پژوهش درباره‌ی هزینه‌های ازدواج در تهران

لطفاً کامل خبر را از اینجا بخوانید بعد هم نکات من.

  1. چشم و هم‌چشمی در برگزاری مراسم، خریدهای اولیه‌ی ازدواج از قبیل زیورآلات، تزئین سفره‌ی عقد، تعیین مهریه‌ی سنگین، خرید لباس‌های گران‌قیمت و مسائل حاشیه‌ای بسیار پرهزینه مانند فیلم‌برداری و عکاسی و پذیرایی‌های رنگارنگ از مهمانان به عنوان موارد مهم در سر به فلک کشیدن هزینه‌های ازدواج ذکر شده است.
  2. بر اساس این بررسی تنها پنج درصد جوانان حاضر به برگزاری ازدواج بدون هزینه‌های تشریفات بودند و ۹۰ درصد جوانان نیز بدون مراسم عروسی حاضر به ازدواج نبودند.
  3. هم‌چنین این استاد دانشگاه افزوده است: مشکلات اقتصادی، هزینه‌های زیاد مراسم ازدواج، گرفتن وام و ... باعث می‌شود تا زندگی با تنش فکری و رفتاری، اضطراب و بدهی شروع شود.
  4. در پایان این گزارش معلوم نیست از قول تنظیم‌کننده‌ی خبر یا مصاحبه‌شونده آمده است: «بنابراین چنان‌چه مسئولان برای تأمین هزینه‌های ازدواج این قشر از افراد جامعه چاره‌ای نیندیشند مشکلات زیادی گریبان‌گیر جامعه خواهد بود.»
  5. بیایید برای یک بار هم که شده است وجدانمان را قاضی کنیم ببینیم این که من و شما چشم و هم چشمی می‌کنیم، مهریه‌ی سنگین تعیین می‌کنیم، لباس‌های گران قیمت می‌خریم، حواشی زاید به هم تکلیف می‌کنیم به چه کسی غیر از خودمان ربط دارد؟ آیا مسؤلان باید هزینه‌های چشم و هم‌چشمی، اسراف و تبذیرمان را بدهند؟ این که اغلب ما جوانان حاضر نیستیم جلوی این بدعت‌ها، فرهنگ‌های غلط، رو به افزایش و گسترش بایستیم ضررش به کی غیر از خودمان، هم‌نسلان‌مان و نسل‌های بعدی بر می‌گردد؟ مگر بر ما روشن نیست این تکلف‌ها و هزینه‌ها منجر به چه رنج‌ها و تبعاتی در ادامه‌ی زندگی می‌شود؟ چرا هر رویه‌ی غلطی را با تکرار و غفلت نسبت به تکرار تبدیل به عرف می‌کنیم و سریع عرف را جایگزین عقلانیت می‌کنیم. در پاسخ به هر تشکیکی هم سریع می‌گوییم: «عرف است. رسم است.»
  6. آقای دکتر دستتان درد نکند. ولی اغلب نتایج شما نیاز به تحقیق نداشت اگر ساکن این جامعه باشید. فکر می‌کنم دیگر وقتش رسیده باشد به جای هشدار درباره‌ی بحران، کاری بکنیم. کار را هم باید از خودتان و از خودمان و از اطرافیان‌مان شروع کنیم. شما اگر دختر و پسر دم بخت داری بیا از این هزینه‌ها به سهم‌ات خودت کم کن. بگذار بقیه هم ببینند و متوجه شوند. بگذار همه بفهمند آقای دکتر فلانی برای عروسی بچه‌هایش فلان کار و فلان کار را نکرد. بیا با رفتارمان الگوسازی کنیم. چرا همه‌اش منتظریم دولت و مسؤلین برای‌مان یک کاری بکنند؟ کاش نخبه‌ها برای خودشان نقشی بیش از نقد حاکمیت قائل بودند.
  7. حاج آقای فلانی. شما هم. شما که روایاتش را خوانده‌ای و شنیده‌ای و احتمالاً بازگو کرده‌ای. برای شما که دیگر اقامه‌ی ادله لازم نیست؟ بیا مخلصانه و شجاعانه از تکلیف و تکلف دوری کن. این هم یک جور مبارزه است. مبارزه با خرافه و حماقت.
/ 8 نظر / 24 بازدید
سلمان

