حلالیت‌طلبی

«...امیدوارم با بذل کرم شما و حقوقی که به هر دلیل بر گردن حقیر دارید، عفو بفرمایید و خطاهای مرا ببخشید و از وعده تخلف ناپذیر عفو ربوبی برخوردار گردید که فرمود «ولیعفوا ولیصفحوا، الا تحبون ان یغفر الله لکم» دعای خیر شما را طلب می‌نمایم که بدون عنایت و توجه حق جل و علی هیچ توفیق نخواهم یافت...»

امروز یکی از همکاران به سفر حج رفت. متن بالا بخشی از حلالیت‌نامه‌ای است که به تابلوی اعلانات الصاق کرده است. معمولاً وقتی کسی به مکه می‌رفت حس خاصی نداشتم. منتها ایشان که رفت و بعد هم خواندن اطلاعیه‌ی بالا، حال و هوایی در دلم ایجاد کرد. صبح دلم می‌خواست نرفته بود تا خداحافظی بهتری به جا بیاورم.

و اما این موضوع حلالیت طلبی بسیار تأمل‌برانگیز است. وقتی می‌خواهیم حلالیت بطلبیم باز به طور معمول سراغ دوستان و آشنایانی می‌رویم که با آن‌ها نزدیکیم و احتمالاً ارتباط خوبی داریم. این چه جور حلالیت طلبیدن است؟ البته با خودم هستم. خیلی مردانگی می‌خواهد آدم برود رضایت کسی را که در حقش ظلمی کرده است و احتمالاً الآن رابطه‌اش شکرآب است جلب کند.

کاش تو که اینجا را می‌خوانی یکی از کسانی باشی که حقی بر گردنم داشته باشی و این نوشته سببی شود تا یا بگذری یا طلب جبران کنی.

/ 3 نظر / 64 بازدید
مجید

یه خورده التماس کن تا ببینم دلم میاد یا نه[چشمک]

حام.میم.

تا آنجا که من می دانم / حق با یک مرد بود ! / و آن هم علی .ع. بود ..

رهگذر

التماس دعا