعراب و به خصوص یهودیان شبه جزیره عرب) گرفته. حالا ا

حسین

حالا اگر شما برای تاریخ ارزشی بیش از «حال» قایل نیستی یک مسئله دیگه است. فکر کنم زیاد نشه بحث کرد این جوری. من درک می‌کنم وقتی دو نفر بحث می‌کنند و یکیشون به یه چیزهایی اعتقاد داره و دیگری نداره معمولا بحث برای معتقد زجر آور می‌شه. برای همینه که مومنین هیچ وقت اهل بحث درست و حسابی نبودند چون زود رگ گردنشون می‌زنه بیرون.

حسین

بحث که قاعده زیاد داره میشه تا ابد در مورد قواعد بحث بحث کرد. ولی فکر کنم مهمترینش اینه که طرفین طفره و حاشیه نرن و برن سر اصل مطلب. من سه تا کامنت گذاشتم. تو هر کدوم چندین گزاره بود. شما یان همه گزاره رو ول کردی چسبیدی به اخلاق بحث کردن. حرف اصلی رو بزن برادر. یاد یه داستانی افتادم. آخونده داشته با کسروی بحث می‌کرده. کسروی می‌گه این موسی‌ پسر جعفر آدم بسیار جاه‌طلبی بوده که کوبیده از حجاز اومده خراسان به امید مقام و تمام فک و فامیلش رو هم گفته بیان که بهشون پست و مقام بده. آخونده عوض اینکه جواب اینو بده می‌گه تو غرض ورزی و این حرف ها رو می‌زنی. امام معصوم بوده و معجزه (کرامت) داشته. کسروی می‌گه چی؟ آخوند می‌گه: امام با سوسمار به زبان عربی فصیح حرف می‌زده. کسروی می‌گه: اون که جد و ابادش عرب بوده. سوسمار معجزه کرده که عربی حرف می‌زده. برین اون سوسمار رو پیدا کنید. حالا من یه چیز می‌گم شما هی از آداب بحث کردن می‌گی.

امین

حسین آقا گفتید: "قرآن یه سری حرف هاست که محمد زده و اون ها رو از فرهنگ های اطرافش (از جمله خود اعراب و به خصوص یهودیان شبه جزیره عرب) گرفته" البته حرف جدیدی نیست. این اتهام رو اعراب جاهلی که دخترانشان رو زنده به گور میکردند و با بردگانشان مانند حیوان رفتار میکردند نیز زده اند. به نظر میاد خلاصه حرف شما اتهام دروغگویی به حضرت محمد (ص)است. دلیل خود را برای این اتهام بفرمایید.

پشت پرده

آره واقعا.... پس خیالمون راحت باشه؟![متفکر]