سلام سید من خیلی آرزو داشتم که سید بودم!! جدی میگم. یادمه در دانشگاه یه رفیق داشتیم که اگه سید صداش نمی کردیم، جواب نمی داد !! به حدی که موجب دلخوری رفقا شده بود. من هم که دستی در شیطنت داشتم و برایم خودم مجید احسانی دوره مان بودم(!) بچه های دوره را جمع کردم و گفتم از فردا هیچ کس بهش نگه سید! تا جواب کسی را ندهد و کارهاش لنگ بمونه... و تصمیم گرفتیم که برای اینکه حالش را بیشتر بگیریم، از آن به بعد به من بگویند سید! سید سلمان! جان تو خیلی حال می داد. مادربزرگم سید بود و اشکال شرعی برش بار نبود؛ ضمن اینکه حال یکی را هم می گرفتیم. توی این ماجرا یاد غزنوی می افتادم که می گفتیم آقای عسکری سیدش کرده!!!!! ... الغرض... غرضی نیست جز مرض! ... حیفه که جلوی اسمت ننوشتی سید خداییش حیفه سید بودن افتخاره نگاه نکن بعضیا خرابش کردن ولی آرزوی من اینه که یه روز یک سندی پیدا بشه و بگن که من سیدم و کلی حال کنم... سید سلمان وای...

یک همکار

حرفهات درسته. خود من هم دقیقا به خاطر همین مسائل و البته یه چیزهای دیگه از ازدواج با یک خانم منصرف شدم. اما نکته ای که وجود داره فکر میکنم توی این قضایا خانم ها باید شروع کننده باشند. چ.ن اگر یک آقا بخواد بگه که من با این جور تشریفات مخالفم و هیچ جوری زیر بارش نره و فرض کنیم خانم هم به خاطر محاسن آقا رضایت بده ممکنه تا آخر عمر یک حسرتی توی دل اون خام بمونه و همیشه ته دلش ناراحت باشه. حتی ممکنه باعث بشه فکر کنه برای آقا ارزش نداره. متاسفانه مشکلات ما فرهنگی است. باید از کودکی یاد بگیریم که دنبال تجملات و تشریفات نباشیم. دنبال آرامش حقیقی باشیم.

شاهرخ

سلام خدا رحمت کند پدرشهید مرحوم بابایی را ایشان بارها میگفت من حاضرم مخارج ازدواج صدها زوج جوان را بدهم بشرطی که مانند خودم مراسم برگزار کنند

ص ف ی

آقا به نظرم مقاله خیلی خوبی بود. ما یک دلیل علمی دیگر هم در حوزه اقتصاد برای ازدواج نکردن پیدا کردیم. انشاالله ازدواج را می گذاریم برای بعد از بازنشستگی. باز هم ممنون. :دی

روح اله

یک بحثی مطرحه و اون اینه که وقتی هیچ لذت درست و درمان و مطابق با دینمان نداریم افراد می افتند به کسب لذت از راه های دیگر.یکی اش همین مراسم هاست که تا خرج چند میلیونی نکنی به کیفش نمی رسی.درست کردنش هم با نصیحت جواب نمی دهد.البته شما امتحانش کن.ضرری نداره.

از چندتا عروس بعد از مراسم عروسی شنیدم که میگفتن دیگه حالمون ازهرچی عروسیه بهم میخوره! از بس اذیت و خسته شده بودن وحرص خورده بودن! معمولا به تنها کسانی که خوش نمیگذره عروس و دامادن! من خودم چندباردیدم داماد از بس به خاطرکارها خسته بود حال نداشت حتی جواب عروس بده! حالا اینا به کنار کلی زحمت میکشی و خرج میکنی اخرشم هرچی بیشتر خرج کرده باشی بیشتر نقدت میکنن و ایراد میگرن!

سید مصطفی

اتفاقا من هم در همین رابطه مطلبی نوشتم که خوشحال میشم ببینید...

پشت پرده

عجب... مساله اینجاست که هیچکسی حاضر نیست از خودش شروع کنه!!