تجمل‌گرایی همان اسراف است!

امام صادق (ع) فرمود آیا گمان می‌کنی کسی که خدا به او مال عطا کرده به او احترام کرده و به هر که نداده او را کوچک شمرده است؟ نه چنین است و مال مال خدا است و آن را امانت نزد مردم می‌گذارد و به آن‌ها اجازده می‌دهد که بخورند و بیاشامند و بپوشند و ازدواج کنند و مرکب تهیه کنند. همه‌ی این‌ها از روی میانه‌روی بدون اسراف و تبذیر باشد و آن چه ماند به فقرا بدهند و هر کس چنین کند استفاده‌ی او حلال است و بیش از اندازه اگر مصرف کند بر او حرام است. سپس فرمود: «لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین» آیا خدا را نمی‌بینی که به انسان نسبت به مالی که به او عطا کرده است اعتماد کرده است. آیا مجاز است اسبی را ده هزار درهم بخرد در حالی که کافی‌اش است اگر اسبی را به بیست درهم بخرد؟ آیا مجاز است کنیزی را به هزار دینار بخرد در حالی که کافی‌اش است اگر کنیزی بیست دیناری بخرد؟ سپس فرمود:«لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین»

اصل سند: http://www.alseraj.net/3/index2.shtml?61&70&65&1&38

پی‌نوشت: آشنایی با مفهوم بالا از برکات پدر است. از هیچ کس دیگر مشابهش را ندیدم و نشنیدم. پس این را هم جزو سری پدر که قبلاً قولش را داده بودم حساب کنید.

/ 5 نظر / 4 بازدید

من شما رو تا حالا نديدم اما حرفهاتون به دلم ميشينه از طريق وبلاگ din (محسن حاجی کریمی ) اينجا رو پيدا کردم خيلی ممنون

حسین

من با این عدم اسراف در خرید کنیز خیلی حال کردم.

حمیدی

به بی‌نام: آخر حرف‌های من نیست! اگر از من بود که به دل نمی‌نشست! به حسین: تو نمی‌خواهی این سوراخی ذهنت را پر کنی؟

روح اله رياضی

چقدر دیر حاج آقا از دستت راضی شد. یاد حرفهای آقای جنیدی افتادم.به نظرم خیلی درست نیامد.یعنی خیلی دید می خواهد.من با پیکان هم می توانم بروم بیرون .پس باید پیکان بخرم.من می توانم خانه ای در افسریه داشته باشم.پس نباید پاسداران بروم؟ و همین طور سوالهایی که ذهن را می خورد.

حمیدی

امان از دست تو که همیشه آنقدر بریده و نامفهوم حرف می‌زنی که آدم باید صدها قطعه‌ی پازل را بجوید تا بلکه بتواند منظورت را بفهمد. من که تک تک جملاتت و ارتباطشان را با هم نفهمیدم. اشاره‌ات به کدام حرف جنیدی است؟ راضی شدن حاج آقا از من ماجرایش چیست و ...